دیدار ائمه جمعه سراسر كشور با رهبر انقلاب

18 / 6 / 92

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر دوشنبه در دیدار ائمه جمعه سراسر كشور، نماز جمعه را یك شبكه مهم و ارزشمند دینی، مردمی و حكومتی دانستند و با تأكید بر لزوم وجود نگاه جامع و كلان در مسائل كشور، جهان و منطقه، گفتند: دولت، مسئولان، سیاسیون، دیپلماتها و مردم باید تحركات و رفتارهای پیچیده و ظاهرسازیهای حقوق بشری غرب و امریكا را با نگاه واقع بینانه و در چارچوب رویارویی عمیق و مبنایی غرب با  اسلام تحلیل كنند زیرا در غیر اینصورت در تمایز میان تاكتیك ها و راهبردهای طرف مقابل و حتی شناخت دشمن دچار اشتباه خواهیم شد.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین چرائی اهمیت نگاه كلان و واقع بینانه به مسائل كشور و جهان،  به رویاروئی مبنائی غرب با اسلام در طول چند قرن اخیر و نقش پیروزی انقلاب اسلامی بعنوان نقطه عطف این رویاروئی اشاره كردند و افزودند: غرب، در دوران استعمار، سیطره و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را بر شرق از جمله دنیای اسلام گسترش داد و بواسطه پیشرفتهای علمی و فناوری ،اینگونه القاء كرد كه الگو و مركزیت همه محاسبات، دنیای غرب است.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: آنها حتی محاسبات جغرافیایی را بر مبنای اصالت و برتری دنیای غرب تغییر دادند و اصطلاحات نادرستی همچون خاور نزدیك، خاورمیانه و خاور دور را بوجود آوردند.

ایشان با اشاره به حاكمیت مطلق و ارباب مآبانه غرب بواسطه دوران استعمار، خاطرنشان كردند: در چنین شرایطی كه همه كشورهای منطقه از جمله ایران، تحت تأثیر استیلای غرب و دنیای مادی بود، انقلاب اسلامی ایران بر مبنای استقلال مطلق و پایبندی به اسلام و مبانی قرآنی به پیروزی رسید و ضربه سختی به بنای تاریخی غربی ها وارد آمد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در منطقه و دنیای اسلام و هویت اسلامی و دینی كه این انقلاب به ملتها داد، افزودند: گسترش تدریجی تفكر و هویت انقلاب اسلامی ایران، غربیها را به شدت نگران كرد و آنها، همزمان با عمق یافتن تفكر اسلامی، برنامه ریزیها و طراحی های خود را نیز پیچیده تر و عمیق تر كردند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: اكنون شرایط منطقه و دنیای اسلام بگونه ای است كه غربیها تصور می كنند از هماوردی با تفكر انقلاب اسلامی عقب مانده اند و بر همین اساس تمام توان خود را به كار گرفته اند تا این عقب ماندگی را جبران كنند.

ایشان افزودند: در چنین شرایطی حركت بیداری اسلامی نیز در منطقه آغاز شد و غربیها كه خود را عقب مانده از حركت تفكر انقلاب اسلامی، می دیدند، با سراسیمگی برای مقابله با بیداری اسلامی و اسلام سیاسی وارد میدان شدند.

ایشان با تأكید بر اینكه حوادث منطقه را باید با چنین نگاهی تحلیل كرد، گفتند: دولت و مسئولان و سیاسیون و دیپلماتها و آحاد مردم، باید دارای نگاه جامع و صحیحی باشند زیرا در غیر این صورت، واقعیات را نخواهیم دید و علاوه بر آنكه سرمان كلاه خواهد رفت، ضربه هم خواهیم خورد.

رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی ایران را یك «فتح الفتوح» در عرصه رویارویی دنیای مادی با اسلام دانستند و افزودند: این فتح الفتوح همچنان با قدرت و استحكام وجود دارد و انسجام داخلی بیش از پیش و پایبندی بیشتر دستگاهها به ارزشها و اصول، قطعاً این اقتدار و فتح الفتوح را آسیب ناپذیرتر خواهد كرد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: باید در مقابل دنیای غرب، مقتدر بود زیرا آنها نشان داده اند كه به هیچكس رحم نمی كنند و برخلاف ادعاهای حقوق بشری و ظاهر سازی هایشان، كشته شدن میلیونها انسان نیز، وجدان آنها را متأثر نخواهد كرد.

ایشان، دروغگویی و ظاهرسازی را از خصلت های سیاستمداران غربی برشمردند و افزودند:   باطن قضیه آن است كه غربی ها از كشتار هیروشیما، از كشتار میلیونها انسان در جنگ های جهانی اول و دوم، و از كشتار مردم بیگناه پاكستان، افغانستان و عراق، احساس ناراحتی نمی كنند و در آینده هم هرجا كه منافعشان اقتضا كند از كشتار انسانها ابائی نخواهند داشت، بنابراین باید اقتدار درونی خود را در عرصه های گوناگون سیاسی، حكومتی، معیشتی و مردمی افزایش دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، نماز جمعه را یك شبكه ارزشمند دینی، مردمی و حكومتی دانستند و گفتند: نماز جمعه تركیبی از بیان حقایق معنوی و اسلامی، حضور غیر دستوری مردم در این صحنه و مرتبط با حكومت اسلامی است.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص مرتبط بودن نماز جمعه با حكومت تأكید كردند: برخلاف تصور برخی افراد، حكومت فقط وظیفه تأمین رفاه و آزادی و استقلال سیاسی مردم را ندارد بلكه حكومت در قبال دین و اعتقادات مردم نیز وظیفه دارد.

ایشان خاطرنشان كردند: این شبكه ی مهم، در عین حالی كه مردمی، اسلامی، حكومتی و سیاسی است اما داخل در جناح بندیهای گوناگون مردم و جناح های سیاسی نیست.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: نماز جمعه نسبت به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی نیز وظیفه دارد و نماز جمعه باید به ارزشهای اسلامی پایبندیِ مبتنی بر مبانی فكری و عقلی داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین ائمه جمعه را به بیان خطبه های كوتاه و در عین حال پرمغز و همراه با موعظه، سفارش كردند و گفتند: سعی شود خطبه های نماز جمعه، دربر دارنده نیازها و پاسخ دهنده سؤالات و گره های ذهنی مخاطبان بویژه نسل جوان در زمینه های اعتقادی، عملی و سیاسی باشد.

ایشان با تأكید بر اینكه باید برآیند خطبه های نمازجمعه، امید آفرین و مستحكم كننده رابطه مردم با نظام اسلامی باشد، ائمه جمعه را به ارتباط هرچه بیشتر با مردم و حضور در مجامع جوانان، دانشجویان و طلاب و شنیدن صحبت های آنان توصیه كردند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: یكی از مسائلی كه باید در خطبه های نماز جمعه مورد توجه جدی قرار گیرد، موضوع سبك زندگی و بحث های كاملاً مستند و زنده در این خصوص است.



نوع مطلب :
برچسب ها : سبک زندگی، استعمار، حکومت و حراست از دین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392

 یك سؤال دیگر این است - كه اینجا هم باز بعضى از دوستان گفتند - كه رابطه‌ى «تكلیف‌مدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكلیف هستیم. آیا این معنایش این است كه امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنین كهولت، این همه سختى‌ها را دنبال كرد، براى اینكه نظام اسلامى را بر سر كار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت كه ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تكلیف‌گرائى معنایش این است كه انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ى مطلوب، بر طبق تكلیف عمل كند؛ برخلاف تكلیف عمل نكند، ضدتكلیف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشى كه پیغمبران كردند، اولیاى دین كردند، همه براى رسیدن به نتائج معینى بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت كه ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن كسى كه براى رسیدن به نتیجه، برطبق تكلیف عمل میكند، اگر یك وقتى هم به نتیجه‌ى مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمیكند؛ خاطرش جمع است كه تكلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تكلیف عمل نكرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آن كه نه، تكلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، كار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور كه قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه كرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامه‌ریزى و كار كرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیكند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراین، این كه تصور كنیم تكلیف‌گرائى معنایش این است كه ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست.

 در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى كه در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، كسانى كه وارد میدان جهاد میشدند، براى تكلیف هم حركت میكردند. جهاد فى‌سبیل‌الله یك تكلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تكلیف بود؛ آن كسانى كه وارد میشدند، اغلب احساس تكلیف میكردند. اما آیا این احساس تكلیف، معنایش این بود كه به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نكنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزى و تاكتیك و اتاق فرمان و لشكر و تشكیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تكلیف‌گرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه كند ببیند این نتیجه چگونه به دست مى‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامه‌ریزى كند.

 یك نكته‌ى دیگر این است كه در دانشگاهها شور و نشاط یك امر لازمى است. دانشگاهِ دچار ركود، دانشگاه خوبى نیست. مراد از این شور و نشاط چیست؟ این شور و نشاط در بخشهاى مختلفى خودش را نشان میدهد؛ هم در بخشهاى علمى، هم در بخشهاى اجتماعى و سیاسى، این شور و نشاط میتواند خودش را نشان دهد. محیط دانشگاه، محیط جستجو كردن از نقطه‌نظرات درست در زمینه‌ى سیاسى و در زمینه‌ى اداره‌ى كشور و همچنین در زمینه‌ى مسائل كلان دیگر است. فرض كنید راجع به مسئله‌ى بیدارى اسلامى - كه یك مسئله‌ى مهمى است - جاى جستجو كردن از نقطه‌نظر صحیح در این باره، محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى است. بر اساس فكر و بحث و تحرك ذهنى، تحرك عملى به وجود مى‌آید؛ وظائف آشكار میشود؛ بر طبق آن وظائف باید كارهائى انجام بگیرد، كه انجام میگیرد. بنابراین بحث و تحلیل و فهم و تشخیص در دانشگاهها، یكى از عرصه‌هاى گوناگون شور و نشاط است.

 جدا كردن مسائل اصلى از فرعى، مسائل درجه‌ى یك از مسائل درجه‌ى دو، سرگرم نشدن به مسائلى كه از اولویت برخوردار نیستند و شناختن این مسائل، از عرصه‌هاى شور و شوق دانشجوئى و دانشگاهى است. اگر شما مى‌بینید در بیرون كسانى احیاناً به مسائل فرعى سرگرم میشوند، خودشان را مشغول میكنند، محیط دانشگاه باید بتواند در این زمینه داورى درستى داشته باشد: آقا این مسئله اصلى است، این مسئله فرعى است؛ این مسئله از اولویت برخوردار است، این مسئله از اولویت برخوردار نیست. محیط دانشجوئى، یك چنین محیطى است. این معنایش این نیست كه حتماً بر همه‌ى این جمع دانشجوئى، فكر واحدى حاكم باشد؛ نه، ممكن است اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ شما میگوئید این مسئله از اولویت برخوردار نیست، دیگرى میگوید هست؛ خیلى خوب، محیط، محیط بحث است؛ همین، نشاط ایجاد میكند.

 به نظر من امروز موضوعاتى وجود دارد كه میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجوئى واقع شود و همین زمینه‌هاى شور و نشاط گوناگون علمى و اجتماعى را به‌وجود آورد؛ یكى‌اش مسئله‌ى «حماسه‌ى اقتصادى» است. خب، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان است، به كار رفت؛ درباره‌ى حدود این عنوان میشود فكر كرد، بحث كرد؛ راهكارهاى رسیدن به این حماسه را میشود بحث كرد. محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى میتوانند در این زمینه فعال باشند. اینها جزو بحثهائى است كه میتواند سرنوشت كشور را تغییر دهد. البته حماسه‌ى اقتصادى یك مسئله‌ى زودگذر نیست؛ اینجور نیست كه حالا ما چند ماه حماسه‌ى اقتصادى به راه بیندازیم و به نتائجى دست پیدا كنیم؛ نه، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان و یك تیتر براى یك حركت بلندمدت است، كه میتواند در سال ۹۲ شروع شود، و باید هم شروع شود.

 یا فرض بفرمائید «اقتصاد مقاومتى». خب، عنوان «اقتصاد مقاومتى»، عنوان مهمى است. البته كار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده - در مراكزى كه براى سیاستگذارى است - منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتى یعنى چه؟ در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور، چه جور مقاومتى مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یك كار علمى، یك موضوع علمى، چقدر میتواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه میتواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.

 یا مسئله‌ى «سبك زندگى» - كه بنده سال گذشته در سفر بجنورد آن را مطرح كردم و مورد استقبال هم قرار گرفت - مسئله‌ى مهمى است. بحث درباره‌ى مسائل سبك زندگى، اظهارنظر، موافقت، مخالفت، در مواد گوناگون؛ اینها بحثهائى است كه دانشگاه را زنده و بانشاط نگه میدارد. اینجور بحثهاى مهم و ناظر به واقعیتها، خون در رگهاى این پیكره‌ى عظیم جارى میكند. اینها غیر از بحثهاى رائجى است كه ما دیده بودیم و زمان جوانى ما معمول بود. ما آن‌وقتها به این بحثها میگفتیم بحثهاى روشنفكرى، كه هیچ ناظر به واقعیت نبود؛ ساعتها مى‌نشستند بحث میكردند، یك چیزى را یكى اثبات میكرد، دیگرى نفى میكرد؛ هیچ نتیجه‌اى هم نداشت، هیچ ناظر به واقعیتهاى اجتماعى هم نبود؛ اما اینها بحثهائى است كه همه‌اش ناظر به مسائل اجتماعى است.

 یا همین مسئله‌ى «بیدارى اسلامى»، آفتهاى بیدارى اسلامى. اتفاقى كه در دنیاى اسلام در این چند كشور رخ داد، اتفاق كوچكى نبود؛ اتفاق بزرگى بود. البته تحلیل یكى از برادران كاملاً درست است؛ بلا شك برخاسته‌ى از بیدارى اسلامى در جمهورى اسلامى در ایران اسلامى بود. نمیخواهیم این را بیخودى مطرح كنیم كه حساسیتها در میان كشورهاى مختلف تحریك شود؛ اما واقعیت این است. خود این بیدارى اسلامى یك پدیده‌ى بسیار مهمى است؛ اینجور هم نیست كه حالا با آنتى‌تزهائى كه به قول خودشان برایش درست كردند، بگوئیم این بیدارى از بین رفته است؛ نه، اینجورى نیست؛ این بیدارى به وجود آمده. همین حوادثى كه امروز شما در مصر و در بعضى جاهاى دیگر مشاهده میكنید، اینها همه‌اش نشانه‌ى این است كه عمق بیدارى اسلامى در این كشورها وجود دارد؛ البته خوب مدیریت نشد، ناشیگرى كردند. یكى از همین حرفها این است كه شما این ناشیگرى‌ها را پیدا كنید، ببینید كجا اشتباه كردند؛ چه كار كردند كه نباید میكردند، یا چه كارهائى نكردند كه باید میكردند؛ این یكى از موضوعات مهم بحثهاى حلقه‌هاى دانشجوئى است. به نظر من مهم است كه بدانیم و مقایسه كنیم بین انقلاب اسلامى و تشكیل نظام اسلامى در ایران، و آنچه كه به عنوان انقلاب اسلامى مثلاً در كشور بزرگى مثل مصر اتفاق افتاد. آنجا این آفتها به وجود آمد. امروز صحنه‌ى مصر، صحنه‌ى بسیار دردناكى است؛ براى ماها كه نگاه میكنیم، واقعاً دردناك است. این به خاطر اشتباهاتى است كه صورت گرفت؛ یك كارهائى نباید میشد، شد؛ یك كارهائى باید میشد، نشد. آن‌وقت اینها مقایسه شود با نظائر خودش در نظام جمهورى اسلامى؛ اینجااز اول چگونه عمل شد، و آنجا چگونه؟ به نظر ما اینها خیلى مهم است. امروز استكبار یك صف‌آرائى عجیبى دارد، یك خاكریز طولانى‌اى در مقابل این بیدارى به‌وجود آورده؛ حالا یك بخشهائى‌اش را شما در این كشورها و در این حوادث و همچنین در حوادث كشور خودمان دارید مشاهده میكنید. كار، خیلى كار مهمى است.

 یا یكى از موضوعاتى كه باز میتواند مورد بحث و مطالعه قرار بگیرد، عمق راهبردى نظام در نگاه به مسائل منطقه است. در نگاه به مسائل منطقه، انسان متوجه یك موضوعى میشود و آن، عمق راهبردى جمهورى اسلامى در این مناطق است. یك جاهائى یك حوادثى است كه میتواند مثل ریشه و مایه‌ى استحكام یا ریسمانهاى نگهدارنده‌ى خیمه، براى داخل كشور به حساب بیاید؛ اینها عمق راهبردى است. اینكه شما ملاحظه كردید امام در زمینه‌ى انقلابهاى خارج از كشور و هسته‌هاى انقلابى، بیانات صریحى را در آن روزها بیان میكردند، براى تشكیل یك چنین عمقى بود؛ كه تشكیل هم شد. امروز دستگاه استكبار با دستپاچگى دارد با این عمق استراتژیك مبارزه میكند؛ البته به جائى هم نرسیده و نخواهد رسید.

 یك بحث مهم در همین قضیه، كارى است كه دشمن دارد در زمینه‌ى اختلاف شیعه و سنى میكند؛ كوبیدن مجموعه‌هاى شیعه در نقاط مختلف دنیاى اسلام. دشمن با این تصور كه چون عناصر شیعه در واقع پایگاه‌هاى طبیعى براى جمهورى اسلامى محسوب میشوند، میخواهد این پایگاه‌ها را بكوبد؛ البته اشتباه میكند. پایگاه‌هاى جمهورى اسلامى منحصر به شیعه‌ها نیست. خیلى از برادران سنى در خیلى از كشورها آنچنان دفاع جانانه‌اى از جمهورى اسلامى میكنند كه خیلى از شیعه‌ها نمیكنند. بعضى از این مخالفین ضدانقلابى كه در خارج از كشور نشسته‌اند - به قول شماها، آن ور آب - و علیه جمهورى اسلامى مرتب حرف میزنند، اگر به آنها بگویند مذهبت چیست، میگوید شیعه. خیلى از مسلمانهائى كه شیعه‌ى امامى هم نیستند - حالا یا شیعه‌ى زیدى‌اند، یا سنى‌اند - در دفاع از نظام اسلامى، از برادران شیعه كمتر نیستند. بنابراین در مورد عمق راهبردى، دشمنان ما فهم درستى ندارند و كارى كه دارند میكنند، كار اشتباهى است. بنابراین یك صحنه‌ى مهمِ نشاطى كه براى دانشگاهها لازم است، همین صحنه‌ى مسائل سیاسى و اجتماعى و مسائل ناظر به واقعیتهاى زندگى است؛ كه اینها را شما میتوانید بحث كنید، پخته كنید، سنجیده كنید، اینها را بر مدیریتهاى كشور عرضه كنید و به عنوان فرآورده‌هاى علمى و فكرى براى نظام اسلامى به جا بگذارید. خود شماها چند صباح دیگر در بخشهاى مختلف كشور جزو مدیرانید؛ از اینها باید استفاده كنید، و امروز هم باید استفاده شود.

 یك عرصه‌ى دیگر، عرصه‌ى علم است؛ نشاط علمى. من به شما عرض بكنم؛ امروز یكى از نیازهاى اساسى و درجه‌ى یك كشور، نیاز علمى است. اگر چنانچه ما توانستیم در عرصه‌ى علمى، پیشرفتهائى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینه‌ى مشكلات اقتصادى، هم در زمینه‌ى مشكلات سیاسى، هم در زمینه‌ى مشكلات اجتماعى، هم در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى، مطمئناً گره‌گشائى‌هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله‌ى بسیار مهمى است. در این حدود ده سال، یازده سال گذشته، در این زمینه خیلى كار شده؛ لیكن بعد از این هم باید كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقیده‌ام  این است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور باید جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگیرد.

 یك توصیه‌ى من به دانشجوهاى عزیز این است كه با اساتید ارزشى و مكتبى ارتباطاتتان را مستحكم كنید. امروز خوشبختانه در محیط  دانشگاه، استادان ارزشى و مكتبى كم نیستند؛ ارتباطات را با اینها افزایش دهید؛ با مراجع فكرى - چه فكر دینى، چه فكر سیاسى، كه مورد اعتماد و اطمینان و سالم باشند - ارتباطات را افزایش دهید. مطالعات فكرى را هم - همچنان كه من همیشه به دانشجویان عزیز سفارش كردم و میكنم - تقویت كنید.

در مورد موضع در برابر دولت كنونى سؤال شد. من عقیده‌ام این است كه از همه‌ى دولتها و از جمله دولتى كه منتخب است و ان‌شاءالله تا یكى دو هفته‌ى دیگر رسماً تشكیل و مشغول كار خواهد شد، باید حمایت كرد، باید كمك كرد، باید همكارى كرد. دوستان گفتند كه اگر اینجور باشد، ما حمایت میكنیم؛ اگر اینجور باشد، انتقاد میكنیم. البته من با انتقاد مخالفتى ندارم، منتها توجه شود كه اولاً انتقاد با عیبجوئى فرق میكند؛ ثانیاً باید  فرصتى براى كار به‌وجود بیاید. من در مورد این دولتى هم كه امروز سر كار است، در هشت سال قبل به بعضى‌ها كه هى میخواستند انتقاد كنند، گفتم بگذارید یك مقدارى وقت بگذرد و فرصتى و فضائى در اختیار این دولت قرار بگیرد، تحركى پیدا كند، بعد اگر چنانچه انتقاد داشتید، انتقاد را شروع كنید؛ عجله نكنید در شروع انتقاد. در مورد این دولت و همه‌ى دولتها، ما همین نظر را داریم. ما معتقدیم دولتها مسئولیتهاى سنگینى دارند، كارشان واقعاً سخت است؛ اداره‌ى كشور در بخش قوه‌ى مجریه، حقیقتاً كار دشوارى است؛ باید همه كمك كنند. هیچ كس هم از ضعف خالى نیست. من به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم. طلبه‌ها گاهى كه كسى یك چیزى میگوید، میگویند آقا قیاس به نفس نكن. بنده قیاس به نفس میكنم. به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم؛ میگویم همه همین جورند. همه ضعفهائى دارند، قوّتهائى دارند، مشكلاتى دارند؛ بنابراین نباید انسان توقعات را به قدرى بالا ببرد كه از توان منطقى خارج باشد؛ نه، باید واقعیتها را دید، مشكلات را مشاهده كرد و كمك كرد و دعا كرد كه خداى متعال ان‌شاءالله به این دولت - و هر دولتى - كمك كند تا بتوانند ان‌شاءالله كارهایشان را انجام دهند؛ و مجموعه‌ى نیروهاى فعال سیاسى و دانشجوئى و كارى و مدیریتهاى مختلف بتوانند ان‌شاءالله دست به دست هم بدهند و كارها را پیش ببرند.

 خب، وقت ما هم تمام شد؛ نزدیك به اذان هستیم، من چند تا دعا بكنم؛ شما جوانهاى عزیز با دلهاى صاف و پاكتان همراهى كنید كه ان‌شاءالله این دعاها مستجاب شود. پروردگارا! سرنوشت كشور و ملت ما را سرنوشتى افتخارآمیز و همراه با سعادت و شیرینىِ خوشبختى قرار بده. پروردگارا! به ملت ما، به جوانان ما، به مسئولان ما، توفیقات و هدایت و كمك خودت را ارزانى بدار. پروردگارا! آرمانها و اهداف والاى نظام جمهورى اسلامى را در آینده‌ى نزدیكى كه این جوانهاى ما آن آینده را ببینند، محقق بفرما؛ همت ما را براى رسیدن به این آرمانها روزافزون بفرما. پروردگارا! در میدانهاى خطرناك، ملت ایران و جوانان ما را یارى بفرما؛ ملت ایران را بر دشمنانش پیروز كن. پروردگارا ! در این شبهاى مبارك، در این روزهاى صفا و معنویت، رحمت و بركت خودت را بر ملت ایران نازل كن. پروردگارا! آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده. قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود كن. ارواح طیبه‌ى شهیدان و روح مطهر امام بزرگوار را از همه‌ى ما راضى و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌





نوع مطلب : انقلاب اسلامی و امام خمینی، بیداری اسلامی، دانشگاه و دانشجویان، دفاع مقدس، دولت یازدهم، مصر، رابطه تکلیف و نتیجه، 
برچسب ها : رابطه تکلیف و نتیجه، دو ثمره تکلیف گرایی، عدم فتح یا شکست؟، فرعی و اصلی سازی مسائل، سبک زندگی، حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی، بیانات در دیدار با دانشجویان،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات