بیانات در دیدار مسئولان نظام‌

(30/4/92)

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

خداى متعال را سپاسگزاریم كه به ما عمر داد، فرصت داد، یك ماه رمضان دیگر را درك كنیم. از جمله‌ى بركات این ماه، این محفل گرم و صمیمى و عمومى است، كه مسئولان كشور و كارگزاران عمده‌ى نظام در اینجا اجتماع پیدا میكنند؛ هم محفل دیدار و انس دوستان و مسئولان با یكدیگر است، هم محل شنیدن مطالبى كه ان‌شاءالله  شنیدن آنها و گفتن آنها، براى كشور، براى مردم و براى فضاى عمومى جامعه مفید است.

 از برادران و خواهران عزیز تشكر میكنیم كه تشریف آوردید این جلسه را تشكیل دادید؛ از جناب آقاى رئیس جمهور هم تشكر میكنیم به خاطر این گزارش مبسوط و مشروحى كه بیان كردند. امیدواریم خداوند متعال به همه‌ى مسئولین، به همه‌ى شماها، به همه‌ى كسانى كه در سرتاسر كشور در بخشهاى مختلف به انجام خدمات اشتغال دارند، توفیق بدهد و اجر بدهد و ان‌شاءالله زحمات و خدمات شماها - هرجا كه هستید - در میزان عدل الهى دیده شود و مورد پاداش الهى قرار بگیرد.

 عرض عمده‌ى بنده در این جلسه این است كه بعد از هر نصرتى كه خداى متعال به انسان میدهد، انسان موظف است خداى متعال را شكر و سپاس بگوید. بعد از آنكه خداى متعال به ما در یك عرصه‌اى یك موفقیتى را ارزانى داشت، موظفیم تضرع و توسل و توجه خودمان را افزایش دهیم؛ این وظیفه‌ى ما است. فرمود: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ، وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا، فَسَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ  إِنَّهُ كَانَ تَوَّابَا».(۱) نصرت، تفضل الهى است؛ باید ما را به خداى متعال نزدیك كند، رابطه‌ى ما را با خدا احیاء كند، تضرع ما را پیش خداى متعال افزایش دهد. خدا را شكر میكنیم؛ بحمدالله نصرتهاى الهى پى‌درپى شامل حال این مردم بوده است؛ آخرین آن - كه نصرت بزرگى هم بود - همین مسئله‌ى انتخابات بود، حضور مردم بود. هم ملت ایران عموماً، هم مسئولان كشور به نحو خاص، در این حماسه‌ى سیاسى دخیل بودند و مشمول این لطف الهى و نصرت الهى شدند. حالا كه نصرت الهى شامل حال ما شد و توانستیم این حماسه‌ى بزرگ را بر پا كنیم - كه آثار این حماسه‌ى بزرگ در بخشهاى مختلف بتدریج خود را نشان خواهد داد - پس باید دست تضرع و توسل به ذیل عنایت پروردگار بگشائیم و از خداى متعال سپاسگزارى كنیم؛ بخصوص كه ماه رمضان است؛ این هم یك فرصتى است، این هم یك توفیقى است؛ این هم یك اقبالى است كه در این لحظه‌ى مهمِ حركت سیاسى كشور، در ماه رحمت الهى قرار گرفتیم، كه فرمود: «هَذَا شَهْرُ الْإِنَابَةِ وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ»؛(۲) اینها از دعاهاى روزهاى ماه رمضان است. رمضان ماه انابه است، ماه توبه است. توبه یعنى برگشت از راه غلطى كه ما با گناهان خود، با غفلتهاى خود، آن راه را رفتیم. معناى انابه این است كه توجه به خداى متعال پیدا كنیم براى حال و آینده. گفته‌اند فرق بین توبه و انابه این است كه توبه مربوط به گذشته است، انابه مربوط به حال و آینده است. هم از گناهان، از خطاها، از كردار زشت خودمان در هر بخشى كه از ما سر زده، پیش خداى متعال عذرخواهى كنیم، استغفار كنیم و برگردیم، و هم انابه كنیم از حال و در آینده؛ این رابطه‌ى قلبى را بین خودمان و خدا تقویت كنیم. رمضان ماه رحمت است، ماه مغفرت است. فرمود: «و هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ»؛ آزادى از آتش. آزادى از آتش، در واقع آزادى از همین خطاها و گناهانى است كه ما انجام میدهیم. این گناهان ما، خطاهاى ما، همان صورتهاى ناسوتى آن عذابهاى آخرتند. اگر اینجا ظلم میكنیم، اگر غیبت میكنیم، اگر بدگوئى میكنیم، اگر از حد خودمان تجاوز میكنیم، اگر از تكلیف تجاوز میكنیم، هر كدام از اینها یك صورت اخروى دارد كه در عالم برزخ و در عالم قیامت به شكلهاى مخصوصِ خودش ظاهر میشود، تجسم پیدا میكند؛ و اینها عذاب الهى است.

گفت: «اى دریده پوستین یوسفان / گرگ برخیزى از این خواب گران».(۳) در اینجا پنجه درافكندن در دل این و آن، در آنجا تجلى عذاب الهى و گرگ برخاستن از خواب را نتیجه میدهد. «هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ»؛ فوز به جنت هم همین است: در اینجا كار خودمان را اصلاح كنیم، دلهایمان را پاكیزه كنیم، عبادات را به‌جا بیاوریم، نوافل را به‌جا بیاوریم، راستى و راستگوئى و امانت و رفاقت و صفا را نسبت به مؤمنین به‌جا بیاوریم، انجام تكلیف را در بخشهاى مختلف رعایت كنیم، این همان رفتن به بهشت است كه در عالم قیامت، همین عمل ما به آن صورت مجسم خواهد شد؛ به صورت نعم الهى كه براى مؤمنین و متقین وعده داده شده است.

 فرمود: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فی‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً»؛(۴) یاد خدا با تضرع، پشتوانه‌ى همه‌ى خیرات و همه‌ى بركاتى است كه انسان میتواند در این مهلت زندگى به دست بیاورد. این یاد خدا نباید اختصاص داشته باشد به دورانهاى شدت و محنت و زحمت و فشار؛ نه، در دوران راحت، در دورانى كه انسان دغدغه و نگرانى مادى هم ندارد، این یاد خدا را باید در دل نگه دارد. وقتى سختى‌هائى به ما افراد بشر روى مى‌آورد، به یاد خدا مى‌افتیم. فرمود: «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِكُونَ»؛(۵) در حین بلا، انسان به خدا متوجه میشود؛ وقتى بلا برطرف شد، انسان یادش میرود.

در جاهاى مختلف قرآن، مكرر در مكرر - شاید ده بار یا بیشتر، كه من نشمردم - این گلایه را خداى متعال از انسانها میكند كه وقتى دچار شدت میشوید، توجه پیدا میكنید؛ وقتى شدت برطرف شد، غفلت پیدا میكنید. خب، این راهِ شما را مسدود میكند، حركت شما را متوقف میكند. در سوره‌ى مباركه‌ى یونس دو مرتبه این موضوع تكرار شده است؛ یك بار لحن عجیبى است، لحن گلایه‌ى تند الهى از ماها است؛ فرمود: «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً»؛ وقتى دچار سختى است، متوجه به ما میشود؛ دعا میكند، تضرع میكند، توجه میكند، در حال خواب، در حال راه رفتن، در حال نشستن؛ «فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ»؛ وقتى مشكل برطرف شد، جورى حركت میكند كه كأنه از ما چیزى نخواسته و ما به او چیزى عنایت نكردیم؛ غفلت محض! بعد میفرماید: «كَذلِكَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ»؛(۶) یك لحن تند و توبیخ.

 برادران و خواهران! در همه حال باید از خداى متعال كمك خواست. رابطه‌ى قلبى بین ما و خدا باید در حال آسایش، در حال راحت، در حال محنت، در حال كرب ادامه پیدا كند؛ این ضامن حركت تكاملى انسان است، ضامن تعالى انسان است؛ این است كه میتواند ما را به آن هدف اصلى آفرینش برساند. به نظر ما، این توسل و تضرع، در همه‌ى عرصه‌هاى حیات، به عمل مى‌انجامد. اگر این توجه به خدا باشد، ركود، سكون، ناامیدى، بازگشت به عقب و توقف در عرصه‌هاى گوناگون حیات وجود ندارد. لازمه‌ى عمل هم «صبر» و «توكل» است. شماها مسئولان كشور هستید در بخشهاى مختلف؛ كارهاى زیادى برعهده‌ى شما است؛ كارهاى شما، هم كار دنیا است، هم كار آخرت؛ یعنى وقتى به انجام وظیفه‌ى خود میپردازید، هم دارید دنیا را آباد میكنید، زندگى را آباد میكنید، هم دارید باطن و درون خودتان را آباد میكنید. این عمل - كه هم عمل دنیائى است، هم عمل اخروى است - احتیاج دارد به دو عنصر: صبر و توكل. آیه‌ى شریفه‌ى قرآن میفرماید: « نِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِینَ. الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَلىَ‏ رَبهِِّمْ یَتَوَكلَُّونَ».(۷) صبر یعنى پافشارى، پایدارى، مقاومت، ایستادگى، هدف را فراموش نكردن. فرمود: «إِنْ یَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ»؛(۸) در میدان نبرد، در میدان رویاروئى با دشمن، اگر صبر داشته باشید، میتوانید با این نسبت بر دشمن غلبه پیدا كنید.

 مكرر عرض كرده‌ایم؛ در عرصه‌هاى گوناگون جهانى، درگیرى‌ها غالباً جنگ اراده‌ها است؛ هر طرفى كه اراده‌اش زودتر ضعیف شود، شكست خواهد خورد. صبر یعنى این عزم را، این اراده را نگه داشتن، حفظ كردن. توكل هم یعنى كار را انجام دادن و نتیجه را از خدا خواستن. گمان نشود - كه البته در فضاى دینىِ امروز گمان هم نمیشود؛ در گذشته چرا، تبلیغ میشد، اینجور توهّم میشد - كه توكّل یعنى بنشین تا خدا برساند، بنشین تا خدا درست كند، بنشین تا خدا گره را باز كند؛ نه، توكل یعنى كار را انجام بده، نتیجه را از خدا بخواه؛ منتظر نتیجه از سوى پروردگار باش. بنابراین در موضوع توكل - به قول ما طلبه‌ها - «كار» اخذ شده است.

 خب، كاربرد صبر و توكل، علاوه بر اعمال شخصى، در اداره‌ى كشور هم بسیار مهم است. در اعمال شخصى، هم صبر ما، هم توكل ما كاربرد دارد: در تحصیل صبر داشته باشیم، توكل داشته باشیم، پیش میرویم؛ در مشاغل ادارى همین جور، در ورزش همین جور، در اداره‌ى امور خانواده همین جور؛ در هر كارى از كارهاى شخصى، همین جور. در اداره‌ى كشور و مدیریت كشور هم - چه مدیریتهاى كلان، چه مدیریت بخشهاى گوناگون - صبر و توكل نقش دارد. بدون صبر و بدون توكل امكان ندارد انسان بتواند كارهائى را كه در زمینه‌ى مدیریت كشور برعهده‌ى او است، انجام دهد. با بى‌صبرى، با شتابزدگى، با بى‌حوصلگى، با تنبلى، با مأیوس شدن در مواجهه‌ى با مشكلات - كه اینها همه‌اش ضد توكل است - نمیشود كارهاى بزرگ را انجام داد، نمیشود پیشرفت كرد، نمیشود مسئولیت مهم پیشرفت كشور را به انجام رساند.

 خب، در زمینه‌ى مدیریت كشور - كه همه‌ى شما دستتان به نحوى در این كار مشغول است؛ در بخشهاى گوناگون اقتصادى و فنى و فرهنگى و علمى و غیره و غیره، شماها مسئولین هستید - اگر ما بخواهیم‌ صبر و توكل را به كار بگیریم، چند عنصر اساسى و اصلى باید مورد رعایت قرار بگیرد:

 اول، انتخاب جهت درست است. جهتگیرى را باید درست انتخاب كنیم؛ این قطب‌نما است، این شاخص اصلى است. اگر چنانچه جهتگیرى را غلط انتخاب كردیم، در انتخاب جهتگیرى اشتباه كردیم، تلاش مضاعف ما نه فقط ما را به نتیجه نمیرساند، بلكه ما را از راه دور میكند. فرمود: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فىِ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا»؛(۹) سعى و كوشش آنها در گمراهى واقع شده است؛ یعنى در جهت درست انجام نگرفته. جهت را باید درست انتخاب كرد. اگر چنانچه این شاخص وجود نداشته باشد، تلاشهاى گوناگون، ما را از مقصد دور میكند. جهتگیرى‌ها مهم است. بنده در روز چهاردهم خردادِ امسال در سالگرد رحلت امام بزرگوار (رضوان الله تعالى علیه) در مرقد مطهر ایشان، جهتگیرى‌هاى انقلاب را بر اساس قرائت امام - كه براى ما معتبر و حجت است - شرح دادم. جهتگیرى در سیاست داخلى، جهتگیرى در سیاست خارجى، جهتگیرى در عرصه‌ى فرهنگ، جهتگیرى در عرصه‌ى اقتصاد را مفصلاً گفتم؛ اینها مستند به بیانات امام و نصوص امام (رضوان الله تعالى علیه) است. امروز بحمدالله در سرتاسر كشور، نخبگان ما، زبدگان ما، مسئولین ما و آحاد ملت ما، همه امام را قبول دارند؛ همه امام را به عنوان شاخص، انتخاب میكنند. گاهى تفسیر غلط از امام میشود، تفسیر غلط از جهتگیرى مورد نظر امام انجام میگیرد؛ كه این هم چیز بدى است و خطرناك هم هست. خوشبختانه بیّنات امام جلوى چشم ما است؛ بیانات امام، صداى امام، نوشته‌ى امام، آثار امام، جلوى چشم ما است. آن روز عرض كردیم كه وصیت‌نامه‌ى امام كه یك مجمل و موجزى است از جهتگیرى‌هاى امام، دم دست همه است. بنابراین جهتگیرى‌ها مشخص است. ما در شناخت جهتگیرى‌ها، هم مشكلى نداریم، هم احتیاج به این نداریم كه حالا بنشینیم یك چیزى را مشخص كنیم. امام فقیه بود، حكیم بود، آگاه بود، خردمند بود، پخته بود، سنجیده سخن میگفت، درست فكر میكرد؛ با همین فكر، این انقلاب را به وجود آورد؛ این نظام جمهورى اسلامى را ترتیب داد و بر سر پا كرد و خطوط مشخص و روشنى را معین كرد. بنابراین اولین كار هر مدیرى در هر بخشى این است كه جهتگیرى درست را در نظر بگیرد.

 دوم، به‌كارگیرى همه‌ى ابزارهائى كه در اختیار است. همه‌ى ابزارها را، همه‌ى نیرو را باید پاى كار آورد. این جهتگیرى‌ها باید به شكل سیاستهاى عملى در بیاید. سیاستهاى كلى، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ چشم‌انداز بیست‌ساله، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ سیاستهاى اجرائى دولت در بخشهاى مختلف، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ برنامه‌هائى كه دولتها و مجلسها تصویب میكنند و بناى بر اجراى آن میگذارند، بخشى از این سیاستهاى عملى است. باید در خلال این سیاستهاى عملى، آن اهداف كلى و آن جهتگیرى‌ها تبیین شود و نقش پیدا كند و برجسته شود.

 سوم، نگاه به اولویتها است؛ این هم یك عنصر دیگرى است. كارها زیاد است، گاهى اوقات نیرو و توان یا سرمایه و منبع مالى به قدر همه‌ى نیازها نیست؛ لذا باید اولویتها را در نظر گرفت. این كارى است كه ما در زمینه‌ى مدیریتها براى تحقق صبر و توكل میتوانیم انجام دهیم.

 یك نگاه كلى به كشور بكنیم. خوشبختانه كشور در یك مقطع خوبى قرار دارد. من به شما عرض بكنم؛ مقاطع تحویل مسئولیت دولتها، جزو مقاطع خوب كشور و تاریخ سیاسى ما است. این جابه‌جائى دولتها یكى از منّتهاى بزرگ الهى است بر ما؛ یكى از فرصتهاى بزرگى است كه در اختیار ما است. نفَس جدیدى، ابتكارات جدیدى، كارهاى جدیدى، سلائق و اذواق جدیدى مى‌آید میدان - قانون اساسى این را مشخص كرده - این یكى از فرصتها است. البته این فرصت تبدیل میشود به تهدید، اگر چنانچه جور دیگرى عمل شود؛ مانند آنچه كه در برخى از كشورها انسان مشاهده میكند، كه جابه‌جائى قدرتها با زورآزمائى، با خونریزى، با خشونت همراه است؛ كه خوشبختانه در كشور ما اینجور نیست. البته در سال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتكب شدند، كشور را در لبه‌ى یك چنین پرتگاهى قرار دادند، یك مشكل اینچنینى را براى كشور تدارك دیدند؛ اما بحمدالله خداى متعال كمك كرد، ملت توانست از این مشكل عبور كند. در این سالهاى متوالى از اول انقلاب - منهاى همان برهه‌ى كوتاه سال ۸۸ - همیشه این دست‌به‌دست شدن قدرت و مسئولیت در كشور، با آسایش، با خوشى و با شادكامى همراه بوده است؛ این خیلى فرصت مهمى است.

 بنابراین امروز كه دولت دارد دست‌به‌دست میشود، مجموعه‌ى جدیدى، گروه جدیدى، عناصر جدیدى، فكرهاى جدیدى، ابتكارهاى جدیدى وارد میدان میشوند؛ باید با استفاده از آنچه كه تاكنون انجام گرفته است، و با بنا بر روى بنائى كه تا امروز بالا رفته است، ان‌شاءالله كشور را پیش ببرند. این فرصت بسیار مهمى است، فرصت خوبى است و براى كشور ما عید است؛ یعنى واقعاً این جابه‌جائى قدرتها مبارك است. هر مجموعه‌اى هم كه سر كار مى‌آید، با نگاه مثبت به مجموعه‌ى قبل از خود نگاه كند. خب، این گزارش مبسوط آقاى رئیس جمهور، آقاى دكتر احمدى‌نژاد را شنیدید. كارهاى فراوانى شده، كارهاى برجسته‌اى انجام گرفته. ممكن است دولت بعدى بیاید همین مقدار كار یا دو برابر این كار یا بیشتر، بر آنچه كه انجام گرفته است، بیفزاید؛ چه چیزى از این بهتر براى كشور؟ مهم این است كه جهتگیرى‌ها استمرار داشته باشد؛ كه من در زمینه‌ى استمرار جهتگیرى‌ها و تذكراتى كه در این مورد دارم، در فرصتهاى بعدى ان‌شاءالله مطالبى را به مسئولین و به ملت عرض خواهم كرد؛ كه حالا لزومى ندارد و اقتضائى هم ندارد.


۱) نصر: ۳-۱ هنگامى كه یارى خدا و پیروزى فرارسد، و ببینى مردم گروه گروه وارد دین خدا مى‏شوند،پروردگارت را تسبیح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسیار توبه‏پذیر است!

۲) مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۶۱۰ این ماه تضرع است و این ماه توبه است و این ماه امرزش و رحمت است و این ماه آزادی از دوزخ و نیل به بهشت است!

۳) مولوى‌

۴) اعراف: ۲۰۵ پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف یاد كن!

۵) عنكبوت: ۶۵ هنگامى كه بر سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏خوانند (و غیر او را فراموش مى‏كنند) امّا هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‏شوند!

۶) یونس: ۱۲ هنگامى كه به انسان زیان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى كه به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، مى‏خواند امّا هنگامى كه ناراحتى را از او برطرف ساختیم، چنان مى‏رود كه گویى هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه براى اسرافكاران، اعمالشان زینت داده شده است (كه زشتى این عمل را درك نمى‏كنند)!

۷) عنكبوت: ۵۸ و ۵۹ چه خوب است پاداش عمل‏كنندگان! همانها كه (در برابر مشكلات) صبر (و استقامت) كردند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند.

۸) انفال: ۶۵ هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه مى‏كنند.

۹) كهف: ۱۰۳ و ۱۰۴ بگو: «آیا به شما خبر دهیم كه زیانكارترین (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ آنها كه تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده است.



نوع مطلب : توکل، توسل و تضرع، صبر، انتخابات، حمایت مردمی از نظام، 
برچسب ها : تضرع در حال آسایش و محنت، تفاوت توبه و انابه، تضرع و مسیر رشد انسان، بیانات در ماه رمضان، دولت دهم،
لینک های مرتبط :

بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم

(23/4/92)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خیلى جلسه‌ى خوبى بود این جلسه‌ى امروز؛ دوستان و مسئولان محترم، بخشى از تلاشهاى خودشان را با زبان آمار و ارقام و شیوه‌هاى كارى بیان كردند. خب، این جلسه‌ى ماه رمضان كه ما هر سال با مسئولان دولتى و اعضاى هیئت وزیران و رئیس جمهور محترم و معاونینشان داریم، معمول ما در این جلسه، گزارش گرفتن نیست؛ یك نصیحتى، جمله‌اى از نهج‌البلاغه را ما معمولاً در این جلسه براى دوستان ذكر میكردیم و متبرك میشدیم به كلام امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام).

 امسال و امروز من اصرار داشتم - خودم  به آقاى رئیس جمهور پیشنهاد كردم - كه دوستان صحبت كنند و گزارش دهند؛ چون روزهاى آخر این دولت و ایام مناسبى است براى اینكه از مجموعه‌ى كارهائى كه در این دولت شده - البته به‌عنوان یك نمائى، یك نمونه‌اى - گزارشى ارائه شود. و ما دوست داریم كه این اظهاراتى كه امروز اینجا شد، به سمع مردم عزیزمان هم برسد؛ هم خواص و  كسانى كه اهل فنّند و آشنا هستند، مطلع شوند - چون بسیارى از این مطالبى كه گفته میشود، دوستان اینها را نمیدانند؛ مى‌بینیم گاهى اوقات اطلاعات كافى و وافى ندارند - هم عموم مردم مطلع شوند و بدانند؛ اگرچه برخى از كارها جلوى چشم است. البته مخالفین و كسانى كه بى‌اطلاعند - بعضى از دستگاه‌هاى رسانه‌اىِ خارجىِ مغرض، و گاهى بعضى در داخل - برخى از چیزهائى را كه جلوى چشم هم هست، انكار میكنند. یعنى كارى انجام گرفته، جلوى چشم است، همه مى‌بینند، منعكس شده، این را دوست دارند انكار كنند. كارى به این نداریم كه حالا بعضى‌ها ممكن است نگاه خوشبینانه‌اى یا دوستانه‌اى یا منصفانه‌اى نداشته باشند؛ بالاخره در فضاى عمومى كشور باید اینها گفته شود و ثبت شود؛ اینها بسیار مهم است.

 آنچه كه من امروز باید به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول خداقوّتى است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشید. هشت سال كار كردید، تلاش كردید، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان دادید؛ یعنى دیده شد، احساس شد، همه فهمیدند كه رئیس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسیار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ى دوره‌هاى دیگر بود و هست؛ این نقطه‌ى برجسته‌اى است كه نباید این را نادیده گرفت. همه‌ى كسانى كه میخواهند درباره‌ى دولتها، درباره‌ى كابینه‌ها، درباره‌ى رؤساى جمهور قضاوت كنند - چه پیش خودشان، چه در منظر عموم - و نظرى بدهند، خوب است به این نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذیر و اعراض از آسایشها و آسودگى‌ها و امتیازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنیا دارند؛ استراحت میكنند، تفریح میروند، امتیاز میگیرند؛ اینها را نخواستن، ندیدن، طلب نكردن، امتیاز بزرگى است كه این دولت بحمدالله از این امتیاز برخوردار بود.

 یك نكته‌ى دیگر هم كه در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، این است كه این دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند. یكى از كارهاى مهمى كه جبهه‌ى ضدانقلاب - چه انقلاب ما، و چه انقلابهاى دیگر - در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و میكردند، این بوده است كه سعى كنند ارزشهاى انقلاب را كمرنگ كنند. به اینجا هم محدود نمیشود؛ اول ارزشها را كمرنگ میكنند، بتدریج آنها را محو میكنند؛ اگر میدان پیدا كنند، آنها را تبدیل به ضدارزش میكنند؛ این كارى است كه در دنیا معمول است؛ این را ما در تاریخ انقلابهاى دنیا مشاهده میكنیم؛ و در انقلابهائى هم كه زمان خود ما - در طول این عمر طولانى‌اى كه ما كردیم - دیدیم و خبر شدیم، این را مشاهده كردیم. جبهه‌ى مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهاى انقلاب را هرگز فراموش نخواهد كرد؛ یعنى میداند كه در این رویاروئى، در این هماوردى، آن چیزى كه توانست جبهه‌ى انقلاب را پیروز كند و جبهه‌ى ضدانقلاب را به هزیمت وادار كند، در درجه‌ى اول این شعارها بود؛ كه هرچه شعارها پرمغز و جذاب و واقعى و براى مردم مفهوم و ملموس بود، كمك آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعى میكنند این شعارها را بتدریج محو كنند، كمرنگ كنند.

 در مورد كشور و انقلاب ما هم این كار را دشمن شروع كرد؛ البته موفق نشدند؛ خدا را شكر میكنیم. دشمن نتوانست شعارهاى انقلاب را كمرنگ و سپس محو كند. به نظر من یك بخش عمده‌اى از این هم مربوط میشود به هوشیارى امام بزرگوارمان. آنچه كه امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌هاى خود، از نوشته‌هاى خود در میان ما باقى گذاشت، بیّنات است، محكمات است؛ متشابهات نیست كه كسى آنها را نفهمد. آخرین سخن امام هم وصیتنامه‌ى امام است. من همیشه به مسئولین و كسانى كه در دولتهاى گوناگون یك كار مهمى دستشان بوده است، توصیه میكردم كه به وصیتنامه‌ى امام مراجعه كنند. وصیتنامه‌ى امام، لبّ ارزشهاى مورد نظر امام است؛ اینها را امام باقى گذاشته، زنده گذاشته است. لذاست كه این ارزشها قابل تحریف نیست، قابل تغییر نیست. بله، ندیده گرفتن اینها امرى است كه میسر است براى كسانى كه بخواهند ندیده بگیرند.

 این دولت این شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگیزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شیوه‌هاى انقلابى نكرد؛ این خیلى كار بزرگى بود.

 آنچه كه براى خدا كردید، خداى متعال آنها را در نامه‌ى عمل شما ثبت كرده و كرام‌الكاتبین آنها را نگه داشته‌اند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كردید، چه حالا بنده و امثال بنده ببینیم، بدانیم و تشكر كنیم، چه نبینیم، ندانیم و تشكر نكنیم، «إِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلیمٌ»؛(۱) خدا، هم میداند - علیم است - هم سپاسگزار است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به شماها توفیق دهد.

 كارى كه باید بر آن همت بگمارید، این است كه رشته‌ى خدمت را رها نكنید. همه‌ى تلاشها منحصر نیست در فلان وزارتخانه یا فلان مسئولیت در دولت؛ نه، صحنه‌ى كشور صحنه‌ى تلاش است، صحنه‌ى كار است، صحنه‌ى فعالیت است؛ و این كار، دو جور میتواند انجام بگیرد: متوجه اهداف انقلابى، و غیرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آینده و در دولتهاى آینده حضور داشته باشید، چه نداشته باشید، كارى كه انجام میدهید و مسئولیتى كه برعهده میگیرید - كه طبعاً امثال شماها، مدیران شایسته و كارآمد، در هر بخشى از بخشها خالى از مسئولیت نمیمانند - سعى كنید آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رویكرد هدفهاى انقلاب ان‌شاءالله انجام دهید. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر میكنیم.

 من طبق معمول همیشه‌مان - دیگر حالا مجال هم نیست، وقت هم نیست - یك جمله از نهج‌البلاغه براى شما بخوانم: «وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِیقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِیدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ».(۲) این جزو وصایاى امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبى (علیه‌السّلام) است. در واقع باید گفت وصیت، صمیمانه‌ترین حرفى است كه هر كسى میزند؛ چون وقتى است كه دیگر انسان در عالم ماده حضور ندارد و اغراض مادى قاعدتاً یا نیستند یا بالاخره ضعیفند؛ لذا در وصیتنامه، صمیمى‌ترین حرفها گفته میشود؛ آن هم وقتى كه مخاطب وصیت، عزیزترین افراد نسبت به انسان است؛ فرزند انسان، آن هم فرزندى مثل امام حسن، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین - كه بلاشك احبّ افراد در دل آن بزرگوار و چشم آن بزرگوار است - مخاطب این وصیت است. البته امیرالمؤمنین فرموده‌اند كه این وصیت مخصوص شما نیست، مال همه است؛ لیكن مخاطب اصلى، امام حسن است. بنابراین، این لبّ لباب كلمات و معارف و ذهنیات امیرالمؤمنین است. البته بیانات امیرالمؤمنین، هر كلمه‌اش، هر جمله‌اش حكمت است؛ مخصوص این وصیتنامه نیست. اعماق و ژرفاى كلمات امیرالمؤمنین را واقعاً ماها نمیفهمیم؛ امثال ماها قادر نیستیم به آن ژرفا برسیم؛ یك چیزى را استفاده میكنیم. كسانى را ما دیدیم كه هرچه حكمتشان برتر، اندیشه‌شان والاتر و عمق فكرى‌شان بیشتر بود، بیشتر توانستند نكاتى را از این كلمات دریابند. نهج‌البلاغه یك چنین چیزى است. حالا این در نهج‌البلاغه، وصیت امیرالمؤمنین است.

 میفرماید: بدان كه پیش روى تو راهى وجود دارد كه مسافت خیلى طولانى و مشقت شدیدى در آن هست. این راهى كه پیش روى شما است - راه رسیدن به جزاى عمل و رسیدن به قیامت - راه طولانى‌اى است. «وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِكَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِیَادِ»؛(۳) در یك چنین راهى، تو باید با منتهاى طلب حركت كنى - «ارتیاد» یعنى خواست، طلب، تلاش همراه با اراده و نیت - چاره‌اى ندارى جز اینكه كار را جدى دنبال كنى. یعنى این راهى نیست كه انسان بتواند آن را سرسرى بگیرد. بله، غفلت داریم، كار را سرسرى میگیریم؛ اما این سرسرى گرفتن كار، از روى غفلت است. بدانیم كه حقیقت قضیه چیست، و كجا داریم میرویم، و سرنوشت ابدى ما در كجا تحقق پیدا میكند و عینى میشود؛ این را اگر توجه كنیم، جدى خواهیم گرفت. لذا شما در دعاى شریف كمیل - كه باز از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) است - ملاحظه میكنید: «وَ هَبْ لِیَ الْجِدَّ فِی خَشْیَتِكَ»؛(۴) دعا میكند، از خداى متعال میخواهد كه خشیت ما در مقابل پروردگار، یك خشیت جدى باشد؛ از ظاهر قلب و همین احساسات زودگذر و ناشى از عوارض زندگى نباشد؛ به معناى واقعى كلمه، انسان در مقابل پروردگار احساس خشیت كند.

 «وَ قَدِّرْ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ».(۵) حالا شما ناچارید از این راه سخت و طولانى كه راه قیامت است، عبور كنید؛ شما به سمت قیامت از وسط دنیا دارید میگذرید، ناچارید از این گذرگاه ماده عبور كنید با همه‌ى لوازم این ماده، با همه‌ى خصوصیاتى كه انسان در این محیط مادى و در فضاى مادى به طور طبیعى دارد؛ بنابراین كارى كه باید بكنید براى اینكه آن نهایت براى شما آسان شود و مطلوب باشد، این است: «قَدِّرْ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ»؛ آن مقدارى از توشه را كه تو را به منزل برساند، تقدیر كن - یعنى اندازه‌گیرى كن - بدان چقدر كار لازم دارى براى اینكه بروى. این بخش اول است.

 بخش دوم: «مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ»؛ بار دوش خودت را هم سبك كن. این دو تا هدایت و راهنمائى است كه امیرالمؤمنین میكند. اولاً بدان چه لازم دارى براى عبور از این راه. در پاسخ اینكه ما چه لازم داریم، خودشان بیان كردند: اجتناب از محرّمات و انجام واجبات. یعنى آن اندازه‌ى لازم، و به قول پزشكان، آن دوز لازم از ذخیره‌اى كه شما لازم دارید براى اینكه بتوانید این راه را طى كنید، همین واجبات است؛ این واجبات را كه انجام دهید، آن مقدار لازم از ذخیره را دارید. هرچه بیشتر كردید و بر این واجبات افزودید، امكانات بیشترى خواهید داشت، استفاده‌ى بیشتر و بهره‌ى بیشترى خواهید برد. لیكن مقدار فرائضى كه بر ما واجب است، آن حداقل نیازى است كه ما براى عبور در این راه داریم. محرّمات هم همین جور است. یعنى اجتناب از محرّمات، حداقلِ آن پرهیز از آسیبهائى است كه در این راه ممكن است براى ما پیش بیاید. بنابراین اگر از محرّمات اجتناب كردیم و واجبات را انجام دادیم، این همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممكن و فراهم میكند؛ چیز بیشترى لازم نیست. بعضى‌ها دنبال برخى از خصوصیاتند؛ كسى را پیدا كنند، از او ذكرى بگیرند، از او ریاضتى فرا بگیرند. اینها لازم نیست؛ ریاضت شرعى، مشخص است. اگر همین نمازها را بخوانیم، درست بخوانیم، بوقت بخوانیم، اركانش را درست به‌جا بیاوریم، با توجه بخوانیم، یا روزه را درست بگیریم - همین واجبات و فرائضى كه در اختیار ما است - همینها انسان را پرواز میدهد.

 و من به شما عرض بكنم؛ ما اگر چنانچه همین مقدار را انجام دهیم، خود این زمینه‌اى خواهد شد براى جذب انوار الهى به میزان زیاد. یعنى این حداقلى كه براى ما لازم است، هنرش فقط این نیست كه ما را قادر خواهد كرد بر این كه این راه را طى كنیم؛ بلكه هنر دیگرش این است كه زمینه‌ى ما را براى جذب بیشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد كرد. وقتى انسان نماز فریضه را خوب بخواند، به طور طبیعى میل به نوافل پیدا خواهد كرد. وقتى انسان از دروغ، از غیبت، از قول به غیر علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خیانت در امانت پرهیز كند، خود این، دل انسان را آماده‌ى تلقى هدایت الهى و معرفت الهى خواهد كرد؛ ما را پیش خواهد برد. این توصیه‌ى اول.

 توصیه‌ى دوم هم اینكه فرمودند: «مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ»؛ بار دوش خودت را سبك كن. ماها كه بارهاى سنگینى را بر دوش گرفتیم، امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال توفیق دهد كه بتوانیم این بارها را حمل كنیم. اگر شماها ان‌شاءالله بتوانید این بارها را حمل كنید و بسلامت به منزل برسانید، اجر فراوانى هم خواهد داشت. یعنى این مسئولیتهاى سنگین همچنان كه دغدغه‌ى فراوانى براى خود انسان ایجاد میكند، اما از آن طرف هم اگر خوب انجام بگیرد، فضیلت بسیارى خواهد داشت.

 امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى شماها را موفق و مؤید بدارد و همیشه در خدمت اسلام و در خدمت انقلاب قرار داشته باشید.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

 

۱) بقره: ۱۵۸ خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است.

۲) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۳۱ معلومت باد كه در پیش رویت راهى دراز همراه با مشقتى سخت است،

۳) همان‌ در این راه از طلب درست، بى‏نیاز نیستى!

۴) مفاتیح‌الجنان، دعاى كمیل‌: به من جدیت در هراس از خودت را ببخش!

۵) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۳۱ توشه، به اندازه ای که تو را برساند برنامه ریزی کن همراه با سبكبارى!





نوع مطلب : دشمن شناسی و استکبار ستیزی، دولت دهم، تلاش مخلصانه، 
برچسب ها : الله شاکر علیم، دولت خدمتگذار، احمدی نژاد، دولت دهم، نامه 31 نهج البلاغه، بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic