بیانات در دیدار شاعران‌

در شب میلاد امام حسن مجتبى‌ علیه‌السلام

 (2/5/92)

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 اولاً لذت بردیم از شعرهائى كه دوستان خواندند. بعضى از شعرها بسیار خوب بود، بعضى خوب بود. وقتى كه به حافظه مراجعه میكنم، به نظرم میرسد كه امسال در مجموع، شعرها نسبت به سالهاى قبل سطح بالاترى داشتند؛ و این نشان میدهد كه بحمدالله حركت شعر در كشور، یك حركت مستمرى است؛ این حركت، رو به جلو است؛ و این براى ما خیلى مغتنم است.

 شعر، یكى از برجسته‌ترین هنرها است؛ و هنرمند - چه هنر شعر، و چه سایر هنرها - جزو زبدگانى است كه در زمینه‌ى مسائل داراى مسئولیت، مسئولیت سنگین‌ترى دارد؛ طبیعى است دیگر. نخبگان - چه نخبگان سیاسى، چه نخبگان علمى، چه نخبگان فرهنگى - در هر بخشى، مسئولیتشان از مسئولیت غیر نخبگان بیشتر است. هنرمند یك نخبه‌ى برجسته است؛ بنابراین مسئولیت دارد. به نظر من این مسئولیتها را باید جدى گرفت و هنر شعر را كه هنر بسیار فاخر و مهم و كهنه‌نشدنى در تاریخ است، متضمن و حامل این مسئولیتهاى سنگین كرد.

 البته احساسات بشرىِ شاعر را باید در نظر گرفت، دلتنگى‌هاى شاعر را هم باید در نظر گرفت، اندیشه و حكمت شاعر را هم باید در نظر گرفت؛ یعنى هر كدام از این سه بخش، بخشى و فصلى از هنر شعر را به خودشان اختصاص میدهند. جاى گله‌گزارى هم نیست؛ یعنى اگر احساسات شاعرانه، احساسات عاشقانه، احساسات مربوط به مسائل جارى زندگى شخصى در شعر نیاید، شعر در واقع همه‌ى كار خودش را انجام نداده. بنابراین بخشى از شعر مربوط است به احساسات شاعر؛ كه خب، گاهى در این زمینه افراط میشود و همه‌ى شعر اختصاص پیدا میكند به این احساسات.

 یك بخش، دلتنگى‌هاى شاعر است؛ این را هم ما در شعر شاعران مشاهده میكنیم. غالب شعرا - مال زمان خاصى هم نیست؛ همه‌ى زمانها، تا آنجائى كه بنده فرصت كرده‌ام و توانسته‌ام و شناخته‌ام و دیده‌ام - در دوره‌هاى مختلف، شاعران دلتنگند؛ حسرت یك چیزى را فراتر از آنچه كه در زندگى آنها وجود دارد، میخورند. حسرت آن جهات معنوى و اینها را كارى نداریم؛ نه، از لحاظ وضع مادى، از لحاظ مشكلات، از لحاظ ضربه خوردن‌ها و جریحه‌دار شدن‌ها، گله‌هائى دارند، دلتنگى‌هائى دارند. همه‌ى شعرا هم این دلتنگى را دارند. من دیدم در یكى از شرح‌حال‌هاى شعراى اواخر دوره‌ى مغول، كه گله میكند و میگوید كه بله، متأسفانه بازار شعر كاسد است، به ما توجهى نمیشود؛ در گذشته چنین بوده، چنان بوده. این در وقتى است كه شعرا مورد احترام بودند، به آنها پول میدادند، هموزنشان طلا یا نقره میدادند! یعنى همیشه این حالت وجود داشته. این دلتنگى‌ها هم یك سهمى در شعر شاعر دارند؛ جاى گله هم نیست. بنده هیچ وقت از هیچ شاعرى گله نمیكنم كه او برخى از دلتنگى‌هاى خودش را از اوضاع در شعر مى‌آورد. بالاخره روح شاعر روح حساسى است، ظریفى است؛ از یك چیزى رنجیده میشود، ناراحت میشود. بنابراین واقعاً هیچ جاى اشكالى وجود ندارد. خیلى از این دوستان نزدیك و صمیمى از رفقاى شاعر ما از این دلتنگى‌ها داشته‌اند و بنده هم جزو مستمعهاى خوب و صبور شعرهاى دلتنگى اینها بوده‌ام. بنابراین ما این دو بخش شعر را به رسمیت میشناسیم: هم آنچه كه مربوط به احساسات است، هم آنچه كه مربوط به بیان دلتنگى‌ها است. لیكن یك بخش دیگر هم هست كه اندیشه‌ى شاعر است، حكمت شاعر است؛ این نباید مغفولٌ‌عنه قرار بگیرد. شما سعدى را ببینید؛ قله‌هاى شعر ما اینهایند دیگر؛ سعدى از همان - به قول شماها - شاعرانه‌ها، عاشقانه‌ها و احساساتى‌ها فراوان دارد، از آن دلتنگى‌ها هم زیاد دارد؛ هم در «بوستان» دارد، هم در غزلیات و جاهاى دیگر دارد؛ اما حكمت سعدى را مشاهده كنید چطور در شعر او گسترده است. سعدى را به عنوان یك حكیم میشود شناخت. این است كه كسى مثل سعدى را، كسى مثل حافظ را، كسى مثل صائب را به قله میرساند. حكمت، اندیشه‌ى حكیمانه، مسائل لازم براى آموختن به انسانها، اینها را فهمیدن و در شعر گنجاندن و بیان كردن - كه معارف دینى و معارف انسانى و سبك زندگى جزو برترینهایش است - اینها مسئولیتهاى شاعر است. من توصیه‌ام این است كه دوستان، این سهم عمده و مهم را از شعر هرگز فراموش نكنند؛ البته در شعرهاى امشب خوشبختانه سهم وافرى در این بخش وجود داشت.

 در مسائل مربوط به جامعه و زمانِ خودمان هم شاعر داراى مسئولیت است. امروز یك حركت عظیم تاریخى از درون جامعه‌ى ما به وجود آمده و الهامبخش مجموعه‌هاى بزرگ بشرى شده؛ این یك واقعیت است. مواجهه‌ى انقلاب اسلامى با نظام سلطه‌ى بین‌المللى، ایستادگى در مقابل زورگوئى‌ها، از سوى یك ملتى كه دویست سال یا بیشتر زیر بار زورگوئى‌هاى دیگران بوده، و برافراشتن پرچم آزادى و آزادگى در این كشور، چیز خیلى مهمى است؛ این باید در شعر شاعران ما ظهور پیدا كند. همچنین آنچه كه در پى این آزادى آمد. من بارها در همین جلسه و جلسات دیگر گفته‌ام كه مسئله‌ى جهاد نظامىِ هشت‌ساله‌ى ما چیز كمى نبود، چیز مهمى بود؛ كه به نظر من در شعر ما خیلى باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین جهادِ بناى جامعه‌ى اسلامى، جهاد استحكام بخشیدن به ساخت قدرت ملى كه ما مكرر رویش تكیه كردیم، جهاد اصلاح سبك زندگى - كه عرض كردیم متن تمدن اسلامى این است و آنچه كه در غیر از سبك زندگى بحث میكنیم، همه شكلها و شیوه‌ها و اندازه‌گیرى‌ها است - اینها هر كدام یك جهاد است؛ حضور در این جهاد از طریق شعر، باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین مسائل مربوط به تاریخ، مربوط به زمانه. امروز بیدارى اسلامى یك مسئله‌ى مهم است، مسئله‌ى فلسطین یك مسئله‌ى مهم است؛ اینها باید در شعر ما سهم داشته باشند، ما در شعرمان باید به اینها بپردازیم. به‌هرحال اینها چیزهائى است كه اهمیت دارد.

 من یك توصیه‌ى دیگر هم دارم - كه اینجا یادداشت كرده‌ام - توجه به شعر كودك كه متضمن مفاهیم حكمت اسلامى و حكمت سیاسى باشد، به نظر ما یكى از كارهاى لازم است و امروز یك مقدارى جایش خالى است. شعر كودك و كتاب كودك و نوجوان از جمله‌ى بخشهاى مهمى است كه امروز مورد توجه است. شعرائى كه توانائى دارند، زبان رسائى دارند، باید مفاهیم حكمت‌آمیز را، یعنى حكمت اسلامى و ایرانى را در شعرهاى فارسى بگنجانند. استعدادهاى جوان باید پرورش پیدا كند. ما در بین جوانها استعداد زیاد داریم و جوانها هم راحت‌تر میتوانند حقایق را بپذیرند و این حقایق را در بیان خودشان و در شعرِ خودشان منعكس كنند.

 خدا را شكر میكنیم - الحمدلله - كه امروز زبان شاعران ما، زبان گویائى است؛ حقایق خوبى هم با این زبان دارد بیان میشود. اگر بخواهیم امروز را با مثلاً ده سال قبل - كه همین جلسه هر سال در همین شب یا شبیه این شب تشكیل میشده - مقایسه كنیم، واقعاً حركت به جلو كارى كرده كه امشب با آن شبهائى كه ما داشتیم، قابل مقایسه نیست؛ یعنى حقاً و انصافاً شعر انقلاب ما، شعر جوانهاى ما، شعر عزیزان شاعر متعهد و مسئول ما، شعر پیشكسوتهاى ما، شعر كسانى كه در میدان تربیت جوانها حضور دارند و نقش ایفا میكنند، به نظر من خیلى پیشرفتهاى خوبى كرده. همان‌طور كه گفتم، دوستان و شعراى خوب ما مرتب مشغول نكوتر شدنند - «تا تو نكوتر میشوى»(۱) - هم در زمینه‌ى شعر، هم در زمینه‌ى نقد. من گاهى مقالات بعضى از دوستان را در بخش نقد شعر میخوانم؛ واقعاً انسان لذت میبرد؛ پرمغز، خوب؛ ان‌شاءالله ادامه دهید. امیدواریم خداى متعال به كارهاى دیگر شما هم بركت دهد و ان‌شاءالله بتوانید پیشرفتهاى روزافزون را بر ذخیره‌ى معنوى شعر فارسى بیفزائید. مجدداً از دوستان تشكر میكنیم.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

 

۱) تا تو نكوتر میشوى من مبتلاتر میشوم / حُسن تو را رو در بهى درد مرا بهبود نه»

(نظیرى نیشابورى)


حاشیه دیدار حضرت آقا با شاعران





نوع مطلب : جایگاه شعر و مسئولیت شاعر، 
برچسب ها : شعر دلتنگی، شاعران در زمان مغول، وضعیت معیشتی شاعران، بیداری اسلامی، مسئله فلسطین، بیانات در دیدار با شاعران،
لینک های مرتبط : حاشیه دیدار با شعرا،
چهارشنبه 2 مرداد 1392

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای كشورهاى اسلامى‌

در سالروز بعثت حضرت رسول اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله

17/3/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

تبریك عرض میكنم این عید بزرگ را - كه شاید بتوان گفت براى عموم مسلمانها، بلكه براى جامعه‌ى بشرى، بزرگترین عید و شیرین‌ترین خاطره در همه‌ى تاریخ است - به شما حضار محترم، میهمانان عزیز، نمایندگان كشورهاى مسلمان كه در جلسه حضور دارند، و به همه‌ى ملت ایران كه مخلصانه و صادقانه راه آن بزرگوار را دنبال كرده‌اند و با مجاهدت و فداكارى این راه را دنبال میكنند، و به همه‌ى امت اسلامى، و به همه‌ى آزادیخواهان عالم.

درباره‌ى شب بعثت، در روایات هم وارد شده است كه آسمان، دیگر بر همچون شبى سایه نیفكنده است؛ یعنى هیچ شبى در طول تاریخ مثل شب بعثت نبود، كه فرداى آن روز پیامبر مكرم با خطاب الهى، مبعوث به این رسالت عظیم و ماندگار در طول تاریخ شد. بعثت، كار بزرگ و دشوارى بود. عظمت همه‌ى كارها متناسب است با مشكلات و مزاحمتهائى كه در راه آن كارها به وجود مى‌آید. كارهاى كوچك، اقدامهاى كوچك، قاعدتاً مزاحمتهاى كوچك دارد؛ كارهاى بزرگ، مزاحمتها و معارضه‌هاى بزرگ دارد. در دوران حیات مبارك پیغمبر - چه در دوران مكه، چه در دوران مدینه - مزاحمتها در مقابل این دعوت، پى‌درپى و از جوانب گوناگون بود. این مخصوص پیغمبر ما هم نیست؛ همه‌ى پیغمبران، همه‌ى رسالتها مواجه با یك چنین معارضه‌هائى بودند؛ البته در مورد پیغمبر ما این معارضه‌ها سنگین‌تر بود، شدیدتر بود، همه‌جانبه‌تر بود؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»؛(۱) شیاطین انس و جن در مقابل دعوت الهى، در مقابل راه سعادت بشر، به هم كمك میكنند. «وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ»؛(۲) یعنى دلهاى ناآگاه، دلهاى ساده‌اندیش، دلهاى بى‌تدبر و بى‌بصیرت هم این فریادهاى معارض را، مخالفتها را در مقابل دعوت الهى، در مقابل دعوت انبیاء میپذیرند. این از دوران ظهور بعثت و از آغاز پدید آمدن این پیام الهى شروع شد و تا آخر عمر مبارك پیغمبر با شكلهاى مختلف ادامه داشت و بعد از آن، تا امروز هم ادامه دارد. هر جا دعوت حق بود، معارضه‌ى شیاطین هست؛ هر جا راه انبیاء بود، راه معارضان انبیاء هم در مقابل آن هست.

البته حركت تاریخ به سمت حق است؛ یعنى شما اگر به روال كلى تاریخ نگاه كنید، مى‌بینید كه دعوت انبیاء روزبه‌روز در دنیا ماندگارتر و فراگیرتر و بیشتر به ذهن مردم و دلهاى مردم آشنا و نزدیك شده است؛ شیاطین كار میكنند، اما طبیعت عالم و حركت عالم به سوى حق است و این وجود دارد؛ همیشه دلهائى هستند كه حقیقت را میفهمند، معارف الهى و حقایق الهى و اخلاق الهى به شكلهاى مختلف در جوامع پراكنده میشود، اما معارضه‌ها به شكلهاى گوناگون هست، امروز هم معارضه وجود دارد.

امروز بعد از آنكه دعوتهاى غیرالهى و مادى، چه دعوت ماركسیزم، كه یك روزى دنیا را به خود متوجه كرده بود، چه دعوت مكاتبِ به‌اصطلاح انسان‌گرایانه و لیبرالیزم، كه تمدن را در بسیارى از مناطق عالم در قبضه‌ى خود گرفته است، نشان دادند كه نمیتوانند سعادت بشر را تأمین كنند، دلها به سوى اسلام متوجه است. هر جا صداى عدالت و عدالتخواهى بلند میشود، این صداى اسلام است، ولو آن كسانى كه این فریاد را سر میدهند، ندانند این از كجاست؛ هر جا نداى كرامت انسان بلند میشود، این نداى اسلام است، نداى ادیان است؛ و البته كانون این همه، مركز اسلام و مركز ایمان و هر جائى است كه در آن، قرآن مورد اعتقاد و ایمان قرار داشته باشد؛ طبعاً دشمنىِ دشمنان اسلام و قرآن هم با آنجا بیشتر است؛ امروز این را دارید مشاهده میكنید.

در دنیا سیاستها پشت سر آن ذهنهاى بیمار و خبیثى هستند كه با پیامبر اسلام به شكل هتاكانه مواجهه میكنند. نمیشود باور كرد كه اهانت به اسلام و اسلام‌ستیزى و مسلمان‌ستیزى در دنیا بدون دستهاى سرویسهاى امنیتى و بدون پول قدرتها ادامه و انتشار پیدا كند؛ كه امروز شما نمونه‌هایش را در دنیا مشاهده میكنید؛ این همان مبارزه‌ى با اسلام است. البته بهانه هم پیدا میكنند. در اعمال ما مسلمانها گاهى انحرافاتى پیدا میشود، جمودهائى، تحجرهائى، كارهاى غلطى، كه این را شیاطین دستاویز قرار میدهند براى اینكه «وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» تحقق پیدا كند؛ این را باید مسلمانها بدانند.

دعوت اسلام را باید با صراحت، با شجاعت، با صداقت، همراه با ركن اصلى دعوت اسلام - یعنى عدالت - در دنیا منتشر كرد. فرمود: «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً»؛(۳) این دو تا، خصوصیات دعوت الهى است؛ خصوصیات كلمه‌ى ربوبى است: «صدق و عدل»؛ «صداقت و عدالت». مسلمانها این را باید در دنیا از خودشان نشان دهند. این، دلها را متوجه خواهد كرد؛ پیام اسلام را به دلها خواهد رساند. البته دشمنى‌ها هم وجود دارد و ادامه پیدا خواهد كرد. باید در مقابل دشمنى‌ها ایستاد؛ همچنان كه پیغمبر ایستاد؛ همچنان كه مؤمنان به اسلام و مؤمنان به حقیقت و عدالت در طول تاریخ ایستادند.

امروز ما مسلمانها احتیاج داریم به هوشیارى؛ احتیاج داریم به این‌كه نقشه‌ى كلى زندگى خود و مواجهه‌ى دشمنان با خود و با اسلام را بشناسیم. اگر نقشه را شناختیم، راه را درست انتخاب خواهیم كرد. اشكال آنجاست كه گاهى ما مسلمانها خودمان نقشه‌ى دشمن را درست نمى‌شناسیم، خود ما جزئى از آن نقشه‌ى دشمن میشویم؛ كه امروز متأسفانه دنیاى اسلام مبتلاى به این است. نقشه‌ى دشمن، اختلاف‌افكنى در بین مسلمانان است؛ نقشه‌ى دشمن، تحریك عصبیتهاى مذاهب مختلف اسلامى علیه یكدیگر است؛ نقشه‌ى دشمن این است كه توجه امت اسلامى را از نقطه‌ى حقیقى خصومت و دشمنى - یعنى سرمایه‌دارىِ فاسد و مفسد و صهیونیزم - منحرف كند و به جاهاى دیگرى متوجه كند.

یك روزى دنیاى اسلام با صهیونیسم غاصب مقابله میكرد، دشمنان در تبلیغاتشان گفتند این یهودى‌ستیزى است؛ در حالى كه یهودى‌ستیزى نبود. در كشورهاى اسلامى، یهودى‌ها هم مثل دیگر ادیان - یهودى، مسیحى، مسلمان - در كنار همدیگر زندگى میكنند. امروز در كشور ما یهودى هست، مسیحى هست، مسلمان هست، بعضى از ادیان دیگر حضور دارند و در زیر سایه‌ى امنیت اسلام، همه باهم زندگى میكنند. بحثِ یهودى‌ستیزى نیست، بحثِ مقابله‌ى با صهیونیسم غاصبِ متجاوزِ ظالمِ قسى‌القلب است؛ این را بدروغ تحریف میكردند، میگفتند یهودى‌ستیزى؛ اما امروز خود غربى‌ها مبتلا به اسلام‌ستیزى و مسلمان‌ستیزى هستند. در دنیاى غرب شما مشاهده كنید؛ امواج مسلمان‌ستیزى را تحریك میكنند، از آنها حمایت میكنند، از اهانت‌كنندگان به اسلام و پیامبر اعظم پشتیبانى میكنند - این اسلام‌ستیزى است، این مال آنجاست - در درون جامعه‌ى اسلامى هم مذاهب مخالف ستیزى را ترویج میكنند، شیعه‌ستیزى را ترویج میكنند؛ این سیاست آنهاست: مسلمانها باید با یكدیگر مبارزه كنند، سرگرمِ هم شوند؛ شیعه علیه سنى، سنى علیه شیعه؛ براى اینكه حواسها از نقطه‌ى اصلى دشمنى منعطف شود، نفهمند كیست كه امروز دارد با دنیاى اسلام مقابله میكند، نفهمند كیست كه براى امت اسلامى دامهاى خطرناكى گذاشته. اینها را ما باید بفهمیم؛ هم ملتها بفهمند، هم سیاستمداران بفهمند، هم روشنفكران بفهمند.

نقشه‌ى دشمن را بشناسیم. اگر نقشه‌ى دشمن را شناختیم، امكان تدبیر در مقابل این نقشه به وجود مى‌آید؛ اما اگر نقشه‌ى دشمن را نشناختیم، امكان تدبیر وجود نخواهد داشت؛ در پیدا كردن راهِ خودمان اشتباه میكنیم، در عملكردِ خودمان اشتباه میكنیم.  نقشه‌ى دشمن این است: ملتهاى مسلمان را به یكدیگر مشغول كنند، بین اینها اختلاف به راه بیندازند - كمااینكه امروز مى‌بینید به راه انداخته‌اند - هزاران نفر كشته شوند، خونها بر زمین ریخته شود، ملتهاى مسلمان از مسائل اصلى خود غافل بمانند، از پیشرفت ضرورى‌اى كه باید به دنبال آن باشند، غفلت كنند، براى اینكه منافع استعمارگران، منافع صاحبان قدرت ظالم و ستمگر تأمین شود؛ همچنان كه یك روز با استعمار، این كار را كردند.

من به شما عرض بكنم؛ در تاریخ، غربى‌ها نخواهند توانست لكه‌ى ننگ استعمار را از دامان خود پاك كنند. شعارهاى طرفدارى از حقوق بشر، شعارهاى طرفدارى از دموكراسى، نخواهد توانست عملكرد غربى‌هاى مدعى و پرادعا را در آسیا و در آفریقا و در آمریكاى لاتین و در نقطه‌نقطه‌ى كشورهائى كه سالها تحت استعمار بودند، به فراموشى بسپرد. آن روز با استعمار این كار را كردند، امروز به شكل دیگرى همان نقشه را دنبال میكنند، همان هدفها را دنبال میكنند؛ خب، ما باید بیدار باشیم؛ ما باید بفهمیم كه چه میكنیم؛ ما باید نقشه‌ى راه خودمان را بشناسیم.

امروز براى مسلمانها، اتحاد و اتفاق، همدلى و همكارى، جزو فورى‌ترین و ضرورى‌ترین است. ما دعوت میكنیم از همه‌ى كشورهاى اسلامى، از همه‌ى دولتهاى اسلامى، بصیرت را به كار بگیرند؛ ببینند كه در مقابل كى قرار دارند؛ در شناخت دشمن اشتباه نكنند، در شناخت نقشه‌هاى دشمن اشتباه نكنند؛ بفهمند دشمن دنبال چیست و بدانند كه سعادت ملتهاشان در چیست.

امیدواریم خداوند متعال به بركت روز بعثت و به بركت نام مبارك و مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله همه‌ى ملتهاى مسلمان را به راه خودشان آشنا كند؛ همه‌ى ما را از خواب غفلت بیدار كند و ان‌شاءالله توفیق دهد كه امت اسلامى به سوى قله‌هاى سعادت حركت كند.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

۱) انعام: ۱۱۲ اینچنین در برابر هر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فریبنده و بى‏اساس (براى اغفال مردم) به یكدیگر مى‏گفتند.

۲) انعام: ۱۱۳ نتیجه (وسوسه‏هاى شیطان و تبلیغات شیطان‏صفتان) این خواهد شد كه دلهاى منكران قیامت، به آنها متمایل گردد و به آن راضى شوند و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند!

۳) انعام: ۱۱۵ و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید.





نوع مطلب : بیداری اسلامی، تقابل اسلام و غرب، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، بعثت پیامبر، 
برچسب ها : بیداری اسلامی، یهود، اختلاف، مسیحی، شیعه، سنی، بیانات در دیدار سفرای کشورهای اسلامی،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic