بیانات در دیدار دانشجویان‌

(6/5/92)

نوزدهم ماه مبارك رمضان ۱۴۳۴

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خداى متعال را شكرگزارم كه عمر داد تا یك بار دیگر جمع باصفاى دانشجویان عزیز را در روزهاى باصفاى ماه رمضان در اینجا در این حسینیه ملاقات كنم. ان‌شاءالله این جلسه، چه آنچه كه شماها گفتید، چه آنچه كه ما عرض خواهیم كرد، براى كشور، براى دانشگاه، براى حركت عظیم دانشجوئى، در آینده مفید باشد.

 خب، این روزها روزهاى صفا است؛ همان طور كه عرض كردیم، صفاى ماه رمضان و روزه‌دارى، صفاى شبهاى قدر، صفاى متصاعد از یاد مولاى متقیان - كه مظهر صفا و منبع صفا، آن بزرگوار بود - و صفاى جوانى شما است. بحمدالله جمع جوانان دانشجوى ما - كه البته شماها الگوهائى هستید - و مجموعه‌ى عظیم دانشجوئى در كشور،  از جهات مختلف جمع امیدبخشى هستند. امیدواریم ان‌شاءالله آینده‌ى شما، آینده‌ى كشور، به بركت تلاش و كار شما، شیرین و سرشار از امید و نیرو باشد.

مطالبى كه دوستان بیان كردند، مطالب بسیار خوبى بود. سال گذشته هم من یادم هست كه از مطالب برادران و خواهران دانشجو كه اینجا بیان كردند، حقیقتاً لذت بردم و  این را گفتم. البته آن حرفها با جزئیات در یاد من نمیمانَد، اما به طور كلى یادم هست كه بسیار خوب بود. امسال هم همین جور؛ امسال هم بحمدالله آنچه شما جوانها در بخشهاى مختلف بیان كردید، مطالب پخته و سنجیده‌اى بود. اغلب این حرفهائى را كه شما گفتید، من قبول دارم. پیشنهادهائى هم در ضمن بیاناتتان بود كه امیدواریم ان‌شاءالله دستگاههاى كشور، خود ما، مسئولین دیگر، بتوانیم این پیشنهادها را بیشتر بررسى كنیم و راه تحقق خواسته‌هائى كه در وراى این پیشنهادها هست، پیدا شود.

من چند تا مطلب را در ضمن بیانات شما اینجا علامتگذارى كردم كه درباره‌اش یك جمله‌اى عرض كنم. یكى از آقایان درباره‌ى لزوم اندیشكده‌ها مطلبى گفتند؛ حرف كاملاً درستى است، من تأیید میكنم؛ و این را باید طراحى كرد دیگر. حالا آن دوستمان گفتند كه ما یك الگوى محدودى هم براى این داریم و تحویل میدهیم، كه چیزى ظاهراً به من تحویل ندادند.

 یكى از دوستان به مسئله‌ى اعتدال اشاره كردند و از من خواستند كه «اعتدال» را معنا كنم؛ چون دولت منتخب، شعار اعتدال میدهد. به نظرم این تكلیف من نیست كه اعتدال را معنا كنم. بالاخره هر كسى یك نیتى، یك فكرى پشت سر حرف و شعارش هست. رئیس جمهور منتخبِ محترم حتماً این كار را خواهد كرد و اعتدال را معنا خواهد كرد و عرصه براى قضاوتها باز است؛ ما هیچ كس را از قضاوت كردن درباره‌ى مطالبى كه گفته میشود، منع نمیكنیم. البته من توصیه‌هائى دارم كه شاید ان‌شاءالله در خلال مطالب عرض كنم.

 یكى از دوستان اشاره كردند كه بین دانشجویان به خاطر اختلاف در تحلیل درباره‌ى مسائل گوناگون، كدورتهائى وجود دارد. من جداً میخواهم این را خواهش كنم كه همه كوشش كنند كه اختلاف نظر در تحلیل، در برداشت، در تلقى از واقعیتها، به كدورت نینجامد، به دعوا نینجامد. خب، مثل محیطهاى علمى، دو نفر ممكن است نظرات علمىِ متفاوتى داشته باشند؛ این لزوماً به درگیرى و مخالفت و دشمنى نخواهد انجامید؛ خب، دو تا نظر است. در زمینه‌ى مسائل سیاسى و اجتماعى هم به نظرم میرسد كه وقتى در چهارچوبها شما متفق و متحدید، اینجور باید برخورد كنید؛ نگذارید به كدورت بینجامد. بله، ممكن است كسانى باشند كه از لحاظ اصول و مبانى با شما دشمنى كنند؛ خب آن یك مقوله‌ى دیگرى است، یك بحث دیگرى است؛ اما اختلاف نظر نباید به دعوا و كدورت و احیاناً خشونت بینجامد. امام (رضوان الله علیه) - البته نه به دانشجویان  - مكرر به سیاستمداران و نمایندگان و مسئولان و فعالان سیاسى توصیه میكردند و میگفتند مثل مباحثه‌ى طلبه‌ها رفتار كنید. طلبه‌ها در هنگام مباحثه، گاهى اوقات علیه هم عصبانى میشوند - حالا مضمون هم میگویند به طلبه‌ها، میگویند كتاب تو سر هم میزنند! كه البته چنین چیزى نیست - بحث میكنند، داد میكشند؛ كسى نگاه كند، خیال میكند اینها میخواهند مثلاً همدیگر را تكه‌پاره كنند؛ در حالى كه نه، مباحثه كه تمام میشود، بلند میشوند میروند با همدیگر سر سفره مى‌نشینند و آبگوشتشان را میخورند، با هم حرف میزنند، با هم دوستند، رفیقند. امام میگفتند: سیاسیون  - چه در مجلس، چه در دولت، چه در حزب جمهورى اسلامى كه آن‌وقت ما داشتیم، یا بقیه‌ى عرصه‌هاى سیاسى - اینجورى با هم رفتار كنند. ممكن است اختلاف نظر هم باشد، بگومگو هم باشد، اما نگذارید كدورت و دشمنى به میان بیاید.

 خوشبختانه امروز جامعه‌ى دانشجوئى كشور - به طور اغلبى میخواهیم عرض كنیم - با مبانى مشتركى دارند حركت میكنند؛ اگرچه سلائق مختلف سیاسى هم دارند. بنده هم اعتقادم همین است كه با سلائق گوناگون، بحث باید كرد، گفتگو باید كرد - كه حالا من شاید ان‌شاءالله در خلال عرایضم مطالبى عرض كنم - منتها دشمنى و دعوا و اختلاف و كدورت و این چیزها، نه؛ حتّى‌المقدور سعى كنید این را از محیط دانشجوئى دور كنید.

 یكى از برادرها به قضایاى سال ۸۸ و این حرفها اشاره كردند. من خواهش میكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح میكنید، مسئله‌ى اصلى و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئله‌ى اصلى این است كه یك جماعتى در مقابل جریان قانونى كشور، به شكل غیر قانونى و به شكل غیر نجیبانه ایستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ این را چرا فراموش میكنید؟ البته ممكن است در گوشه و كنار یك حادثه‌ى بزرگ زد و خوردهائى انجام بگیرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخیص دهد؛ یا یك نفر در موردى ظالم، در موردى مظلوم باشد؛ این كاملاً امكان‌پذیر است؛ اما در این قضایا، مسئله‌ى اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن كسانى كه فكر میكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه‌ى با تقلب، اردوكشى خیابانى كردند؟ چرا این را جواب نمیدهند؟ صد بار ما سؤال كردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمیكنند؟ در جلسات خصوصى میگویند ما اعتراف میكنیم كه تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا كشور را دچار این ضایعات كردید؟ چرا براى كشور هزینه درست كردید؟ اگر خداى متعال به این ملت كمك نمیكرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، میدانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در كشورهاى منطقه، آنجاهائى كه گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار میگیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ كشور را لب یك چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال ۸۸، این مسئله‌ى اصلى است؛ این را چرا فراموش میكنید؟ درباره‌ى حادثه‌ى سال ۷۸ هم ما حرف زیاد داریم؛ آن هم داستان دیگرى است.

 دنبال همین موضوعى كه عرض كردم، این را هم بگویم كه یكى از دوستان گفتند اگر در دانشگاه چنین شود یا چنان شود، ما بشدت برخورد خواهیم كرد. من معناى این «شدت» را درست نفهمیدم! این برادرى كه این مطلب را گفتند، اتفاقاً منطق بیانى‌شان بسیار متین و مستحكم و سنجیده بود. خیلى خوب، شما كه اهل منطقید، شما كه به این خوبى استدلال میكنید، شما كه میتوانید اینجور از مبانى درستِ خودتان دفاع كنید، چه احتیاج دارید كه با شدت برخورد كنید؟ اگر مراد از شدت، شدت در بیان و بحث و استدلال و نگارش است، خب حرفى نیست؛ اما اگر به معناى دیگرى است، نه، من موافق نیستم كه در مقابل نظر مخالف خودتان، یا فلان پدیده‌ى مخالف نظر شما، كار همراه با عنف، با شدت -  به آن معنائى كه ممكن است مورد نظرتان باشد - صورت بگیرد.

 چند نفر از دوستان راجع به مسئله‌ى «تكلیف» و «نتیجه» سؤال كردند؛ كه من  درباره‌ى آن، یك مختصر توضیحى بعد خواهم داد.

 یكى از برادران درباره‌ى «نظارت» بحث كردند؛ من كاملاً حرف ایشان را تصدیق میكنم. نظارت بر دستگاه‌هائى از جمله صدا و سیما را ذكر كردند؛ كه این كاملاً مورد تأیید ما است، و لازم است؛ منتها سازوكار نظارت بر دستگاهى مثل مجلس چگونه است؟ - این مطلب مهمى است، این چیز كوچكى نیست - یا سازوكار نظارت بر قوه‌ى قضائیه یا برخى دستگاه‌هاى دیگر چگونه خواهد بود؟ این یك موضوع مهمى است؛ این میتواند جزو موضوعاتى باشد كه فعالان دانشجوئى در سطح فكر بالا، رویش برنامه‌ریزى كنند، فكر كنند، كار كنند، پیشنهاد تهیه كنند؛ به نظرم جزو كارهاى شما است؛ این كارها را بكنید، به تشكیلات عمومى كشور كمك كنید.

 یكى از برادران راجع به این‌كه برخى از دستگاه‌هائى كه مرتبط با رهبرى هستند، از فعالیت شفاف و از بازرسى امتناع میكنند، تذكر دادند. البته من چنین گمانى ندارم. اگر چنانچه اینجور باشد، بله، نباید از بیان شفاف در مسائلى كه تبیین‌شدنى است و باید تبیین شود، اجتناب كنند؛ از بازرسى هم نباید امتناع كنند. فكر هم نمیكنم كه حالا مثلاً دستگاه‌هائى مثل بنیاد مستضعفان یا از قبیل اینها، از بازرسى مستثنا باشند؛ یعنى من تا حالا چنین تصورى ندارم. به‌هرحال اگر اینجور باشد، این اشكال وارد است؛ و لازم است كه دستگاه‌هاى نظارتى بتوانند بر اینها هم نظارت كنند.

 یكى از برادران راجع به مختصات فضاى بانشاط دانشگاه از بنده سؤال كردند؛ كه خب، این موضوع قابل توجهى است؛ كه من حالا یادداشتهائى هم در این زمینه دارم، كه عرض میكنم.

 یكى از دوستان از من میپرسند كه توصیه‌ى شما به دانشجویانى كه از مهر آینده وارد محیط دانشگاه خواهند شد، چیست؟ توصیه‌ى من به آن دانشجویان هم مثل توصیه‌ى به همه‌ى دانشجویان است؛ من همه‌ى دانشجویان را به «دانشجوئى» به معناى واقعى كلمه - یعنى دنبال علم رفتن - و به فعالیتهاى متناسب با دانشجوئى دعوت میكنم؛ چه فعالیتهاى اجتماعى، چه فعالیتهاى سیاسى.

 نكته‌اى هم كه یكى از دوستان درباره‌ى تأمین مالى دانشگاه‌ها گفتند، نكته‌ى درست و قابل توجهى است. به‌هرحال مطالبى را آقایان و خانمى كه صحبت كردند، بیان كردید؛ مطالبِ بسیار خوب و درستى بود.

 آنچه كه من یادداشت كردم كه به شما عرض كنم - البته این حرفها مربوط به مجموعه‌هاى دانشجوئى است، لیكن قابل تعمیم به كل كشور و قشرهاى مختلف جوان در كشور است - یكى این است كه جوان، دانشجو و عنصر انقلابى نسبتش با آرمانهاى انقلاب چیست؟ بنده معتقدم كه آرمانهاى انقلاب - كه چهارچوبهایش مشخص است، بنده هم بعضى‌ها را تصریح خواهم كرد و اسم خواهم آورد - بدون نیرو و نشاط و جسارت جوانى، قابل تعقیب و قابل دسترسى نیست. نسبت شما با آرمانها، اینچنین نسبتى است. عقیده‌ى من این است كه اگر چنانچه نیروى جوانى، یعنى قدرت فكرى و بدنى، و اگر نشاط و روحیه و حالت تحرك، و همچنین جسارت، یعنى خطشكنى‌ها، كه در جوانها به عنوان خصیصه وجود دارد، نباشد،  ما به آرمانها دست پیدا نخواهیم كرد. لذا جوانها در زمینه‌ى دسترسى به آرمانها و تحقق آرمانهاى انقلاب و آرمانهاى اسلامى، داراى مسئولیتهاى بزرگى هستند و كارآمدى بسیار بالائى هم دارند. هر كسى كه در پى تحقق آرمانها است، باید نقش جوانها را جدى بگیرد؛ و بدانید بنده نقش جوانها را جدى میگیرم. آنچه كه من در مورد جوانها، چه جوان دانشجو - البته بخصوص جوان دانشجو - و چه غیر دانشجویان، بارها بر زبان آوردم، تعارف زبانى نیست؛ اعتقادم این است و معتقدم كه جوانها میتوانند گره‌گشائى كنند. البته مهم این است كه میدان كار را، میدان تحرك را بشناسند، آن را درست تعریف كنند؛ كارى را هم كه میخواهند انجام دهند، درست تعریف كنند. این یك مطلب.

 مطلب دیگر این است كه آرمانهاى نظام اسلامى - كه در حقیقت آرمانهاى اسلامى است - یك منظومه‌اى است، یك مجموعه‌اى است، مراتب مختلفى هم دارد؛ بعضى از اینها اهداف غائى‌تر و نهائى‌ترند، بعضى‌ها اهداف كوتاه‌مدتند، اما جزو آرمانهایند؛ همه‌ى اینها را باید دنبال كرد. مثلاً فرض بفرمائید جامعه‌ى عادلانه و عادل و پیشرفته و معنوى - با این خصوصیات - خب، یك آرمان است؛ جزو آرمانهاى درجه‌ى یك و جزو برترین آرمانها است. اسلام در پى آن است كه اولاً یك جامعه‌اى ایجاد كند كه عادلانه اداره شود؛ یعنى مسئولان و مدیران جامعه به عدالت رفتار كنند؛ ثانیاً خود جامعه، جامعه‌ى عادلى باشد - عدالت مخصوص مدیران نیست؛ آحاد مردم هم باید نسبت به یكدیگر عدالت داشته باشند - و آنگاه جامعه، جامعه‌ى پیشرفته‌اى باشد. اسلام به‌هیچ‌وجه برنمیتابد جامعه‌ى عقب‌افتاده‌ى در مسائل علمى، در مسائل سیاسى، در مسائل تمدنى و در هر عرصه‌ى دیگرى را؛ اسلام دنبال ایجاد یك جامعه‌ى پیشرفته است؛ بخش مهمى از احكام اسلام این را فریاد میزند. بنابراین، این جزو آن مجموعه‌ى كلان جامعه‌ى اسلامى است. اسلام همچنین در پى ایجاد جامعه‌ى معنوى است. در نظام اسلامى، جامعه، هم عادلانه اداره میشود، هم در درون خود، جامعه‌ى عادلى است، هم جامعه‌ى پیشرفته است، هم جامعه‌ى معنوى است؛ یعنى از معنویت سیراب است، برخوردار است؛ معنویتى كه موجب میشود انسان اهداف حقیر مادى و شهوات روزمره‌ى زندگى را اهداف بلند خود نشمارد؛ هدفهاى والاترى، هدفهاى بالاترى براى او مطرح باشد؛ ارتباط آحاد انسان، ارتباط دلها با خدا، محفوظ باشد؛ این جامعه‌ى مورد نظر اسلام است. خب، این شد یك آرمان. البته یك چنین جامعه‌اى آن‌وقت الگو هم خواهد شد. اگر ما بتوانیم با كوشش جمعى، یك چنین جامعه‌اى را به‌وجود بیاوریم - كه البته به نظر من كاملاً ممكن و كاملاً قابل تحقق و عملى است و بخش زیادى هم ما در این زمینه پیش رفتیم  - این جامعه الگو خواهد شد؛ نه فقط براى جوامع مسلمان و كشورهاى مسلمان، بلكه حتّى براى كشورهاى غیر مسلمان. خب، ایجاد یك جامعه‌اى با این خصوصیات، یكى از آرمانهاست.

 یك آرمان دیگر، اقتصاد مقاومتى است؛ كه نسبت به آرمان قبلى كه گفتیم، یك آرمان خُرد است. با اینكه خود اقتصاد مقاومتى چیز مهمى است، اما در واقع در ذیل آن آرمان قبلى تعریف میشود. سلامت در جامعه، صنعت برتر، كشاورزى برتر، تجارت پر رونق، علم پیشرو، اینها همه‌اش جزو آرمانها است. نفوذ فرهنگى در جهان، نفوذ سیاسى در جهان و در منظومه‌ى سیاسى سلطه در عالم، اینها همه‌اش جزو آرمانها است. رسیدن به عدالت اجتماعى، جزو آرمانها است. بنابراین وقتى میگوئیم آرمان، ذهن ما به یك امر غیر قابل تعریفِ دور از دسترسى نرود؛ آرمان یعنى اینها، اینها همه آرمانهایند؛ البته در درجات مختلف.

 مجموعه‌ى این خواسته‌ها و هدفها، منظومه‌ى آرمانى اسلام را تشكیل میدهد. شما براى هر كدام از اینها كه تلاش كنید، تلاش براى آرمانها كرده‌اید. آن مجموعه‌اى كه فرض كنیم در راه اقتصاد مقاومتى كار میكند، یا آن مجموعه‌اى كه در زمینه‌ى گسترش فرهنگ انقلابى و اسلامى در دنیاى اسلام تلاش میكند، اینها همه دارند كار آرمانى میكنند. آن كسى كه همین تلاش را در زمینه‌ى سیاسى و دیپلماسى دارد انجام میدهد، كارش آرمانى است. آن كسى كه  فرضاً در زمینه‌ى سلامت تلاش میكند، دارد كارى براى آرمانها انجام میدهد. آرمانها اینهایند؛ مجموعه‌ى رتبه‌هاى مختلف براى آرمانها، و همه لازم.

 سؤال دیگرى كه مطرح شد و من هم اینجا از قبل یادداشت كردم - كه این نشان میدهد این سؤال قبلاً به من منتقل شده؛ یعنى سؤالى است كه مطرح است - این است: نسبت آرمانها با واقعیتهائى كه وجود دارد، چیست؟ مثلاً فرض بفرمائید تحریم. تحریم یك واقعیتى است. خب، یكى از آرمانهاى ما پیشرفت اقتصادى كشور است، از آن طرف هم واقعیتى وجود دارد به نام تحریم. یا در مسائل گوناگون سیاسى؛ در انتخابات، در غیره، غیره. آنچه كه من میتوانم عرض كنم، این است كه ما آرمانگرائى را صددرصد تأیید میكنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید میكنیم. آرمانگرائى بدون ملاحظه‌ى واقعیتها، به خیالپردازى و توهّم خواهد انجامید. وقتى شما دنبال یك مقصودى، یك آرمانى حركت میكنید، واقعیتهاى اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامه‌ریزى كنید. بدون دیدن واقعیتهاى جامعه، تصور آرمانها خیلى تصور درست و صحیحى نخواهد بود، چه برسد به دستیابى به آرمانها.

 اگر بخواهیم مثال بزنیم، باید بگوئیم آرمانها مثل قله‌اند. كسانى كه اهل گردش در كوهستان و رفتن به سمت قله‌ها هستند، قله را درست تصور میكنند. رسیدن به قله، یك آرمان است؛ آرمانها را به این تشبیه كنید. انسان دوست میدارد به آن قله برسد. وقتى شما این پائین هستید، دوست میدارید بروید و برسید به آن نقطه‌ى اوج و ستیغ این بلندى و ارتفاع؛ منتها واقعیتى وجود دارد؛ اگر بى‌توجه به این واقعیت بخواهید این كار را بكنید، نیروى خودتان را هدر میدهید؛ آن واقعیت این است كه راه رسیدن به این قله، این نیست كه شما جلوى چشمت مشاهده میكنى كه حالا اینجا قله است، این هم دامنه است، بگیر و برو بالا؛ اینجورى نیست، راه دارد. اگر چنانچه شما بى‌احتیاطى كردید، همینى كه جلوى چشم شما است، دامنه را گرفتید رفتید بالا، قطعاً به نقاطى خواهید رسید كه نه راه پیش رفتن دارید، نه راه عقب آمدن. اینهائى كه اهل رفتن به كوه و گردش در كوهستان هستند، چنین چیزى برایشان پیش مى‌آید؛ براى بنده هم پیش آمده. وقتى انسان بدون آشنائى با راه حركت میكند، به نقطه‌هائى میرسد كه راه جلو رفتن و عقب ماندن ندارد؛ با زحمت زیاد انسان باید خودش را از مشكل خلاص كند. واقعیت عبارت است از همین راه؛ راه را باید پیدا كرد.

 البته باید واقعیتها را به معناى واقعى كلمه دید، نه آنچه كه به عنوان واقعیت القاء میشود. شما جوانها خیلى خوب میدانید؛ در جنگهاى روانى كه امروز در دنیا معمول است، یكى از كارها القاى واقعیتهاى غیر واقعى است؛ چیزهائى را به عنوان واقعیت القاء میكنند كه واقعیت ندارد؛ شایعه درست میكنند، حرف میزنند، كه واقعیت نیست؛ اگر چنانچه كسى چشم باز و بینا نداشته باشد، دچار اشتباه میشود. اینكه ما میگوئیم بصیرت، به خاطر این است. یكى از كاركردهاى بصیرت همین است كه انسان واقعیتها را آنچنان كه هست، ببیند. در تبلیغات گاهى یك واقعیتى را از آنچه كه هست، چندین برابر بزرگتر نشان میدهند؛ در حالى كه بعضى از واقعیتهاى دیگر را اصلاً نشان نمیدهند. مثلاً فرض بفرمائید یكى از واقعیتها این است كه بخشى از نخبگان كشور از كشور خارج میشوند؛ بله، این یك واقعیتى است؛ اما در قبال این، یك واقعیت دیگرى هم وجود دارد و آن عبارت است از افزایش نخبه، افزایش دانشجویان نخبه. ما كِى این همه دانشجوى نخبه داشتیم؟ به تاریخ دانشگاه كشور نگاه كنید؛ در این ده بیست سال اخیر، فراوانى دانشجویان نخبه‌ى ما در بخشهاى مختلف كاملاً چشمگیر است. چقدر ما استاد نخبه داریم. جمهورى اسلامى وقتى كه پیروز شد، تعداد اساتید دانشگاه‌هاى كشور، یك تعداد معدودى بود - كه البته چون دقیقش یادم نیست، نمیخواهم بگویم، اما تعداد خیلى معدودى بود؛ حدودش یادم هست - امروز بیش از ده برابر، این تعداد بالا رفته؛ خب، اینها همه نخبگانند. حالا گیرم از این مجموعه‌ى عظیم نخبه‌اى كه در دانشگاه‌هاى كشور پروریده شده‌اند - اعم از دانشجو و استاد و نخبه‌هاى علمى و اینها - یك تعدادى هم رفتند خارج. اگر انسان آن واقعیت را مى‌بیند، این واقعیت را هم ببیند. كسانى كه  علیه نظام جمهورى اسلامى تبلیغات میكنند، آن یكى را بزرگ میكنند، این یكى را ندیده میگیرند؛ اصلاً اسمى از آن نمى‌آورند. بنابراین واقعیت را باید دید. آرمانها با نگاه به واقعیتها است كه قابل تحقق خواهند بود. اما واقعیت را ببینیم، نه آنچه كه  با شگردهاى دشمنانه، به‌عنوان واقعیت به ما القاء میشود.

 به نظر من فعال دانشجوئىِ آرمانخواه كه واقعیتها را هم میشناسد، هرگز نباید در هیچ شرائطى احساس انفعال و بن‌بست كند. یعنى نباید از آرمانخواهى دست برداشت؛ نه در هنگام پیروزى‌هاى شیرین، نه در هنگام هزیمتهاى تلخ. ما در عرصه‌ى دفاع مقدس پیروزى‌هاى بزرگى داشتیم، هزیمتهاى تلخى هم داشتیم. امام (رضوان الله علیه) سفارش میكردند و میگفتند: نگوئید شكست، بگوئید عدم‌الفتح. یك جا پیروزى نصیب انسان میشود، یك جا هم پیروزى نصیب انسان نمیشود؛ چه اهمیتى دارد؟ بعضى‌ها هستند كه اگر چنانچه جریان كار بر وفق مرادشان پیش آمد و به نقطه‌ى مورد نظر خودشان رسیدند، از دنبال كردن آرمانها دست میكشند؛ این خطا است. «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»؛(۱) قرآن به ما میگوید: وقتى این كار را تمام كردى، این تلاش را تمام كردى، تازه خودت را آماده كن، بایست براى ادامه‌ى كار. بعضى آنجورند - این اشتباه است - بعضى هم بعكس؛ اگر آنچه كه پیش مى‌آید، بر طبق خواست آنها نبود، بر وفق مراد آنها نبود، دچار یأس و انفعال و شكست میشوند؛ این هم غلط است؛ هر دو غلط است. اصلاً بن‌بستى وجود ندارد در آرمانخواهىِ صحیح و واقع‌بینانه. وقتى انسان واقعیتها را ملاحظه كند، هیچ چیز به نظرش غیر قابل پیش‌بینى نمى‌آید.

 توقع من از عزیزان دانشجو این است كه همواره دنبال آرمانها باشند؛ چه در آن مواردى كه حادثه‌اى كه پیش مى‌آید، طبق دلخواه شما است، چه در آنجائى كه حادثه‌اى كه پیش مى‌آید، طبق دلخواه شما نیست؛ آرمانگرائى را با نگاه به واقعیتها از دست ندهید و دنبال كنید. در اصلِ انقلاب همین جور بود، در جنگ همین جور بود؛ در حوادث گوناگونى هم كه در این سالها پیش آمده، همیشه همین جور بوده است. بعضى‌ها در قبال حوادث گوناگون، موضعگیرى‌ها و موقعیتهاى روحى و معنوى و فكرى‌شان، متناسب با آنچه كه لازمه‌ى آرمانخواهى است، نیست.


۱) شرح: ۷ وقتی (از کاری) فراغت یافتی خودت را برنج (انجام کاری دیگر) بیافکن!


 






نوع مطلب : دانشگاه و دانشجویان، فتنه 88، قانون، آرمانگرایی و واقع نگری، اختلاف نظر و مباحثه، بازرسی و نظارت، 
برچسب ها : اختلاف سلیقه و کدورت، مباحثات طلبگی، مسئله اصلی فتنه 88، توصیه به دانشجویان، بیانات در دیدار با دانشجویان،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌

در آستانه‌ی سالروز حادثه هفتم تیر و روز قوه قضائیه

(5/4/92)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم و تبریك عرض میكنم به همه‌ى شما برادران و خواهران. امیدوارم خداوند متعال به بركت این ماه شریف و مولود عظیم‌الشأن این روزها، حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه)، همه‌ى شما را و همه‌ى ملت ایران را مشمول تفضلات خود و رحمت خود و هدایت خود قرار دهد.

مناسبت هفتم تیر، مناسبت برجسته و مهمى است. اگرچه در این ایام به تناسب از قوه‌ى قضائیه تجلیل میشود و زحمات و تلاشهاى عزیزان این قوه در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد - كه كار بجا و مناسبى است - لیكن حادثه‌ى هفتم تیر حادثه‌اى است كه به سرنوشت انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ارتباط دارد، و این حادثه براى جمهورى اسلامى سرنوشت‌ساز بود. اگرچه شهداى این حادثه جزو بهترین و برجسته‌ترین عناصر نظام جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى بودند و یاد آنها هرگز فراموش نخواهد شد - بخصوص شخصیت برجسته و نورانىِ مرحوم آیةالله بهشتى (رضوان الله‌تعالى علیه) و دیگر شهدا - لیكن با این همه، در این حادثه، چهره‌ى نفاق در كشور آشكار شد؛ پشت سر عناصر نفاق هم عناصر استكبار خودشان را نشان دادند. براى یك نظام نوپا، روشن شدن چهره‌ى دشمنان، چیز كوچكى نیست. منافقینى كه خودشان را پیرو خدا و پیغمبر و اسلام و نهج‌البلاغه معرفى میكردند، با این حادثه، خود را مفتضح كردند؛ نشان دادند كه چقدر با اركان نظام اسلامى، با چهره‌هاى موجّه، شخصیتهاى برجسته، علماى بزرگ، خدمتگزاران صادق و كارآمد، اینها دشمنند، مخالفند؛ چهره‌ى اینها روشن شد. اگر حوادث معدودى از قبیل هفتم تیر اتفاق نمى‌افتاد و این سرمایه‌ها از دست ملت ایران نمیرفت، یقیناً ملت عزیز ایران نمیتوانست چهره‌ى منافقین را اینجور آشكار تشخیص دهد؛ باز آنها میتوانستند نفوذ كنند - «وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ»(۱) - میتوانستند خودشان را موجّه جلوه دهند. این حادثه، افشاگر واقعیت پلید منافقین شد. دشمنان اساسى و اصلى اسلام، یعنى استكبار و صهیونیستها از اینها حمایت كردند؛ پس چهره‌ى آنها هم آشكار شد. درست است كه این حادثه سرمایه‌هائى را از ما گرفت، اما این شهادتها، این خونهاى بناحق‌ریخته، براى ملت ایران دستاوردهاى بزرگى هم با خود آورد، مثل همه‌ى شهادتها؛ شهادت اینجور است. كشته شدن در راه خدا، ریختن خون مظلومان در راه خدا، این اثر قهرى و طبیعى را دارد كه با خود دستاوردهائى را به امت اسلامى، به ملتهاى مسلمان، به تاریخ اسلام تقدیم میكند. ما یاد این شهیدان را هرگز فراموش نخواهیم كرد، یاد این حادثه را فراموش نخواهیم كرد. ارزش فداكارانى كه در آن مجمع براى خدا اجتماع كرده بودند و مورد این تهاجم ظالمانه و وحشیانه قرار گرفتند، پیش خداى متعال و پیش ملت ایران محفوظ است.

درباره‌ى قوه‌ى قضائیه چند جمله‌اى عرض كنیم: اولاً تشكر میكنیم از رئیس محترم قوه. بیانات امروز ایشان بیانات وافى و بسیار مفیدى بود، روشنگر بود. پشت سر این بیانات هم اقدامات و تلاشهاى ارزنده‌اى است؛ كه هم از ایشان، هم از مسئولان بالاى قوه، هم از آحاد كاركنان و قضات محترم و كاركنان قضائى و غیرقضائى در قوه باید حقیقتاً تشكر كنیم. آنچه كه انجام گرفته است، بسیار باارزش است و در جهت كارآمدى قوه‌ى قضائیه است.

آنچه كه من عرض میكنم، این است كه در قوه‌ى قضائیه دو هدف اعلى‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همه‌ى كارها باید در جهت این دو هدف اعلى‌ انجام بگیرد؛ كه اگر این دو هدف تحقق پیدا كرد، آن وقت محصول آن را جامعه‌ى اسلامى خواهد چشید. آن دو هدف، یكى عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدى قوه. همه‌ى تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعه‌ى كاملاً كارآمد و كاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به بركت حضور قوه‌ى قضائیه. این براى یك كشور، براى یك جامعه لازم است. این همه تأكیدى كه در اسلام، در متون اسلامى، در قرآن كریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، براى همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند؛ هر مظلومى احساس كند كه میتواند خود را به ساحل امن قوه‌ى قضائیه برساند و جلوى ظلم گرفته شود. این لازم است.

همین طور كه من بارها عرض كرده‌ام و رئیس محترم قوه هم الان اشاره كردند، خروجى‌ها را باید دائماً مراقبت كرد، پیشرفت كارها را باید مراقبت كرد. همه‌ى این كارهائى كه ذكر شده است، لازم است، و لازم بوده است. نتیجه آن وقتى حاصل خواهد شد كه این كارها با دقت دنبال شود، پیگیرى شود، قدم به قدم رعایت و مراقبت شود، تا اینكه بتوانیم به آن نتیجه‌ى مطلوب برسیم. اگر این شد، ان‌شاءالله قوه‌ى قضائیه همان چیزى خواهد شد كه اسلام و قرآن براى این قوه و براى این مجموعه‌ى كارآمد در جامعه خواسته و اراده كرده است.

البته خلأهائى وجود دارد. درست است این كه فرمودند با این همه اقدامات، با این همه تلاشهاى مثبت، هنوز فاصله وجود دارد بین آنچه كه مطلوب مسئولان قوه است و مقصود اسلام و قوانین اسلامى است، با آنچه كه در واقعیت وجود دارد. گفتنش آسان است، لیكن واقعاً كار دشوارى است؛ پیمودن این راهها و قدم به قدم صیانت كردن از این خصوصیات، واقعاً كار دشوارى است؛ لیكن از خداى متعال باید كمك خواست. این فاصله باید طى شود. البته توقع نداریم كه در عرض دو سال و پنج سال این فاصله‌ها طى شود، لیكن باید در جهت پر كردن خلأها حركت ادامه پیدا كند. این عرض ما است. همه‌ى مسئولان قوه‌ى قضائیه در سطوح مختلف، خودشان را واقعاً موظف كنند به این كه قوه را به این دو خصوصیت - یعنى خصوصیت سلامت، و خصوصیت كارآمدى - برسانند. البته خلأها براى آقایان محترم و مسئولان قوه روشن است؛ هم در گزارشهائى كه داده میشود، نشان داده میشود كه خلأها را میشناسند، هم در مذاكراتى كه انجام میگیرد، انسان احساس میكند كه این خلأها براى مسئولان قوه شناخته‌شده است. گاهى نكاتى هم به نظر ما میرسد، كه به رئیس محترم قوه و به بعضى مسئولان قوه عرض میكنیم، اینها را تذكر میدهیم. به هر حال خلأها روشن است. در جهت پر كردن این خلأها باید همت گماشت، نباید مأیوس شد؛ باید كار را همچنان پیش برد و روزبه‌روز قوه‌ى قضائیه را بهتر و شكوفاتر كرد.

البته اینجا یك نكته‌اى وجود دارد و آن این است كه پیشرفت كار و رسیدن به هدف، با پیمودن برنامه‌ها میسر است؛ با برنامه‌ریزى امكان پیدا میكند. خوشبختانه برنامه‌ى سوم تصویب شده است، ابلاغ شده است؛ در دست و بال قوه‌ى قضائیه، در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه، با این تفصیلى كه گفتند - این بخشنامه‌ها و آئین‌نامه‌هاى گوناگون - این برنامه در حال پیشرفت كردن است. هیچ اغماضى در حركت در جهت برنامه نباید صورت بگیرد؛ اگر این شد، ان‌شاءالله روزبه‌روز وضع قوه بهتر خواهد شد.

من از این فرصت استفاده كنم، تشكر كنم از ملت بزرگ و بصیر و هوشمندمان در زمینه‌ى این كار بزرگى كه در این فصل مهم انجام دادند؛ یعنى مسئله‌ى انتخابات. نمیشود ما این مسئله‌ى مهم و اساسى را از دائره‌ى تحلیل و تذكر و توجه خارج كنیم؛ حادثه‌اى كه از یك سال قبل تقریباً، مخالفان جمهورى اسلامى، دشمنان جمهورى اسلامى، درباره‌ى آن حادثه داشتند برنامه‌ریزى منفى میكردند؛ پولها خرج كردند، فكرها كردند، فریادها كشیدند، كارهاى گوناگون انجام دادند، فشارها وارد كردند، براى اینكه این حادثه را به آن صورتى كه خودشان میخواستند، دربیاورند؛ یا انتخابات اتفاق نیفتد، یا انتخابات با اقبال كم مردم، با بى‌اعتنائى مردم مواجه شود؛ یا اینكه حتّى بعد از انتخابات بهانه‌هائى به وجود بیاید كه بتوانند مقاصد شوم خودشان را در كشور اعمال كنند؛ براى همه‌ى اینها برنامه‌ریزى كرده بودند. اینها همه‌اش خبرهاى پنهان نیست، اطلاعات ویژه و پنهان نیست؛ خیلى از آنها اطلاعات آشكار است. هر كسى رفتارهاى جبهه‌ى دشمن جمهورى اسلامى را در این حدود یك سال دیده باشد، دنبال كرده باشد، یا شنیده باشد، میفهمد كه اینها چه برنامه‌ریزى‌اى كرده بودند.

خب، آنچه كه اتفاق افتاد، صد و هشتاد درجه عكس آن چیزى بود كه آنها میخواستند. این چیز كمى است؟ این حادثه‌ى كوچكى است كه ماستمالى كنند، با تحلیلهاى آبكى از روى قضیه بگذرند؟ نخیر، ملت ایران عظمتى را از خود ساطع كرد؛ ملت ایران كار بزرگ و كارستانى انجام داد؛ در عرصه‌ى مواجهه و مقابله و خصومت و كینه‌ورزى دشمنان بین‌المللى، از خود مهارت نشان داد. چرا این را پنهان كنند؟ چرا این را بارها تكرار نكنیم؟

چند نكته‌ى اساسى در این انتخابات بود. البته نكات فراوانى است، اما من دو سه نكته را عرض میكنم: یكى همین حضور مردم است. از مدتها قبل شبهه‌پراكنى كردند، تردیدآفرینى كردند؛ درباره‌ى صحت انتخابات، درباره‌ى مجریان و ناظران انتخابات هى گفتند، براى اینكه مردم را دلسرد كنند، تردید ایجاد كنند، كه منجر بشود به نیامدن مردم پاى صندوقهاى رأى؛ اما مردم درست عكس عمل كردند. جورى شد كه خود دستگاههاى تبلیغاتى دشمن هم نتوانستند انكار كنند، ندیده بگیرند. روزى كه انتخابات بود، در همان اوان انتخابات، رسانه‌هاى دشمن گفتند كه اجتماع مردم زیاد است، پرشور است، همه آمده‌اند، از صبح آمده‌اند. این خیلى پدیده‌ى مهمى بود. پس مسئله‌ى اول، همین حضور مردم بود، كه یك معناى مهمى داشت.

معناى حضور مردم این بود كه به سرنوشت كشور علاقه‌مندند؛ به نظام جمهورى اسلامى، كه این انتخابات جزو اركان و متون آن است، علاقه‌مندند؛ به دستگاههاى برگزاركننده‌ى انتخابات - چه مجرى، چه ناظر - اعتماد دارند و امیدوار به حركت مستمرِ پیشرونده‌ى كشورند. این مسئله‌ى اعتماد، نكته‌ى بسیار مهمى است. در كنار هوشمندى مردم، بصیرت مردم در این حضور، اعتماد عمومى هم نكته‌ى بسیار مهمى است. جالب اینجا است كه ما به مردم عزیزمان عرض كردیم كه خب مردم نظامشان را دوست میدارند، مى‌آیند رأى میدهند؛ اما اگر احیاناً كسى هم هست كه با نظام اسلامى خیلى دل صافى ندارد، اما براى كشورِ خودش و منافع كشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضى‌ها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان‌دهنده‌ى چیست؟ نشان‌دهنده‌ى این است كه حتّى كسانى كه طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم میدانند كه نظام جمهورى اسلامى منافع كشور را و عزت ملى را میتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهاى مختلف این است كه در مقابل هجمه‌هاى جهانى، در مقابل طمع‌ورزان بین‌المللى، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهورى اسلامى، استوار و مستحكم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میكند؛ این را حتّى آن كسانى هم كه احیاناً آمدند رأى دادند، اما به نظام اعتقادى هم نداشتند، با این كارِ خودشان تصدیق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهورى اسلامى، عمومى است. این هم یك نكته، كه خیلى مهم است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات بود و غالباً مورد غفلت قرار میگیرد، این است كه این انتخابات، انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها با هم بود. انتخابات ریاست جمهورى در بسیارى از كشورها با درگیرى و مخاصمه و دعوا و كتك‌كارى و احیاناً خونریزى انجام میگیرد. انتخابات شوراها در مناطق دوردست، از انتخابات ریاست جمهورى هم از این جهت حساستر است. در فلان روستا، در فلان شهر كوچك، بین دو طایفه، بین بالاى ده و پائین ده، بین گروههاى مختلف در یك روستا یا یك شهر كوچك، امكان درگیرى و امكان مخالفت وجود دارد. در این كشور وسیع، در این خاك پهناور، در این ده‌ها هزار شهر و روستا در سراسر كشور، یك حادثه كه نشان‌دهنده‌ى ناامنى در این كشور باشد، اتفاق نیفتاد و گزارش نشد. این چیز كوچكى است؟ «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان». امنیت براى یك ملت جزو اساسى‌ترین نیازها است. اگر امنیت بود، پیشرفت به وجود مى‌آید، علم رشد میكند، اقتصاد شكوفائى پیدا میكند، سازندگى كشور امكان پیدا میكند. امنیت به این گستردگى در این كشور، خودش را در این انتخابات نشان داد. هرچه میخواستند دستگاههاى امنیتى كشورمان با تبلیغات بگویند، نمیتوانستند این حقیقت را به این روشنى بیان كنند كه انتخابات بیان كرد. این انتخابات نشان داد كه بحمدالله در این كشور، به خاطر همراهى مردم، به خاطر هوشیارى مسئولان امور، در بخشهاى مختلف و در سراسر كشور - كشور به این بزرگى - امنیت خوبى برقرار است. این هم یك نكته است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات به نظر بنده برجسته بود و جا دارد كه انسان خدا را شكر كند، این بود كه بعد از انتخابات، نامزدهاى مختلف با نجابت و قانون‌پذیرى در این قضیه عمل كردند و واكنش نشان دادند؛ این خیلى چیز مهمى است. رفتند با رئیس جمهور منتخب، برادرانه و دوستانه دیدار كردند و به او تبریك گفتند، اظهار خرسندى كردند. بنده لازم است از این حضرات تشكر كنم. این است كه كام مردم را شیرین میكند، این است كه موجب میشود مردم احساس كنند موفقیت به دست آورده‌اند. حالا اگر بدقلقى نشان میدادند، در این قضایا رفتار نانجیبانه میكردند، یك چیزى را بهانه میكردند، دعوائى راه مى‌انداختند - كه دعوا را به هر بهانه‌اى میشود راه انداخت - كام مردم تلخ میشد. اینكه ما بارها و به تكرار از حوادث سال ۸۸ شكایت كردیم، گله كردیم، انتقاد كردیم، به خاطر این است. در یك انتخابات باعظمت و باشكوه، مردم احساس پیروزى میكنند؛ بعد یك نفر، دو نفر، چهار نفر آدم بیایند كام مردم را تلخ كنند؛ در حالى كه راه براى قانونگرائى وجود دارد. این، آن سال اتفاق افتاد؛ كام مردم تلخ شد، شیرینى انتخابات از مردم دریغ داشته شد؛ در انتخابات امسال نه، بحمدالله كام مردم شیرین شد، مردم شادى كردند. رفتار باید قانونمدارانه باشد. اینكه ما این همه تأكید كردیم بر این كه قانون را رعایت كنید، این نتیجه‌اش است. وقتى قانون رعایت شد، دهن مردم شیرین میشود، دل مردم شاد میشود. این باید براى همیشه براى ما درس باشد. مردم هم در اینجور قضایا تفرّس میكنند، نگاه میكنند، چهره‌هاى سیاسى را شناسائى میكنند. آن چهره‌ى سیاسى‌اى كه با نجابت، با قانونمدارى در قضایا برخورد میكند، مردم از او خوششان مى‌آید. آن كسانى كه به قانون بى‌اعتنائى میكنند، واگرائى از قانون میكنند - به هر بهانه‌اى آنها را هم مردم شناسائى میكنند؛ از آنها بدشان مى‌آید. این هم یك نكته‌ى اساسى است.

به هر حال انتخابات حقیقتاً یك پدیده‌ى برجسته و مهم بود؛ و این فضل الهى بود، لطف پروردگار بود كه دلهاى ملت را هدایت كرد و نیروهاى عظیم مردم وارد صحنه شدند و این حماسه را به وجود آوردند. انتخابات حقیقتاً حماسه شد؛ مردم همان چیزى را كه آرزوى خیرخواهان بود كه یك حماسه‌ى سیاسى به وجود بیاید، تحقق دادند.

حالا هم باید به آن كسى كه منتخب مردم است، همه كمك كنند، دستگاه‌هاى مختلف كمك كنند؛ این عرض ما است. اداره‌ى امور كشور، برادران و خواهران! كار سختى است. از دور میشود نشست ایرادگیرى كرد. مكرر ما مثال زدیم: یك نفر كنار استخر بنشیند و از آن كسى كه از طبقه‌ى چندمِ این سكّو دارد در آب شیرجه میزند، ایراد بگیرد؛ كه بله اینجا پایش كج شد، اینجا دستش راست نبود، خوب نیامد. ایراد گرفتن، آسان است؛ اما اگر قرار باشد خود ما برویم آن بالا و بخواهیم شیرجه بزنیم، مى‌بینیم جرأت نمیكنیم. ایراد گرفتن و اعتراض كردن، آسان است. نمیگوئیم كسى ایراد نگیرد، انتقاد نكند، اعتراض نكند؛ چرا، انتقاد كردن و اعتراض كردنِ سالم قطعاً براى پیشرفت كار كشور مفید است؛ اما این را هم باید توجه داشت كه كار اجرائى سخت است. حالا بحمدالله مردم یك رئیس جمهور انتخاب كردند؛ باید همه به این رئیس جمهور كمك كنند. توقعات را هم نباید زیاد دامن زد، نباید در قضایا زیاد شتابزده برخورد و قضاوت كرد، تا ان‌شاءالله كارهاى مهم كشور انجام شود.

من در مورد اظهاراتى هم كه نامزدهاى محترم در تلویزیون كردند -  قبل از انتخابات عرض كردم - عرایضى دارم؛ فعلاً خیلى مجال نیست انسان تفاصیل را بگوید؛ لیكن یكى از حرفهاى ما همین است. بله، نقاط ضعفى وجود دارد، اما نقاط قوّت را هم باید دید. دولت كنونى هم نقاط قوّت فراوانى دارد، گیرم نقاط ضعفى هم وجود دارد. كدامِ ما در كار كردمان، در عملمان، نقطه‌ى ضعف نداریم؟ نقاط قوّت را هم باید دید. كارهاى مهمى در كشور انجام گرفته است. خدماتى كه شده، كارهاى زیربنائى‌اى كه انجام گرفته، سازندگى‌هائى كه انجام گرفته، اینها را نباید ندیده گرفت. اینها در اظهارات نامزدهاى محترم، در برنامه‌هاى دو سه هفته‌اىِ تبلیغات انتخابات، غالباً ندیده گرفته میشد. چقدر خوب بود وقتى كه مثلاً معضل اقتصادى را بیان میكنند، گرانى را بیان میكنند، تورم را بیان میكنند - كه البته اینها واقعیت هم دارد - در كنارش كارهائى كه انجام گرفته است، زحماتى كه كشیده شده، اینها را هم بیان میكردند. اینجور برخورد كردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند. البته بدیهى است كسى كه خود را به مردم عرضه میكند، اشكالات موجود را مى‌بیند، به مردم هم میگوید، این ایرادى ندارد؛ اما در این زمینه نباید مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود.

یك جمله هم در خصوص قضیه‌ى هسته‌اى عرض كنم - در آینده اگر لازم شد، شاید مفصلتر عرض كنیم - من در سخنرانىِ روز اول سال گفتم جبهه‌ى مخالف ما كه عمدتاً منحصر در چند كشور معدودِ زورگو و زیاده‌خواه است و اسم خودشان را بغلط و بدروغ میگذارند جامعه‌ى جهانى، و در رأس آنها آمریكا است، محرك اصلى هم صهیونیست هایند، مسئله‌ى اینها این است كه نمیخواهند موضوع هسته‌اى ایران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هسته‌اى براحتى حل میشد. بارها تا لحظه‌ى حل پیش رفتیم، امضاء كردند، آژانس هسته‌اى امضاء كرد؛ قبول كرد كه این اشكالاتى كه وجود داشته، برطرف شده - اینها موجود است، اینها سند است؛ اینها كه قابل انكار نیست - خب باید قضیه تمام میشد، پرونده‌ى هسته‌اى كشور باید پایان پیدا میكرد. آمریكائى‌ها بلافاصله یك چیز جدید را مطرح كردند، آوردند وسط. نمیخواهند قضیه تمام شود. نمونه‌هاى متعددى را ما در این زمینه داریم. حل مسئله‌ى هسته‌اى جمهورى اسلامى، به حسب طبیعت خود، از جمله‌ى كارهاى سهل و آسان و روان است؛ اما وقتى طرف مقابل مایل نیست این قضیه حل شود، خب بله همین جور میشود كه ملاحظه میكنید.

بنابراین این را باید توجه داشته باشند؛ جمهورى اسلامى در قضیه‌ى هسته‌اى، هم قانونى عمل كرده است، هم شفاف عمل كرده است، هم از لحاظ استدلالى، منطقى عمل كرده است؛ منتها این یك نقطه‌اى است كه براى فشار بر جمهورى اسلامى این را مناسب دانسته‌اند. اگر این هم نباشد، یك قضیه‌ى دیگرى را براى فشار مطرح میكنند. هدف، تهدید است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته كردن است. خودشان گفتند: هدف، تغییر دادن نظام سیاسى و سازوكار سیاسى است. البته در حرفهاى خصوصى كه میزنند، یا گاهى نامه كه مینویسند، میگویند نه، ما نمیخواهیم نظام را تغییر دهیم؛ لیكن در گوشه و كنار حرفهایشان، در اظهاراتشان، در عملكردشان، این مسئله كاملاً روشن است. ملتى كه زیر فرمان آنها نباشد، بر طبق میل آنها عمل نكند، بر طبق سلیقه‌ى آنها در ممشاى خود عمل نكند، مغضوب آنها است. حكومتها و دولتها هم اگر در مقابل آنها مطیع و سربه‌راه بودند، برایشان مقبولند؛ نه دموكراسى براى آنها اهمیت دارد، نه حقوق بشر اهمیت دارد، نه هسته‌اى اهمیت دارد. مسئله این است كه جمهورى اسلامى روى پاى خود ایستاده است، با اتكاء به قدرت خود ایستاده است، با اعتماد به خداى متعال ایستاده است، و در جهات مختلف دارد پیشرفت میكند؛ این را اینها نمى‌پسندند، و نپسندند. البته تجربه‌ى جمهورى اسلامى و تجربه‌ى ملت ایران نشان داد كه در این راه، آن كه پیروز است، ملت ایران است و او است كه به دشمنان خود سیلى خواهد زد.

راه نظام جمهورى اسلامى، راه خدا است؛ هدفها، هدفهاى الهى است؛ تكیه‌گاه، اراده‌ى الهى است؛ و اینچنین راهى هیچ وقت به بن‌بست منتهى نخواهد شد. این را همه باید بدانند و مطمئن باشند كه به توفیق الهى و به اذن‌الله بن‌بستى در راه ما وجود نخواهد داشت. امیدواریم ان‌شاءالله همچنان كه تا امروز ملت ایران روزبه‌روز پیشرفت كرده‌اند، بعد از این هم با ابتكار مسئولان، با حركت مسئولان، با همت و توكل مسئولان، این پیشرفت ادامه پیدا كند و همه‌ى ملت ایران مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) باشند و روح مطهر امام و ارواح شهدا از ما و شماها راضى باشد.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

 ۱) توبه: ۴۷ لَوْ خَرَجُوا فیكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاَّ خَبالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ یَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فیكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ

اگر آنها همراه شما (بسوى میدان جهاد) خارج مى‏ شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏ افزودند و بسرعت در بین شما به فتنه‏ انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏ پرداختند و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرامى‏ دهند و خداوند، ظالمان را مى‏ شناسد.



نوع مطلب : انتخابات، انرژی هسته ای، حمایت مردمی از نظام، دولت دهم، قانون، نفاق و منافقین، وظایف قوه قضائیه، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، 
برچسب ها : دو هدف قوه قضائیه، هدف دشمنان، سه دستاورد انتخابات 92، نامزدهای نجیب، انتخابات 88، بیانات در دیدار کارکنان قوه قضائیه، مردم از چه رجل سیاسی بدشان می آید،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

به مناسبت سوم شعبان ۱۴۳۴ سالروز میلاد امام حسین علیه‌السّلام

22/3/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما برادران، خواهران، جوانان عزیز كه از راه‌هاى دور و نزدیك زحمت كشیدید و روز عید ما را به معناى واقعى كلمه عید كردید. اجتماع دوستان اهل‌بیت، دوستان سیّدالشّهدا، لبهاى خندان، دلهاى شاد به مناسبت میلاد باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام حقیقتاً روز عید را یك عید واقعى میكند. امیدواریم ملت ایران همواره در همه‌ى احوال، در گذشت زمان، روزبه‌روز ان‌شاءالله با توسّل به ذیل عنایت الهى و با توجّه به اهل‌بیت علیهم‌السّلام و به معارف اسلامى، روزبه‌روز ان‌شاءالله موفّق‌تر و سربلندتر و شادتر باشد.

روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌الصّلاةوالسّلام روز باعظمتى است. به فرمایش مرحوم آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى ملكى - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوى از عظمت حسین‌بن‌على به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگى است. در این روز كسى متولد شد كه سرنوشت اسلام، به او، به حركت او، به قیام او، به فداكارى او، به اخلاص او بسته بود. این بزرگوار در تاریخ بشریّت، یك حركتى را - كه نظیر و شبیهى ندارد - ارائه‌ى به تاریخ كرد و در مقابل چشم بشریّت گذاشت كه هرگز فراموش نخواهد شد؛ الگو است. فداكارىِ براى هدف الهى، در آن حجم، در آن مقیاس عظیم؛ فداكارىِ به معناى دادن جان خود، جان عزیزان؛ اسارت حرم اهل‌بیت، با آن وضع، با آن فجاعت؛ تحمّل این حادثه‌ى سخت، براى اینكه اسلام بماند، براى اینكه ظلم‌ستیزى به‌عنوان یك اصل در تاریخ اسلام و در تاریخ بشریّت به یادگار بماند؛ این چیزى است كه دیگر نظیرى براى آن نمیشود پیدا كرد. خیلیها در راه خدا شهید شدند، در ركاب پیغمبر، در ركاب امیرالمؤمنین، در ركاب انبیاء الهى، هیچ‌كدام با حادثه‌ى كربلا قابل مقایسه نیست. فرق است بین آن كسى كه در میان هلهله و تحسین یاران و همراهان و به امید فتح و پیروزى وارد میدان میشود میجنگد و بعد شهید میشود و به خاك هلاك مى‌افتد - كه البتّه اجر بسیار بالایى دارد - و بین آن جماعتى كه در یك دنیاى تاریك و ظلمانى، در هنگامى كه همه‌ى سرجنبانان بزرگ دنیاى اسلام از همراهى با آنها سر باز میزنند بلكه آنها را بر این اقدام ملامت هم میكنند، امید یارى از هیچ‌كس نیست، كسى مثل عبدالله‌بن‌عباس آنها را منع میكند، كسى مثل عبدالله‌بن‌جعفر آنها را منع میكند، یاران و مخلصان و علاقه‌مندان در كوفه از همراهى با او سر باز میزنند، تنهاى تنها، فقط با تعداد معدودى از یاران مخلص، و با خانواده - با همسر، با خواهر، با خواهرزاده‌ها، با برادرزاده‌ها، با جوانان، با فرزند شش ماهه - وارد میدان میشود. این یك حادثه‌ى عجیبى است؛ یك منظره‌ى پرشكوهى است در تاریخ كه در مقابل چشم بشریّت گذاشته شده است. امام حسین علیه‌السّلام خود را براى یك چنین روزى آماده میكرد.

 البتّه زندگى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام در طول تاریخِ زندگى پنجاه و چند ساله‌ى آن بزرگوار، همه درس است: دوران كودكى او درس است، دوران جوانى او درس است، در دوران امامت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او همه درس است. این‌جور نبود كه كار امام حسین فقط در آن روز آخر باشد، لكن حادثه‌ى كربلا این‌قدر عظمت دارد، این‌قدر درخشنده است كه مثل خورشیدى همه‌ى نورهاى دیگر را تحت‌الشّعاع قرار میدهد؛ والا خطابه‌ى امام حسین علیه‌السّلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعین در منى‌ - كه در كتب حدیث ذكر شده است - یك سند تاریخى است؛ نامه‌ى آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پایه‌ها و اركان دینى در زمان خودش  - «ثُمَّ انتُم ایَّتُها العِصابَة، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة»(۱) كه در كتب معتبر حدیث نقل شده است - یك سند تاریخى مهم است؛ رفتارهاى آن بزرگوار؛ برخوردش با معاویه، نامه‌اش به معاویه؛ حضورش در كنار پدر در دوران كوتاه خلافت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام؛ همه‌ى اینها قدم‌به‌قدم درس است؛ منتها حادثه‌ى عاشورا چیز دیگرى است. امروز روز ولادت این بزرگوار است؛ در این روز باید از حسین‌بن‌على درس آموخت؛ درس حسین‌بن‌على علیه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى این است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودى خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، كار من و شما نیست؛ امّا در سطوحى كه با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.

 امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسین‌بن‌على آموخته است. سى و چند سال است كه قاطبه‌ى ملت ایران در این راه حركت میكند؛ حالا بالاخره یك نوادر و یك شواذّى هم گوشه كنار هستند امّا حركت قاطبه‌ى ملت ایران در جهت و حركت حسین‌بن‌على است. سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود امّا درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حركت حركت بابركتى است، گاهى ممكن است مثل ماجراى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام منتهى‌ به شهادت بشود، امّا این حالت، این روحیّه، براى اقامه‌ى دین خدا و همه‌ى بركاتى كه بر اقامه‌ى دین خدا مترتّب است مفید است. ملت ایران با این روحیّه وارد میدان شد، یك بناى ظلمِ ملى و بین‌المللى را در ایران ویران كرد، به جاى آن بناى اسلامى پایه‌گذارى كرد. این‌جور نیست كه حالا هر كس راه حسین‌بن‌على را رفت، حتماً آخر كار بایستى به صورت ظاهر، به شكل دنیایى، ناكامى باشد؛ نخیر، این راه را، این درس را در مقابل چشم بشریّت گذاشته‌اند، میگویند اگر دنیا هم میخواهى، اگر عزّت هم میخواهى، در این راه است؛ باید حركت كنى. ملت ایران این را تجربه كرده است؛ این را باید قدر دانست. ملت ایران حسینى و عاشورائى وارد میدان شد، در یك انقلاب عظیم و شاید بشود گفت بى‌نظیر در این سده‌هاى طولانى كه جلوى چشم ما است - لااقل كم‌نظیر - پیروز شد. ملت ایران این روش را اتّخاذ كرد، تا امروز روزبه‌روز پیش رفت. البتّه دشمنها با وسائل تبلیغاتیشان، با بلندگوهایشان حاضر نیستند صریحاً اعتراف بكنند به پیشرفت ملت ایران امّا مردم دنیا كور كه نیستند، مى‌بینند دیگر؛ ایرانِ دوران طاغوت كجا، ایرانِ جمهورى اسلامى كجا؟ ایرانِ سال ۵۷ كجا، ایرانِ سال ۹۲ كجا؟ در علم، در سیاست، در امنیّت، در تسلطِ بر حوادث منطقه، در تأثیرِ در حوادث جهان، در امید و اعتمادبه‌نفس در پیمودن راه عزّت و سعادت، امروز كجا، دیروز كجا؟ امروز ملت ایران دارد میتازد به طرف جلو. و ان‌شاءالله روزبه‌روز این ادامه خواهد داشت؛ این را به شما عرض بكنم؛ همه‌ى قرائن این را نشان میدهد. خب این یك فصل است.

 در كنار این فصل، این را هم عرض بكنیم كه با قطعِ نظر از سوّم شعبان، ما وارد ماه شعبان شدیم. ماه عبادت، ماه توسّل، ماه مناجات؛ وَ اسمَع دُعائى اِذا دَعَوتُك، وَ اسمَع نِدائى اِذا نادَیتُك؛(۲) فصل مناجات با خداى متعال، فصل مرتبط كردن این دلهاى پاكْ با معدن عظمت، با معدن نور؛ این را قدر باید دانست. این مناجات شعبانیّه یك تحفه‌اى است كه در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلى داریم، همه‌ى این دعاها هم پر از مضامین عالى است، امّا بعضى یك برجستگى خاصّى دارند. من از امام بزرگوار (رضوان الله علیه) سؤال كردم، گفتم در میان این دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به كدام دعا بیشتر علاقه‌مندید و دلبسته‌اید؟ فرمودند به دعاى كمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یك دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیله‌ى بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعاى كمیل، مناجات شعبانیّه. وقتى انسان مراجعه میكند به این دو دعا، دقّت میكند، مى‌بیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهاى زیادى به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوكّل به خدا؛ كَاَنّى بِنَفسى واقِفَةٌ بَینَ یَدَیك، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَكُّلى عَلَیك، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنى بِعَفوِك؛(۳) امید، امید به مغفرت الهى، به رحمت الهى، به توجّه الهى، بلندهمّتىِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهى هَب لى كَمالَ الانقِطاعِ اِلَیك، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیك.(۴) ماه شعبان یك چنین ماهى است؛ دلهاى پاك، دلهاى نورانى، دلهاى جوان، از این موقعیّت بهره بگیرند، استفاده كنند، رابطه‌تان را با خدا قوى كنید.

 در این راه عظمت و عزّتى كه ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توكّل به خدا و ارتباط با خدا، یك نقش بزرگ و اساسى دارد. عدّه‌اى غافلند، همه‌اش روى محاسبات مادّىِ محض محاسبه میكنند؛ در محاسباتشان معنویّت و كمك الهى و توكّل به خدا و حسن ظنّ به وعده‌ى الهى كأنّهُ هیچ راهى ندارد. خب این محاسبات مادّى را مستكبرین عالم هم دارند میكنند، بهتر از شما هم میكنند، چرا روزبه‌روز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشكلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم كنند؟ چرا مجبور میشوند لشگركشى كنند - به افغانستان، به عراق، به پاكستان - انسانهاى بى‌گناه را بكُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلى الظُّلمِ ضَعیف؛(۵) آن كسى كه ضعیف است احتیاج دارد به این‌كه ظلم بكند؛ ضعیفند كه ظلم میكنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بى‌محابا به كار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقب‌رفت است، هم عقب‌رفت در معیارهاى معنوى، هم عقب‌رفت در محاسبات مادّى. روزبه‌روز تمدّن غرب دارد مشكلات بیشترى در اطراف خود میتند، و این مشكلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با مبدأ هستى است؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلى‌ مَعدِنِ العَظَمَة، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَةً بِعِزِّ قُدسِك؛(۶) اینها لازم است. امروز براى ملت ایران این زمینه آماده است.

 من همین جا وارد مسئله‌ى انتخابات بشوم. گفتیم "حماسه‌ى سیاسى"؛ این حماسه‌ى سیاسى امروز شروع شده است. البتّه روز جمعه نقطه‌ى اوج این حماسه است؛ امّا امروز بحمدالله انسان میبیند در كشور حماسه‌ى سیاسى شروع شده است. انتخاباتْ امسال رنگ و بوى دیگرى دارد. همه‌ى دنیا چشمها را دوخته‌اند به این انتخابات؛ دشمنان ملت ایران چشمشان به این انتخابات است، دوستان ملت ایران هم همین‌طور؛ میخواهند ببینند ملت ایران چه خواهد كرد. دشمنان پولها خرج كردند، زحمتها كشیدند، سیاستها به كار بستند، به قول خودشان اتاقهاى فكر تشكیل دادند، براى اینكه راهى پیدا كنند تا ملت ایران را از نظام اسلامى جدا كنند. ملت ایران با حضور در پاى صندوقهاى رأى، با شركت در رأى دادن، ارتباط و اتّصال مستحكم خودش را با نظام اسلامى دارد اثبات میكند. این جلوى چشم مردم است. ملت ایران با این شور و شوقى كه امروز مشاهده میشود - كه خب بحمدالله شور و شوق مباركى است - به امید خدا، با توكّل به پروردگار، با همّت ملت عزیز، این حماسه به معناى واقعى تحقّق خواهد یافت؛ یك نمایش قدرتى است، هم براى ملت ایران، هم براى نظام جمهورى اسلامى، در مقابل چشم دشمنان. این‌همه تلاش كردند ملت را جدا كنند، بى‌تفاوت كنند، نسبت به انتخابات بدبین كنند، نسبت به دستگاه برگزاركننده‌ى انتخابات بدبین كنند، امّا ناكام شدند و ان‌شاءالله ناكام خواهند شد. این یك تجربه‌ى مهم و بزرگى است در مقابل ملت ایران. بنده اصرارم بر حضور حدّاكثرى و عمومى ملت ایران به‌خاطر این است كه مى‌بینم و میدانم كه حضور یكپارچه‌ى مردم، حضور پرشوق و امیدوارانه و قدرتمندانه‌ى مردم موجب میشود كه دشمن مأیوس بشود؛ وقتى دشمن مأیوس شد، كارآیى خود را از دست خواهد داد. اینكه ملاحظه میكنید دشمن در عرصه‌هاى مختلف، از زاویه‌هاى مختلف، گاهى تعرّضى، تجاوزى، پیش‌رفتى انجام میدهد، به‌خاطر این است كه كسانى به او چراغ سبز میدهند، دشمن را امیدوار میكنند. بعضى از حرفها دشمن را امیدوار میكند؛ بعضى از قیافه‌گرفتن‌ها و رفتارها دشمن را امیدوار میكند. وقتى دشمن امیدوار شد، بر فشار خود مى‌افزاید؛ وقتى دشمن ناامید شد، طبعاً خواهد دید فشار فایده‌اى ندارد، راه دیگرى را دنبال میكند. مصونیّت كشور، وابسته‌ى به حضور مردم است؛ كم شدن فشارهاى دشمنان، وابسته‌ى به حضور مردم است، وابسته‌ى به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهورى اسلامى و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.

 بحمدالله روال انتخابات تا امروز روال خوبى بوده است. یكى از نكات برجسته و مثبتى كه انسان مشاهده میكند - با خبرهایى كه داریم، با اطّلاعات آشكارى كه وجود دارد - این است كه گفتمان مردم در این انتخابات، گفتمان قانون‌گرایى است؛ با هر كسى صحبت میكنند، مصاحبه میكنند، مردم از تبعیّت از قانون میگویند؛ این خیلى حادثه‌ى باارزش و برجسته‌اى است؛ قانون‌گرایى. از بى‌قانونى مردم لطمه دیدند؛ در سال ۸۸ عدم تبعیّت از قانون، لگد زدن به قانون، به كشور لگد زد؛ این را مردم دیدند. یكى از پدیده‌هاى برجسته‌ى امروز این است كه مردم نگاهشان، گرایششان قانون‌گرایى است. خوشبختانه تا امروز، هم مسئولین، هم نامزدهاى مختلف و محترم رعایت كردند جهات قانونى را، مراعات كردند؛ ان‌شاءالله بعد از این هم همین خواهد بود. یك نكته‌ى مهم این است.

 یك نكته‌ى مهمّ دیگر این است كه با حركتى كه صداوسیما انجام داد - اینكه نامزدهاى مختلف، با گرایشهاى مختلف، هشت نفر با هشت گرایش، با هشت نوع نگاه نسبت به مسائل گوناگون كشور، آمدند در مقابل چشم مردم نشستند حرفهایشان را زدند - یك عدّه‌اى كه سالها است نعره میكشند كه در این كشور آزادى بیان نیست، خجالت‌زده شدند. این كارى كه صداوسیما كرد، مردم را در جریان افكار و آراء و نظرات و نگاه‌هاى نامزدها به صورت روبه‌رو قرار داد، این خیلى كارِ به نظر من مفید و باارزشى بود. یك عدّه‌اى سالها مرتّب نعره میزدند: آقا نمیگذارند، تریبون نمیدهند! بفرمایید، این هم تریبون، این هم حرف؛ نه براى یك گرایش خاص، براى هشت گرایش؛ آقایان هشت نفر بودند آن روز، هشت جور نسبت به مسائل كشور حرف زدند - تحلیلهاى گوناگون، نظرات گوناگون - خب نظرات اشخاص محترم است. البتّه بنده حرفهایى دارم، در زمینه‌ى مسائلى كه آن آقایان گفتند بنده مطالبى دارم، وقتش حالا نیست؛ ان‌شاءالله بعد از انتخابات اگر من زنده بودم، حقایقى را به ملت ایران عرض خواهم كرد - در پیرامون مطالبى كه آن آقایان محترم بیان كردند، حرفهاى گفتنى‌اى وجود دارد - لكن این خیلى خوب بود، براى ما خوشحال‌كننده بود. دشمنان جمهورى اسلامى، تهمت‌زنندگان به جمهورى اسلامى، خجالت‌زده شدند؛ دیدند این‌جور راحت، آزاد، نامزدها مى‌آیند حرف میزنند، به یكى حمله میكنند، از یكى دفاع میكنند، سیاستى را محكوم میكنند، جریانى را اثبات میكنند. جریانهاى فكرى و سیاسى كشور به طور كامل، در این مناظرات حضور داشتند؛ این یكى از نقاط قوّت انتخابات امسال بود. مردم هم احساس گرایشهاى پرشور در خودشان میكنند، بدون اینكه تعرّضى وجود داشته باشد. سال ۸۸، آن روز هم شور و هیجان بود منتها همراه با فحش و فضیحت! در این شهر تهران - حالا شهرستانها كمتر - مردم در این خیابانها راه میرفتند، یك عدّه به این یك عدّه به آن، یك عدّه علیه این یك عدّه علیه آن، شعار میدادند، حرف میزدند، به همدیگر میپریدند، بعضى‌ها در این بین پیدا میشدند بددهنى میكردند، فحش میدادند؛ در این انتخابات نه، شور و هیجان هست، احساسات هست، امّا بى‌ادبى نیست، بى‌احترامى نیست. این خیلى باارزش است؛ ما در چهار سال این‌قدر پیشرفت كردیم؛ خدا را شكر بر این پیشرفت و بر همه‌ى پیشرفتهاى فراوان دیگرى كه در این سالها بحمدالله براى كشور پیش آمده است.

 من توصیه‌ى اوّل و اهمّم حضور در پاى صندوقهاى رأى است؛ این از همه چیز مهم‌تر است براى كشور. ممكن است بعضیها - حالا به هر دلیلى - نخواهند از نظام جمهورى اسلامى حمایت بكنند امّا از كشورشان كه میخواهند حمایت كنند، آنها هم باید بیایند پاى صندوق رأى. همه باید بیایند پاى صندوقهاى رأى، حضور خودشان را اثبات كنند. هر كسى كه انتخاب خواهد شد - كه تقدیر الهى را ما نمیدانیم - اگر چنانچه آراء بیشترى از مردم را داشته باشد، در صورتى كه داراى رأى سدید و خوبى باشد، بهتر میتواند از آن رأى دفاع كند؛ میتواند در مقابل معارضین كشور بایستد. كشور ما دشمن دارد، معارض دارد. در عرصه‌ى بین‌المللى، دشمن بین‌المللى دشمنى نیست كه با رودربایستى و با من بمیرم، تو بمیرى كنار بكشد؛ در دنیا سیاست این‌جورى نیست كه با رودربایستى بگوییم: طرف را خجالت‌زده كنیم، مثلاً عقب بكشد؛ نخیر، هرچه شما ضعف نشان بدهید، او مى‌آید جلو؛ هرچه شما عقب بكشید، او جرى‌تر میشود. این را ما تجربه كردیم؛ یك جاهایى عقب كشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد؛ یك چیزى او گفت، ما به خیال یك مصلحتى حرف او را قبول كردیم، دیدیم پایش را گذاشت روى آن حرف، یك قدم آمد جلو؛ دشمن این‌جورى است. در مقابل دشمن بین‌المللى، با اراده‌ى قوى، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت - به این ملت باید اعتماد كرد، ملت ما ملت شجاع و رشیدى است - و با توكّل به خداى بزرگ و با حسن ظنّ به وعده‌ى الهى، بایستى راه را انتخاب كرد، با نگاه صحیح، عاقلانه، مدبّرانه پیش رفت، آن وقت خداى متعال هم به این‌چنین كارى بركت خواهد داد و توفیقات الهى شامل حال همه خواهد شد.

 بنده امیدوارم به فضل پروردگار و به لطف الهى كه ان‌شاءالله این امتحانى كه در پیش داریم - امتحان روز جمعه‌ى آینده، امتحان انتخابات، امتحان حضور در پاى صندوقهاى رأى - خداى متعال كمك كند و ملت ایران ان‌شاءالله در این انتخابات موفّق و پیروز بشود؛ بحوله و قوّته.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

۱) تحف‌العقول، ص ۲۳۷

۲) مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیّه‌

۳) همان. گویا در برابرت ایستاده و آن توكل نیكوئى كه بر تو دارم بر من سایه افكنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى در باره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده‏اى.‌

۴) همان. خدایا بریدن كاملى از خلق بسوى خود بمن عنایت كن و دیده‏هاى دلمان را بنور توجهشان بسوى خود روشن گردان! ‌

۵) صحیفه‌ى سجّادیّه، دعاى ۴۸

۶) همان.‌ بمخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته بعزت مقدست گردد،



نوع مطلب : انتخابات، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، فتنه 88، قانون، ایران و ایرانی، امام حسین، 
برچسب ها : امام حسین، دعای شعبانیه، دعای کمیل، امام خمینی، ماه شعبان، قیام امام حسین، بیانات در سالروز میلاد امام حسین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 خرداد 1392

بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی(قسمت دوم)

92/3/14

تا روزهاى آخر زندگى، هیچ كس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانى از افسردگى و تردید و خستگى و وادادگى و تسلیم‌طلبى پیدا نكرد. بسیارى از انقلابى‌هاى دنیا وقتى كه از دوران جوانى خارج میشوند و به پیرى میرسند، دچار تردید میشوند، دچار محافظه‌كارى میشوند؛ حتّى گاهى حرفهاى اصلى خودشان را هم پس میگیرند. بیانیه‌هاى امام در سالهاى آخر عمر، حتّى از سخنان سال ۴۲ ایشان گاهى انقلابى‌تر بود، تندتر بود، قوى‌تر بود؛ پیر میشد، اما دل او جوان بود، روح او زنده بود؛ این همان استقامتى است كه در قرآن كریم میفرماید: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً».(۳) در آیه‌ى دیگر میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ».(۴) این سه باور، امام را زنده نگه داشت؛ جوان نگه داشت؛ فكر امام و راه امام و طریقه‌ى امام را براى این ملت، ماندگار و ثابت كرد؛ آن وقت همین سه باور بتدریج در مردم ما، در جوانان ما، در قشرهاى گوناگون، همگانى شد؛ امید پیدا شد، اعتماد به نفس پیدا شد، توكل به خدا پیدا شد؛ اینها جاى یأس را گرفت، جاى تاریك‌نمائى را گرفت، جاى بدبینى را گرفت؛ مردم ایران روحیات خودشان را تغییر دادند، خداى متعال هم وضع آنها را تغییر داد: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛(۵) ملت ایران راه خود را، حركت خود را، انگیزه‌هاى خود را اصلاح كردند، خداى متعال هم به آنها كمك كرد، به آنها نصرت داد و پشتیبانى كرد. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد كه ایرانِ وابسته تبدیل شد به ایران مستقل.

از وابستگى رژیم طاغوتى پهلوى - كه بدتر از رژیم مرتجعِ روسیاهِ قاجار بودند - به انگلیس و بعد به آمریكا، چیزهاى زیادى هست كه جوانهاى عزیز ما باید بدانند. وابستگى اینها به حالت شرم‌آور رسیده بود. بعد از انقلاب، یكى از دیپلماتهاى برجسته‌ى آمریكا این را گفت و نوشت؛ گفت ما بودیم كه به شاه میگفتیم شما به فلان چیز احتیاج دارید، به فلان چیز احتیاج ندارید! آنها بودند كه میگفتند این رابطه را باید برقرار كنید، این رابطه را باید قطع كنید؛ نفت را این مقدار تولید كنید، این مقدار بفروشید؛ به كى بفروشید و به كى نفروشید! كشور با سیاست آمریكا، با نقشه‌ى آمریكا، و پیش از آن با سیاست و نقشه‌ى انگلیس اداره میشد. این كشور وابسته تبدیل شد به ایران مستقل، ایران سرافراز. سران فاسد و خائن و پول‌پرست و غرق در شهوات و لذتهاى مادى و حیوانى، بر این كشور حكمرانى میكردند؛ این تبدیل شد به نمایندگان مردم؛ جاى خود را دادند به زمامدارانى كه نمایندگان مردم بودند. در این سى و چند سال كسانى بر این كشور فرمانروائى كردند، قدرت را در دست گرفتند، سیاست و اقتصاد را در دست گرفتند كه نماینده‌ى مردم بودند. با همه‌ى ضعفها و با همه‌ى قوّتهائى كه در اشخاص مختلف وجود داشت، این خصوصیت همه بود كه اینها نماینده‌هاى مردم بودند؛ كسانى بودند كه كیسه‌اى براى خود ندوخته بودند - البته یكى ضعیف‌تر است، یكى قوى‌تر است - این خیلى مسئله‌ى مهمى است. آن سیاستمداران خبیثِ وابسته‌ى طماعِ پستِ فرودست در مقابل دشمنان و خشمگین در مقابل مردم، تبدیل شدند به نمایندگان مردم. كشور عقب‌مانده‌ى ما از لحاظ علمى، تبدیل شد به یك كشور پیشرفته‌ى علمى. ما قبل از انقلاب هیچ افتخار علمى در كشور نداشتیم. امروز دیگران درباره‌ى ما میگویند، مراكز سنجش جهانى درباره‌ى ایران قضاوت میكنند كه رشد و شتاب پیشرفت علمى، یازده برابرِ متوسط دنیا است. این چیز كمى است؟ مراكز سنجش علمى پیش‌بینى میكنند كه تا چند سال دیگر - تا سال ۲۰۱۷ - ایران در رتبه‌ى چهارم علمى دنیا قرار میگیرد. این چیز كوچكى است؟ آن كشورى كه از لحاظ علمى هیچ افتخارى نداشت، تبدیل شد به این.

ما كشورى بودیم كه اگر میخواستیم یك جاده، یك بزرگراه، یك سد، یك كارخانه بسازیم، باید به سمت بیگانگان دست دراز میكردیم تا مهندسان خارجى بیایند براى ما سد درست كنند، جاده درست كنند، كارخانه احداث كنند. امروز جوانان این ملت، بدون كمترین اعتنائى به بیگانگان، هزاران كارخانه، صدها سد و پل و راه و بزرگراه در كشور ایجاد میكنند. امروز رشد علمى و فنى و توانائى‌هاى سازندگى در كشور به این نقطه‌ى از اوج رسیده است؛ آیا شایسته است كه ما اینها را نبینیم؟

در زمینه‌ى بهداشت و درمان، براى یك جراحىِ اندكى پیچیده، بیمار ما باید میرفت در بیمارستانهاى اروپا سرگردان میشد، اگر پول داشت؛ و اگر پول نداشت، باید میمرد. امروز در كشور ما پیچیده‌ترین جراحى‌هاى بزرگ - پیوند كبد، پیوند ریه، كارهاى مهم در زمینه‌ى جراحى و پزشكى - انجام میگیرد؛ نه فقط در تهران، در بسیارى از شهرهاى دوردست. این توانائى‌ها امروز وجود دارد. ملت ایران در این زمینه احتیاجى به بیگانگان ندارد؛ در این زمینه‌ى بسیار مهم و حیاتى، به استقلال و خودكفائى رسیده است.

بسیارى از نقاط این كشور، فراموش‌شده بود - بنده در دوران پیش از انقلاب، به شهرستانهاى مختلف و جاهاى گوناگون زیاد سفر میكردم - كمترین نگاهى به مناطق دوردست كشور نمیشد؛ اما امروز خدمات گوناگون در سرتاسر كشور گسترده است؛ در شهرهاى دوردست، در روستاهاى گوناگون. امروز معنا ندارد كه كسى بگوید فلان جا از نیروى برق یا فرضاً از زیرساختهاى جاده و امثال اینها محروم مانده است. آن روز اگر یك نقطه‌اى در نقاط دوردست برخوردار بود، مایه‌ى تعجب بود؛ امروز عكسش مایه‌ى تعجب است. آن روز در جمعیت سى و پنج میلیونى كشور، قبل از انقلاب، صد و پنجاه هزار دانشجو بود؛ امروز جمعیت شده است دو برابر، تعداد دانشجو شده است بیست برابر، بلكه سى برابر؛ این یعنى توجه به علم. كثرت دانشجویان، كثرت اساتید، كثرت دانشگاه، قابل توجه است. در هر شهر دورافتاده‌اى، یكى، دو تا، پنج تا، گاهى ده تا دانشگاه وجود دارد. آن روز استانهائى وجود داشت كه تعداد دبیرستانهایش به عدد انگشتان دو دست نمیرسید؛ امروز در همان استانها، در هر شهرش، چند دانشگاه، گاهى چندین دانشگاه وجود دارد. این، حركت عظیم ملت ایران است كه به بركت انقلاب و با همت جوانان و همت مسئولان، در طول این سى و چند سال اتفاق افتاده است؛ اینها حوادث مهمى است. به بركت انقلاب، زیربناهاى فراوان در این كشور ساخته شد؛ هزاران كارخانه در این كشور احداث شد؛ كارخانه‌هاى مادر در این كشور به وجود آمد؛ محصولاتى كه با منت باید ذره ذره از بیگانگان میخریدیم و تهیه میكردیم، امروز به‌وفور در كشور تولید میشود؛ اینها را باید دید؛ اینها همه به بركت همان سه باورى است كه امام در این ملت تزریق كرد و این باورها را در آنها برانگیخت: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود.

 ما این حرفها را نمیزنیم براى اینكه غرور كاذب به وجود بیاید؛ شاد شویم، خوشحال شویم كه خب الحمدلله به پیروزى رسیدیم، تمام شد؛ نه، ما هنوز خیلى راه در پیش داریم. من به شما عرض كنم؛ ما اگر خودمان را با ایران دوران طاغوت مقایسه كنیم، این برجستگى‌ها به چشم مى‌آید؛ اما اگر خودمان را با ایران اسلامىِ مطلوب مقایسه كنیم - كشورى كه اسلام براى ما خواسته است، جامعه‌اى كه اسلام براى ما خواسته است؛ جامعه‌اى كه در آن، عزت دنیا هست، رفاه دنیا هست، ایمان و اخلاق و معنویت هم در آن هست؛ همه به حد وفور - راه طولانى‌اى در پیش داریم. من این عرایض را میكنم براى اینكه جوانان عزیز ما و ملت شجاع ما بدانند كه ادامه‌ى این راه را هم با همین سه باور میتوانند در پیش بگیرند و پیش بروند. بدانید راه، طولانى است؛ اما شما توانائید، شما قدرت دارید، شما امكان دارید؛ میتوانید این راه طولانى را تا رسیدن به قله‌ها، با توانائى كامل، با سرعت و شتاب لازم ادامه دهید. این حرفها براى این است كه اگر دشمنان میخواهند در دل ما یأس به وجود بیاورند، بدانید كه آنها دارند دشمنى میكنند؛ همه چیز براى ما نمایشگر امید است.

نقشه‌ى راه هم در مقابل ما است. ما نقشه‌ى راه داریم. نقشه‌ى راه ما چیست؟ نقشه‌ى راه ما همان اصول امام بزرگوار ما است؛ آن اصولى كه با تكیه‌ى بر آن توانست آن ملت عقب‌افتاده‌ى سرافكنده را تبدیل كند به این ملت پیشرو و سرافراز. این اصول، اصولى است كه در ادامه‌ى راه هم به درد ما میخورد و نقشه‌ى راه ما را تشكیل میدهد. اصول امام، اصول روشنى است. خوشبختانه بیانات امام، نوشته‌جات امام در بیست و چند جلد در اختیار مردم است؛ خلاصه‌ى آنها در وصیتنامه‌ى جاودانه‌ى امام منعكس است؛ همه میتوانند مراجعه كنند. ما مفید نمیدانیم كه به اسم امام تمسك كنیم، اما اصول امام را به فراموشى بسپریم؛ این غلط است. اسم امام و یاد امام به‌تنهائى كافى نیست؛ امام با اصولش، با مبانى‌اش، با نقشه‌ى راهش براى ملت ایران یك موجود جاودانه است. نقشه‌ى راه در اختیار امام است و آن را به ما عرضه كرده است؛ اصول امام مشخص است.

در سیاست داخلى، اصول امام عبارت است از تكیه به رأى مردم؛ تأمین اتحاد و یكپارچگى ملت؛ مردمى بودن و غیر اشرافى بودن حكمرانان و زمامداران؛ دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت؛ كار و تلاش همگانى براى پیشرفت كشور. در سیاست خارجى، اصول امام عبارت است از ایستادگى در مقابل سیاستهاى مداخله‌گر و سلطه‌طلب؛ برادرى با ملتهاى مسلمان؛ ارتباط برابر با همه‌ى كشورها، بجز كشورهائى كه تیغ را بر روى ملت ایران كشیده‌اند و دشمنى میكنند؛ مبارزه‌ى با صهیونیسم؛ مبارزه براى آزادى كشور فلسطین؛ كمك به مظلومین عالم و ایستادگى در برابر ظالمان. وصیتنامه‌ى امام جلوى چشم ما است. نوشته‌هاى امام، فرمایشات امام، در كتابهائى كه متن كلمات آن بزرگوار را درج كرده‌اند، موجود است.

در عرصه‌ى فرهنگ، اصول امام عبارت است از نفى فرهنگ اباحه‌گرى غربى؛ نفى جمود و تحجر و نفى ریاكارى در تمسك به دین؛ دفاع قاطع از اخلاق و احكام اسلام؛ مبارزه با ترویج فحشا و فساد در جامعه.

در اقتصاد، اصول امام تكیه‌ى به اقتصاد ملى است؛ تكیه‌ى به خودكفائى است؛ عدالت اقتصادى در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ى با فرهنگ سرمایه‌دارى و احترام به مالكیت است - اینها در كنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ى سرمایه‌دارى را رد میكند، اما احترام به مالكیت، احترام به سرمایه، احترام به كار را مورد تأكید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانى؛ استقلال در اقتصاد ملى؛ اینها اصول امام در زمینه‌ى اقتصاد است؛ اینها چیزهائى است كه در فرمایشات امام واضح است.

توقع امام از مسئولین كشور همیشه این بود كه با اقتدار، با مدیریت، با اداره‌ى عاقلانه و مدبرانه بتوانند این اصول را اجرائى كنند و پیش ببرند. این، نقشه‌ى راه امام بزرگوار است. ملت ایران  با همتش، با جوانانش، با این نقشه‌ى راه، با ایمانى كه در دل او  راسخ است، با یاد امامش، میتواند فاصله‌ى كنونى را با آن وضع مطلوب پر كند. ملت ایران میتواند پیش برود. ملت ایران با توانائى‌هائى كه دارد، با استعدادهائى كه دارد، با انسانهاى برجسته‌اى كه بحمدالله در میان كشور حضور دارند، میتواند راه طى‌شده‌اى را كه تجربه‌ى سى و چند ساله‌ى انقلاب است، با قدرت بیشتر و با همت جازمتر ادامه دهد و ان‌شاءالله به صورت الگوى حقیقى و واقعى براى ملتهاى مسلمان در بیاید.

و اما درباره‌ى انتخابات كه مسئله‌ى حساس و زنده‌ى این روزهاى ما است. برادران و خواهران عزیزم! ملت عزیز ایران! انتخابات مظهر هر سه باورى است كه در امام وجود داشت و باید در ما وجود داشته باشد: مظهر خداباورى است، چون تكلیف است. وظیفه‌ى ما است، تكلیف ما است كه در سرنوشت كشور دخالت كنیم؛ تك‌تك آحاد ملت این تكلیف را دارند. مظهر مردم‌باورى است، چون انتخابات مظهر اراده‌ى آحاد مردم است؛ مردمند كه مسئولان كشور را به این وسیله انتخاب میكنند. و مظهر خودباورى است، چون هر كسى كه رأى در صندوق مى‌اندازد، احساس میكند كه به سهم خود در سرنوشت كشور دخالت كرده است، به سهم خود تعیین كرده است؛ این خیلى چیز مهمى است. پس انتخابات هم مظهر خداباورى است، هم مظهر مردم‌باورى است، هم مظهر خودباورى است.

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسه‌ى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن كار افتخارآفرینى كه با شور و هیجان انجام میگیرد. هر رأیى كه شما به یكى از این نامزدهاى محترم بدهید - این هشت نفر آقایان محترمى كه در صحنه هستند - رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوكار انتخابات است. اینكه شما وارد عرصه‌ى انتخابات میشوید؛ چه آن كسى كه نامزد ریاست جمهورى است، چه آن كسى كه انتخاب میكند - مثل من و شما - نفْس ورود در این میدان، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به سازوكار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به كسى است كه یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم كه براى آینده‌ى كشور مفیدتر از دیگران است.

دشمنان ما در خارج، بیچاره‌ها در فكر اینند كه از این انتخابات تهدیدى درست كنند علیه نظام اسلامى؛ در حالى كه انتخابات فرصت بزرگ نظام اسلامى است. آنها امید دارند كه انتخابات یا سرد باشد، تا بتوانند بگویند مردم به نظام اسلامى علاقه‌اى ندارند؛ یا دنبال انتخابات، فتنه به وجود بیاورند؛ كمااینكه در سال ۸۸ به دنبال آن انتخابات پرشور، فتنه درست كردند. دشمنان این ملت، دنبال این چیزهایند. اما آنها اشتباه میكنند، مردم ما را نشناخته‌اند. دشمنان این ملت، روز نهم دى را فراموش كرده‌اند. آن كسانى كه فكر میكنند در این كشور یك اكثریتى خاموش و مخالف با نظام جمهورى اسلامى‌اند، یادشان رفته است كه سى و چهار سال است كه هر سال در بیست و دوم بهمن، در همه‌ى شهرهاى این كشور، جمعیتهاى عظیم به دفاع از نظام جمهورى اسلامى بیرون مى‌آیند و «مرگ بر آمریكا» میگویند. براى اینكه فضاى انتخابات را سرد كنند، هیئتهاى فكرى‌شان پشت سر رسانه‌ها و سخنگویان سیاسى مى‌نشینند، مرتب حرف درست میكنند و تحویل رسانه‌ها میدهند. یك روز میگویند انتخابات مهندسى‌شده است، یك روز میگویند انتخابات آزاد نیست، یك روز میگویند انتخابات از نظر مردم مشروع نیست. نه مردمِ ما را مى‌شناسند، نه انتخابات ما را مى‌شناسند، نه نظام جمهورى اسلامى را مى‌شناسند؛ آنجائى هم كه مى‌شناسند، بى‌انصافى میكنند و ابائى هم ندارند از این بى‌انصافى.

در كجاى دنیا - هر كس سراغ دارد، بیاید بگوید - به نامزدهاى گوناگون، از آن چهره‌هاى معروف تا چهره‌هاى گمنام، اجازه داده میشود كه به طور مساوى از رسانه‌هاى ملى و دولتى كشور استفاده كنند؟ كجاى دنیا چنین چیزى هست؟ در آمریكا هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى اگر چنانچه عضو این دو حزب یا سه حزب بودند و پشتیبانى سرمایه‌دارها و كارخانه‌دارها و پولدارها و مافیاهاى ثروت و قدرت را با خودشان داشتند، میتوانند تبلیغات كنند؛ اما اگر نداشتند، اصلاً نمیتوانند  تبلیغات كنند. هر كسى كه انتخابات آمریكا را دنبال كرده باشد - بنده دنبال كرده‌ام - این را تصدیق میكند. افرادى بوده‌اند كه مورد حمایت صهیونیستها نبوده‌اند، مورد حمایت شبكه‌ى سرمایه‌دارىِ خونخوارِ بین‌المللى نبوده‌اند، هر كارى كردند، نتوانستند وارد میدان انتخابات شوند؛ نه رسانه‌اى در اختیار آنها بوده، نه تلویزیونى در اختیار آنها بوده؛ براى هر ثانیه باید چقدرها خرج كنند. در كشور ما نامزدهاى نمایندگى به طور مساوى و برابر، بدون خرج كردن یك ریال، مى‌نشینند آنجا، ساعتهاى متمادى، با برنامه‌هاى گوناگون، با مردم حرف میزنند؛ كجا چنین چیزى در دنیا وجود دارد؟

براى وارد شدن در عرصه‌ى انتخابات، تنها چیزى كه حاكم است، قانون است؛ بر طبق قانون یك عده‌اى میتوانند بیایند، یك عده‌اى نمیتوانند بیایند؛ قانون معین كرده شرائط چیست، صلاحیتها چیست؛ كسانى كه تشخیص صلاحیت میدهند، چه كسانى‌اند؛ اینها همه‌اش بر طبق قانون دارد انجام میگیرد. آن دشمن بیرونى مى‌نشیند، بر همه‌ى این واقعیتها چشم میبندد، حرفى میزند، و - همان طور كه بار دیگرى هم گفتم - متأسفانه حنجره‌هاى بى‌تقوا و زبانهاى بى‌تقوا هم همانها را تكرار میكنند. اما ملت ایران به توفیق الهى، با حضور خود، با ایستادگى و عزم راسخ خود، به همه‌ى این ترفندها پاسخ خواهد گفت؛ و پاسخ ملت ایران، پاسخ كوبنده و قاطعى خواهد بود.

یك جمله هم خطاب به نامزدهاى محترم عرض میكنیم. نامزدهاى محترم در این برنامه‌هاى عمومى، خب زبان به نقد و انتقاد باز میكنند؛ این حق آنها است؛ میتوانند از هر چیزى كه مورد انتقاد آنها است، انتقاد كنند؛ منتها توجه كنند كه انتقاد باید به معنى عزم و نیت براى پیمودن آینده‌ى پرتلاش و افتخارآمیز باشد، نه به معناى سیاه‌نمائى و منفى‌بافى و بى‌انصافى؛ به این نكته توجه كنند. من به هیچ كس نظر ندارم. از همین ساعت، رسانه‌هاى بیگانه با غیظ و غرض‌ورزى خواهند گفت: فلانى نظر به زید یا به عمرو یا به بكر یا به خالد داشت. این، خلاف واقع است؛ من به هیچ كس نظر ندارم؛ من حقایق را عرض میكنم. من به برادرانى كه میخواهند اطمینان این مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصیحت میكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، لیكن انتقاد به معناى سیاه‌نمائى نباشد؛ به معناى انكار كارهاى بسیار برجسته‌اى نباشد كه چه در این دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و كسانى مثل خود آنها سر كار آمده‌اند و شب و روز تلاش كرده‌اند و آن كارها را انجام داده‌اند. انتقاد به معناى انكار جهات مثبت نیست؛ انتقاد این است كه انسان كار مثبت را بگوید، نقص و ضعف را هم بگوید. امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بیاید، احتیاج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دوره‌ى مسئولیتهاى مختلف دولتها، هزاران زیرساخت اساسى براى این كشور به وجود آمده است؛ علم پیشرفت كرده است، صنعت پیشرفت كرده است، كارهاى زیربنائى پیشرفت كرده است، امور بسیار مهم در زمینه‌هاى مختلف برنامه‌ریزى و اجرا شده است؛ اینها را نباید از دست بدهند؛ هر كارى میكنند، باید از اینجا به بعد باشد. این همه كار را نمیشود فقط به بهانه‌ى این كه امروز مشكلات اقتصادى داریم، گرانى و تورم داریم، انكار كنیم؛ این كه درست نیست. بله، مشكلات اقتصادى هست، تورم هست؛ ان‌شاءالله آن كسى كه بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل این مشكلات باشد، این گره‌ها را هم باز كند؛ این كه آرزوى ملت ایران است؛ اما این معنایش این نباشد كه اگر ما یك راه حلى براى مشكلات در نظر خودمان داریم، همه‌ى آنچه را كه امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انكار كنیم. بعد هم وعده‌هاى نشدنى ندهند. من به نامزدهاى گوناگون عرض میكنم جورى حرف بزنید كه اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند یا پخش كردند، شرمنده نشوید؛ جورى وعده بدهید كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید كه نگذاشتند، نشد. كارى را كه میتوانید انجام دهید، وعده بدهید.

رئیس جمهور در كشور ما و طبق قانون اساسى ما، امكانات فوق‌العاده زیادى در اختیار دارد. رئیس جمهور امكاناتش در قانون اساسى، امكانات وسیعى است؛ رئیس جمهور بودجه‌ى كشور را در اختیار دارد، همه‌ى اركان اجرائى كشور را در اختیار دارد، ترتیب اجراى قوانین را در اختیار دارد، توانائى استفاده از همه‌ى افراد صاحبنظر را در سراسر كشور در اختیار دارد؛ رئیس جمهور در همه‌ى مسائل گوناگون دستش باز است. تنها محدودیتى كه براى رئیس جمهور در كشور ما وجود دارد، محدودیت قانون است؛ قانون فقط به او محدودیت میدهد، كه این هم محدودیت نیست؛ قانون، هدایت‌كننده است؛ محدودكننده نیست. قانون، راه را نشان میدهد كه چگونه حركت كنیم.

آن كسانى كه امروز با مردم حرف میزنند، آنچه كه توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند؛ قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند كرد؛ اگر برنامه‌اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه كنند؛ قول بدهند كه با پشتكار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛ قول بدهند كه از همه‌ى ظرفیتهاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند كرد؛ قول بدهند كه به مدیریت اوضاع كشور خواهند پرداخت؛ قول بدهند كه به مسئله‌ى اقتصاد - كه امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛ قول بدهند حاشیه‌سازى نمیكنند؛ قول بدهند دست كسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛ قول بدهند كه به منافع بیگانگان، به بهانه‌هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد. بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح میدهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست، ناشى از این است كه امام در اذهان مردم و در برنامه‌هاى این كشور زنده است، ناشى از این است كه روز ۱۴ خرداد - روز رحلت امام - مردم در سرتاسر كشور به جوش و خروش مى‌آیند؛ عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملى علاج و جبران كرد.

 اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئله‌ى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبه‌راه كند، دشمن در مقابله‌ى با ملت ایران بى‌دفاع خواهد ماند. به‌هرحال آنچه كه مهم است، عزم و اراده، باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود، هم براى نامزدهاى انتخابات، هم براى آحاد مردم است. ده روز دیگر برادران من! عزیزان من! عرصه‌ى یك امتحان بزرگى است و امیدواریم ان‌شاءالله در این امتحان بزرگ، حماسه‌اى پربركت و داراى نتائج درخشانى براى این ملت از سوى پروردگار رقم بخورد. «و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلىّ العظیم».

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌


۳) جن: ۱۶ و اینكه اگر آنها [جنّ و انس‏] در راه (ایمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان مى‏كنیم!

۴) فصلت: ۳۰ به یقین كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند.

۵) رعد: ۱۱ خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!





نوع مطلب : قیام پانزده خرداد، انتخابات، انقلاب اسلامی و امام خمینی، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، قانون، وظایف نامزدهای انتخاباتی، 
برچسب ها : دشمن بیرونی، تجربه ملت ایران، پیشرفت علمی ایران، وعده‌های الهی، حضور مردم در صحنه، خودکفایی و استقلال اقتصادی، بیانات در14خرداد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 خرداد 1392

بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی

 (۱۳۹۲/۰۳/۰۸ - ۱۲:۳۷)

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً خوشامد عرض میكنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیز، نمایندگان محترم. و برای گذر از مقطع یكسالگیِ نمایندگیِ دوستان محترم - كه ان‌شاءاللّه این یك سال، مورد رضای الهی و حسنه‌ای در پرونده‌ی اعمال شما باشد - دعا میكنم. همچنین برای رئیس محترم مجلس و هیئت رئیسه كه مجدداً اعتماد شما نمایندگان محترم را جلب كردند و مسئولیت پذیرفتند، دعا میكنم كه خداوند متعال برای آنها و برای شما خیر مقدر فرموده باشد و همه‌ی شما را به آنچه كه كسب رضای اوست، موفق بدارد.

 عمده در كارهای ما همین است برادران و خواهران عزیز! این موقعیتهای ظاهری و این عناوین و ریاست و مدیریت و نمایندگی و اعتبار مردمی و اینها میگذرد؛ آنچه كه برای ما و شما باقی میماند، عمل ما است؛ كه اگر عمل نیك و عمل صالح با نیت خوب و درست انجام داده باشیم، در این سالهائی كه بر ما میگذرد، با این عناوین و با این خصوصیات، ضرر نكردیم. اگر چنانچه خدای نكرده این دوران مسئولیت و مأموریت و نام و نشان و عنوان، برای ما دستاوردی نداشته باشد، یا اگر خدای نكرده بر روی ما تأثیر منفی گذاشته باشد و ما را بدهكار كرده باشد، این بدترین سرنوشتی است كه ممكن است برای امثال ما و شما، این مسئولیتها رقم زده باشد. باید به این مسئله به طور دائم توجه داشته باشیم.

 البته این فرصت - فرصت نمایندگی مردم - یك فرصت مغتنمی است. هر كسی در جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی بتواند یك مأموریتی به دست بیاورد و آن مأموریت را بدرستی انجام دهد، واقعاً باید خدا را شاكر باشد؛ ولی باید توجه داشت كه این فرصت، امتحان بزرگی هم هست. ما در حال امتحان دادنیم. در برجستگی‌های دوران زندگی است كه امتحانهای سخت پیش می‌آید. در روال عادی زندگی امتحان هست، لیكن امتحانهای برجسته و نفسگیر معمولاً مال آنجائی است كه انسان وارد مقاطع حساس میشود؛ كه از جمله‌اش همین مسئولیتهای ماها است. گاهی یك نفر سالهای طولانی از عمر خود را با امانت و طهارت گذرانده است، بعد میرسد به یك مقطع امتحان؛ اگر نتواند در این مقطع امتحان، توانائی خودش را در مهار نفس نشان دهد، لغزش پیدا خواهد كرد. این مقطع حساس، نمایندگی مجلس است؛ مسئولیتهای دولتهائی است؛ مسئولیتهائی از قبیل مسئولیت این بنده‌ی حقیر است. اینها آن مقاطع حساس زندگی ما است؛ اینجاها باید مواظب خودمان باشیم، مراقب باشیم. گاهی انسان در حال عادیِ زندگی، خوب زندگی میكند؛ اما وقتی به پرتگاه رسید، وقتی به نقطه‌ی حساس رسید، وقتی به پیچ خطرناك رسید، نمیتواند درست كنترل كند. این را باید به یاد داشته باشیم. «فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَال‏»؛(۱) ما خودمان را هم در یك چنین مقاطعی میتوانیم درست محك بزنیم. معمولاً انسان به خودش خوشبین است. ما عیبهای خودمان را نمی‌بینیم؛ معمولاً محسّنات خودمان را بزرگتر از آنچه كه هست، می‌بینیم. اینطور جاها وقتی كه بین خودمان و خدا خلوت كنیم، میتوانیم ضعفهای خودمان را، نقصهای خودمان را پیدا كنیم. یك جا پول هست، یك جا قدرت هست، یك جا وجاهت هست، یك جا شهوات جنسی هست؛ اینها امتحانهای سخت است. آنچه كه برای نمایندگان محترم مجلس، برای مسئولان دولتی، برای مسئولان قضائی، برای نیروهای مسلح، برای روحانیون، برای آن كسانی كه مجموعه‌ای از اینها را با هم دارند، مهم است، این است كه با دید نافذِ خودشان مواقع امتحان و مواضع امتحان را بشناسند؛ بدانند كه این نقطه، نقطه‌ی امتحان است؛ غفلت نكنیم. اگر توانستیم از این پیچ خطرناك، از این نقطه‌ی حساس، از این لب پرتگاه بسلامت عبور كنیم، خدا را شاكر باشیم، سپاسگزار باشیم. این، آن نقطه‌ی اصلی و حرف اصلی ما با شما برادران و خواهران عزیز است. در درجه‌ی اول، این نصیحت به خود بنده هم هست؛ به شما میگویم تا ان‌شاءاللّه دل خود این گوینده‌ی حقیر تحت تأثیر این حرفها قرار بگیرد و نصیحت شویم، موعظه شویم؛ هم از طرفی قدر موقعیتی را كه به ما فرصت خدمت به مردم و خدمت به اسلام و خدمت به كشور و خدمت به نظام را میدهد، بدانیم و این را نعمت بزرگ خدا بشماریم؛ هم از آن طرف توجه كنیم كه در اختیار داشتن این فرصت، یك خطراتی هم دارد. یك خودروی تر و تمیزِ خوش‌فرمانِ تندرو زیر پای انسان البته موفقیتی است، انسان را به مقاصد میرساند؛ اما به همان اندازه خطرات هم دارد؛ باید مراقب بود. این، حرف اصلی ما به شما برادران و خواهران عزیز است. امیدواریم ان‌شاءاللّه این حرفها در همه‌ی ماها مؤثر باشد.

 آنچه كه در مورد مجلس، در این یك سالی كه از عمر آن گذشته است، میتوانیم عرض كنیم، این است كه بحمداللّه حضور تخصصهای متنوع - آنطوری كه به بنده گزارش شده است - در مجلس، توانسته است كمك كند به پخته شدن و به ثمر رسیدن طرحهای گوناگون و برنامه‌های گوناگون و لوایح تقدیمی از سوی دولت و به نتائج بهتری رسیدن. خاصیت تخصص هم همین است؛ وقتی دانش هست، توانائی هست و احساس وظیفه‌ی خدمت پشت سرش هست، طبعاً محصول كار، محصول بهتری خواهد بود. این، جای خرسندی و شكرگزاری است كه بحمداللّه مجلس از یك چنین توانی برخوردار است.

 مواضع سیاسی مجلس هم در این مدت - آنطوری كه مشهود بوده است - در زمینه‌های مختلف، مواضع خوبی بود؛ موضعگیری‌های درست و بجائی انجام گرفت. شما نماینده‌ی مجموعه‌ی ملتید؛ خواسته‌های آنها و حرف دل آنها در رفتارهای شما تجلی پیدا میكند. بحمداللّه آنچه كه مشاهده شده، بسیار خوب بوده.

 آنچه كه مهم است برادران و خواهران نماینده به آن توجه كنند و من همیشه در همه‌ی دوره‌ها یا اغلب دوره‌ها كه این توفیق را داشتم كه با نمایندگان محترم گفتگو كنم، این را تذكر دادم، این است كه بدانید شما مثل یك قله هستید؛ آنچه از دل این قله میجوشد، بر دامنه و پیكره سرازیر میشود. رفتار، آداب، خُلقیات، چگونگی تعامل در مجلس شورای اسلامی، مثل بقیه‌ی قله‌هائی كه در كشور وجود دارد، بر روی رفتار، آداب، اخلاق و منش آحاد جامعه اثر میگذارد؛ این یك امر طبیعی است، یك امر همیشگی است. اگر در مجلس، عقل و فكر و طمأنینه و سكینه و آرامش و محبت حكمفرما باشد و از بلندگوهای مجلس این قضیه در سطح جامعه منعكس شود، همین خصوصیات بتدریج در جامعه اثر میگذارد. اگر در مجلس تشنج باشد، بغض باشد، كم‌كاری باشد، این باز به نوبه‌ی خود در رفتار مردم منعكس میشود؛ این تأثیر، طبیعی است. این تأثیر، دفعی و برجسته و نمایان نیست، اما بمرور و بتدریج آثار خودش را نشان میدهد؛ این، مسئولیت مسئولان محترم را افزایش میدهد. لذا به نظر من، دوستان عزیز و نمایندگان محترم از این نقطه‌نظر هم بر روی منش و رفتار خودشان یك مراقبت كاملی داشته باشند.

 كار كردن بر روی لوایح و طرحها، یك وظیفه‌ای است به عنوان ادای حق مردم - این كه حالا یك امر قطعی و روشنی است - یعنی وقتی لایحه‌ای به مجلس می‌آید یا طرحی را شما در مجلس تهیه میكنید و میخواهید این را در یك بخشی از بخشهای كشور كه میتواند جدول فعالیت كلان كشور را پر كند، به كار بیندازید، دقت شما، مراقبت شما، اهتمام شما، تحقیق شما، مطالعه‌ی شما، كه به پخته شدن این طرح یا لایحه كمك میكند، یك حقی است برای مردم بر دوش شما. لایحه‌ای به مجلس می‌آید - بنده خودم هم در مجلس بودم و این موارد را از نزدیك تجربه كردم - وقتی كه لایحه به كمیسیون داده میشود و در معرض دید این نماینده قرار میگیرد، گاهی با این لایحه مثل یك كار مربوط به شخص خود رفتار میكند؛ دقت میكند، مطالعه میكند، تحقیق میكند، با كارشناس می‌نشیند مباحثه میكند، مطلب را در ذهن خود به صورت محقَّق ترسیم میكند؛ گاهی هم نه، لایحه می‌آید یا مثلاً طرحی در مجلس میخواهد تصویب شود، این نماینده خیلی محتوای لایحه و طرح را نمیداند، خیلی احساس مسئولیت نمیكند، رسیدگی نمیكند؛ نه در كمیسیون، نه در صحن مجلس. این رأی «آری» یا «نه» او به یك چنین لایحه یا طرحی، خالی از شبهه نیست؛ رأی ممتنع او هم خالی از شبهه نیست. ما كه نیامدیم اینجا بنشینیم رأی ممتنع بدهیم؛ ما آمده‌ایم بگوئیم این بشود، این نشود. رأی ممتنع مال آنجائی است كه انسان زحمت خودش را كشید، كار خودش را كرد، بالاخره ذهنش به جائی نرسید؛ خب، اینجا البته انسان رأی ممتنع میدهد؛ مثل فقیه و مجتهدی كه زحمت خودش را میكشد، به منابع مراجعه میكند، ادله‌ی اجتهادی و ادله‌ی فقاهتی را می‌بیند، بعد ذهنش به جائی نمیرسد؛ میگوید خب، اینجا احتیاط كنید؛ میگوید من رأی ندارم، فتوا ندارم. رأی ممتنع مال اینجا است؛ اما اینكه ما مطالعه نكنیم، كار نكنیم، بعد برای اینكه خودمان را اسیر «آری» یا «نه» بی‌دلیل و غیر مستند نكرده باشیم، میگوئیم خیلی خوب، ما رأی ممتنع میدهیم! این نمیشود. پس یكی از كارهای بسیار مهم و لازم و اصلی در مجلس، همین كار بر روی لوایح است؛ چه لوایحی كه دولت میفرستد، چه طرحهائی كه خود شما در مجلس آنها را تنظیم میكنید. واقعاً باید كار شود. هر كس اگر اهل اجتهاد در این فن است، به صورت اجتهادی؛ و اگر چنانچه خودش صاحب رأی نیست، با مشاوره گرفتن از این و آن، به یك نتیجه‌ی قطعی برسد؛ این یكی از كارهای بسیار اساسی است.

 البته این گلایه وجود دارد، بنده هم مكرر این گلایه را در دوره‌های گذشته به نمایندگان محترم مجلس و به رؤسای مختلف مجلس عرض كردم كه گاهی اوقات انسان می‌بیند خیلی از صندلی‌ها خالی است؛ به قدری كه از نصاب جایز فراتر است! حالا یك تعدادی صندلی قهراً همیشه یك عذری برایش وجود دارد، اما بالاخره این یك نصابی دارد. گاهی كه انسان می‌بیند از این نصاب بالاتر است، احساس میكند كه بر طبق وظیفه عمل نشده است. گاهی هم بعضی در مجلس هستند - این هم یك پدیده‌ای است - در رأی‌گیری شركت نمیكنند؛ آقایان آن عقب مجلس می‌نشینند، گعده میكنند! این هم مصلحت نیست. یعنی هم حضور جسمانی در مجلس، هم حضور قلب در مجلس - یعنی متوجه آن مسئله بودن، حرف موافق و حرف مخالف را شنیدن - لازم است؛ اینها جزو وظائفی است كه قوام نمایندگی به اینها است و نمیشود از اینها صرف‌نظر كرد؛ اینها خیلی چیزهای مهمی است. واقعاً درخواست من از برادران و خواهران عزیز نماینده این است كه به این مسئله توجه كنند، اهتمام بورزند؛ هم برای حضور در مجلس، به معنای حضور جسمانی و مادی؛ هم به معنای حضور معنوی و روحانی، یعنی حضور قلب و حضور ذهن؛ این مسئله‌ی مهمی است.

 یك مسئله‌ی  دیگر - همان طور كه عرض كردیم - این است كه رفتار نمایندگان در تربیت جامعه و سوق دادن جامعه به این طرف و آن طرف مؤثر است. اگر تقوا و امانت و اخلاق و احساس مسئولیت و نشاط كار، در مجلس دیده شود، این در جامعه اثر میگذارد؛ در درجه‌ی اول مردم را نسبت به نمایندگان مجلس علاقه‌مند و خوشبین و متعهد میكند، در درجه‌ی بعد رفتار آنها را به رفتار این نمایندگان عزیز - كه خب قله هستند، چهره هستند، برجسته هستند - نزدیك میكند.

 اگر در تعبیراتی كه نماینده‌ی محترم مجلس به كار میبرد؛ چه در نطقهای پیش از دستور، چه در اظهارات، چه در بگومگوها، ملاحظه شد كه ادب وجود دارد، پرهیز از اهانت وجود دارد، پرهیز از تعبیرات ناپسند و سخیف وجود دارد - دیدن اینها را انسان احساس میكند؛ وقتی انسان پای رادیو نشسته است و دارد گوش میدهد، میفهمد كه این آقا میتوانست در اینجا این تعبیر اهانت‌آمیز را به كار ببرد، ولی به كار نبرد - این در منِ مستمع هم اثر میگذارد؛ اما اگر چنانچه نه، خدای ناكرده عكس این دیده شد؛ یعنی ناپرهیزی در بیان، در گفتار، در تعبیرات، تعبیرات اهانت‌آمیز یا غیر مؤدبانه، یا رفتار غیر مؤدبانه دیده شد، این بلافاصله اثر میگذارد. یعنی آن شنونده با اینكه این رفتار را تحسین نمیكند، درعین‌حال خودش تحت تأثیر قرار میگیرد. مردم مثل بچه‌ای نیستند كه از رفتار پدر تأثیر میپذیرد، بدون اینكه زشتی یا خوبی آن رفتار را بفهمد؛ نه، مردم زشتی و خوبی رفتار را میفهمند؛ طبیعت قضیه اینجوری است. شما ملاحظه كنید؛ در محیطهای مختلف، جماعات مختلف، كسی یك كاری را میكند؛ تعبیری را، حرفی را بر زبان می‌آورد؛ انسان خوشش هم نمی‌آید، اما درعین‌حال تأثیر میگذارد؛ یعنی تكرار آن رفتار را برای انسان تسهیل میكند، آسان میكند؛ طبیعت قضیه این است.

 یك مسئله‌ی دیگر هم «انصاف» است. البته اینهائی كه عرض میكنیم، در واقع توضیح واضحات است و شما آقایان و خانمها به این چیزها واقفید؛ شاید خود شما، مردم را به این چیزها توصیه میكنید؛ ولی ما هم وظیفه داریم كه اینها را عرض كنیم؛ ولو حالا شما بحمداللّه شاید هیچ احتیاجی هم ندارید كه ما بگوئیم، اما لازم است بگوئیم. انصاف را باید رعایت كرد؛ انصاف در مقابل آن دوستی كه در مجلس همكار شما است، انصاف در مقابل آن كسی كه بیرون مجلس است، انصاف در مقابل دولت، انصاف در مقابل قوه‌ی قضائیه. انصاف را باید رعایت كنید؛ «وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا».(۲) گاهی ما با كسی بدیم، از كسی بدمان می‌آید؛ خب، این كار میتواند موجّه باشد؛ بالاخره یك دلیلی داریم، از كسی خوشمان نمی‌آید؛ اما نسبت به همین كسی هم كه از او خوشمان نمی‌آید و استدلال هم داریم برای اینكه از او خوشمان نیاید، باید انسان انصاف به خرج دهد. كسی یك نقطه‌ی خوبی دارد؛ آن را تحت تأثیر نقطه‌ی بدی كه از او در ذهن ما هست، قرار ندهیم؛ این خیلی چیز مهمی است. بی‌انصافی و رفتار نامتناسب، منجر میشود به عكس‌العمل مشابه در طرف مقابل. ما آدمهای ضعیفی هستیم دیگر؛ شما اگر چنانچه مثلاً نسبت به این حقیر یك وقتی بی‌انصافی كردید، این حقیر آن مقدار قدرت و توانائی و ضبط نفس ندارم كه بگویم خیلی خوب، حالا او بی‌انصافی كرد، بكند؛ من هم وادار میشوم به بی‌انصافی. اینجوری در جامعه، تبادل بی‌انصافی‌ها، به جای تبادل انصاف، به جای تبادل محبت، رائج میشود. ببینید، چون شما نماینده‌ی مجلسید، این تأثیر وجود دارد؛ والّا اگر چنانچه شما جزو افراد معمولی جامعه بودید، تأثیر داشت، اما نه به این اندازه. وقتی ما در روی سكوئی قرار گرفتیم و مردم به ما نگاه میكنند، رفتار ما یك معنا دارد؛ وقتی كه نه، در جمعیت مردم، در سواد مردم گم هستیم، همان رفتار یك معنای دیگری دارد.

 یك مسئله هم كه بنده همیشه به دوستان مجلس عرض كردم، تعامل با قوه‌ی مجریه است. با قوه‌ی مجریه هم كه ما می‌نشینیم، چه با رئیس جمهور محترم، چه با وزرای محترم، چه با مجموع اینها، همین سفارش را به آنها میكنیم كه با قوه‌ی مقننه تعامل كنند. هر كدام هم حقی دارند. مجلس دارای حق است، در یك محدوده‌ی مشخصی؛ قوه‌ی مجریه و دستهای كننده‌ی كار هم دارای حقند، در یك محدوده‌ی مشخصی. حدود یكدیگر را باید حفظ كنند، با یكدیگر تعامل كنند؛ این تعامل، جاده‌ی دوطرفه است - فرنگی‌ها و فرنگی‌مآبها میگویند جاده‌ی دوطرفه؛ حرف بدی هم نیست، تعبیر بدی هم نیست - باید از هر دو طرف، این تعامل وجود داشته باشد. البته درعین‌حال با همه‌ی حسن نیتهائی كه طرفین دارند، گاهی بی‌تفاهمی‌هائی وجود پیدا میكند - اشكالی ندارد - لیكن این عدم تفاهمها در همان حدی كه اقتضای طبیعی كار است، ایراد ندارد؛ نباید تشدید كرد، ایجاد كدورت كرد؛ اینها را باید مراقبت كرد.

 به شما عرض میكنیم؛ قوه‌ی مجریه وسط میدان ایستاده است - چه این دولت، چه هر دولت دیگری - و كارها به عهده‌ی اوست، بارها بر دوش اوست، ملامتها به طرف او سرازیر میشود، سؤالها و مؤاخذه‌ها از او میشود؛ لذا باید ملاحظه‌ی او را كرد. به قوه‌ی مجریه هم ما همیشه سفارش میكنیم؛ این حق عظیمی كه در قانون برای مجلس قانونگذاری و برای كل قانون ملاحظه شده، باید از طرف مجریان رعایت شود. قانون اساس كار است، قانون ریل حركت این قطار است؛ شما باید زحمت بكشید این ریل‌گذاری را بكنید، آنها هم باید بر روی این ریل حركت كنند. شما كمك كنید كه این ریل جوری باشد كه این قطار سر پیچ بتواند بپیچد. قطار شمال را آقایان دیده‌اند؛ یك جاهائی پیچهای سختی دارد، اما بالاخره جوری است كه قطار میتواند حركت كند. از این پائین تا آن بالای كوه قطار حركت میكند، میرود بالا و می‌آید پائین، مشكلی هم برایش پیش نمی‌آید؛ چون ریلها درست چیده شده است. اگر چنانچه این انحناهائی كه لازم بود به وجود بیاید، به این شكل به وجود نیامده بود، اگر مثلاً جوری تنظیم شده بود كه قطار نمیتوانست حركت كند، مكرر شما شاهد سقوط قطار از آن بالا میبودید. این را باید در ریل‌گذاری ملاحظه كرد. شما ریل‌گذارید، او روی این ریل حركت میكند و باید قدر شما را بداند؛ اما شما هم بدانید كه بالاخره بنا است روی این ریل حركت شود. بنابراین دو طرفِ قضیه مهم است. عرض كردیم، این مخصوص این دولت نیست؛ در همه‌ی دولتها، و در چند دوره‌ی مجلس و دولت، بنده مكرر این سفارش را به همه كردم؛ البته خب، بعضی انصافاً رعایت كردند، بعضی هم گاهی بی‌توجهی كردند.

 مجلس قطعاً در رأس امور است - همان طور كه امام (رضوان اللّه تعالی علیه) فرمودند - اما این را هم توجه كنید كه «مجلس در رأس امور است» معنایش این نیست كه هر یك نماینده‌ای در رأس امور است؛ «مجلس» در رأس امور است؛ یك نماینده، یك نماینده است. یعنی نماینده‌ی محترم و عزیزی كه مردمِ یك جمع و گوشه‌ای از كشور با شوق و با شور جمع شدند و او را فرستادند مجلس، تصور نكند كه او در رأس امور است؛ نه، «مجلس» در رأس امور است؛ برخوردش را اینجوری مقایسه كند.

 بنابراین برگردیم به آن حرف اوّلمان، برادران و خواهران عزیز! آنچه برای من و شما میماند و این دعا را مستجاب میكند: «لَا تُهْلِكْنِی غَمّاً حَتَّى تَغْفِرَ لِی وَ تَرْحَمَنِی وَ تُعَرِّفَنِی الِاسْتِجَابَةَ فِی دُعَائِی»،(۳) عمل امروز ما است كه با جدیت باشد، با مجاهدت باشد، با اخلاص باشد، با احساس وظیفه باشد. اگر اینها شد، خدای متعال از برخی از كم و زیادها و مسامحه‌ها و مساهله‌ها خواهد گذشت؛ اما مهم این است كه ما همتمان بر این باشد كه ان‌شاءاللّه كار را تمیز و طاهر و بی‌حاشیه و با نیتِ خوب و با جدیت انجام دهیم.

 یك جمله هم درباره‌ی انتخابات عرض كنیم. همان طور كه رئیس محترم مجلس هم اشاره كردند، انتخابات همیشه مهم است و حالا هم  كه خب طبعاً به مناسبتهائی اهمیت زیادی دارد. همه باید تلاش كنند كه ان‌شاءاللّه این انتخابات، پرشور و با حضور عمومی مردم انجام بگیرد. این موجب میشود كه كشور، هم مصونیت پیدا كند، هم اقتدار پیدا كند، هم امنیت پیدا كند. حضور مردم، تهدید دشمنان را از بین میبرد. شما می‌بینید كه برخی از سیاستمداران غربی و بخصوص برخی از سیاستمدارهای پشت پرده‌ی آمریكائی تحلیلهائی میكنند - كه خب، بعضاً منتشر هم میشود، به رسانه‌ها منتقل هم میشود - و میگویند: نظام جمهوری اسلامی ایران به این آسانی‌ها و به این زودی‌ها تكان‌بخور نیست. چرا این حرف را میگویند؟ برای خاطر اینكه می‌بینند این نظام، متكی به مردم است؛ سرّش فقط این است؛ والّا اینكه خیال كنیم كه حالا در رأس نظام زید وجود دارد یا عمرو وجود دارد، اینها در مقابل عظمت حضور مردم و پشتوانه‌ی نظام، در واقع هیچ است؛ شبیه هیچ است.

 وقتی مردم در یك نظامی متحدند، یكپارچه‌اند، پشتیبان نظامند، با نظامند، این نظام مصونیت پیدا میكند، اقتدار پیدا میكند، قدرت پیدا میكند، بركندن آن از جا ناممكن میشود؛ مثل درختی است كه در اعماق زمین ریشه دوانده؛ این را نمیشود برداشت. بعضی از نظامها هستند كه پول هم دارند، امكانات هم دارند، به‌به و چه‌چه سیاستمدارانِ استعمارگر دنیا را هم دارند، اما ریشه ندارند؛ خودشان هم میدانند كه ریشه ندارند. نظام جمهوری اسلامی ریشه دارد؛ این ریشه، مردمند. اجتماع مردم حول این نظام، مایه‌ی عزت و بركت كشور و بركت نظام و بركت خود آن مردم است. مردم كمك میكنند به این كه نظام عزت پیدا كند؛ خود این، عزت مردم است؛ خود این، مصونیت و امنیت مردم است؛ خود این، امكانی است برای حل همه‌ی مشكلات مردم؛ این را باید دانست؛ این یك فرمول كلی است. بنابراین انتخابات كه مظهر حضور مردم است، باید پرشور برگزار شود؛ همه‌ی تلاش و همت مسئولان باید این باشد.

 خوشبختانه قوانینی هم كه وجود دارد، قوانین خوبی است؛ قوانین معقولی است. همین طور كه مكرر عرض كردیم، بن‌بستی وجود ندارد. لذا مشاهده میكنید كه در همین انتخابات، تا این مرحله‌ای كه تا الان پیش آمدیم، روال قانونی جریان پیدا كرده. وقتی كه از نامزدهای محترم سؤال كردند كه اگر چنانچه شورای نگهبان نظری بدهد، شما تمكین میكنید، همه‌ی آنها گفتند: بله، ما تمكین میكنیم. تمكین هم كردند. ما باید واقعاً تشكر كنیم از همه‌ی این نامزدها؛ آنهائی كه به نحوی صلاحیتشان احراز نشد. اینها گفتند از نظر شورای نگهبان تمكین میكنیم، و به قول خودشان عمل كردند و تمكین كردند؛ این نشان‌دهنده‌ی اهمیت و ارجحیت قانون است، نشان‌دهنده‌ی كاربری قانون است؛ چون قانون بر مملكت حاكم است. ممكن است بنده یا جنابعالی از قانون ناراضی هم باشیم - گاهی اینجوری است - اما وقتی انسان در مقابل قانون تمكین كرد، حل اختلاف میشود، فصل‌الخطاب میشود؛ این نعمت بزرگی است، این بركت بزرگی است.

 مردم هم در كشور ما بحمداللّه آگاهی و هوشیاری دارند. نمیخواهیم تملق بیجا بگوئیم؛ اما حقیقت قضیه این است كه آشنائی ذهنی مردم ما با مسائل سیاسی، از متوسط كشورهای دنیا در سطح عالم بالاتر است. آنطور كه ما اطلاع داریم از وضع كشورها - كه برای ما گزارش میكنند و از منابع آشكار و منابع پنهان به دست می‌آید - چه كشورهای اروپائی، چه كشورهای آمریكائی، چه كشورهای آسیائی، مردم آگاهی‌های مختلفی دارند، كم و زیاد دارد، یك متوسطی دارد؛ اما آگاهی مردم ایران و بصیرت مردم ایران در مسائل سیاسی، از متوسط جهانی بالاتر است. نمیخواهیم ادعای معصومیت كنیم برای آحاد مردم، اما این ادعای قابل قبولی است و واقعی است؛ نگاه میكنند، بصیرت دارند، تشخیص میدهند. خوشبختانه امروز وسیله‌ی تشخیص هم در اختیار مردم است. خب، این صدا و سیما است؛ برنامه‌ها را ضبط میكند، برنامه‌ها را پخش میكند، حرفها را نشان میدهد، شخصیتها را نشان میدهد؛ مردم میتوانند نگاه كنند، به یك نتیجه‌ای برسند؛ این نتیجه ممكن است درست باشد، ممكن است نادرست باشد؛ ممكن است زید به یك نتیجه برسد، عمرو به یك نتیجه برسد؛ خب، طبعاً یكی‌اش درست است، یكی‌اش غلط؛ اما خدای متعال به هر دو اجر خواهد داد. وقتی انسان نگاه كرد و ملاحظه كرد و تشخیص داد و بر اساس تشخیصِ خود محض رضای خدا عمل كرد، خدای متعال به انسان اجر میدهد. این وظیفه‌ی ماها است - همه‌ی آحاد مردم - كه نگاه كنیم ببینیم واقعاً به چه نتیجه‌ای میرسیم، بر طبق آن نتیجه عمل كنیم.

 البته آقایانی هم كه در تلویزیون به عنوان نامزد ظاهر میشوند و حرف میزنند، وظائف سنگینی دارند؛ آنها هم باید مراقب باشند. حرفی كه از دهان انسان خارج میشود، باید واقعی، صمیمی، متكی به اطلاعات درست و برآمده‌ی از زبان صادق و راستگو باشد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه توجه مردم را جلب كنیم، هرچه به دهانمان آمد، بگوئیم؛ اینها را باید مراقبت كنند. نامزدها كاری كه میدانند درست است، میتوانند انجام دهند، آن را بگویند - حالا به عنوان وعده، به عنوان برنامه، به عنوان هرچه - سعی كنند مردم را با واقعیت مواجه كنند؛ هم واقعیت اوضاع، هم واقعیت خودشان. اگر این شد، خدا بركت خواهد داد؛ اگر این شد، خدای متعال كمك خواهد كرد؛ چون كارها دست خدا است، همه چیز به اراده‌ی الهی برمیگردد؛ «كلّ الیه راجعون»، «ازمّة الأمور طرّ بیده / و الكلّ مستمدّة من مدده».(۴) اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، اراده‌ی الهی هم كمك خواهد كرد. گاهی كمك به این بنده‌ی حقیر این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا كنم، گاهی كمك به من این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا نكنم؛ هر دویش كمك الهی است. اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، خدای متعال به ما كمك خواهد كرد و آنچه كه صلاح و خیر است، به ما خواهد داد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه مردم به ما متوجه شوند، همه‌ی آنچه را كه ماورای ما است، تخریب كنیم؛ چه آنچه كه مربوط به نامزدهای دیگر است، چه آنچه كه مربوط به واقعیتهای موجود جامعه است. باید درست عمل شود. آن وقت ما انتخاب خواهیم كرد.

 البته این حرفها هم كه فلانی، رهبری، این بنده‌ی حقیر، طرفدار زید است یا طرفدار عمرو است، از آن حرفهائی است كه همیشه بوده و واقعیت هم ندارد؛ اكثر آنهائی هم كه میگویند، میدانند كه واقعیت ندارد. از كجا میدانند كه بنده طرفدار چه كسی‌ام؟ كسی كه از من نمیشنود؛ نه در گذشته شنفته است، نه تا حالا شنفته، نه بعد از این خواهد شنفت. حدسیاتی میزنند؛ این حدسیات هرچه گفته نشود، هرچه بر زبان آورده نشود، بهتر است؛ نمیدانند كه. بنده هم یك رأی دارم مثل بقیه. آن روز من در جمع برادران دانشجوی پاسدار این را گفتم: ممكن است نظر شما به یك نفری باشد، نظر من به یك نفر دیگر باشد؛ چه اشكالی دارد؟ شما یكی را بپسندید، من یك كس دیگر را بپسندم؛ هیچ اشكالی ندارد. شما یك شناختی از زید دارید كه من آن شناخت را از او ندارم؛ هیچ مانعی ندارد. اینجور نیست كه هرچه شما فهمیدید، بنده هم باید همان را بفهمم؛ یا هرچه من فهمیدم، شما هم باید همان را بفهمید؛ نه، اینها تشخیصها است. آنچه كه بین ما و خدا حجت است، این است كه بتوانیم درست تشخیص دهیم.در خبرهای رادیوهای بیگانه و آنچه كه در این نوشتجات منعكس میشود - كه لابد می‌بینید، میشنوید - روی مقاصدی كه دارند، همین چیزها را هی تبلیغ میكنند، هی فضا را داغ میكنند. خب، اهداف آنها معلوم است. البته اینجور هم نیست كه ما ندانیم مقصود آنها از این كارها چیست. ما كار خودمان را انجام میدهیم. ما بلدیم چه كار كنیم. جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی میفهمد دارد چه كار میكند. نظام اسلامی دارد راه خودش را میرود. هدف مشخص است، راه مشخص است، تدابیر مشخص است. نظام، كار خودش را انجام میدهد؛ حالا دیگران توی سر خودشان میزنند، بزنند؛ آن تأثیری در كار نظام ندارد؛ لیكن آگاهی و هوشیاری در این مراحل، مهم است.

 امیدوارم ان‌شاءاللّه خدای متعال برای این كشور، برای شما، برای آحاد مردم، خیر اراده فرموده باشد و بركات خودش را بر شما، بر ما، بر همه نازل كند و ان‌شاءاللّه فردای این كشور و این ملت از امروزِ او و از دیروزِ او بهتر باشد.

    والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 ۱) نهج‌البلاغه، حكمت ۲۱۳

۲) مائده: ۸  دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید،

۳) مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۵۶۲  هلاک نکنی من را بر اثر غم قبل از این که من را آمرزیده باشی و مورد رحمت قرار داده باشی و  استجابت در دعایم را به من شناسانده باشی!

۴) منظومه‌ی حكیم سبزواری: زمام امور همه اش به دست اوست. و همه از کمک او، طلب کمک می کنند!




نوع مطلب : انتخابات، تعامل قوا، حمایت مردمی از نظام، قانون، وظایف نامزدهای انتخاباتی، وظایف نمایندگان مجلس، 
برچسب ها : بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، تعامل سه قوه، انتخابات24خرداد، وظایف نامزدها، انصاف، مجلس در رأس امور نه نماینده، احساس مسئولیت و جایگاه رأی ممتنع،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic