بیانات در مراسم تنفیذ حكم ریاست جمهورى اسلامى ایران‌

12/5/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 مجلسِ بسیار باشكوه و مهم و روزِ ان‌شاءالله بسیار مباركى است. اینكه در نظام مقدس جمهورى اسلامى، قدرت اجرائى، با متانت، با آرامش، با صفا و صمیمیت، بین خدمتگزاران نظام دست‌به‌دست میشود، یك پدیده‌ى بسیار ارزشمند و مهمى است؛ این پدیده ناشى است از مردم‌سالارى اسلامى، كه امام بزرگوار ما با درایت خود، با حكمت خود، آن را اساس كار نظام جمهورى اسلامى قرار دادند. كار دست مردم است، انتخاب در اختیار مردم است، و محور و مدار كارها هم اسلام عزیز است؛ مردم‌سالارى اسلامى.

 ملت ما تا قبل از انقلاب اسلامى مزه‌ى حاكمیت مردم را نچشیده بود. از اعلام مشروطیت در ایران تا سالى كه انقلاب پیروز شد، هفتادوپنج سال طول كشید؛ از این هفتادوپنج سال، پنجاه‌وپنج سال دیكتاتورى خاندان پهلوى بود؛ دیكتاتورىِ خشن و وابسته به قدرتهاى جهانى؛ یعنى اول به انگلیس، بعد به آمریكا.  بدون ملاحظه‌ى خواست مردم، در این پنجاه‌وپنج سال، زمام امور كشور در دست انسانهائى قرار گرفت كه نه به سرنوشت این ملت، نه به منافع این ملت، نه به عظمت و شكوه و عزت این كشور اعتنائى نداشتند و به منافع شخصى خود و منافع قدرتهائى كه از آنها حمایت میكردند، دلبسته بودند. بیست سال قبل از آن هم كشور دچار هرج و مرج بود. یعنى از آغاز دوران مشروطیت تا انقلاب اسلامى، بجز یك فرصتِ حدود دو ساله‌اى در این میان ،كه یك دولت ملىِ ضعیفى تشكیل شده بود - كه این هم با توطئه‌ى مشترك انگلیس و آمریكا از بین رفت - بقیه‌ى این مدت، تمام به استبداد و دیكتاتورى گذشت.

 مزه‌ى مردم‌سالارى را مردم در جمهورى اسلامى چشیدند. از آغاز پیروزى انقلاب تا امروز، در همه‌ى مسائل مهم، در همه‌ى مسئولیتهاى اساسى كشور، مردم بودند كه نقش ایفا كردند. یازده بار انتخابات ریاست جمهورى، نُه بار انتخابات مجلس شوراى اسلامى، چند بار انتخابات مجلس خبرگان و شوراها؛ یعنى در این سى‌وچهار سال، تقریباً هر سال یك انتخابات انجام گرفته است. مردم احساس میكنند كه بر سرنوشت خود در مدیریت كشور و در برنامه‌هاى كلان كشور، آنها هستند كه تصمیم‌گیرند و نظارت میكنند و عمل میكنند؛ این مردم‌سالارى دینى است.

 یكى از خصوصیات این مردم‌سالارى این است كه رابطه‌ى مردم و مسئولان به صِرف رابطه‌ى قانونى منحصر نمیشود؛ بلكه علاوه بر آن، رابطه‌ى عاطفى و ایمانى است؛ كه ناشى از اعتقادات مردم، ناشى از بینش دینى مردم، ناشى از تعهد مردم به مبانى و اصول انقلاب است. این چیزى است كه در دنیا ما نظیرى برایش نمى‌شناسیم، كه رابطه‌ى مردم با مسئولین، یك چنین رابطه‌ى مستحكمِ عاطفى و ایمانى و نشانه‌ى پایبندى به مبانى باشد؛ و همین است كه مسئولین را هدایت میكند. رئیس جمهور محترمى كه امروز رسماً به مسئولیت سنگین و افتخارآمیز ریاست جمهورى رسیدند، به این نكته توجه كنند كه مردم، كشور عزیز ایران را یك كشور اسلامى و مبتنى بر تعاریف اسلامى و تعالیم اسلامى میدانند؛ لذا مى‌ایستند.

 شما ملاحظه كنید دیروز در این كشور روز قدس بود. چه كسى اجبار كرده بود كه مردم در این هواى گرم، با دهان روزه  بیایند توى خیابانها، در تهران، در شهرستانها، در هواى گرم مناطقى مثل خوزستان، و بر مبناى یك اعتقاد شعار بدهند و ایستادگى را به رخ دنیا بكشانند و موضع خود را نسبت به مسئله‌ى فلسطین و رژیم غاصب صهیونیست اعلام كنند؟ تحلیل تحلیلگران چگونه است؟ این حادثه‌ى عظیم را چگونه تحلیل میكنند؟ این اتفاقى است كه هر سال در روز قدس و نیز در روز بیست‌ودوى بهمن مى‌افتد؛ این ملت مى‌آیند با شوق، با ذوق، از همه‌ى قشرها، پیر و جوان، زن و مرد، در اقصى‌ نقاط كشور، موضع خودشان را نسبت به مسائل اساسى كشور فریاد میكنند. این همان ایمان است؛ این رابطه‌ى ایمانى است. هیچ دستورى، هیچ مشوق مادى‌اى نمیتواند مردم را اینجور به میدانهاى حضور بكشاند. حضور در انتخابات هم همین جور است. انتخابات پرشور ریاست جمهورىِ امسال را كه ملاحظه كردید، و همچنین نظائرش را در دوره‌هاى گذشته، مردم به‌وجود مى‌آورند؛ چون احساس تعهد میكنند، احساس تكلیف میكنند؛ پایبندى و تقید ایمانى، آنها را به میدان حضور سیاسى و حضور اجتماعى میكشاند؛ این، خصوصیت مردم‌سالارى دینى است. این راه را امام بزرگوار جلوى پاى مردم گذاشت، مردم هم با وفادارى كامل این راه را تا امروز پیموده‌اند، ان‌شاءالله بعد از این هم خواهند پیمود.

 وظیفه‌ى مسئولان، وظیفه‌ى سنگینى است. در نظام جمهورى اسلامى، پذیرش مسئولیت به معناى كامجوئى از قدرت نیست؛ به معناى قبول زحمات خدمت به مردم است؛ این معناى قبول زحمت است؛ معناى مسئولیت در نظام جمهورى اسلامى این است. مسئولان تلاش میكنند، كار میكنند، زحمت میكشند، توان خودشان را به میدان مى‌آورند تا بتوانند از مشكلات مردم كم كنند، بتوانند كشور را به اهداف برسانند. ظرفیتهاى كشور هم خوشبختانه بسیار زیاد است؛ زحمات متراكمى كه گذشتگان كشیدند، آنها هم جزو ظرفیتهاى این كشور است؛ از این ظرفیتها باید مسئولان محترم استفاده كنند.

 البته من توصیه میكنم، هم مردم را به بردبارى، هم مسئولین محترم را به شكیبائى و حوصله. نباید توقع داشت مشكلاتى كه در سر راه مردم وجود دارد - چه در زمینه‌ى اقتصادى، چه در هر زمینه‌ى دیگرى - در مدت كوتاهى برطرف شود. البته باید از خداى متعال درخواست كرد كه به مسئولین توفیق دهد هرچه بتوانند، سریعتر كارها را پیش ببرند؛ اما طبیعت كارهاى كلان در كشور، طبیعت زمانبر است.

 توصیه‌ى ما، هم به رئیس جمهور محترم، هم به هیئت دولتى كه ان‌شاءالله به توفیق الهى در آینده‌ى نزدیكى از مجلس رأى اعتماد خواهند گرفت، این است كه كارها را با صبر و بدون شتابزدگى انجام دهند؛ گامها را محكم و مطمئن بردارند. در همه‌ى زمینه‌ها ظرفیت كار وجود دارد، اهداف بلند هم وجود دارد، نشانه‌ها و بشارتها هم در كشور ما كم نیست. البته جبهه‌ى دشمنان برخوردهاى خصمانه‌اى دارند. رئیس جمهور محترم اشاره كردند به تحریمها و فشارهائى كه دشمنان ملت ایران - كه البته در رأس آنها آمریكا است -  بر كشور وارد میكنند. من میخواهم بگویم درست است كه فشارهاى دشمنان براى مردم مشكلاتى را به‌وجود مى‌آورد، اما تجربه‌هاى باارزشى هم در اختیار مسئولان و در اختیار مردم میگذارد. درس بزرگى كه ما از این فشارهاى اقتصادى دریافت كردیم، این است كه هرچه میتوانیم، باید به استحكام ساخت داخلى قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر كنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائى كه دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتى با یك چنین مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهاى ملت ایران خیلى زیاد است. ما باید بپردازیم به استحكام ساخت درونى اقتدار ملى؛ كه آن روز به مسئولان كشور عرض كردیم: در درجه‌ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ كه باید با جدیت دنبال شود.

 مسائل سیاسى هم مسائل مهمى است. من تأیید میكنم نظرى را كه رئیس جمهور محترم ابراز كردند در زمینه‌ى برخورد حكمت‌آمیز با مسائل گوناگون بین‌المللى و مسائل سیاسى و مسائل ارتباطات بین‌المللى و اینها. حتماً باید برخوردِ حكمت‌آمیز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانى داریم كه اینها زبان عقلائى هم خیلى سرشان نمیشود؛ لیكن آنچه كه ما وظیفه داریم، این است كه با استحكام، با توجه به اهداف والاى جمهورى اسلامى، بدانیم چه كار داریم میكنیم؛ اهداف خودمان را بشناسیم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشیم و آنها را با جدیت دنبال كنیم.

 بله، همین جور كه گفتند، «امت وسط» خصوصیت جامعه‌ى اسلامى است؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهیداً».(۱) راه وسط، همان راه اسلام است؛ نگاه كنیم ببینیم اسلام به ما چه میگوید، اسلام از ما چه میخواهد.

راه موفقیت این است كه دنبال رضاى الهى و دنبال انجام تكلیف الهى باشیم. خداى متعال راهها را براى ما مشخص كرده است؛ اگر از این راهها سلوك كنیم، مشى كنیم، به توفیق خواهیم رسید. فراموش نكنیم از روز اوّلى كه این انقلاب پیروز شد، دشمنانى بودند كه صریحاً اعلام دشمنى كردند و گفتند میخواهند این انقلاب را از بین ببرند و نظام جمهورى اسلامى را محو كنند. از آن روز تا امروز كه سى و چهار سال میگذرد، روزبه‌روز على‌رغم دشمنان، ملت ایران پیشرفت كرده است. نه فقط نتوانستند نظام اسلامى را متزلزل كنند، بلكه حتّى نتوانستند جلوى رشد نظام اسلامى را هم بگیرند. ما امروز در زمینه‌هائى پیشرفت كرده‌ایم كه در سالهاى اول انقلاب تصورش را هم نمیكردیم؛ این مربوط به الطاف الهى و كمك الهى و حضور قوى مردم و تلاش مسئولینى است كه در این مدت مشغول تلاش و كار بودند. راه موفقیت این كشور و این ملت عبارت است از راه اسلام، پایبندى به مبانى اسلام، پایبندى به ارزشهاى اسلامى، و پایبندى به آنچه كه امام بزرگوار ما براى ما به یادگار گذاشته است از نصایح و از رهنمودها و خطوط روشنى كه در اختیار ما قرار دارد.

  من به همه‌ى مسئولین محترم توصیه میكنم كه ان‌شاءالله همكارى‌هاى خودشان را در زمینه‌ى برطرف كردن مشكلات كشور بیش از پیش كنند؛ قواى مجریه، مقننه و قضائیه حداكثر همكارى را بكنند. وضع عمومى در دنیاى اسلام، در منطقه و در كل جهان با مشكلاتى همراه است؛ یعنى وضع ناآرامى بر همه‌ى اطراف عالم در زمینه‌هاى اقتصادى، در زمینه‌هاى سیاسى، در زمینه‌هاى امنیتى حاكم است. در منطقه‌ى ما هم كه مشكلات الى ماشاءالله وجود دارد؛ از آن طرف، مشكلاتى كه در برخى از كشورهاى اسلامى است؛ از آن طرف، حضور ظالمانه‌ى رژیم صهیونیستى  است كه شصت‌وپنج سال است این رژیم مشغول ظلم به مردم و مشغول جنایت نسبت به صاحبان اصلى فلسطین است. این مشكلات مربوط به شصت‌وپنج سال قبل نیست؛ تا امروز ادامه دارد: خانه‌هاى مردم را ویران میكنند؛ بچه را در آغوش پدرش میكُشند؛ نوجوان را از خانه‌ى خودش بیرون میكشند و به زندان میبرند؛ سالها افراد را بدون محاكمه یا بیش از اندازه‌اى كه محكوم به زندان شدند، نگه میدارند؛ روزانه به مردم فشار وارد میكنند؛ مردمى كه صاحبان اصلى سرزمین هستند. اینها جنایت نیست؟ اینها ظلم نیست؟ این یكى از خصوصیاتى است كه در منطقه مشاهده میشود، و متأسفانه كمك و حمایت برخى از قدرتهاى جهانى از این عنصر ظالم در منطقه. اینها اوضاعى است كه بر منطقه‌ى ما حاكم است.

 جمهورى اسلامى با مواضع روشن، با امكانات فراوان، با آینده‌اى كه همراه با بشارتهاى فراوانى است، باید كارهاى بزرگى را انجام دهد؛ در درجه‌ى اول، مسائل مربوط به مشكلات داخلى است. زحمات زیادى كشیدند. من لازم است از دولت جناب آقاى احمدى‌نژاد كه خدمات فراوانى كردند و كارهاى مهمى انجام دادند، تشكر كنم. كارهاى فراوانى هم وجود دارد كه مسئولین از حالا به بعد ان‌شاءالله باید انجام دهند. جریان پیشرفت كشور و پیشرفت ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى توقف‌پذیر نیست. ان‌شاءالله به توفیق الهى كارها پیش خواهد رفت.

 جناب آقاى روحانى - همان‌طور كه اشاره كردند - جزو عناصر خدمتگزار قدیمى به نظام اسلامى در بخشهاى مختلف هستند؛ یك فرد آزموده شده‌اى در نظام جمهورى اسلامى هستند؛ چه در دوره‌ى دفاع مقدس، چه در مجلس شوراى اسلامى، چه در شوراى عالى امنیت ملى، كارهاى فراوانى  بر دوش ایشان بوده است، كه آن خدمات بزرگ را انجام دادند؛ امروز هم به عنوان رئیس جمهور بحمدالله مفتخرند به این كه آراء مردم ایشان را به این سِمت منصوب كرده است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به ایشان كمك كند، از ایشان دستگیرى كند، هدایت كند.

 و همه سعى كنند كمك كنند. من از همه‌ى جریانهاى گوناگون سیاسى درخواست میكنم و اصرار دارم، و همچنین از همه‌ى شخصیتهاى متنفذى كه داراى نفوذ كلمه هستند، داراى حوزه‌ى تأثیرگذارى در میان ملت هستند، درخواست میكنم به مسئولین، به دولت، به رئیس جمهور كمك كنند تا ان‌شاءالله بتوانند وظائف سنگینى را كه برعهده دارند، بخوبى انجام دهند و توقعاتى را كه وجود دارد و مردم دارند، ان‌شاءالله به بهترین وجهى برآورده كنند.

 از خداوند متعال توفیقات را براى همه‌ى حضار محترم، براى همه‌ى ملت ایران، براى همه‌ى برادران مسلمان در سراسر جهان مسئلت میكنم و امیدوارم ان‌شاءالله بركات الهى در این ایام ماه مبارك رمضان شامل حال همه باشد و روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهیدان از ما راضى باشند.

 والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

 

۱) بقره: ۱۴۳ همان‏گونه (كه قبله شما، یك قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‏اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است.



نوع مطلب : انتخابات، انقلاب اسلامی و امام خمینی، حمایت مردمی از نظام، دولت یازدهم، مشروطه، مبارزه با صهیونیزم، 
برچسب ها : لزوم رفتن در مسیر اسلام، رابطه عاطفی ایمانی مردم با مسؤولین، خصوصیات نظام مردم سالار دینی، تعریف اعتدال و امت وسط، تنفیذ، روحانی،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار مسئولان نظام‌

(30/4/92)

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

خداى متعال را سپاسگزاریم كه به ما عمر داد، فرصت داد، یك ماه رمضان دیگر را درك كنیم. از جمله‌ى بركات این ماه، این محفل گرم و صمیمى و عمومى است، كه مسئولان كشور و كارگزاران عمده‌ى نظام در اینجا اجتماع پیدا میكنند؛ هم محفل دیدار و انس دوستان و مسئولان با یكدیگر است، هم محل شنیدن مطالبى كه ان‌شاءالله  شنیدن آنها و گفتن آنها، براى كشور، براى مردم و براى فضاى عمومى جامعه مفید است.

 از برادران و خواهران عزیز تشكر میكنیم كه تشریف آوردید این جلسه را تشكیل دادید؛ از جناب آقاى رئیس جمهور هم تشكر میكنیم به خاطر این گزارش مبسوط و مشروحى كه بیان كردند. امیدواریم خداوند متعال به همه‌ى مسئولین، به همه‌ى شماها، به همه‌ى كسانى كه در سرتاسر كشور در بخشهاى مختلف به انجام خدمات اشتغال دارند، توفیق بدهد و اجر بدهد و ان‌شاءالله زحمات و خدمات شماها - هرجا كه هستید - در میزان عدل الهى دیده شود و مورد پاداش الهى قرار بگیرد.

 عرض عمده‌ى بنده در این جلسه این است كه بعد از هر نصرتى كه خداى متعال به انسان میدهد، انسان موظف است خداى متعال را شكر و سپاس بگوید. بعد از آنكه خداى متعال به ما در یك عرصه‌اى یك موفقیتى را ارزانى داشت، موظفیم تضرع و توسل و توجه خودمان را افزایش دهیم؛ این وظیفه‌ى ما است. فرمود: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ، وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا، فَسَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ  إِنَّهُ كَانَ تَوَّابَا».(۱) نصرت، تفضل الهى است؛ باید ما را به خداى متعال نزدیك كند، رابطه‌ى ما را با خدا احیاء كند، تضرع ما را پیش خداى متعال افزایش دهد. خدا را شكر میكنیم؛ بحمدالله نصرتهاى الهى پى‌درپى شامل حال این مردم بوده است؛ آخرین آن - كه نصرت بزرگى هم بود - همین مسئله‌ى انتخابات بود، حضور مردم بود. هم ملت ایران عموماً، هم مسئولان كشور به نحو خاص، در این حماسه‌ى سیاسى دخیل بودند و مشمول این لطف الهى و نصرت الهى شدند. حالا كه نصرت الهى شامل حال ما شد و توانستیم این حماسه‌ى بزرگ را بر پا كنیم - كه آثار این حماسه‌ى بزرگ در بخشهاى مختلف بتدریج خود را نشان خواهد داد - پس باید دست تضرع و توسل به ذیل عنایت پروردگار بگشائیم و از خداى متعال سپاسگزارى كنیم؛ بخصوص كه ماه رمضان است؛ این هم یك فرصتى است، این هم یك توفیقى است؛ این هم یك اقبالى است كه در این لحظه‌ى مهمِ حركت سیاسى كشور، در ماه رحمت الهى قرار گرفتیم، كه فرمود: «هَذَا شَهْرُ الْإِنَابَةِ وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ»؛(۲) اینها از دعاهاى روزهاى ماه رمضان است. رمضان ماه انابه است، ماه توبه است. توبه یعنى برگشت از راه غلطى كه ما با گناهان خود، با غفلتهاى خود، آن راه را رفتیم. معناى انابه این است كه توجه به خداى متعال پیدا كنیم براى حال و آینده. گفته‌اند فرق بین توبه و انابه این است كه توبه مربوط به گذشته است، انابه مربوط به حال و آینده است. هم از گناهان، از خطاها، از كردار زشت خودمان در هر بخشى كه از ما سر زده، پیش خداى متعال عذرخواهى كنیم، استغفار كنیم و برگردیم، و هم انابه كنیم از حال و در آینده؛ این رابطه‌ى قلبى را بین خودمان و خدا تقویت كنیم. رمضان ماه رحمت است، ماه مغفرت است. فرمود: «و هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ»؛ آزادى از آتش. آزادى از آتش، در واقع آزادى از همین خطاها و گناهانى است كه ما انجام میدهیم. این گناهان ما، خطاهاى ما، همان صورتهاى ناسوتى آن عذابهاى آخرتند. اگر اینجا ظلم میكنیم، اگر غیبت میكنیم، اگر بدگوئى میكنیم، اگر از حد خودمان تجاوز میكنیم، اگر از تكلیف تجاوز میكنیم، هر كدام از اینها یك صورت اخروى دارد كه در عالم برزخ و در عالم قیامت به شكلهاى مخصوصِ خودش ظاهر میشود، تجسم پیدا میكند؛ و اینها عذاب الهى است.

گفت: «اى دریده پوستین یوسفان / گرگ برخیزى از این خواب گران».(۳) در اینجا پنجه درافكندن در دل این و آن، در آنجا تجلى عذاب الهى و گرگ برخاستن از خواب را نتیجه میدهد. «هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ»؛ فوز به جنت هم همین است: در اینجا كار خودمان را اصلاح كنیم، دلهایمان را پاكیزه كنیم، عبادات را به‌جا بیاوریم، نوافل را به‌جا بیاوریم، راستى و راستگوئى و امانت و رفاقت و صفا را نسبت به مؤمنین به‌جا بیاوریم، انجام تكلیف را در بخشهاى مختلف رعایت كنیم، این همان رفتن به بهشت است كه در عالم قیامت، همین عمل ما به آن صورت مجسم خواهد شد؛ به صورت نعم الهى كه براى مؤمنین و متقین وعده داده شده است.

 فرمود: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فی‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً»؛(۴) یاد خدا با تضرع، پشتوانه‌ى همه‌ى خیرات و همه‌ى بركاتى است كه انسان میتواند در این مهلت زندگى به دست بیاورد. این یاد خدا نباید اختصاص داشته باشد به دورانهاى شدت و محنت و زحمت و فشار؛ نه، در دوران راحت، در دورانى كه انسان دغدغه و نگرانى مادى هم ندارد، این یاد خدا را باید در دل نگه دارد. وقتى سختى‌هائى به ما افراد بشر روى مى‌آورد، به یاد خدا مى‌افتیم. فرمود: «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِكُونَ»؛(۵) در حین بلا، انسان به خدا متوجه میشود؛ وقتى بلا برطرف شد، انسان یادش میرود.

در جاهاى مختلف قرآن، مكرر در مكرر - شاید ده بار یا بیشتر، كه من نشمردم - این گلایه را خداى متعال از انسانها میكند كه وقتى دچار شدت میشوید، توجه پیدا میكنید؛ وقتى شدت برطرف شد، غفلت پیدا میكنید. خب، این راهِ شما را مسدود میكند، حركت شما را متوقف میكند. در سوره‌ى مباركه‌ى یونس دو مرتبه این موضوع تكرار شده است؛ یك بار لحن عجیبى است، لحن گلایه‌ى تند الهى از ماها است؛ فرمود: «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً»؛ وقتى دچار سختى است، متوجه به ما میشود؛ دعا میكند، تضرع میكند، توجه میكند، در حال خواب، در حال راه رفتن، در حال نشستن؛ «فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ»؛ وقتى مشكل برطرف شد، جورى حركت میكند كه كأنه از ما چیزى نخواسته و ما به او چیزى عنایت نكردیم؛ غفلت محض! بعد میفرماید: «كَذلِكَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ»؛(۶) یك لحن تند و توبیخ.

 برادران و خواهران! در همه حال باید از خداى متعال كمك خواست. رابطه‌ى قلبى بین ما و خدا باید در حال آسایش، در حال راحت، در حال محنت، در حال كرب ادامه پیدا كند؛ این ضامن حركت تكاملى انسان است، ضامن تعالى انسان است؛ این است كه میتواند ما را به آن هدف اصلى آفرینش برساند. به نظر ما، این توسل و تضرع، در همه‌ى عرصه‌هاى حیات، به عمل مى‌انجامد. اگر این توجه به خدا باشد، ركود، سكون، ناامیدى، بازگشت به عقب و توقف در عرصه‌هاى گوناگون حیات وجود ندارد. لازمه‌ى عمل هم «صبر» و «توكل» است. شماها مسئولان كشور هستید در بخشهاى مختلف؛ كارهاى زیادى برعهده‌ى شما است؛ كارهاى شما، هم كار دنیا است، هم كار آخرت؛ یعنى وقتى به انجام وظیفه‌ى خود میپردازید، هم دارید دنیا را آباد میكنید، زندگى را آباد میكنید، هم دارید باطن و درون خودتان را آباد میكنید. این عمل - كه هم عمل دنیائى است، هم عمل اخروى است - احتیاج دارد به دو عنصر: صبر و توكل. آیه‌ى شریفه‌ى قرآن میفرماید: « نِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِینَ. الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَلىَ‏ رَبهِِّمْ یَتَوَكلَُّونَ».(۷) صبر یعنى پافشارى، پایدارى، مقاومت، ایستادگى، هدف را فراموش نكردن. فرمود: «إِنْ یَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ»؛(۸) در میدان نبرد، در میدان رویاروئى با دشمن، اگر صبر داشته باشید، میتوانید با این نسبت بر دشمن غلبه پیدا كنید.

 مكرر عرض كرده‌ایم؛ در عرصه‌هاى گوناگون جهانى، درگیرى‌ها غالباً جنگ اراده‌ها است؛ هر طرفى كه اراده‌اش زودتر ضعیف شود، شكست خواهد خورد. صبر یعنى این عزم را، این اراده را نگه داشتن، حفظ كردن. توكل هم یعنى كار را انجام دادن و نتیجه را از خدا خواستن. گمان نشود - كه البته در فضاى دینىِ امروز گمان هم نمیشود؛ در گذشته چرا، تبلیغ میشد، اینجور توهّم میشد - كه توكّل یعنى بنشین تا خدا برساند، بنشین تا خدا درست كند، بنشین تا خدا گره را باز كند؛ نه، توكل یعنى كار را انجام بده، نتیجه را از خدا بخواه؛ منتظر نتیجه از سوى پروردگار باش. بنابراین در موضوع توكل - به قول ما طلبه‌ها - «كار» اخذ شده است.

 خب، كاربرد صبر و توكل، علاوه بر اعمال شخصى، در اداره‌ى كشور هم بسیار مهم است. در اعمال شخصى، هم صبر ما، هم توكل ما كاربرد دارد: در تحصیل صبر داشته باشیم، توكل داشته باشیم، پیش میرویم؛ در مشاغل ادارى همین جور، در ورزش همین جور، در اداره‌ى امور خانواده همین جور؛ در هر كارى از كارهاى شخصى، همین جور. در اداره‌ى كشور و مدیریت كشور هم - چه مدیریتهاى كلان، چه مدیریت بخشهاى گوناگون - صبر و توكل نقش دارد. بدون صبر و بدون توكل امكان ندارد انسان بتواند كارهائى را كه در زمینه‌ى مدیریت كشور برعهده‌ى او است، انجام دهد. با بى‌صبرى، با شتابزدگى، با بى‌حوصلگى، با تنبلى، با مأیوس شدن در مواجهه‌ى با مشكلات - كه اینها همه‌اش ضد توكل است - نمیشود كارهاى بزرگ را انجام داد، نمیشود پیشرفت كرد، نمیشود مسئولیت مهم پیشرفت كشور را به انجام رساند.

 خب، در زمینه‌ى مدیریت كشور - كه همه‌ى شما دستتان به نحوى در این كار مشغول است؛ در بخشهاى گوناگون اقتصادى و فنى و فرهنگى و علمى و غیره و غیره، شماها مسئولین هستید - اگر ما بخواهیم‌ صبر و توكل را به كار بگیریم، چند عنصر اساسى و اصلى باید مورد رعایت قرار بگیرد:

 اول، انتخاب جهت درست است. جهتگیرى را باید درست انتخاب كنیم؛ این قطب‌نما است، این شاخص اصلى است. اگر چنانچه جهتگیرى را غلط انتخاب كردیم، در انتخاب جهتگیرى اشتباه كردیم، تلاش مضاعف ما نه فقط ما را به نتیجه نمیرساند، بلكه ما را از راه دور میكند. فرمود: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فىِ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا»؛(۹) سعى و كوشش آنها در گمراهى واقع شده است؛ یعنى در جهت درست انجام نگرفته. جهت را باید درست انتخاب كرد. اگر چنانچه این شاخص وجود نداشته باشد، تلاشهاى گوناگون، ما را از مقصد دور میكند. جهتگیرى‌ها مهم است. بنده در روز چهاردهم خردادِ امسال در سالگرد رحلت امام بزرگوار (رضوان الله تعالى علیه) در مرقد مطهر ایشان، جهتگیرى‌هاى انقلاب را بر اساس قرائت امام - كه براى ما معتبر و حجت است - شرح دادم. جهتگیرى در سیاست داخلى، جهتگیرى در سیاست خارجى، جهتگیرى در عرصه‌ى فرهنگ، جهتگیرى در عرصه‌ى اقتصاد را مفصلاً گفتم؛ اینها مستند به بیانات امام و نصوص امام (رضوان الله تعالى علیه) است. امروز بحمدالله در سرتاسر كشور، نخبگان ما، زبدگان ما، مسئولین ما و آحاد ملت ما، همه امام را قبول دارند؛ همه امام را به عنوان شاخص، انتخاب میكنند. گاهى تفسیر غلط از امام میشود، تفسیر غلط از جهتگیرى مورد نظر امام انجام میگیرد؛ كه این هم چیز بدى است و خطرناك هم هست. خوشبختانه بیّنات امام جلوى چشم ما است؛ بیانات امام، صداى امام، نوشته‌ى امام، آثار امام، جلوى چشم ما است. آن روز عرض كردیم كه وصیت‌نامه‌ى امام كه یك مجمل و موجزى است از جهتگیرى‌هاى امام، دم دست همه است. بنابراین جهتگیرى‌ها مشخص است. ما در شناخت جهتگیرى‌ها، هم مشكلى نداریم، هم احتیاج به این نداریم كه حالا بنشینیم یك چیزى را مشخص كنیم. امام فقیه بود، حكیم بود، آگاه بود، خردمند بود، پخته بود، سنجیده سخن میگفت، درست فكر میكرد؛ با همین فكر، این انقلاب را به وجود آورد؛ این نظام جمهورى اسلامى را ترتیب داد و بر سر پا كرد و خطوط مشخص و روشنى را معین كرد. بنابراین اولین كار هر مدیرى در هر بخشى این است كه جهتگیرى درست را در نظر بگیرد.

 دوم، به‌كارگیرى همه‌ى ابزارهائى كه در اختیار است. همه‌ى ابزارها را، همه‌ى نیرو را باید پاى كار آورد. این جهتگیرى‌ها باید به شكل سیاستهاى عملى در بیاید. سیاستهاى كلى، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ چشم‌انداز بیست‌ساله، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ سیاستهاى اجرائى دولت در بخشهاى مختلف، بخشى از این سیاستهاى عملى است؛ برنامه‌هائى كه دولتها و مجلسها تصویب میكنند و بناى بر اجراى آن میگذارند، بخشى از این سیاستهاى عملى است. باید در خلال این سیاستهاى عملى، آن اهداف كلى و آن جهتگیرى‌ها تبیین شود و نقش پیدا كند و برجسته شود.

 سوم، نگاه به اولویتها است؛ این هم یك عنصر دیگرى است. كارها زیاد است، گاهى اوقات نیرو و توان یا سرمایه و منبع مالى به قدر همه‌ى نیازها نیست؛ لذا باید اولویتها را در نظر گرفت. این كارى است كه ما در زمینه‌ى مدیریتها براى تحقق صبر و توكل میتوانیم انجام دهیم.

 یك نگاه كلى به كشور بكنیم. خوشبختانه كشور در یك مقطع خوبى قرار دارد. من به شما عرض بكنم؛ مقاطع تحویل مسئولیت دولتها، جزو مقاطع خوب كشور و تاریخ سیاسى ما است. این جابه‌جائى دولتها یكى از منّتهاى بزرگ الهى است بر ما؛ یكى از فرصتهاى بزرگى است كه در اختیار ما است. نفَس جدیدى، ابتكارات جدیدى، كارهاى جدیدى، سلائق و اذواق جدیدى مى‌آید میدان - قانون اساسى این را مشخص كرده - این یكى از فرصتها است. البته این فرصت تبدیل میشود به تهدید، اگر چنانچه جور دیگرى عمل شود؛ مانند آنچه كه در برخى از كشورها انسان مشاهده میكند، كه جابه‌جائى قدرتها با زورآزمائى، با خونریزى، با خشونت همراه است؛ كه خوشبختانه در كشور ما اینجور نیست. البته در سال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتكب شدند، كشور را در لبه‌ى یك چنین پرتگاهى قرار دادند، یك مشكل اینچنینى را براى كشور تدارك دیدند؛ اما بحمدالله خداى متعال كمك كرد، ملت توانست از این مشكل عبور كند. در این سالهاى متوالى از اول انقلاب - منهاى همان برهه‌ى كوتاه سال ۸۸ - همیشه این دست‌به‌دست شدن قدرت و مسئولیت در كشور، با آسایش، با خوشى و با شادكامى همراه بوده است؛ این خیلى فرصت مهمى است.

 بنابراین امروز كه دولت دارد دست‌به‌دست میشود، مجموعه‌ى جدیدى، گروه جدیدى، عناصر جدیدى، فكرهاى جدیدى، ابتكارهاى جدیدى وارد میدان میشوند؛ باید با استفاده از آنچه كه تاكنون انجام گرفته است، و با بنا بر روى بنائى كه تا امروز بالا رفته است، ان‌شاءالله كشور را پیش ببرند. این فرصت بسیار مهمى است، فرصت خوبى است و براى كشور ما عید است؛ یعنى واقعاً این جابه‌جائى قدرتها مبارك است. هر مجموعه‌اى هم كه سر كار مى‌آید، با نگاه مثبت به مجموعه‌ى قبل از خود نگاه كند. خب، این گزارش مبسوط آقاى رئیس جمهور، آقاى دكتر احمدى‌نژاد را شنیدید. كارهاى فراوانى شده، كارهاى برجسته‌اى انجام گرفته. ممكن است دولت بعدى بیاید همین مقدار كار یا دو برابر این كار یا بیشتر، بر آنچه كه انجام گرفته است، بیفزاید؛ چه چیزى از این بهتر براى كشور؟ مهم این است كه جهتگیرى‌ها استمرار داشته باشد؛ كه من در زمینه‌ى استمرار جهتگیرى‌ها و تذكراتى كه در این مورد دارم، در فرصتهاى بعدى ان‌شاءالله مطالبى را به مسئولین و به ملت عرض خواهم كرد؛ كه حالا لزومى ندارد و اقتضائى هم ندارد.


۱) نصر: ۳-۱ هنگامى كه یارى خدا و پیروزى فرارسد، و ببینى مردم گروه گروه وارد دین خدا مى‏شوند،پروردگارت را تسبیح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسیار توبه‏پذیر است!

۲) مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۶۱۰ این ماه تضرع است و این ماه توبه است و این ماه امرزش و رحمت است و این ماه آزادی از دوزخ و نیل به بهشت است!

۳) مولوى‌

۴) اعراف: ۲۰۵ پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف یاد كن!

۵) عنكبوت: ۶۵ هنگامى كه بر سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏خوانند (و غیر او را فراموش مى‏كنند) امّا هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‏شوند!

۶) یونس: ۱۲ هنگامى كه به انسان زیان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى كه به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، مى‏خواند امّا هنگامى كه ناراحتى را از او برطرف ساختیم، چنان مى‏رود كه گویى هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه براى اسرافكاران، اعمالشان زینت داده شده است (كه زشتى این عمل را درك نمى‏كنند)!

۷) عنكبوت: ۵۸ و ۵۹ چه خوب است پاداش عمل‏كنندگان! همانها كه (در برابر مشكلات) صبر (و استقامت) كردند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند.

۸) انفال: ۶۵ هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه مى‏كنند.

۹) كهف: ۱۰۳ و ۱۰۴ بگو: «آیا به شما خبر دهیم كه زیانكارترین (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ آنها كه تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده است.



نوع مطلب : توکل، توسل و تضرع، صبر، انتخابات، حمایت مردمی از نظام، 
برچسب ها : تضرع در حال آسایش و محنت، تفاوت توبه و انابه، تضرع و مسیر رشد انسان، بیانات در ماه رمضان، دولت دهم،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌

در آستانه‌ی سالروز حادثه هفتم تیر و روز قوه قضائیه

(5/4/92)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم و تبریك عرض میكنم به همه‌ى شما برادران و خواهران. امیدوارم خداوند متعال به بركت این ماه شریف و مولود عظیم‌الشأن این روزها، حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه)، همه‌ى شما را و همه‌ى ملت ایران را مشمول تفضلات خود و رحمت خود و هدایت خود قرار دهد.

مناسبت هفتم تیر، مناسبت برجسته و مهمى است. اگرچه در این ایام به تناسب از قوه‌ى قضائیه تجلیل میشود و زحمات و تلاشهاى عزیزان این قوه در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد - كه كار بجا و مناسبى است - لیكن حادثه‌ى هفتم تیر حادثه‌اى است كه به سرنوشت انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ارتباط دارد، و این حادثه براى جمهورى اسلامى سرنوشت‌ساز بود. اگرچه شهداى این حادثه جزو بهترین و برجسته‌ترین عناصر نظام جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى بودند و یاد آنها هرگز فراموش نخواهد شد - بخصوص شخصیت برجسته و نورانىِ مرحوم آیةالله بهشتى (رضوان الله‌تعالى علیه) و دیگر شهدا - لیكن با این همه، در این حادثه، چهره‌ى نفاق در كشور آشكار شد؛ پشت سر عناصر نفاق هم عناصر استكبار خودشان را نشان دادند. براى یك نظام نوپا، روشن شدن چهره‌ى دشمنان، چیز كوچكى نیست. منافقینى كه خودشان را پیرو خدا و پیغمبر و اسلام و نهج‌البلاغه معرفى میكردند، با این حادثه، خود را مفتضح كردند؛ نشان دادند كه چقدر با اركان نظام اسلامى، با چهره‌هاى موجّه، شخصیتهاى برجسته، علماى بزرگ، خدمتگزاران صادق و كارآمد، اینها دشمنند، مخالفند؛ چهره‌ى اینها روشن شد. اگر حوادث معدودى از قبیل هفتم تیر اتفاق نمى‌افتاد و این سرمایه‌ها از دست ملت ایران نمیرفت، یقیناً ملت عزیز ایران نمیتوانست چهره‌ى منافقین را اینجور آشكار تشخیص دهد؛ باز آنها میتوانستند نفوذ كنند - «وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ»(۱) - میتوانستند خودشان را موجّه جلوه دهند. این حادثه، افشاگر واقعیت پلید منافقین شد. دشمنان اساسى و اصلى اسلام، یعنى استكبار و صهیونیستها از اینها حمایت كردند؛ پس چهره‌ى آنها هم آشكار شد. درست است كه این حادثه سرمایه‌هائى را از ما گرفت، اما این شهادتها، این خونهاى بناحق‌ریخته، براى ملت ایران دستاوردهاى بزرگى هم با خود آورد، مثل همه‌ى شهادتها؛ شهادت اینجور است. كشته شدن در راه خدا، ریختن خون مظلومان در راه خدا، این اثر قهرى و طبیعى را دارد كه با خود دستاوردهائى را به امت اسلامى، به ملتهاى مسلمان، به تاریخ اسلام تقدیم میكند. ما یاد این شهیدان را هرگز فراموش نخواهیم كرد، یاد این حادثه را فراموش نخواهیم كرد. ارزش فداكارانى كه در آن مجمع براى خدا اجتماع كرده بودند و مورد این تهاجم ظالمانه و وحشیانه قرار گرفتند، پیش خداى متعال و پیش ملت ایران محفوظ است.

درباره‌ى قوه‌ى قضائیه چند جمله‌اى عرض كنیم: اولاً تشكر میكنیم از رئیس محترم قوه. بیانات امروز ایشان بیانات وافى و بسیار مفیدى بود، روشنگر بود. پشت سر این بیانات هم اقدامات و تلاشهاى ارزنده‌اى است؛ كه هم از ایشان، هم از مسئولان بالاى قوه، هم از آحاد كاركنان و قضات محترم و كاركنان قضائى و غیرقضائى در قوه باید حقیقتاً تشكر كنیم. آنچه كه انجام گرفته است، بسیار باارزش است و در جهت كارآمدى قوه‌ى قضائیه است.

آنچه كه من عرض میكنم، این است كه در قوه‌ى قضائیه دو هدف اعلى‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همه‌ى كارها باید در جهت این دو هدف اعلى‌ انجام بگیرد؛ كه اگر این دو هدف تحقق پیدا كرد، آن وقت محصول آن را جامعه‌ى اسلامى خواهد چشید. آن دو هدف، یكى عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدى قوه. همه‌ى تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعه‌ى كاملاً كارآمد و كاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به بركت حضور قوه‌ى قضائیه. این براى یك كشور، براى یك جامعه لازم است. این همه تأكیدى كه در اسلام، در متون اسلامى، در قرآن كریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، براى همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند؛ هر مظلومى احساس كند كه میتواند خود را به ساحل امن قوه‌ى قضائیه برساند و جلوى ظلم گرفته شود. این لازم است.

همین طور كه من بارها عرض كرده‌ام و رئیس محترم قوه هم الان اشاره كردند، خروجى‌ها را باید دائماً مراقبت كرد، پیشرفت كارها را باید مراقبت كرد. همه‌ى این كارهائى كه ذكر شده است، لازم است، و لازم بوده است. نتیجه آن وقتى حاصل خواهد شد كه این كارها با دقت دنبال شود، پیگیرى شود، قدم به قدم رعایت و مراقبت شود، تا اینكه بتوانیم به آن نتیجه‌ى مطلوب برسیم. اگر این شد، ان‌شاءالله قوه‌ى قضائیه همان چیزى خواهد شد كه اسلام و قرآن براى این قوه و براى این مجموعه‌ى كارآمد در جامعه خواسته و اراده كرده است.

البته خلأهائى وجود دارد. درست است این كه فرمودند با این همه اقدامات، با این همه تلاشهاى مثبت، هنوز فاصله وجود دارد بین آنچه كه مطلوب مسئولان قوه است و مقصود اسلام و قوانین اسلامى است، با آنچه كه در واقعیت وجود دارد. گفتنش آسان است، لیكن واقعاً كار دشوارى است؛ پیمودن این راهها و قدم به قدم صیانت كردن از این خصوصیات، واقعاً كار دشوارى است؛ لیكن از خداى متعال باید كمك خواست. این فاصله باید طى شود. البته توقع نداریم كه در عرض دو سال و پنج سال این فاصله‌ها طى شود، لیكن باید در جهت پر كردن خلأها حركت ادامه پیدا كند. این عرض ما است. همه‌ى مسئولان قوه‌ى قضائیه در سطوح مختلف، خودشان را واقعاً موظف كنند به این كه قوه را به این دو خصوصیت - یعنى خصوصیت سلامت، و خصوصیت كارآمدى - برسانند. البته خلأها براى آقایان محترم و مسئولان قوه روشن است؛ هم در گزارشهائى كه داده میشود، نشان داده میشود كه خلأها را میشناسند، هم در مذاكراتى كه انجام میگیرد، انسان احساس میكند كه این خلأها براى مسئولان قوه شناخته‌شده است. گاهى نكاتى هم به نظر ما میرسد، كه به رئیس محترم قوه و به بعضى مسئولان قوه عرض میكنیم، اینها را تذكر میدهیم. به هر حال خلأها روشن است. در جهت پر كردن این خلأها باید همت گماشت، نباید مأیوس شد؛ باید كار را همچنان پیش برد و روزبه‌روز قوه‌ى قضائیه را بهتر و شكوفاتر كرد.

البته اینجا یك نكته‌اى وجود دارد و آن این است كه پیشرفت كار و رسیدن به هدف، با پیمودن برنامه‌ها میسر است؛ با برنامه‌ریزى امكان پیدا میكند. خوشبختانه برنامه‌ى سوم تصویب شده است، ابلاغ شده است؛ در دست و بال قوه‌ى قضائیه، در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه، با این تفصیلى كه گفتند - این بخشنامه‌ها و آئین‌نامه‌هاى گوناگون - این برنامه در حال پیشرفت كردن است. هیچ اغماضى در حركت در جهت برنامه نباید صورت بگیرد؛ اگر این شد، ان‌شاءالله روزبه‌روز وضع قوه بهتر خواهد شد.

من از این فرصت استفاده كنم، تشكر كنم از ملت بزرگ و بصیر و هوشمندمان در زمینه‌ى این كار بزرگى كه در این فصل مهم انجام دادند؛ یعنى مسئله‌ى انتخابات. نمیشود ما این مسئله‌ى مهم و اساسى را از دائره‌ى تحلیل و تذكر و توجه خارج كنیم؛ حادثه‌اى كه از یك سال قبل تقریباً، مخالفان جمهورى اسلامى، دشمنان جمهورى اسلامى، درباره‌ى آن حادثه داشتند برنامه‌ریزى منفى میكردند؛ پولها خرج كردند، فكرها كردند، فریادها كشیدند، كارهاى گوناگون انجام دادند، فشارها وارد كردند، براى اینكه این حادثه را به آن صورتى كه خودشان میخواستند، دربیاورند؛ یا انتخابات اتفاق نیفتد، یا انتخابات با اقبال كم مردم، با بى‌اعتنائى مردم مواجه شود؛ یا اینكه حتّى بعد از انتخابات بهانه‌هائى به وجود بیاید كه بتوانند مقاصد شوم خودشان را در كشور اعمال كنند؛ براى همه‌ى اینها برنامه‌ریزى كرده بودند. اینها همه‌اش خبرهاى پنهان نیست، اطلاعات ویژه و پنهان نیست؛ خیلى از آنها اطلاعات آشكار است. هر كسى رفتارهاى جبهه‌ى دشمن جمهورى اسلامى را در این حدود یك سال دیده باشد، دنبال كرده باشد، یا شنیده باشد، میفهمد كه اینها چه برنامه‌ریزى‌اى كرده بودند.

خب، آنچه كه اتفاق افتاد، صد و هشتاد درجه عكس آن چیزى بود كه آنها میخواستند. این چیز كمى است؟ این حادثه‌ى كوچكى است كه ماستمالى كنند، با تحلیلهاى آبكى از روى قضیه بگذرند؟ نخیر، ملت ایران عظمتى را از خود ساطع كرد؛ ملت ایران كار بزرگ و كارستانى انجام داد؛ در عرصه‌ى مواجهه و مقابله و خصومت و كینه‌ورزى دشمنان بین‌المللى، از خود مهارت نشان داد. چرا این را پنهان كنند؟ چرا این را بارها تكرار نكنیم؟

چند نكته‌ى اساسى در این انتخابات بود. البته نكات فراوانى است، اما من دو سه نكته را عرض میكنم: یكى همین حضور مردم است. از مدتها قبل شبهه‌پراكنى كردند، تردیدآفرینى كردند؛ درباره‌ى صحت انتخابات، درباره‌ى مجریان و ناظران انتخابات هى گفتند، براى اینكه مردم را دلسرد كنند، تردید ایجاد كنند، كه منجر بشود به نیامدن مردم پاى صندوقهاى رأى؛ اما مردم درست عكس عمل كردند. جورى شد كه خود دستگاههاى تبلیغاتى دشمن هم نتوانستند انكار كنند، ندیده بگیرند. روزى كه انتخابات بود، در همان اوان انتخابات، رسانه‌هاى دشمن گفتند كه اجتماع مردم زیاد است، پرشور است، همه آمده‌اند، از صبح آمده‌اند. این خیلى پدیده‌ى مهمى بود. پس مسئله‌ى اول، همین حضور مردم بود، كه یك معناى مهمى داشت.

معناى حضور مردم این بود كه به سرنوشت كشور علاقه‌مندند؛ به نظام جمهورى اسلامى، كه این انتخابات جزو اركان و متون آن است، علاقه‌مندند؛ به دستگاههاى برگزاركننده‌ى انتخابات - چه مجرى، چه ناظر - اعتماد دارند و امیدوار به حركت مستمرِ پیشرونده‌ى كشورند. این مسئله‌ى اعتماد، نكته‌ى بسیار مهمى است. در كنار هوشمندى مردم، بصیرت مردم در این حضور، اعتماد عمومى هم نكته‌ى بسیار مهمى است. جالب اینجا است كه ما به مردم عزیزمان عرض كردیم كه خب مردم نظامشان را دوست میدارند، مى‌آیند رأى میدهند؛ اما اگر احیاناً كسى هم هست كه با نظام اسلامى خیلى دل صافى ندارد، اما براى كشورِ خودش و منافع كشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضى‌ها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان‌دهنده‌ى چیست؟ نشان‌دهنده‌ى این است كه حتّى كسانى كه طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم میدانند كه نظام جمهورى اسلامى منافع كشور را و عزت ملى را میتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهاى مختلف این است كه در مقابل هجمه‌هاى جهانى، در مقابل طمع‌ورزان بین‌المللى، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهورى اسلامى، استوار و مستحكم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میكند؛ این را حتّى آن كسانى هم كه احیاناً آمدند رأى دادند، اما به نظام اعتقادى هم نداشتند، با این كارِ خودشان تصدیق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهورى اسلامى، عمومى است. این هم یك نكته، كه خیلى مهم است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات بود و غالباً مورد غفلت قرار میگیرد، این است كه این انتخابات، انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها با هم بود. انتخابات ریاست جمهورى در بسیارى از كشورها با درگیرى و مخاصمه و دعوا و كتك‌كارى و احیاناً خونریزى انجام میگیرد. انتخابات شوراها در مناطق دوردست، از انتخابات ریاست جمهورى هم از این جهت حساستر است. در فلان روستا، در فلان شهر كوچك، بین دو طایفه، بین بالاى ده و پائین ده، بین گروههاى مختلف در یك روستا یا یك شهر كوچك، امكان درگیرى و امكان مخالفت وجود دارد. در این كشور وسیع، در این خاك پهناور، در این ده‌ها هزار شهر و روستا در سراسر كشور، یك حادثه كه نشان‌دهنده‌ى ناامنى در این كشور باشد، اتفاق نیفتاد و گزارش نشد. این چیز كوچكى است؟ «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان». امنیت براى یك ملت جزو اساسى‌ترین نیازها است. اگر امنیت بود، پیشرفت به وجود مى‌آید، علم رشد میكند، اقتصاد شكوفائى پیدا میكند، سازندگى كشور امكان پیدا میكند. امنیت به این گستردگى در این كشور، خودش را در این انتخابات نشان داد. هرچه میخواستند دستگاههاى امنیتى كشورمان با تبلیغات بگویند، نمیتوانستند این حقیقت را به این روشنى بیان كنند كه انتخابات بیان كرد. این انتخابات نشان داد كه بحمدالله در این كشور، به خاطر همراهى مردم، به خاطر هوشیارى مسئولان امور، در بخشهاى مختلف و در سراسر كشور - كشور به این بزرگى - امنیت خوبى برقرار است. این هم یك نكته است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات به نظر بنده برجسته بود و جا دارد كه انسان خدا را شكر كند، این بود كه بعد از انتخابات، نامزدهاى مختلف با نجابت و قانون‌پذیرى در این قضیه عمل كردند و واكنش نشان دادند؛ این خیلى چیز مهمى است. رفتند با رئیس جمهور منتخب، برادرانه و دوستانه دیدار كردند و به او تبریك گفتند، اظهار خرسندى كردند. بنده لازم است از این حضرات تشكر كنم. این است كه كام مردم را شیرین میكند، این است كه موجب میشود مردم احساس كنند موفقیت به دست آورده‌اند. حالا اگر بدقلقى نشان میدادند، در این قضایا رفتار نانجیبانه میكردند، یك چیزى را بهانه میكردند، دعوائى راه مى‌انداختند - كه دعوا را به هر بهانه‌اى میشود راه انداخت - كام مردم تلخ میشد. اینكه ما بارها و به تكرار از حوادث سال ۸۸ شكایت كردیم، گله كردیم، انتقاد كردیم، به خاطر این است. در یك انتخابات باعظمت و باشكوه، مردم احساس پیروزى میكنند؛ بعد یك نفر، دو نفر، چهار نفر آدم بیایند كام مردم را تلخ كنند؛ در حالى كه راه براى قانونگرائى وجود دارد. این، آن سال اتفاق افتاد؛ كام مردم تلخ شد، شیرینى انتخابات از مردم دریغ داشته شد؛ در انتخابات امسال نه، بحمدالله كام مردم شیرین شد، مردم شادى كردند. رفتار باید قانونمدارانه باشد. اینكه ما این همه تأكید كردیم بر این كه قانون را رعایت كنید، این نتیجه‌اش است. وقتى قانون رعایت شد، دهن مردم شیرین میشود، دل مردم شاد میشود. این باید براى همیشه براى ما درس باشد. مردم هم در اینجور قضایا تفرّس میكنند، نگاه میكنند، چهره‌هاى سیاسى را شناسائى میكنند. آن چهره‌ى سیاسى‌اى كه با نجابت، با قانونمدارى در قضایا برخورد میكند، مردم از او خوششان مى‌آید. آن كسانى كه به قانون بى‌اعتنائى میكنند، واگرائى از قانون میكنند - به هر بهانه‌اى آنها را هم مردم شناسائى میكنند؛ از آنها بدشان مى‌آید. این هم یك نكته‌ى اساسى است.

به هر حال انتخابات حقیقتاً یك پدیده‌ى برجسته و مهم بود؛ و این فضل الهى بود، لطف پروردگار بود كه دلهاى ملت را هدایت كرد و نیروهاى عظیم مردم وارد صحنه شدند و این حماسه را به وجود آوردند. انتخابات حقیقتاً حماسه شد؛ مردم همان چیزى را كه آرزوى خیرخواهان بود كه یك حماسه‌ى سیاسى به وجود بیاید، تحقق دادند.

حالا هم باید به آن كسى كه منتخب مردم است، همه كمك كنند، دستگاه‌هاى مختلف كمك كنند؛ این عرض ما است. اداره‌ى امور كشور، برادران و خواهران! كار سختى است. از دور میشود نشست ایرادگیرى كرد. مكرر ما مثال زدیم: یك نفر كنار استخر بنشیند و از آن كسى كه از طبقه‌ى چندمِ این سكّو دارد در آب شیرجه میزند، ایراد بگیرد؛ كه بله اینجا پایش كج شد، اینجا دستش راست نبود، خوب نیامد. ایراد گرفتن، آسان است؛ اما اگر قرار باشد خود ما برویم آن بالا و بخواهیم شیرجه بزنیم، مى‌بینیم جرأت نمیكنیم. ایراد گرفتن و اعتراض كردن، آسان است. نمیگوئیم كسى ایراد نگیرد، انتقاد نكند، اعتراض نكند؛ چرا، انتقاد كردن و اعتراض كردنِ سالم قطعاً براى پیشرفت كار كشور مفید است؛ اما این را هم باید توجه داشت كه كار اجرائى سخت است. حالا بحمدالله مردم یك رئیس جمهور انتخاب كردند؛ باید همه به این رئیس جمهور كمك كنند. توقعات را هم نباید زیاد دامن زد، نباید در قضایا زیاد شتابزده برخورد و قضاوت كرد، تا ان‌شاءالله كارهاى مهم كشور انجام شود.

من در مورد اظهاراتى هم كه نامزدهاى محترم در تلویزیون كردند -  قبل از انتخابات عرض كردم - عرایضى دارم؛ فعلاً خیلى مجال نیست انسان تفاصیل را بگوید؛ لیكن یكى از حرفهاى ما همین است. بله، نقاط ضعفى وجود دارد، اما نقاط قوّت را هم باید دید. دولت كنونى هم نقاط قوّت فراوانى دارد، گیرم نقاط ضعفى هم وجود دارد. كدامِ ما در كار كردمان، در عملمان، نقطه‌ى ضعف نداریم؟ نقاط قوّت را هم باید دید. كارهاى مهمى در كشور انجام گرفته است. خدماتى كه شده، كارهاى زیربنائى‌اى كه انجام گرفته، سازندگى‌هائى كه انجام گرفته، اینها را نباید ندیده گرفت. اینها در اظهارات نامزدهاى محترم، در برنامه‌هاى دو سه هفته‌اىِ تبلیغات انتخابات، غالباً ندیده گرفته میشد. چقدر خوب بود وقتى كه مثلاً معضل اقتصادى را بیان میكنند، گرانى را بیان میكنند، تورم را بیان میكنند - كه البته اینها واقعیت هم دارد - در كنارش كارهائى كه انجام گرفته است، زحماتى كه كشیده شده، اینها را هم بیان میكردند. اینجور برخورد كردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند. البته بدیهى است كسى كه خود را به مردم عرضه میكند، اشكالات موجود را مى‌بیند، به مردم هم میگوید، این ایرادى ندارد؛ اما در این زمینه نباید مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود.

یك جمله هم در خصوص قضیه‌ى هسته‌اى عرض كنم - در آینده اگر لازم شد، شاید مفصلتر عرض كنیم - من در سخنرانىِ روز اول سال گفتم جبهه‌ى مخالف ما كه عمدتاً منحصر در چند كشور معدودِ زورگو و زیاده‌خواه است و اسم خودشان را بغلط و بدروغ میگذارند جامعه‌ى جهانى، و در رأس آنها آمریكا است، محرك اصلى هم صهیونیست هایند، مسئله‌ى اینها این است كه نمیخواهند موضوع هسته‌اى ایران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هسته‌اى براحتى حل میشد. بارها تا لحظه‌ى حل پیش رفتیم، امضاء كردند، آژانس هسته‌اى امضاء كرد؛ قبول كرد كه این اشكالاتى كه وجود داشته، برطرف شده - اینها موجود است، اینها سند است؛ اینها كه قابل انكار نیست - خب باید قضیه تمام میشد، پرونده‌ى هسته‌اى كشور باید پایان پیدا میكرد. آمریكائى‌ها بلافاصله یك چیز جدید را مطرح كردند، آوردند وسط. نمیخواهند قضیه تمام شود. نمونه‌هاى متعددى را ما در این زمینه داریم. حل مسئله‌ى هسته‌اى جمهورى اسلامى، به حسب طبیعت خود، از جمله‌ى كارهاى سهل و آسان و روان است؛ اما وقتى طرف مقابل مایل نیست این قضیه حل شود، خب بله همین جور میشود كه ملاحظه میكنید.

بنابراین این را باید توجه داشته باشند؛ جمهورى اسلامى در قضیه‌ى هسته‌اى، هم قانونى عمل كرده است، هم شفاف عمل كرده است، هم از لحاظ استدلالى، منطقى عمل كرده است؛ منتها این یك نقطه‌اى است كه براى فشار بر جمهورى اسلامى این را مناسب دانسته‌اند. اگر این هم نباشد، یك قضیه‌ى دیگرى را براى فشار مطرح میكنند. هدف، تهدید است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته كردن است. خودشان گفتند: هدف، تغییر دادن نظام سیاسى و سازوكار سیاسى است. البته در حرفهاى خصوصى كه میزنند، یا گاهى نامه كه مینویسند، میگویند نه، ما نمیخواهیم نظام را تغییر دهیم؛ لیكن در گوشه و كنار حرفهایشان، در اظهاراتشان، در عملكردشان، این مسئله كاملاً روشن است. ملتى كه زیر فرمان آنها نباشد، بر طبق میل آنها عمل نكند، بر طبق سلیقه‌ى آنها در ممشاى خود عمل نكند، مغضوب آنها است. حكومتها و دولتها هم اگر در مقابل آنها مطیع و سربه‌راه بودند، برایشان مقبولند؛ نه دموكراسى براى آنها اهمیت دارد، نه حقوق بشر اهمیت دارد، نه هسته‌اى اهمیت دارد. مسئله این است كه جمهورى اسلامى روى پاى خود ایستاده است، با اتكاء به قدرت خود ایستاده است، با اعتماد به خداى متعال ایستاده است، و در جهات مختلف دارد پیشرفت میكند؛ این را اینها نمى‌پسندند، و نپسندند. البته تجربه‌ى جمهورى اسلامى و تجربه‌ى ملت ایران نشان داد كه در این راه، آن كه پیروز است، ملت ایران است و او است كه به دشمنان خود سیلى خواهد زد.

راه نظام جمهورى اسلامى، راه خدا است؛ هدفها، هدفهاى الهى است؛ تكیه‌گاه، اراده‌ى الهى است؛ و اینچنین راهى هیچ وقت به بن‌بست منتهى نخواهد شد. این را همه باید بدانند و مطمئن باشند كه به توفیق الهى و به اذن‌الله بن‌بستى در راه ما وجود نخواهد داشت. امیدواریم ان‌شاءالله همچنان كه تا امروز ملت ایران روزبه‌روز پیشرفت كرده‌اند، بعد از این هم با ابتكار مسئولان، با حركت مسئولان، با همت و توكل مسئولان، این پیشرفت ادامه پیدا كند و همه‌ى ملت ایران مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) باشند و روح مطهر امام و ارواح شهدا از ما و شماها راضى باشد.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

 ۱) توبه: ۴۷ لَوْ خَرَجُوا فیكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاَّ خَبالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ یَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فیكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ

اگر آنها همراه شما (بسوى میدان جهاد) خارج مى‏ شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏ افزودند و بسرعت در بین شما به فتنه‏ انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏ پرداختند و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرامى‏ دهند و خداوند، ظالمان را مى‏ شناسد.



نوع مطلب : انتخابات، انرژی هسته ای، حمایت مردمی از نظام، دولت دهم، قانون، نفاق و منافقین، وظایف قوه قضائیه، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، 
برچسب ها : دو هدف قوه قضائیه، هدف دشمنان، سه دستاورد انتخابات 92، نامزدهای نجیب، انتخابات 88، بیانات در دیدار کارکنان قوه قضائیه، مردم از چه رجل سیاسی بدشان می آید،
لینک های مرتبط :

بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (قسمت اول)

92/3/14

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

خداوند متعال را سپاسگزاریم كه یك نوبت دیگر به ما فرصت داد، مجال داد، عمر داد تا بتوانیم در یك چنین روزى از امام عزیزمان تجلیل كنیم و به آن بزرگوار عرض ارادت و اخلاص كنیم. اگرچه یاد امام در میان ملت ما همواره زنده است، ولى روز چهاردهم خرداد مظهر دلبستگى ملت ایران به امام بزرگوار است. امسال این روزها مصادف است با سالگرد شهادت جد بزرگوار اماممان، حضرت امام موسى‌بن‌جعفر (علیه الصّلاة و السّلام)؛ همچنین امسال مصادف است با پنجاهمین سال حادثه‌ى تعیین كننده و مهم پانزده خرداد در سال ۱۳۴۲. مسئله‌ى پانزده خرداد، مسئله‌ى مهم و مقطع مهمى است. من مختصراً در این باره عرایضى عرض میكنم تا برسیم به مطالب اصلى و لازم.

 پانزده خرداد مبدأ نهضت بزرگ روحانیت و مردم نیست. قبل از پانزده خرداد، در سال ۱۳۴۱ و آغاز سال ۱۳۴۲، قضایاى مهمى اتفاق افتاد: در دوم فروردین ۴۲، حادثه‌ى مدرسه‌ى فیضیه پیش آمد و ضرب و جرح طلاب علوم دینى و اهانت به مرجع عالیقدر مرحوم آیةالله گلپایگانى. قبل از آن، در اواخر سال ۱۳۴۱، قضایاى تظاهرات مردم در بازار تهران پیش آمد و در آنجا هم اهانت به مرجع عالیقدر مرحوم آیةالله حاج سید احمد خوانسارى. اینها نشان‌دهنده‌ى این است كه نهضت روحانیت در سال ۴۱ و آغاز سال ۴۲ به آنچنان اوج و نشاطى رسیده بود كه پلیس دستگاه جبار و دستگاه‌هاى امنیتى برخوردهاى خشنى با علما و طلاب و حتّى مراجع تقلید داشتند. ولى با این همه، پانزدهم خرداد سال ۴۲ یك مقطع بسیار مهمى است. علت این است كه در روز ۱۵ خرداد ۴۲ حادثه‌اى كه اتفاق افتاد، پیوند مردم با روحانیت را در این سطح خطرناك و حساس نشان داد. در روز عاشوراى آن سال - كه روز سیزدهم خرداد بود - امام بزرگوار در مدرسه‌ى فیضیه یك سخنرانى تاریخىِ تعیین‌كننده‌اى كردند. بعد كه امام را دستگیر كردند، در روز پانزده خرداد عمدتاً در تهران، همچنین در قم و در بعضى از شهرهاى دیگر، یك موج حركت عظیم مردمى به راه افتاد و رژیم طاغوت با همه‌ى وجود، با ارتش خود، با پلیس خود، با دستگاه‌هاى امنیتى خود، دست به سركوب این حركت مردمى زد. در پانزده خرداد یك قیام مردمى به وجود آمد. این نشان‌دهنده‌ى این بود كه آحاد ملت ایران، با روحانیت، با مرجعیت - كه مظهر آن، امام بزرگوار بود - یك چنین پیوند مستحكمى دارند. و نكته اینجاست كه همین پیوند است كه ضامن پیشرفت نهضت، اوج نهضت و پیروزى نهضت میشود. هر جا یك حركتى، یك نهضتى به مردم متكى بود و مردم با آن همراه شدند، این نهضت قابل ادامه است؛ اما اگر مردم با یك حركت اعتراضى پیوند نخوردند، ناكام خواهد ماند؛ كمااینكه بعد از حادثه‌ى مشروطه در ایران قضایائى اتفاق افتاد، مبارزاتى شروع شد، هم از طرف گروه‌هاى چپ، هم از طرف گروه‌هاى ملى، اما همه‌ى اینها در طول تاریخ نهضتهاى ایران، سرنوشتشان شكست و ناكامى بود؛ چون مردم با اینها نبودند. وقتى مردم وارد میدان میشوند و پشتوانه‌ى یك نهضت، احساسات مردم، اندیشه‌ى مردم و حضور مردم میشود، آن نهضت قابل ادامه است و پیروزى براى آن نهضت رقم میخورد؛ حادثه‌ى پانزده خرداد این مطلب را نشان داد؛ نشان داد كه مردم پشت سر روحانیتند. با دستگیرى امام بزرگوار آنچنان قیامتى در تهران و در برخى از شهرستانهاى دیگر به راه افتاد كه دستگاه را وارد میدان كرد و سركوب وحشیانه‌اى كردند؛ تعداد نامعلومى - بسیار زیاد - از مردم كشته شدند؛ خیابانهاى تهران با خون بندگان خدا و مؤمنان و جوانان سلحشور این ملت، رنگین شد. در پانزده خرداد، چهره‌ى خشن دیكتاتور، چهره‌ى بیرحم رژیم طاغوت، كاملاً خود را نشان داد.

 اما نكته‌ى دیگرى كه در قضیه‌ى پانزده خرداد وجود داشت - كه جوانهاى ما، مردم عزیز ما باید به این نكات توجه كنند؛ اینها مهم است - این بود كه در مقابل این كشتار بیرحمانه‌اى كه در تهران و برخى نقاط دیگر به وجود آمد، هیچ نهادى از نهادهاى دنیا، از این سازمانهاى به‌اصطلاح حقوق بشر، زبان به اعتراض نگشودند؛ هیچ كس اعتراض نكرد. مردم و روحانیت، در صحنه تنها ماندند. ماركسیستها و دولتهاى چپ و گروههاى چپ، حتّى حركت مردم در پانزده خرداد را محكوم كردند؛ گفتند این یك حركت فئودالیستى بود! ملى‌گراهائى كه دم از مبارزه میزدند، آنها هم این حركت را محكوم كردند؛ گفتند یك حركت كور و بى‌هدف بود، یك حركت افراطى بود! هر جائى كه مردمان عافیت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه، جائى براى خود باز نمیكنند و خطرپذیرى نمیكنند، انسانهاى مؤمن و مبارز را به تندى و افراطى‌گرى متهم میكنند؛ گفتند اینها افراطى بودند؛ حركت، حركت افراطى بود. امام به پشتوانه‌ى این مردم، تنها ماند در میدان؛ اما به معناى حقیقى كلمه، یك رهبر آسمانى و معنوىِ قاطع و مصمم را در چهره‌ى خود به همه‌ى مردم و به تاریخ نشان داد.

 سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، كه همین سه باور به او قاطعیت میداد، شجاعت میداد و استقامت میداد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه‌ى حركتهاى امام، خود را به معناى واقعى كلمه نشان داد. امام با دل خود با مردم حرف زد، مردم هم با جان خود به او لبیك گفتند، به وسط میدان آمدند و مردانه ایستادند و حركتى كه از هیچ نقطه‌اى از دنیا نسبت به آن، نگاه محبت‌آمیزى وجود نداشت و دست كمكى دراز نشد، بتدریج به سمت پیروزى حركت كرد و در نهایت به پیروزى رسید.

من این سه باورى را كه در امام وجود داشت، اندكى باز كنم. اینها مطالب مهمى است كه اگر چنانچه در دل ما جائى باز كند، مسیر حركت ما را روشن خواهد كرد.

در باور به خدا، امام مصداق این آیه‌ى شریفه بود: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكیلُ»(۱) «حسبنا الله و نعم الوكیل» را امام با همه‌ى وجود ادا میكرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خداى متعال اعتماد داشت، به وعده‌ى الهى یقین داشت، براى خدا حركت كرد و كار كرد و حرف زد و اقدام كرد و میدانست كه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ»(۲) وعده‌ى الهى است و حتمى و تخلف‌ناپذیر است.

 در باور به مردم، امام بزرگوار، ملت ایران را به معناى حقیقى كلمه میشناخت. امام اعتقاد داشت كه این ملت، ملتى است با ایمان عمیق، باهوش و شجاع؛ كه اگر پیشوایان لایقى در میان آنها پیدا شوند، این ملت میتواند مثل خورشید در میدانهاى مختلف بدرخشد؛ امام این را قبول داشت. اگر یك روز عنصر نالایقى مثل شاه سلطان حسین موجب شد كه ملت ایران در لاك خود فرو بروند، اما در روز دیگرى، مرد شجاعى مثل نادرقلی- بدون آن القاب و عناوین - وقتى در میان مردم ظاهر میشود و با شجاعت، پیشوائى مردم را به عهده میگیرد، این ملت میتواند میدان حركت افتخارآمیز خود را از دهلى تا دریاى سیاه گسترش دهد؛ این را امام در تاریخ دیده بود، نظائر آن را مشاهده كرده بود و اعتقاد و ایمان به این مطلب داشت؛ ملت ایران را میشناخت، به ملت ایران اعتماد داشت. ایمان عمیق مردم كه در زیر اندودهاى ساخته و پرداخته‌ى دنیاطلبان مخفى و پنهان شده بود، امام بزرگوار این ایمان عمیقِ تغییرناپذیر را شكوفا كرد؛ غیرت دینى مردم را برانگیخت و ملت ایران الگوى استقامت و بصیرت شد. مردم در چشم امام بزرگوار، عزیزترین بودند؛ دشمنان مردم، منفورترین بودند. اینكه شما ملاحظه میكنید كه امام در مقابله‌ى با قدرتهاى سلطه‌گر لحظه‌اى از پا ننشست، عمدتاً به‌خاطر همین بود كه قدرتهاى سلطه‌گر، دشمن سعادت مردم بودند و امام دشمن مردم را دشمن میداشت.

در باور به خود - اعتماد به نفس - امام به مردم ایران «ما میتوانیم» را تعلیم داد. امام قبل از آنكه «ما میتوانیم» را به مردم ایران تلقین كند و تعلیم دهد، «ما میتوانیم» را در وجود خود زنده كرد؛ اعتقاد خود را به توانائى شخصیتى خود، به معناى حقیقى كلمه، به مظهر بروز و ظهور رساند. در روز عاشوراى سال ۴۲ امام در عین غربت، در میان طلاب و مردم قم در مدرسه‌ى فیضیه، محمدرضا شاه را كه با اتكاى آمریكا و قدرتهاى خارجى، به طور بى‌قید و شرط و بى‌مهارى بر كشور حكومت میكرد، تهدید كرد كه اگر اینجور حركت كنى، این راه را ادامه دهى، من به مردم ایران خواهم گفت تو را از ایران بیرون كنند! این را چه كسى میگوید؟ یك روحانى ساكن در قم، بدون سلاح، بدون تجهیزات، بدون پول، بدون پشتوانه‌ى بین‌المللى؛ فقط به اتكاء ایمان به خدا و اعتماد به نفس، كه میتواند در این میدان بایستد. آن روزى كه امام از تبعید برگشت، در همین بهشت زهرا دولت بختیار را تهدید كرد و با صداى بلند گفت: من توى دهن دولت بختیار میزنم، من دولت تعیین میكنم. این، اعتماد به نفس بود. امام به خود و به نیروى خود و به توانائى‌هاى خود ایمان و باور داشت. همین باور به خود، در عمل امام، در گفتار امام، به ملت ایران منتقل شد. عزیزان من! صد سال به ما ملت ایران تلقین كرده بودند كه شما نمیتوانید؛ نمیتوانید كشورتان را اداره كنید، نمیتوانید عزت به دست بیاورید، نمیتوانید ساخت‌وساز كنید، نمیتوانید در میدان علم حركت كنید، نمیتوانید، نمیتوانید؛ ما هم باورمان شده بود.

یكى از ابزارهاى مؤثر دشمنان براى تسلط بر ملتها، همین تلقین «نمیتوانید» است؛ كه ملتها مأیوس شوند، بگویند ما كه نمیتوانیم كارى بكنیم. با این ترفند، صد سال ملت ایران در میدانهاى سیاست، علم، اقتصاد و همه‌ى میدانهاى زندگى عقب افتاد. امام مطلب را برگرداند، این ابزار تسلط ابرقدرتها را از دست آنها گرفت، به ملت ایران گفت «شما میتوانید»؛ شجاعت را به ما برگرداند، تصمیم و قاطعیت را به ما برگرداند، اعتماد به نفس را به ما برگرداند، ما ملت ایران احساس كردیم میتوانیم؛ حركت كردیم، اقدام كردیم؛ لذا ملت ایران در همه‌ى میدانها - كه حالا اشاره‌اى خواهم كرد - در این سى و چند سال پیروز شده است.

 این سه باور در امام - یعنى باور به خدا، باور به مردم، باور به خود - محور همه‌ى تصمیم‌گیرى‌هاى او، همه‌ى اقدامهاى او و همه‌ى سیاستهاى او شد. در آغاز نهضت، همین سه باور به امام قدرت داد؛ در دوران تبعید، همین جور؛ در وقتى كه امام به پاریس حركت كرد، همین جور؛ در وقتى كه به ایران آمد، همین سه باور به امام این قدرت را داد كه در آن شرائط وارد تهران شود؛ در حوادث بهمن ۵۷، در فتنه‌هاى داخلى، در اعلام نظام جمهورى اسلامى، در ایستادگى صریح در مقابل نظم ظالمانه‌ى جهانى، در اعلام «نه شرقى، نه غربى»، در جنگ تحمیلى، و در همه‌ى قضایاى آن ده سالِ پرحادثه‌ى زندگى امام، همین سه باور در امام متجلى بود. منشأ تصمیم امام، منشأ اقدام امام، منشأ سیاستهاى امام، همین سه باور بود.

۱) آل عمران: ۱۷۳ اینها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشكر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع كرده‏اند از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را كافى است و او بهترین حامى ماست.»

۲) محمد: ۷ اگر (آیین) خدا را یارى كنید، شما را یارى مى‏كند.





نوع مطلب : قیام پانزده خرداد، انقلاب اسلامی و امام خمینی، حمایت مردمی از نظام، 
برچسب ها : اعتماد به نفس ملی، اعتماد مردم به نظام اسلامی، منافع ملی، اعتماد به خدا، فتنه 88، بصیرت و اقتدار ملی، بیانات در14خرداد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 خرداد 1392

عنوان:  بیانات در دانشگاه امام حسین علیه‌السلام در مراسم میثاق پاسداری

(۱۳۹۲/۰۳/۰۶ - ۱۳:۲۲)

بسم‌ اللّه‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌

 اولاً تبریك عرض میكنم به شما جوانان عزیز، ورود در عرصه‌ى پرافتخار پاسدارى را؛ چه دانشجویان عزیز فارغ‌التحصیلى كه امروز درجه گرفتند، و چه سردوشى‌بگیرانى كه وارد مرحله‌ى آموزش شدند. دیدار امروز ما هم در این میدان پرافتخار با شما جوانان عزیز پاسدار، مثل همیشه دیدار شیرین و مطلوبى بود. ابتكاراتى در شیوه‌ى مدیریت این میدان و اداره‌ى برنامه‌هاى این میدان مشاهده شد، كه بسیار خوب و قابل تحسین و تقدیر است.

این دانشگاه یك تفاوت عمده‌اى دارد با همه‌ى دانشگاههاى دیگر. علم و آموختن و رشد فكرى و عقلى و پرورش شخصیت، در همه‌ى دانشگاههاى ما و در همه‌ى مراكز آموزشى ما یك هدف عمده است؛ لیكن در این دانشگاه، مسئله‌ى پاسدارى از انقلاب هم مطرح است. خب، همه‌ى ملت ایران به یك معنا خودشان را موظف میدانند به پاسدارى از انقلاب  - چه مسئولین رسمى، چه آحاد مردم با درجات مختلف - لیكن خصوصیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى این است كه این یك مأموریتِ تعریف‌شده براى آن است.

شما جوانان عزیز در عین نشاط و شكوفائىِ جوانى، دارید خودتان را آماده میكنید براى اینكه در طول زندگىِ خدمتىِ خود و بلاشك در همه‌ى دوران حیاتتان، از انقلاب اسلامى پاسدارى كنید؛ همچنان كه طبقه‌ى قبل از شما، اسلاف شما در سپاه پاسداران، در نوبت خود، در میدانهاى بسیار دشوار، این كار را كردند. یكى از مناظر خوبِ امروز همین بود كه نسل گذشته‌ى سپاه پاسداران كه دوران دفاع مقدس را دیده است، دورانهاى اول انقلاب را دیده، با تن خود، با دل خود، با جان خود در عرصه‌ى خطر حاضر شده، با جوان امروزى كه دارد وارد عرصه‌ى پاسدارى میشود، روبه‌روى هم قرار گرفتند، پرچم را مبادله كردند؛ این یك منظره‌ى نمادین و بسیار پرمعنا است. در دیدار نمادین امروز، ارواح طیبه‌ى شهیدانى كه در عملیاتهاى گوناگون در طول هشت سال دفاع مقدس، و پیش از آن، و بعد از آن تا امروز، به درجه‌ى رفیع شهادت رسیدند، در مقابل شما قرار داشتند. جانبازهائى كه سلامت خود، جوانى خود، نیروى بدنى خود را در راه خدا دادند و دچار امتحان بسیار دشوار و البته بسیار خوش‌عاقبتِ جانبازى شدند، در مقابل شما قرار داشتند. مردانى كه آن روز مثل شما دوره‌ى عنفوان جوانى را میگذراندند، امروز با محاسنهاى سپید، با ده‌ها سال از عمر خدمتى گذشته، در مقابل شما قرار گرفتند. این یك منظره‌ى بسیار مهم و درس‌آموزى است براى شما جوانان عزیز كه میخواهید از انقلابتان پاسدارى كنید.

این انقلاب، تاریخ كشور را تغییر داد. سلاطین جور و طغیانگران تاریخ، قرنهاى متمادى حركت گمراهانه‌اى را بر این ملت تحمیل كرده بودند و در این چند ده سال قبل از انقلاب، علاوه‌ى بر استبداد و خودرأیى و انحصارطلبى در همه چیز، عزت این مملكت را هم در مقابل دشمنان به باد داده بودند. این انقلاب آمد، این كشور را، این ملت را از افتادن در این تندباد ویرانگر و نابودكننده نجات داد؛ ما در صراط مستقیم قرار گرفتیم. البته صراط مستقیم، ما را به هدف خواهد رساند؛ اما كِى؟ در چه مدت؟ با چه تلاش و مجاهدتى؟ این بستگى دارد به این كه من و شما چقدر تلاش كنیم، چقدر جدى بگیریم، چقدر درست حركت كنیم؛ این به همت ما بسته است؛ ولى انقلاب این راه را پیش پاى این ملت تاریخىِ بزرگ و ستم‌كشیده گذاشت. شما میخواهید از این انقلاب حفاظت كنید، پاسدارى كنید.

 اول اینكه باید این انقلاب را درست بشناسید. یكى از كارهاى مهم شما جوانان عزیز این است كه مبانى نظرى انقلاب را عمیقاً بشناسید. ما كسانى را دیدیم كه با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تكیه‌گاه نظرىِ مستحكم؛ با یك تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن كسانى میتوانند در این حركت و در این مسیر محكم بایستند كه شناخت عمیقى از مبانى نظرى انقلاب داشته باشند. فرمود: «المؤمن كالجبل الرّاسخ لا تُحرّكه العواصف»؛ هیچ تندباد و طوفانى نمیتواند راه اینها را عوض كند، كه چند خصوصیت داشته باشند؛ از جمله‌ى این خصوصیات و مهمترین آنها، اعتقاد درست و آشنائى درست با مبانى نظرى این انقلاب است. این یكى از كارهائى است كه لازم است شما بدانید.

 بعد تجربه‌ى انقلاب را، یعنى عینیت این نظریه را در طول این سالها بدانید؛ تاریخ انقلاب را بدانید. این انقلاب مثل خیلى از حرفهاى دیگرى كه در دنیا معمول است، صِرف ادعا نیست؛ یك دامنه‌ى وسیعى از تجربه و عمل در مقابل آن است. این انقلاب آزموده است، تجربه‌شده است. این حرفها، حرفهائى است كه در میدان عمل، صدق خود را ثابت كرده است. اگر امام عزیز ما به ما یاد میداد كه به خدا توكل كنیم، اعتماد كنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش كنیم، و میگفت اگر این كار را بكنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان كه در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ كه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در نهج‌البلاغه فرمود: «فَلَمَّا رَأَى‏ اللَّهُ‏ صِدْقَنَا أَنْزَلَ‏ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ».(1) این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئى خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فكر و این اندیشه و این مبانى نظرى تجربه شد. این را باید شما در تاریخ انقلاب ببینید.

 چرا رادیوهاى بیگانه تلاش میكنند نقطه‌ضعفهاى كوچك ما را در چشم خودمان - چه برسد در چشم دیگران - ده برابر بزرگ كنند؟ براى این است كه همین تجربه را از یاد ما ببرند؛ براى اینكه فراموش كنیم كه مبانى نظرى ما تجربه‌شده است؛ در میدان عمل، خودش را ثابت كرده است. شما با آگاهى از تاریخ انقلاب میتوانید این را به دست بیاورید. اینكه من توصیه میكنم بخوانید این خاطرات مربوط به جنگ را، مربوط به دوران دفاع را، همین عملیات بیت‌المقدس و آزاد كردن خرمشهر را، ببینید كى بودند، چه بودند، چه كار كردند، چه جور كردند، براى این است؛ این لازم است. آن وقت خداى متعال «انزل بعدوّنا الكبت»، «انزل علینا النّصر»؛ پیروزى را نازل كرد.

 بعد هم تربیت خود به عنوان انسان صالح. همه باید خودشان را تربیت كنند. من باید خودم را تربیت كنم، شما هم باید تربیت كنید. البته كار شما آسانتر از كار كسى مثل من است. شما جوانید، آماده‌اید، نورانى هستید، دلهایتان پاك است؛ براحتى میتوانید خودتان را در الگوى مورد تحسین اسلام و قرآن شكل دهید. این، یكى از وظائف خود شما است؛ البته بر دوش مربیان و مدیران و مسئولان این دانشگاه و مجموعه‌ى سپاه و مدیران هر مجموعه‌اى هم كه جوانان عزیز ما در آنجا هستند، قرار دارد؛ اینها لازم است. اگر این كارها شد - كه به یقین و به توفیق الهى و باذن اللّه این كارها خواهد شد - آن وقت آینده همانى است كه همیشه تكرار كردیم و گفتیم: آینده‌ى اطمینان‌بخش و قطعى.

 این انقلاب از روز اول تا امروز هر قدمى برداشته است، قدمى بوده است كه نوید قدم بعدى را به ما میداده؛ این خیلى مهم است. هرگز دچار بن‌بست نشدیم، هرگز در دالان یأس و ناامیدى قرار نگرفتیم؛ همیشه فرج در مقابل ما بود. گاهى خودمان كوتاهى كردیم، سستى كردیم، نتاختیم به پیش - این اتفاق افتاده - اما راه هرگز بسته و بن‌بست نبوده است؛ هر گام ما بشارت‌ده گام بعدى بوده؛ امروز هم همین‌جور است.

 و من به شما بگویم عزیزان من! این گامى كه ملت ایران در چند روز دیگر در پیش دارد - یعنى گام انتخابات - یكى از همان گامها است كه ان‌شاءاللّه بشارت‌ده گامهاى بعدى است. ما نمیدانیم چه كسى رئیس جمهور خواهد شد، نمیدانیم خداى متعال دلها را به كجا متوجه خواهد كرد؛ اما میدانیم كه حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى - كه اعلام حضور قدرتمندانه‌ى این ملت در عرصه‌ى حركت و تاخت به سوى آرمانها است - بلاشك به دنبال خود، موفقیتهاى دیگرى را دارد؛ به كشور مصونیت میبخشد، عزت میبخشد، آبروى بین‌المللى میبخشد، دوستان شما را خوشحال میكند، دشمنان شما را ناكام و بدحال میكند.

 دو سه هفته‌ى دیگر تا انتخابات راه داریم؛ از مدتها پیش - و حالا شدت پیدا كرده است - سعى میكنند مردم را نسبت به این انتخابات دلسرد كنند. چرا؟ براى همین است كه اگر مردم دلگرم باشند، اگر مردم وارد این میدان شوند، اگر حركت پر شور خودشان را مثل همیشه نشان دهند - كه ان‌شاءاللّه نشان هم خواهند داد - براى آنها گران تمام خواهد شد.

 درباره‌ى انتخابات ما اظهارنظر میكنند؛ چه كسانى؟ آن كسانى كه زندان گوانتاناموشان مایه‌ى بى‌آبروئى‌شان است؛ هواپیماى بدون سرنشینشان بر بالاى روستاهاى محروم پاكستان و افغانستان، لكه‌ى ننگ در دامانشان است؛ آن كسانى كه جنگ‌افروزى در منطقه‌ى حساس ما و اشغال دو تا كشور مسلمان، جزو بى‌آبروگى‌هایشان است؛ آن كسانى كه دفاع و حمایت بى‌قید و شرطشان از رژیم جنایتكار صهیونیستى، مایه‌ى خجلت و شرمندگى‌شان است - اگر بفهمند - اینها به جمهورى اسلامىِ آبرومند و سرافراز انتقاد میكنند! این اظهارنظرها جواب ندارد؛ اصلاً در خور اعتناى ملت ایران و مسئولان سرافراز این ملت نیست. اما براى همه‌ى آحاد ملت ایران و براى همه‌ى ما عبرت‌انگیز است كه ببینید این انتخابات چقدر براى آنها حساس است. مخصوص این انتخابات هم نیست؛ سى و چند سال است كه هر وقت ما یك انتخاباتى داریم، همین بساط هست؛ همیشه جنجال میكنند، همیشه سعى میكنند، همیشه هم تودهنى میخورند. از كى؟ از این ملت بزرگ. به توفیق الهى، این دفعه هم تودهنى خواهند خورد.

 خب، ما باید خودمان كارهاى خودمان را منظم و مرتب كنیم. مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبان محترمى كه در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه میكنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن كسى كه میتواند براى انقلاب، براى كشور، براى آینده، براى عزت ملى، براى باز كردن گره مشكلات، براى ایستادگى قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ى معاندان، و براى الگو كردن جمهورى اسلامى در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش كند، كیست؟ ممكن است تشخیص یك آقائى با تشخیص یك آقاى دیگر مخالف باشد؛ هیچ اشكالى ندارد. این را من به همه بگویم: ممكن است شما به یكى از نامزدها علاقه‌مند شوید، رفیقتان به یك نامزد دیگر؛ این موجب نشود كه شما در مقابل هم قرار بگیرید. براى انتخابات و براى گزینش عالى‌ترین مقام اجرائى در كشور - كه بسیار هم حساس است، بسیار هم مهم است - سازوكارهاى درستى وجود دارد؛ سازوكار قانون. هیچ مانعى ندارد كه شما به یكى علاقه‌مند باشید، بنده به یكى دیگر علاقه‌مند باشم؛ شما به او رأى دهید، من به دیگرى رأى دهم؛ بالاخره اكثریتى هست، اقلیتى هست، ضابطه‌اى هست، قانونى هست؛ بر طبق آن عمل خواهد شد. آحاد مردم با هم كدورت بیجا درست نكنند، به خاطر اینكه این به آن علاقه‌مند است، این به آن علاقه‌مند است؛ خب، باشند. خود داوطلبان محترم هم باید رعایت كنند. كار را با حماسه، با شور، با غیرتمندى، اما بدون چالش، بدون منافرت پیش ببرند. ظرافت كار اینجا است كه ممكن است سكون و سكوت و جمود و خمودگى وجود نداشته باشد، نشاط باشد، تحرك باشد، در میدان و در عرصه گفتگو باشد - گفتگوهاى گرم و داغ - درعین‌حال نفرت‌پراكنى نباشد؛ این میشود. این یك نكته‌اى است كه آقایان داوطلبان محترم خوب است كه رعایت كنند.

 نكته‌ى دیگر این است كه رفتار داوطلبان در ریخت‌وپاش و خرج و تبلیغاتِ زیاد از اندازه‌ى لازم میتواند ماها و آحاد مردم را نسبت به آنچه كه بعداً پیش خواهد آمد، آگاه و هشیار و بیدار كند. آن كسى كه یا از بیت‌المال هزینه میكند، یا از پول مشتبه به حرامِ بعضى‌ها استفاده میكند، نمیتواند اطمینان مردم را جلب كند؛ به این چیزها خیلى باید توجه كرد.

 در تبلیغات انتخاباتى، در شعارهاى انتخاباتى، آنچه كه اهمیت دارد، این است كه مواضع عزت‌آفرین و صحیح و عاقلانه و حكیمانه‌ى انقلاب و نظام تثبیت شود. مبادا در شعارهایمان، ما به زید و عمرو در خارج از این مرزها یا آدمهائى در داخل مرزها، چراغ سبز نشان دهیم. خب، دشمن كار خودش را دارد میكند؛ علیه كسى، علیه كسانى، و بیشتر از همه علیه خود انقلاب و نظام و انتخابات لجن‌پراكنى میكند. البته حنجره‌هاى بى‌تقوائى هم در داخل وجود دارد. در داخل، متأسفانه زبانهاى بى‌تقوا، قلمهاى بى‌تقوا و حنجره‌هاى بى‌تقوائى هستند كه همان حرفهاى دشمن را كه به قصد نومید كردن و افسرده كردن مردم گفته میشود، تكرار میكنند؛ آحاد مردم به اینها نباید اعتنائى كنند. فرداى این ملت، فرداى روشنى است. فرداى این انقلاب، فرداى عزتمدارانه‌اى است. فرداى این كشور و این ملت، فردائى است كه ان‌شاءاللّه به توفیق الهى براى همه الگو خواهد شد.

 از خدا میخواهیم كه شما جوانان عزیزى كه در این میدان هستید، و همه‌ى جوانان پاسدار ما، و همه‌ى جوانان بسیجى ما، و همه‌ى جوانانى كه در نیروهاى مسلح ما حضور و فعالیت دارند، و همه‌ى جوانانى كه در محیطهاى آموزشى مشغول تحصیل هستند، ان‌شاءاللّه و به توفیق الهى، پیشگامان و موتورهاى حركت به این سمت نورانى باشند. امیدواریم ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام بزرگوار از همه‌ى شما و ما راضى باشد و همه مشمول دعاى ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشیم.

والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 ۱) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى ۵۶ چون خداوند راستى ما را دید دشمن ما را سركوب كرد، و یارى خود را بر ما فرو فرستاد!




نوع مطلب : انتخابات، حمایت مردمی از نظام، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، وظایف سپاه پاسداران، وظایف نامزدهای انتخاباتی، دفاع مقدس، 
برچسب ها : ارواح طیبه شهداء، انقلاب، خاطرات جنگ، صندوقهای رأی، آبروی بین المللی، بیانات در دانشگاه امام حسین،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی

 (۱۳۹۲/۰۳/۰۸ - ۱۲:۳۷)

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً خوشامد عرض میكنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیز، نمایندگان محترم. و برای گذر از مقطع یكسالگیِ نمایندگیِ دوستان محترم - كه ان‌شاءاللّه این یك سال، مورد رضای الهی و حسنه‌ای در پرونده‌ی اعمال شما باشد - دعا میكنم. همچنین برای رئیس محترم مجلس و هیئت رئیسه كه مجدداً اعتماد شما نمایندگان محترم را جلب كردند و مسئولیت پذیرفتند، دعا میكنم كه خداوند متعال برای آنها و برای شما خیر مقدر فرموده باشد و همه‌ی شما را به آنچه كه كسب رضای اوست، موفق بدارد.

 عمده در كارهای ما همین است برادران و خواهران عزیز! این موقعیتهای ظاهری و این عناوین و ریاست و مدیریت و نمایندگی و اعتبار مردمی و اینها میگذرد؛ آنچه كه برای ما و شما باقی میماند، عمل ما است؛ كه اگر عمل نیك و عمل صالح با نیت خوب و درست انجام داده باشیم، در این سالهائی كه بر ما میگذرد، با این عناوین و با این خصوصیات، ضرر نكردیم. اگر چنانچه خدای نكرده این دوران مسئولیت و مأموریت و نام و نشان و عنوان، برای ما دستاوردی نداشته باشد، یا اگر خدای نكرده بر روی ما تأثیر منفی گذاشته باشد و ما را بدهكار كرده باشد، این بدترین سرنوشتی است كه ممكن است برای امثال ما و شما، این مسئولیتها رقم زده باشد. باید به این مسئله به طور دائم توجه داشته باشیم.

 البته این فرصت - فرصت نمایندگی مردم - یك فرصت مغتنمی است. هر كسی در جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی بتواند یك مأموریتی به دست بیاورد و آن مأموریت را بدرستی انجام دهد، واقعاً باید خدا را شاكر باشد؛ ولی باید توجه داشت كه این فرصت، امتحان بزرگی هم هست. ما در حال امتحان دادنیم. در برجستگی‌های دوران زندگی است كه امتحانهای سخت پیش می‌آید. در روال عادی زندگی امتحان هست، لیكن امتحانهای برجسته و نفسگیر معمولاً مال آنجائی است كه انسان وارد مقاطع حساس میشود؛ كه از جمله‌اش همین مسئولیتهای ماها است. گاهی یك نفر سالهای طولانی از عمر خود را با امانت و طهارت گذرانده است، بعد میرسد به یك مقطع امتحان؛ اگر نتواند در این مقطع امتحان، توانائی خودش را در مهار نفس نشان دهد، لغزش پیدا خواهد كرد. این مقطع حساس، نمایندگی مجلس است؛ مسئولیتهای دولتهائی است؛ مسئولیتهائی از قبیل مسئولیت این بنده‌ی حقیر است. اینها آن مقاطع حساس زندگی ما است؛ اینجاها باید مواظب خودمان باشیم، مراقب باشیم. گاهی انسان در حال عادیِ زندگی، خوب زندگی میكند؛ اما وقتی به پرتگاه رسید، وقتی به نقطه‌ی حساس رسید، وقتی به پیچ خطرناك رسید، نمیتواند درست كنترل كند. این را باید به یاد داشته باشیم. «فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَال‏»؛(۱) ما خودمان را هم در یك چنین مقاطعی میتوانیم درست محك بزنیم. معمولاً انسان به خودش خوشبین است. ما عیبهای خودمان را نمی‌بینیم؛ معمولاً محسّنات خودمان را بزرگتر از آنچه كه هست، می‌بینیم. اینطور جاها وقتی كه بین خودمان و خدا خلوت كنیم، میتوانیم ضعفهای خودمان را، نقصهای خودمان را پیدا كنیم. یك جا پول هست، یك جا قدرت هست، یك جا وجاهت هست، یك جا شهوات جنسی هست؛ اینها امتحانهای سخت است. آنچه كه برای نمایندگان محترم مجلس، برای مسئولان دولتی، برای مسئولان قضائی، برای نیروهای مسلح، برای روحانیون، برای آن كسانی كه مجموعه‌ای از اینها را با هم دارند، مهم است، این است كه با دید نافذِ خودشان مواقع امتحان و مواضع امتحان را بشناسند؛ بدانند كه این نقطه، نقطه‌ی امتحان است؛ غفلت نكنیم. اگر توانستیم از این پیچ خطرناك، از این نقطه‌ی حساس، از این لب پرتگاه بسلامت عبور كنیم، خدا را شاكر باشیم، سپاسگزار باشیم. این، آن نقطه‌ی اصلی و حرف اصلی ما با شما برادران و خواهران عزیز است. در درجه‌ی اول، این نصیحت به خود بنده هم هست؛ به شما میگویم تا ان‌شاءاللّه دل خود این گوینده‌ی حقیر تحت تأثیر این حرفها قرار بگیرد و نصیحت شویم، موعظه شویم؛ هم از طرفی قدر موقعیتی را كه به ما فرصت خدمت به مردم و خدمت به اسلام و خدمت به كشور و خدمت به نظام را میدهد، بدانیم و این را نعمت بزرگ خدا بشماریم؛ هم از آن طرف توجه كنیم كه در اختیار داشتن این فرصت، یك خطراتی هم دارد. یك خودروی تر و تمیزِ خوش‌فرمانِ تندرو زیر پای انسان البته موفقیتی است، انسان را به مقاصد میرساند؛ اما به همان اندازه خطرات هم دارد؛ باید مراقب بود. این، حرف اصلی ما به شما برادران و خواهران عزیز است. امیدواریم ان‌شاءاللّه این حرفها در همه‌ی ماها مؤثر باشد.

 آنچه كه در مورد مجلس، در این یك سالی كه از عمر آن گذشته است، میتوانیم عرض كنیم، این است كه بحمداللّه حضور تخصصهای متنوع - آنطوری كه به بنده گزارش شده است - در مجلس، توانسته است كمك كند به پخته شدن و به ثمر رسیدن طرحهای گوناگون و برنامه‌های گوناگون و لوایح تقدیمی از سوی دولت و به نتائج بهتری رسیدن. خاصیت تخصص هم همین است؛ وقتی دانش هست، توانائی هست و احساس وظیفه‌ی خدمت پشت سرش هست، طبعاً محصول كار، محصول بهتری خواهد بود. این، جای خرسندی و شكرگزاری است كه بحمداللّه مجلس از یك چنین توانی برخوردار است.

 مواضع سیاسی مجلس هم در این مدت - آنطوری كه مشهود بوده است - در زمینه‌های مختلف، مواضع خوبی بود؛ موضعگیری‌های درست و بجائی انجام گرفت. شما نماینده‌ی مجموعه‌ی ملتید؛ خواسته‌های آنها و حرف دل آنها در رفتارهای شما تجلی پیدا میكند. بحمداللّه آنچه كه مشاهده شده، بسیار خوب بوده.

 آنچه كه مهم است برادران و خواهران نماینده به آن توجه كنند و من همیشه در همه‌ی دوره‌ها یا اغلب دوره‌ها كه این توفیق را داشتم كه با نمایندگان محترم گفتگو كنم، این را تذكر دادم، این است كه بدانید شما مثل یك قله هستید؛ آنچه از دل این قله میجوشد، بر دامنه و پیكره سرازیر میشود. رفتار، آداب، خُلقیات، چگونگی تعامل در مجلس شورای اسلامی، مثل بقیه‌ی قله‌هائی كه در كشور وجود دارد، بر روی رفتار، آداب، اخلاق و منش آحاد جامعه اثر میگذارد؛ این یك امر طبیعی است، یك امر همیشگی است. اگر در مجلس، عقل و فكر و طمأنینه و سكینه و آرامش و محبت حكمفرما باشد و از بلندگوهای مجلس این قضیه در سطح جامعه منعكس شود، همین خصوصیات بتدریج در جامعه اثر میگذارد. اگر در مجلس تشنج باشد، بغض باشد، كم‌كاری باشد، این باز به نوبه‌ی خود در رفتار مردم منعكس میشود؛ این تأثیر، طبیعی است. این تأثیر، دفعی و برجسته و نمایان نیست، اما بمرور و بتدریج آثار خودش را نشان میدهد؛ این، مسئولیت مسئولان محترم را افزایش میدهد. لذا به نظر من، دوستان عزیز و نمایندگان محترم از این نقطه‌نظر هم بر روی منش و رفتار خودشان یك مراقبت كاملی داشته باشند.

 كار كردن بر روی لوایح و طرحها، یك وظیفه‌ای است به عنوان ادای حق مردم - این كه حالا یك امر قطعی و روشنی است - یعنی وقتی لایحه‌ای به مجلس می‌آید یا طرحی را شما در مجلس تهیه میكنید و میخواهید این را در یك بخشی از بخشهای كشور كه میتواند جدول فعالیت كلان كشور را پر كند، به كار بیندازید، دقت شما، مراقبت شما، اهتمام شما، تحقیق شما، مطالعه‌ی شما، كه به پخته شدن این طرح یا لایحه كمك میكند، یك حقی است برای مردم بر دوش شما. لایحه‌ای به مجلس می‌آید - بنده خودم هم در مجلس بودم و این موارد را از نزدیك تجربه كردم - وقتی كه لایحه به كمیسیون داده میشود و در معرض دید این نماینده قرار میگیرد، گاهی با این لایحه مثل یك كار مربوط به شخص خود رفتار میكند؛ دقت میكند، مطالعه میكند، تحقیق میكند، با كارشناس می‌نشیند مباحثه میكند، مطلب را در ذهن خود به صورت محقَّق ترسیم میكند؛ گاهی هم نه، لایحه می‌آید یا مثلاً طرحی در مجلس میخواهد تصویب شود، این نماینده خیلی محتوای لایحه و طرح را نمیداند، خیلی احساس مسئولیت نمیكند، رسیدگی نمیكند؛ نه در كمیسیون، نه در صحن مجلس. این رأی «آری» یا «نه» او به یك چنین لایحه یا طرحی، خالی از شبهه نیست؛ رأی ممتنع او هم خالی از شبهه نیست. ما كه نیامدیم اینجا بنشینیم رأی ممتنع بدهیم؛ ما آمده‌ایم بگوئیم این بشود، این نشود. رأی ممتنع مال آنجائی است كه انسان زحمت خودش را كشید، كار خودش را كرد، بالاخره ذهنش به جائی نرسید؛ خب، اینجا البته انسان رأی ممتنع میدهد؛ مثل فقیه و مجتهدی كه زحمت خودش را میكشد، به منابع مراجعه میكند، ادله‌ی اجتهادی و ادله‌ی فقاهتی را می‌بیند، بعد ذهنش به جائی نمیرسد؛ میگوید خب، اینجا احتیاط كنید؛ میگوید من رأی ندارم، فتوا ندارم. رأی ممتنع مال اینجا است؛ اما اینكه ما مطالعه نكنیم، كار نكنیم، بعد برای اینكه خودمان را اسیر «آری» یا «نه» بی‌دلیل و غیر مستند نكرده باشیم، میگوئیم خیلی خوب، ما رأی ممتنع میدهیم! این نمیشود. پس یكی از كارهای بسیار مهم و لازم و اصلی در مجلس، همین كار بر روی لوایح است؛ چه لوایحی كه دولت میفرستد، چه طرحهائی كه خود شما در مجلس آنها را تنظیم میكنید. واقعاً باید كار شود. هر كس اگر اهل اجتهاد در این فن است، به صورت اجتهادی؛ و اگر چنانچه خودش صاحب رأی نیست، با مشاوره گرفتن از این و آن، به یك نتیجه‌ی قطعی برسد؛ این یكی از كارهای بسیار اساسی است.

 البته این گلایه وجود دارد، بنده هم مكرر این گلایه را در دوره‌های گذشته به نمایندگان محترم مجلس و به رؤسای مختلف مجلس عرض كردم كه گاهی اوقات انسان می‌بیند خیلی از صندلی‌ها خالی است؛ به قدری كه از نصاب جایز فراتر است! حالا یك تعدادی صندلی قهراً همیشه یك عذری برایش وجود دارد، اما بالاخره این یك نصابی دارد. گاهی كه انسان می‌بیند از این نصاب بالاتر است، احساس میكند كه بر طبق وظیفه عمل نشده است. گاهی هم بعضی در مجلس هستند - این هم یك پدیده‌ای است - در رأی‌گیری شركت نمیكنند؛ آقایان آن عقب مجلس می‌نشینند، گعده میكنند! این هم مصلحت نیست. یعنی هم حضور جسمانی در مجلس، هم حضور قلب در مجلس - یعنی متوجه آن مسئله بودن، حرف موافق و حرف مخالف را شنیدن - لازم است؛ اینها جزو وظائفی است كه قوام نمایندگی به اینها است و نمیشود از اینها صرف‌نظر كرد؛ اینها خیلی چیزهای مهمی است. واقعاً درخواست من از برادران و خواهران عزیز نماینده این است كه به این مسئله توجه كنند، اهتمام بورزند؛ هم برای حضور در مجلس، به معنای حضور جسمانی و مادی؛ هم به معنای حضور معنوی و روحانی، یعنی حضور قلب و حضور ذهن؛ این مسئله‌ی مهمی است.

 یك مسئله‌ی  دیگر - همان طور كه عرض كردیم - این است كه رفتار نمایندگان در تربیت جامعه و سوق دادن جامعه به این طرف و آن طرف مؤثر است. اگر تقوا و امانت و اخلاق و احساس مسئولیت و نشاط كار، در مجلس دیده شود، این در جامعه اثر میگذارد؛ در درجه‌ی اول مردم را نسبت به نمایندگان مجلس علاقه‌مند و خوشبین و متعهد میكند، در درجه‌ی بعد رفتار آنها را به رفتار این نمایندگان عزیز - كه خب قله هستند، چهره هستند، برجسته هستند - نزدیك میكند.

 اگر در تعبیراتی كه نماینده‌ی محترم مجلس به كار میبرد؛ چه در نطقهای پیش از دستور، چه در اظهارات، چه در بگومگوها، ملاحظه شد كه ادب وجود دارد، پرهیز از اهانت وجود دارد، پرهیز از تعبیرات ناپسند و سخیف وجود دارد - دیدن اینها را انسان احساس میكند؛ وقتی انسان پای رادیو نشسته است و دارد گوش میدهد، میفهمد كه این آقا میتوانست در اینجا این تعبیر اهانت‌آمیز را به كار ببرد، ولی به كار نبرد - این در منِ مستمع هم اثر میگذارد؛ اما اگر چنانچه نه، خدای ناكرده عكس این دیده شد؛ یعنی ناپرهیزی در بیان، در گفتار، در تعبیرات، تعبیرات اهانت‌آمیز یا غیر مؤدبانه، یا رفتار غیر مؤدبانه دیده شد، این بلافاصله اثر میگذارد. یعنی آن شنونده با اینكه این رفتار را تحسین نمیكند، درعین‌حال خودش تحت تأثیر قرار میگیرد. مردم مثل بچه‌ای نیستند كه از رفتار پدر تأثیر میپذیرد، بدون اینكه زشتی یا خوبی آن رفتار را بفهمد؛ نه، مردم زشتی و خوبی رفتار را میفهمند؛ طبیعت قضیه اینجوری است. شما ملاحظه كنید؛ در محیطهای مختلف، جماعات مختلف، كسی یك كاری را میكند؛ تعبیری را، حرفی را بر زبان می‌آورد؛ انسان خوشش هم نمی‌آید، اما درعین‌حال تأثیر میگذارد؛ یعنی تكرار آن رفتار را برای انسان تسهیل میكند، آسان میكند؛ طبیعت قضیه این است.

 یك مسئله‌ی دیگر هم «انصاف» است. البته اینهائی كه عرض میكنیم، در واقع توضیح واضحات است و شما آقایان و خانمها به این چیزها واقفید؛ شاید خود شما، مردم را به این چیزها توصیه میكنید؛ ولی ما هم وظیفه داریم كه اینها را عرض كنیم؛ ولو حالا شما بحمداللّه شاید هیچ احتیاجی هم ندارید كه ما بگوئیم، اما لازم است بگوئیم. انصاف را باید رعایت كرد؛ انصاف در مقابل آن دوستی كه در مجلس همكار شما است، انصاف در مقابل آن كسی كه بیرون مجلس است، انصاف در مقابل دولت، انصاف در مقابل قوه‌ی قضائیه. انصاف را باید رعایت كنید؛ «وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا».(۲) گاهی ما با كسی بدیم، از كسی بدمان می‌آید؛ خب، این كار میتواند موجّه باشد؛ بالاخره یك دلیلی داریم، از كسی خوشمان نمی‌آید؛ اما نسبت به همین كسی هم كه از او خوشمان نمی‌آید و استدلال هم داریم برای اینكه از او خوشمان نیاید، باید انسان انصاف به خرج دهد. كسی یك نقطه‌ی خوبی دارد؛ آن را تحت تأثیر نقطه‌ی بدی كه از او در ذهن ما هست، قرار ندهیم؛ این خیلی چیز مهمی است. بی‌انصافی و رفتار نامتناسب، منجر میشود به عكس‌العمل مشابه در طرف مقابل. ما آدمهای ضعیفی هستیم دیگر؛ شما اگر چنانچه مثلاً نسبت به این حقیر یك وقتی بی‌انصافی كردید، این حقیر آن مقدار قدرت و توانائی و ضبط نفس ندارم كه بگویم خیلی خوب، حالا او بی‌انصافی كرد، بكند؛ من هم وادار میشوم به بی‌انصافی. اینجوری در جامعه، تبادل بی‌انصافی‌ها، به جای تبادل انصاف، به جای تبادل محبت، رائج میشود. ببینید، چون شما نماینده‌ی مجلسید، این تأثیر وجود دارد؛ والّا اگر چنانچه شما جزو افراد معمولی جامعه بودید، تأثیر داشت، اما نه به این اندازه. وقتی ما در روی سكوئی قرار گرفتیم و مردم به ما نگاه میكنند، رفتار ما یك معنا دارد؛ وقتی كه نه، در جمعیت مردم، در سواد مردم گم هستیم، همان رفتار یك معنای دیگری دارد.

 یك مسئله هم كه بنده همیشه به دوستان مجلس عرض كردم، تعامل با قوه‌ی مجریه است. با قوه‌ی مجریه هم كه ما می‌نشینیم، چه با رئیس جمهور محترم، چه با وزرای محترم، چه با مجموع اینها، همین سفارش را به آنها میكنیم كه با قوه‌ی مقننه تعامل كنند. هر كدام هم حقی دارند. مجلس دارای حق است، در یك محدوده‌ی مشخصی؛ قوه‌ی مجریه و دستهای كننده‌ی كار هم دارای حقند، در یك محدوده‌ی مشخصی. حدود یكدیگر را باید حفظ كنند، با یكدیگر تعامل كنند؛ این تعامل، جاده‌ی دوطرفه است - فرنگی‌ها و فرنگی‌مآبها میگویند جاده‌ی دوطرفه؛ حرف بدی هم نیست، تعبیر بدی هم نیست - باید از هر دو طرف، این تعامل وجود داشته باشد. البته درعین‌حال با همه‌ی حسن نیتهائی كه طرفین دارند، گاهی بی‌تفاهمی‌هائی وجود پیدا میكند - اشكالی ندارد - لیكن این عدم تفاهمها در همان حدی كه اقتضای طبیعی كار است، ایراد ندارد؛ نباید تشدید كرد، ایجاد كدورت كرد؛ اینها را باید مراقبت كرد.

 به شما عرض میكنیم؛ قوه‌ی مجریه وسط میدان ایستاده است - چه این دولت، چه هر دولت دیگری - و كارها به عهده‌ی اوست، بارها بر دوش اوست، ملامتها به طرف او سرازیر میشود، سؤالها و مؤاخذه‌ها از او میشود؛ لذا باید ملاحظه‌ی او را كرد. به قوه‌ی مجریه هم ما همیشه سفارش میكنیم؛ این حق عظیمی كه در قانون برای مجلس قانونگذاری و برای كل قانون ملاحظه شده، باید از طرف مجریان رعایت شود. قانون اساس كار است، قانون ریل حركت این قطار است؛ شما باید زحمت بكشید این ریل‌گذاری را بكنید، آنها هم باید بر روی این ریل حركت كنند. شما كمك كنید كه این ریل جوری باشد كه این قطار سر پیچ بتواند بپیچد. قطار شمال را آقایان دیده‌اند؛ یك جاهائی پیچهای سختی دارد، اما بالاخره جوری است كه قطار میتواند حركت كند. از این پائین تا آن بالای كوه قطار حركت میكند، میرود بالا و می‌آید پائین، مشكلی هم برایش پیش نمی‌آید؛ چون ریلها درست چیده شده است. اگر چنانچه این انحناهائی كه لازم بود به وجود بیاید، به این شكل به وجود نیامده بود، اگر مثلاً جوری تنظیم شده بود كه قطار نمیتوانست حركت كند، مكرر شما شاهد سقوط قطار از آن بالا میبودید. این را باید در ریل‌گذاری ملاحظه كرد. شما ریل‌گذارید، او روی این ریل حركت میكند و باید قدر شما را بداند؛ اما شما هم بدانید كه بالاخره بنا است روی این ریل حركت شود. بنابراین دو طرفِ قضیه مهم است. عرض كردیم، این مخصوص این دولت نیست؛ در همه‌ی دولتها، و در چند دوره‌ی مجلس و دولت، بنده مكرر این سفارش را به همه كردم؛ البته خب، بعضی انصافاً رعایت كردند، بعضی هم گاهی بی‌توجهی كردند.

 مجلس قطعاً در رأس امور است - همان طور كه امام (رضوان اللّه تعالی علیه) فرمودند - اما این را هم توجه كنید كه «مجلس در رأس امور است» معنایش این نیست كه هر یك نماینده‌ای در رأس امور است؛ «مجلس» در رأس امور است؛ یك نماینده، یك نماینده است. یعنی نماینده‌ی محترم و عزیزی كه مردمِ یك جمع و گوشه‌ای از كشور با شوق و با شور جمع شدند و او را فرستادند مجلس، تصور نكند كه او در رأس امور است؛ نه، «مجلس» در رأس امور است؛ برخوردش را اینجوری مقایسه كند.

 بنابراین برگردیم به آن حرف اوّلمان، برادران و خواهران عزیز! آنچه برای من و شما میماند و این دعا را مستجاب میكند: «لَا تُهْلِكْنِی غَمّاً حَتَّى تَغْفِرَ لِی وَ تَرْحَمَنِی وَ تُعَرِّفَنِی الِاسْتِجَابَةَ فِی دُعَائِی»،(۳) عمل امروز ما است كه با جدیت باشد، با مجاهدت باشد، با اخلاص باشد، با احساس وظیفه باشد. اگر اینها شد، خدای متعال از برخی از كم و زیادها و مسامحه‌ها و مساهله‌ها خواهد گذشت؛ اما مهم این است كه ما همتمان بر این باشد كه ان‌شاءاللّه كار را تمیز و طاهر و بی‌حاشیه و با نیتِ خوب و با جدیت انجام دهیم.

 یك جمله هم درباره‌ی انتخابات عرض كنیم. همان طور كه رئیس محترم مجلس هم اشاره كردند، انتخابات همیشه مهم است و حالا هم  كه خب طبعاً به مناسبتهائی اهمیت زیادی دارد. همه باید تلاش كنند كه ان‌شاءاللّه این انتخابات، پرشور و با حضور عمومی مردم انجام بگیرد. این موجب میشود كه كشور، هم مصونیت پیدا كند، هم اقتدار پیدا كند، هم امنیت پیدا كند. حضور مردم، تهدید دشمنان را از بین میبرد. شما می‌بینید كه برخی از سیاستمداران غربی و بخصوص برخی از سیاستمدارهای پشت پرده‌ی آمریكائی تحلیلهائی میكنند - كه خب، بعضاً منتشر هم میشود، به رسانه‌ها منتقل هم میشود - و میگویند: نظام جمهوری اسلامی ایران به این آسانی‌ها و به این زودی‌ها تكان‌بخور نیست. چرا این حرف را میگویند؟ برای خاطر اینكه می‌بینند این نظام، متكی به مردم است؛ سرّش فقط این است؛ والّا اینكه خیال كنیم كه حالا در رأس نظام زید وجود دارد یا عمرو وجود دارد، اینها در مقابل عظمت حضور مردم و پشتوانه‌ی نظام، در واقع هیچ است؛ شبیه هیچ است.

 وقتی مردم در یك نظامی متحدند، یكپارچه‌اند، پشتیبان نظامند، با نظامند، این نظام مصونیت پیدا میكند، اقتدار پیدا میكند، قدرت پیدا میكند، بركندن آن از جا ناممكن میشود؛ مثل درختی است كه در اعماق زمین ریشه دوانده؛ این را نمیشود برداشت. بعضی از نظامها هستند كه پول هم دارند، امكانات هم دارند، به‌به و چه‌چه سیاستمدارانِ استعمارگر دنیا را هم دارند، اما ریشه ندارند؛ خودشان هم میدانند كه ریشه ندارند. نظام جمهوری اسلامی ریشه دارد؛ این ریشه، مردمند. اجتماع مردم حول این نظام، مایه‌ی عزت و بركت كشور و بركت نظام و بركت خود آن مردم است. مردم كمك میكنند به این كه نظام عزت پیدا كند؛ خود این، عزت مردم است؛ خود این، مصونیت و امنیت مردم است؛ خود این، امكانی است برای حل همه‌ی مشكلات مردم؛ این را باید دانست؛ این یك فرمول كلی است. بنابراین انتخابات كه مظهر حضور مردم است، باید پرشور برگزار شود؛ همه‌ی تلاش و همت مسئولان باید این باشد.

 خوشبختانه قوانینی هم كه وجود دارد، قوانین خوبی است؛ قوانین معقولی است. همین طور كه مكرر عرض كردیم، بن‌بستی وجود ندارد. لذا مشاهده میكنید كه در همین انتخابات، تا این مرحله‌ای كه تا الان پیش آمدیم، روال قانونی جریان پیدا كرده. وقتی كه از نامزدهای محترم سؤال كردند كه اگر چنانچه شورای نگهبان نظری بدهد، شما تمكین میكنید، همه‌ی آنها گفتند: بله، ما تمكین میكنیم. تمكین هم كردند. ما باید واقعاً تشكر كنیم از همه‌ی این نامزدها؛ آنهائی كه به نحوی صلاحیتشان احراز نشد. اینها گفتند از نظر شورای نگهبان تمكین میكنیم، و به قول خودشان عمل كردند و تمكین كردند؛ این نشان‌دهنده‌ی اهمیت و ارجحیت قانون است، نشان‌دهنده‌ی كاربری قانون است؛ چون قانون بر مملكت حاكم است. ممكن است بنده یا جنابعالی از قانون ناراضی هم باشیم - گاهی اینجوری است - اما وقتی انسان در مقابل قانون تمكین كرد، حل اختلاف میشود، فصل‌الخطاب میشود؛ این نعمت بزرگی است، این بركت بزرگی است.

 مردم هم در كشور ما بحمداللّه آگاهی و هوشیاری دارند. نمیخواهیم تملق بیجا بگوئیم؛ اما حقیقت قضیه این است كه آشنائی ذهنی مردم ما با مسائل سیاسی، از متوسط كشورهای دنیا در سطح عالم بالاتر است. آنطور كه ما اطلاع داریم از وضع كشورها - كه برای ما گزارش میكنند و از منابع آشكار و منابع پنهان به دست می‌آید - چه كشورهای اروپائی، چه كشورهای آمریكائی، چه كشورهای آسیائی، مردم آگاهی‌های مختلفی دارند، كم و زیاد دارد، یك متوسطی دارد؛ اما آگاهی مردم ایران و بصیرت مردم ایران در مسائل سیاسی، از متوسط جهانی بالاتر است. نمیخواهیم ادعای معصومیت كنیم برای آحاد مردم، اما این ادعای قابل قبولی است و واقعی است؛ نگاه میكنند، بصیرت دارند، تشخیص میدهند. خوشبختانه امروز وسیله‌ی تشخیص هم در اختیار مردم است. خب، این صدا و سیما است؛ برنامه‌ها را ضبط میكند، برنامه‌ها را پخش میكند، حرفها را نشان میدهد، شخصیتها را نشان میدهد؛ مردم میتوانند نگاه كنند، به یك نتیجه‌ای برسند؛ این نتیجه ممكن است درست باشد، ممكن است نادرست باشد؛ ممكن است زید به یك نتیجه برسد، عمرو به یك نتیجه برسد؛ خب، طبعاً یكی‌اش درست است، یكی‌اش غلط؛ اما خدای متعال به هر دو اجر خواهد داد. وقتی انسان نگاه كرد و ملاحظه كرد و تشخیص داد و بر اساس تشخیصِ خود محض رضای خدا عمل كرد، خدای متعال به انسان اجر میدهد. این وظیفه‌ی ماها است - همه‌ی آحاد مردم - كه نگاه كنیم ببینیم واقعاً به چه نتیجه‌ای میرسیم، بر طبق آن نتیجه عمل كنیم.

 البته آقایانی هم كه در تلویزیون به عنوان نامزد ظاهر میشوند و حرف میزنند، وظائف سنگینی دارند؛ آنها هم باید مراقب باشند. حرفی كه از دهان انسان خارج میشود، باید واقعی، صمیمی، متكی به اطلاعات درست و برآمده‌ی از زبان صادق و راستگو باشد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه توجه مردم را جلب كنیم، هرچه به دهانمان آمد، بگوئیم؛ اینها را باید مراقبت كنند. نامزدها كاری كه میدانند درست است، میتوانند انجام دهند، آن را بگویند - حالا به عنوان وعده، به عنوان برنامه، به عنوان هرچه - سعی كنند مردم را با واقعیت مواجه كنند؛ هم واقعیت اوضاع، هم واقعیت خودشان. اگر این شد، خدا بركت خواهد داد؛ اگر این شد، خدای متعال كمك خواهد كرد؛ چون كارها دست خدا است، همه چیز به اراده‌ی الهی برمیگردد؛ «كلّ الیه راجعون»، «ازمّة الأمور طرّ بیده / و الكلّ مستمدّة من مدده».(۴) اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، اراده‌ی الهی هم كمك خواهد كرد. گاهی كمك به این بنده‌ی حقیر این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا كنم، گاهی كمك به من این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا نكنم؛ هر دویش كمك الهی است. اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، خدای متعال به ما كمك خواهد كرد و آنچه كه صلاح و خیر است، به ما خواهد داد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه مردم به ما متوجه شوند، همه‌ی آنچه را كه ماورای ما است، تخریب كنیم؛ چه آنچه كه مربوط به نامزدهای دیگر است، چه آنچه كه مربوط به واقعیتهای موجود جامعه است. باید درست عمل شود. آن وقت ما انتخاب خواهیم كرد.

 البته این حرفها هم كه فلانی، رهبری، این بنده‌ی حقیر، طرفدار زید است یا طرفدار عمرو است، از آن حرفهائی است كه همیشه بوده و واقعیت هم ندارد؛ اكثر آنهائی هم كه میگویند، میدانند كه واقعیت ندارد. از كجا میدانند كه بنده طرفدار چه كسی‌ام؟ كسی كه از من نمیشنود؛ نه در گذشته شنفته است، نه تا حالا شنفته، نه بعد از این خواهد شنفت. حدسیاتی میزنند؛ این حدسیات هرچه گفته نشود، هرچه بر زبان آورده نشود، بهتر است؛ نمیدانند كه. بنده هم یك رأی دارم مثل بقیه. آن روز من در جمع برادران دانشجوی پاسدار این را گفتم: ممكن است نظر شما به یك نفری باشد، نظر من به یك نفر دیگر باشد؛ چه اشكالی دارد؟ شما یكی را بپسندید، من یك كس دیگر را بپسندم؛ هیچ اشكالی ندارد. شما یك شناختی از زید دارید كه من آن شناخت را از او ندارم؛ هیچ مانعی ندارد. اینجور نیست كه هرچه شما فهمیدید، بنده هم باید همان را بفهمم؛ یا هرچه من فهمیدم، شما هم باید همان را بفهمید؛ نه، اینها تشخیصها است. آنچه كه بین ما و خدا حجت است، این است كه بتوانیم درست تشخیص دهیم.در خبرهای رادیوهای بیگانه و آنچه كه در این نوشتجات منعكس میشود - كه لابد می‌بینید، میشنوید - روی مقاصدی كه دارند، همین چیزها را هی تبلیغ میكنند، هی فضا را داغ میكنند. خب، اهداف آنها معلوم است. البته اینجور هم نیست كه ما ندانیم مقصود آنها از این كارها چیست. ما كار خودمان را انجام میدهیم. ما بلدیم چه كار كنیم. جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی میفهمد دارد چه كار میكند. نظام اسلامی دارد راه خودش را میرود. هدف مشخص است، راه مشخص است، تدابیر مشخص است. نظام، كار خودش را انجام میدهد؛ حالا دیگران توی سر خودشان میزنند، بزنند؛ آن تأثیری در كار نظام ندارد؛ لیكن آگاهی و هوشیاری در این مراحل، مهم است.

 امیدوارم ان‌شاءاللّه خدای متعال برای این كشور، برای شما، برای آحاد مردم، خیر اراده فرموده باشد و بركات خودش را بر شما، بر ما، بر همه نازل كند و ان‌شاءاللّه فردای این كشور و این ملت از امروزِ او و از دیروزِ او بهتر باشد.

    والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 ۱) نهج‌البلاغه، حكمت ۲۱۳

۲) مائده: ۸  دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید،

۳) مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۵۶۲  هلاک نکنی من را بر اثر غم قبل از این که من را آمرزیده باشی و مورد رحمت قرار داده باشی و  استجابت در دعایم را به من شناسانده باشی!

۴) منظومه‌ی حكیم سبزواری: زمام امور همه اش به دست اوست. و همه از کمک او، طلب کمک می کنند!




نوع مطلب : انتخابات، تعامل قوا، حمایت مردمی از نظام، قانون، وظایف نامزدهای انتخاباتی، وظایف نمایندگان مجلس، 
برچسب ها : بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، تعامل سه قوه، انتخابات24خرداد، وظایف نامزدها، انصاف، مجلس در رأس امور نه نماینده، احساس مسئولیت و جایگاه رأی ممتنع،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات