بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها

(15/5/92)

بیست و هشتم ماه رمضان ۱۴۳۴

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خداى متعال را شكر میكنیم كه توفیق پیدا كردیم یك بار دیگر این جلسه‌ى مطلوب و شیرینِ همه‌ساله را - ولو در آخرین روزهاى ماه رمضان - در اینجا شاهد باشیم. جلسه، جلسه‌ى علم است؛ جلسه‌ى دانشگاه است و اهمیت علم و دانشگاه براى نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران و بخصوص براى برهه‌ى كنونى تاریخ ما، بر همه روشن است.

 البته این جلسه براى این نیست كه من عرایض خودم را و نكاتى را كه در باب دانشگاه یا درباره‌ى علم و جامعه‌ى علمى دارم، بیان كنم - حالا مطالبى عرض میكنیم، لیكن جلسه براى این نیست - عمده‌ى نظر بنده در تشكیل این جلسه، دو چیز است: یكى احترام به مقام اساتید دانشگاه. این جلسه در واقع یك جلسه‌ى نمادین است؛ براى این است كه اهتمام نظام جمهورى اسلامى به مقام علم و عالم و استاد و دانشگاه، با این وجه نمادین شناخته شود و بیان شود؛  كه خب، این بحمدالله حاصل میشود. جهت دوم، شنیدن برخى از مطالبى است كه در ذهن دوستان و اساتید محترم هست - چه در زمینه‌ى مسائل كشور، چه در زمینه‌ى مسائل دانشگاه و مسائل علم - كه این هم بحمدالله حاصل میشود.

 البته ما زیاد گزارش میگیریم، من زیاد گزارش میخوانم، ملاقات هم كم ندارم - ملاقات خاص با افرادى كه با دانشگاه مرتبطند -  لیكن مطمئنم كه آنچه ما درباره‌ى مسائل دانشگاه كشور میدانیم، همه‌ى مسائل دانشگاههاى كشور نیست؛ و چه بهتر كه بخشى از آنچه را كه نمیدانیم، در یك چنین جلسه‌اى، در یك چنین مجموعه‌اى، از زبان نخبگان دانشگاهى بیان شود؛ كه خب بحمدالله این مقصود هم حاصل میشود، و حاصل شد، و هر سال همین جور است. البته وقت به قدرى نیست كه از عدد بیشترى از دوستان استاد بتوان استفاده كرد، لیكن همین مقدارى هم كه استفاده كردیم، مغتنم است.

 امروز هم مطالبى كه آقایان و خانمها بیان كردند، مطالب خوبى بود؛ بر معلومات ما افزود؛ هم در مورد مسائل دانشگاه، و هم از جمله در مورد آشنائى بیشتر با دیدگاه‌هاى متنوعى كه در دانشگاه نسبت به مسائل گوناگون وجود دارد. خب، ملاحظه كردید كه در همین جلسه یكى از دوستان معتقدند به این كه جریان ترجمه در داخل كشور باید رصد شود - یعنى در واقع به معناى نوعى اشراف و نظارت بر جریان ترجمه در كشور - آقاى محترم دیگرى بیان میكنند كه در مورد ترجمه، دست مترجم و دستگاه ترجمه و نشر ترجمه را باید آزاد گذاشت؛ یعنى در واقع نقطه‌ى مقابل آن حرف اول. هر دو حرف با یك توجیه و تفسیر، درست است؛ یعنى میتوان یك ممشا و سلوكى را انتخاب كرد كه هم آن نظر اول برآورده شود، هم آن نظر دوم؛ اما من مطمئن نیستم كه آن دو برادر محترمى كه این دو نظر را بیان كردند، نظرشان به راه میانه باشد. هر كدام نظر مستقلى دارند، بیان میكنند؛ این براى ما آموزنده است؛ یعنى وجود نگاههاى مختلف، براى من شخصاً حاوى یك موضوع قابل توجه است. حالا این یك مثالى بود كه عرض كردیم؛ مثالهاى فراوان دیگرى هم وجود دارد.

 من چند نكته را یادداشت كرده‌ام كه عرض كنم؛ حالا هر مقدارى كه تا اذان وقت شد، آنچه را كه یادداشت شده، عرض خواهیم كرد. نكته‌ى اول این است كه از حدود ده سال، دوازده سال پیش یك حركت علمىِ جدید و رو به گسترشى در كشور آغاز شد و این حركت ادامه پیدا كرد و رو به تزاید گذاشت. یعنى من اینجور مى‌بینم و میفهمم كه حركت تولید علم و نگاه مجاهدت‌آمیز به كار علمى و تلاش علمى در كشور كه از همان حدود ده دوازده سال قبل آغاز شده است تا امروز، نه فقط متوقف نشده است، بلكه رو به عمق و توسعه پیش رفته. تقریباً میشود گفت كه در همه‌ى زمینه‌هاى علمى هم این حركت وجود داشته است - در بعضى كمتر، و در بعضى بیشتر - این همان چیزى است كه ما دنبالش بودیم؛ این همان مجاهدت علمى است كه براى نظام جمهورى اسلامى و براى كشور ما لازم بود.

 در این حدود دوازده سال، رشد علمى كشور نسبت به قبل از این دوازده سال، شانزده برابر شده. اینها آمارهاى تقریبى است و از مراكز مطمئنى به دست آمده است؛ این خیلى مهم است. همین حركت علمىِ رو به گسترش موجب شده كه پایگاههاى اطلاع‌رسانى علمى معتبر دنیا اظهارنظر كنند كه رشد پیشرفت علم در ایران سیزده برابر متوسط دنیا است. این واقعیتها را در نظر داشته باشیم، اینها خیلى نكات مهمى است؛ ما چون زیاد میشنویم، زیاد تكرار میكنیم، برایمان عادى شده. این جزو آمارهاى داخلى نیست كه حالا یك نفرى آمارى بدهد، یك نفر هم بگوید نخیر، این آمار درست نیست؛ نه، این پایگاههاى اطلاع‌رسانى رسمى دنیایند كه این قضاوت را دارند میكنند؛ با ما هم خوب نیستند. یعنى من باور نمیكنم كه سیاستهاى مسلط جهانى از دخالت در مراكز علمى و امثال اینجور پایگاهها دست بردارند؛ اگر بتوانند، انكار میكنند؛ كمااینكه خیلى از پیشرفتهاى ما را انكار میكنند؛ اما درعین‌حال این آمار را به ما میدهند. همین پایگاههاى اطلاع‌رسانى علمى میگویند - كه در دنیا منتشر شده و در اختیار همه هم هست - اگر همین پیشرفت در ایران ادامه پیدا كند، در سال ۲۰۱۸، یعنى پنج سال دیگر، ایران رتبه‌ى چهارم علمى دنیا را خواهد داشت؛ این خیلى چیز مهمى است. یعنى بعد از سه كشور دیگر - آمریكا و چین و انگلیس؛ آن سه كشورى است كه ذكر كردند - كشور چهارم، ایران خواهد بود؛ این خیلى چیز مهمى است. البته من نمیخواهم ادعا كنم كه این آمارها صددرصد آمارهائى است كه انسان میتواند رویش سوگند یاد كند؛ نه، لیكن روش و حركت دانشگاههاى كشور الان به این سبك است؛ یك حركت عمومىِ رو به پیشرفت.

 خب، ما اگر وضعیت دانشگاهىِ امروز كشور را با دوران اول انقلاب - یعنى آنچه كه میراث قبل از انقلاب و دوران طاغوت بود - مقایسه كنیم، آمارها شگفت‌آورتر از اینها هم هست. آن روزى كه انقلاب پیروز شد، صد و هفتاد هزار دانشجو داشتیم؛ امروز چهار میلیون و چهار صد هزار دانشجو در كشور هست؛ یعنى حدود بیست و پنج برابر. آن روز بار تعلیم بر دوش حدود پنج هزار استاد و استادیار و دانشیار و معلم و امثال اینها بود، امروز در حدود شصت هزار معلم دانشگاهى داریم؛ چه در دانشگاهها، چه در مراكز پژوهشى. اینها مسائل مهمى است، اینها پیشرفتهاى ارزنده‌اى است. البته من اینجا چیزهائى یادداشت كرده‌ام كه دیگر لزومى ندارد بیان كنم؛  بعضى از اینها را شماها میدانید و شنیده‌اید، بعضى‌ها هم لازم نیست مطرح شود. مقالات علمى پراستناد - یعنى مقالات علمى‌اى كه از طرف محققین ایرانى منتشر میشود و در دنیا به آنها استناد میشود - روزبه‌روز رو به افزایش است؛ آمارش را به طور ریز به من داده‌اند، كه حالا من نمیخواهم روى آن تكیه كنم؛ اما این خیلى پدیده‌ى مهمى است. پس مجاهدت علمى در كشور اتفاق افتاده.

 یك سؤالى در اینجا مطرح است: آیا حالا كه ما این پیشرفتهاى علمى را در زمینه‌هاى مختلف در كشور مشاهده میكنیم، یك نفس راحتى بكشیم، بنشینیم سر جایمان؟ خب، پیدا است كه پاسخ منفى است؛ نه. ما هنوز از خط مقدم علم عقبیم، هنوز در بسیارى از دانشهاى مورد نیاز زندگى دچار عقب‌ماندگى‌هاى مزمن هستیم؛ با همه‌ى این پیشرفتى كه در بخشى از دانشها داشته‌ایم. پس چون دچار عقب‌ماندگى هستیم، باید كار كنیم. وانگهى كاروان علم در دنیا متوقف كه نمیشود؛ دارند با سرعت حركت میكنند. ما نه فقط باید جایگاه فعلى‌مان را حفظ كنیم، بلكه باید جلو برویم؛ اینها همه‌اش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. لذا اولین حرف ما به دانشگاههاى كشور و دانشمندان كشور و نخبگان كشور این است كه نگذارید این حركت از دوْر بیفتد، نگذارید حركت علمى كشور متوقف شود؛ هیچ مانعى نتواند دانشگاه كشور را از رشد به سمت پیشرفت علمى باز بدارد.

 اینكه ما روى علم تكیه میكنیم، فقط به جهت احترام آرمانى به علم نیست - كه البته این خودش یك نقطه‌ى مهمى است؛ اسلام براى علم ارزش ذاتى قائل است - لیكن علاوه‌ى بر این ارزش ذاتى، علم قدرت است. یك ملت براى اینكه راحت زندگى كند، عزیز زندگى كند، با كرامت زندگى كند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلى كه به یك ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادى ایجاد كند، هم میتواند اقتدار سیاسى ایجاد كند، هم میتواند آبرو و كرامت ملى براى یك ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یك ملت عالم، دانا، تولید كننده‌ى علم، در چشم جامعه‌ى بین‌المللى و انسانها طبعاً با كرامت است. پس علم علاوه بر كرامت ذاتى و ارزش ذاتى، این ارزشهاى بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد. بنابراین باید این حركتى كه وجود دارد، این شتابى كه وجود دارد، به‌هیچ‌وجه متوقف و كنْد نشود.

 یك نكته هم در كنار این وجود دارد؛ این را باید باور كنیم. دوستان در زمینه‌ى جبهه‌بندى‌هاى سیاسى در دنیا نكات خوبى را بیان كردند؛ نكات قابل توجهى است و درست است، ما هم اعتقاد داریم؛ اما چیزى كه باید در نظر باشد، این است كه یك جبهه‌ى دشمن عنودى در مقابل نظام جمهورى اسلامى در میان قدرتهاى دنیا وجود دارد. آیا این جبهه‌ى عنود و لجوج در دشمنى با جمهورى اسلامى، مشتمل بر اكثر كشورهاى دنیا است؟ ابداً؛ آیا مشتمل بر اكثر كشورهاى غربى است؟ ابداً؛ این مربوط به چند كشور قدرتمندى است كه به خاطر دلائل خاصى با نظام جمهورى اسلامى و با اقتدار نظام جمهورى اسلامى مخالفند و كارشكنى میكنند؛ یكى از كارشكنى‌ها، همین كارشكنى در زمینه‌ى علمى است. بعضى از دوستان گفتند «دیپلماسى علمى»، «دیپلماسى دانشگاهى»؛ بنده هم اعتقاد به این دارم، تشویق هم كرده‌ام؛ اما توجه داشته باشید كه طرف مقابل روى این نكته بخصوص توجه دارد، روى این نكته برنامه‌ریزى میكنند. بر روى همین نقطه‌ى «دیپلماسى علمى» برنامه‌ریزى میكنند و اهداف خودشان را دنبال میكنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصیرت، كار انجام بگیرد، ما كاملاً موافق هستیم. از پیشرفت علمى ما هم راضى نیستند. بخشى از این كارهائى كه امروز در زمینه‌ى تحریم و امثال اینها مشاهده میكنید، مربوط به همین است كه نمیخواهند جامعه‌ى ایرانى به این اقتدار درونزا دست پیدا كند؛ كه اقتدار علمى، یك اقتدار درونزا است. بنابراین، این پیشرفت باید ادامه پیدا كند.

 خب، نكته‌اى كه بر این اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقایان و خانمها و اساتید محترم مطرح باشد، این است كه «گفتمان علم و پیشرفت علمى» و «گفتمان پیشرفت عمومى كشور» - یعنى انگیزه براى سهیم شدن دانشگاه در پیشرفت كشور - در دانشگاه باید حفظ شود؛ كه البته امروز وجود دارد، اما باید حفظ و تقویت شود. هیچ چیزى نباید با این گفتمان در دانشگاه مزاحمت كند. باید اصرار بر نوآورى علمى در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پیشرفتهاى علمى در خدمت نیازهاى كشور، كه یكى از جهتگیرى‌ها و معیارهاى اساسى این است. بالاخره ظرفیتها محدود است - هم ظرفیتهاى انسانى، هم ظرفیتهاى مالى و مادى - حتماً باید توجه شود كه كار علمى ما در جهت نیاز كشور باشد. ما نیازهاى گوناگونى داریم كه دانشگاه میتواند به این نیازها پاسخ دهد، این خلأها را پر كند. این هم یك تجربه‌ى ما است.

 ما در دوران دفاع مقدس مشكلات فراوانى داشتیم، خلأهاى بیشمارى داشتیم، این خلأها پر نمیشد؛ بتدریج دانشگاهها وارد میدان شدند و بسیارى از این خلأها كه ما فكر نمیكردیم یك وقتى بتوانیم اینها را پر كنیم، به وسیله‌ى همت دانشگاهها و همت اساتید ما و جوانان ما و دانشمندان ما پر شد. ما در زمینه‌هاى اقتصادى، در زمینه‌هاى فرهنگى، در زمینه‌هاى سیاسى، در زمینه‌هاى مدیریتى میتوانیم این خلأهائى را كه وجود دارد، پر كنیم؛ دانشگاهها میتوانند موضوعات پژوهشى را در دستور كار قرار دهند و این خلأها را پر كنند. بنابراین یكى از معیارها و ضابطه‌ها باید این باشد كه كار علمى در خدمت نیازهاى كشور قرار بگیرد.

 اصرار بر گره‌خوردن تحقیقات دانشگاهى با صنعت و تجارت؛ این حرفى است كه ما ده دوازده سال آن را تكرار كردیم، به دولتها هم گفتیم، به دانشگاهها هم گفتیم؛ البته تا حدود زیادى هم تحقق پیدا كرده، اما به طور كامل نه. این موضوع، هم براى دانشگاهها مفید است، هم براى صنعت ما، و همچنین براى تجارت ما، و همچنین براى كشاورزى ما.

 اصرار بر ایجاد رقابت سازنده در نوآورى. یك رقابت قوى و سازنده و جدى باید در كشور به وجود بیاید براى نوآورى‌هاى علمى، و بر اثر آن، نوآورى‌هاى فناورى. رقابت بین دانشگاههاى كشور، رقابت بین اساتید، رقابت بین نخبگان، باید به وجود بیاید. دستگاههاى آموزش عالى برنامه‌ریزى كنند براى ایجاد این رقابت در بین دانشگاههاى برتر. فرض كنید در علوم فنى - مهندسى تعدادى دانشگاه برتر هست، در علوم انسانى همین جور، و بخشهاى مختلف و حوزه‌هاى مختلف علوم. بین دانشگاههاى گوناگون رقابت ایجاد كنند و به دانشگاهها امتیاز داده شود.

 البته مطلبى را كه در زمینه‌ى عدم نگاه مساوى به دانشگاههاى برتر و قوى و دانشگاههاى ضعیف، اینجا گفته شد، ما رد نمیكنیم؛ به نظر ما این مطلب به نحو مشروط، مطلب درستى است؛ آنجائى كه ظرفیتهاى بیشترى وجود دارد، طبعاً باید اهتمام بیشتر و توجه بیشترى هم به آنجا وجود داشته باشد. بنابراین باید همه مراقبت كنند - هم استادان، هم مدیران، هم مؤثرین و متنفذین در دانشگاهها - كه فضاى دانشگاه به سمت مسائل پوچ حركت نكند؛ فضا، فضاى دنباله‌گیرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پیشرفت علمى و گفتمان پیشرفت عمومى كشور بر دانشگاهها همچنان حاكم باشد. البته اینجا هم دشمنانى هستند كه مایلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاهها به سمت مسائل سیاسى و جنجالهاى سیاسى گرایش پیدا كند؛ از این باید پرهیز كرد. این براى یك دانشگاه افتخار نیست كه مسائل اساسى آن تحت‌الشعاع مسائل كوچك و كم‌اهمیت و احیاناً تحت تأثیر جریانهاى سیاسى واقع شود. فضاى دانشگاه باید یك فضائى باشد كه در آنجا علم و عالِم بتواند زیست مناسب خودش را داشته باشد.

 البته این هم معلوم است؛ همه‌ى دوستان توجه دارند كه این پیشرفت علمى و این توفیقاتى كه تا امروز در محیط علمى كشور اتفاق افتاده است، به بركت انقلاب اسلامى است؛ این به بركت اسلام است، به بركت انقلاب است. اگر عامل فعال و پیشبرنده‌ى انقلاب و اعتقاد دینى نمیتوانست اوضاع كشور را به طور عموم و از جمله در مسئله‌ى علم تحت تأثیر قرار دهد، یقیناً شعاع نفوذ قدرتهاى سلطه‌گر اجازه نمیداد یك كشورى مثل ایران - كه آنها چشم طمع به آن دوخته‌اند - بتواند در زمینه‌ى علم این پیشرفتها را بكند و این خودباورى و اعتمادبه‌نفس را به دست آورد؛ نمیگذاشتند؛ كمااینكه جاهاى دیگر هم نمیگذارند؛ آنجاهائى كه آنها تسلط و نفوذ دارند. این انقلاب اسلامى بود كه آمد آن فضا را شكست و فضاى علمى را غالب كرد. بنابراین همه باید خودمان را مدیون بدانیم و متعهد بدانیم به حفظ و پاسدارى آرمانهاى انقلاب و ارزشهاى انقلاب.

 یك نكته‌ى دیگرى كه من اینجا یادداشت كرده‌ام و در بیانات دوستان هم اشاره‌اى به آن شده بود، مسئله‌ى بالا بردن كیفیت در دانشگاهها است. البته من اعتقاد ندارم كه گسترش كمیت چیز كم‌ارزشى است؛ نه، گسترش كمیت فى‌نفسه چیز بسیار باارزشى است. این كه تعداد دانشجو زیاد شود، تعداد دانشگاه زیاد شود، مراكز علمى كشور این همه گسترش پیدا كند، این كه در بیمارستانهاى شهرهاى دوردست پزشكانى بتوانند عملهاى جراحى‌اى  انجام دهند كه در گذشته‌ى نه چندان دورى - در اوائل انقلاب، یا به طریق اولى‌ قبل از انقلاب - حتّى در تهران هم به این آسانى امكان نداشت، اینها چیز كمى نیست؛ اینها افتخارآمیز است. بنابراین گسترش كمّى را نفى نكنیم، اما این را تأكید كنیم كه این گسترش كمّى باید با اهتمام به گسترش كیفى باشد - عمق كیفیت - این قبول است. اولاً رتبه‌ى كیفى دانشگاههاى كشور مشخص شود؛ یعنى دستگاه مدیریت دانشگاهى مشخص كند كه كدام دانشگاهى یا دانشگاههائى از خط شاخص كیفىِ معتبر پائین‌ترند؛ بعد برنامه‌ریزى كند براى اینكه بتواند كیفیت این دانشگاهها را بالا ببرد؛ این جزو كارهاى بسیار لازم است و حتماً باید صورت بگیرد؛ یعنى به عنوان یك موضوع مستقل، مسئله‌ى كیفیت باید مورد توجه قرار بگیرد.

 یك نكته‌ى دیگرى هم كه من یادداشت كرده‌ام و خوب است كه تكرار كنم، این است: از پیشرفت علمى در كشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. زبان خیلى مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ملى یك كشور براى خیلى‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسى باید گسترش پیدا كند. باید نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبه‌روز بیشتر شود. فارسى بنویسید، فارسى واژه‌سازى كنید و اصطلاح ایجاد كنید. كارى كنیم كه در آینده، آن كسانى كه از پیشرفتهاى علمى كشور ما استفاده میكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را یاد بگیرند. این افتخارى نیست كه ما بگوئیم حتماً زبان علمى كشور ما فلان زبان خارجى است. زبان فارسى اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد كه دقیق‌ترین و ظریف‌ترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتى داریم. كمااینكه بعضى از كشورهاى اروپائى هم نگذاشتند زبان انگلیسى تبدیل شود به زبان علمى آنها - مثل فرانسه، مثل آلمان - اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمى در دانشگاههایشان حفظ كردند. مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى بسیار مهمى است؛ واقعاً احتیاج دارد به این كه حمیت به‌خرج دهید. یكى از اهتمامهائى كه دولتهاى آگاه و هوشیار در دنیا انجام میدهند، تكیه بر روى گسترش زبان ملى‌شان در دنیا است. متأسفانه با غفلت خیلى از كشورها، این كار اتفاق نیفتاده؛ حتّى زبانهاى بومى را، زبانهاى اصلىِ بسیارى از ملتها را بكلى از بین برده یا تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. بنده از پیش از انقلاب، از اینكه واژه‌هاى بیگانه بى‌دریغ در دست و زبان مردم ما به كار میرفت و به آنها افتخار میكردند - كأنه كسى اگر چنانچه یك مطلبى را با یك تعبیر فرنگى بیان كند، این را یك افتخارى میدانست - همیشه رنج میبردم؛ متأسفانه تا امروز هم این باقى است! خیلى از سنتهاى غلط پیش از انقلاب، با انقلاب از بین رفت؛ این یكى متأسفانه از بین نرفت! یك عده‌اى كأنه افتخار میكنند كه یك حقیقتى را، یك عنوانى را با یك واژه‌ى فرنگى بیان كنند؛ در حالى كه واژه‌ى معادل فارسى براى آن عنوان وجود دارد، دوست میدارند از تعبیرات غربى استفاده كنند؛ بعد حالا یواش یواش این دیگر به دامنه‌هاى گسترده‌اى در سطوح پائین و سطوح عوامانه هم رسیده، كه واقعاً رنج‌آور است. من نمونه‌هائى در ذهن دارم، كه دیگر حالا لزومى ندارد آنها را عرض كنم.

 یك نكته‌ى دیگر هم - كه شاید نكته‌ى آخر باشد - این است كه ما اگر دنبال پیشرفت هستیم و پیشرفت علمى را شرط لازم پیشرفت عمومى كشور میدانیم، توجه داشته باشیم كه مراد ما از پیشرفت، پیشرفت با الگوى غربى نیست. دستور كار قطعى نظام جمهورى اسلامى، دنبال كردن الگوى پیشرفت ایرانى - اسلامى است. ما پیشرفت را به شكلى كه غرب دنبال كرد و پیش رفت، نمیخواهیم؛ پیشرفت غربى هیچ جاذبه‌اى براى انسان آگاهِ امروز ندارد. پیشرفت كشورهاى پیشرفته‌ى غربى نتوانست فقر را از بین ببرد، نتوانست تبعیض را از بین ببرد، نتوانست عدالت را در جامعه مستقر كند، نتوانست اخلاق انسانى را مستقر كند. اولاً آن پیشرفت بر پایه‌ى ظلم و استعمار و غارت كشورهاى دیگر بنا شد. شما ببینید همین حالا یكى از آقایان راجع به حمله‌ى پرتغال به ایران مطالبى گفتند. خب، فقط ایران نبود. در این منطقه‌ى شرق آسیا، جاهاى مختلفى پرتغالى‌ها رفتند، هلندى‌ها رفتند. مگر هلند چه اندازه عرض و طول جغرافیائى و تاریخى و ارزش علمى دارد؟ یا پرتغال یا اسپانیا یا انگلیس همین جور؟ تمام این قاره‌ى عظیم آسیا را، قاره‌ى آفریقا را اینها در مشت گرفتند و فشردند؛ اینها مراكز ثروت بود. نگاه كنید به نوشته‌ى نهرو در «نگاهى به تاریخ جهان»؛ او تشریح میكند پیشرفتهاى علمى و فنى موجود در هند را پیش از ورود انگلیسها. بنده تا قبل از اینكه این مطلب را از نگاه آدم مطلعى مثل نهرو - كه آن روز این را نوشته بود - بخوانم، از چنین مسئله‌اى مطلع نبودم. یك كشورى در مسیر علمىِ معقول و صحیحى حركت میكند، بعد مى‌آیند به كمك علم و به كمك سلاح این كشور را تصرف میكنند، بى‌دریغ انسانها را میكُشند، منابع ثروت او را از بین میبرند و خودشان را بر او تحمیل میكنند. ثروت را از هند بیرون میكشند، میروند در كشور خودشان سرمایه‌گذارى میكنند، ذخیره درست میكنند. انگلیسها آمریكا را با پولى كه از هند به دست آوردند، گرفتند. تا قبل از سالهاى استقلال آمریكا كه انگلیسها بر كشور آمریكا مسلط بودند، عمده‌ى درآمد تجار انگلیسى از تجارتى بود كه از هند به سواحل آمریكا میكردند؛ كه بعد با مقابله‌ى ساكنان آمریكا - البته نه ساكنان بومى، بلكه باز هم همان مهاجرین انگلیسى و اسپانیائى و دیگران - و جنگى كه انجام گرفت و سپس استقلال آمریكا، دوران تسلط انگلیس تمام شد. به‌هرحال اینها پایه‌ى تمدن خودشان را با مكیدن خون ملتها شروع كردند؛ بعد هم با پیشرفتهاى گوناگون، نه ظلم را در كشورهاى خودشان برطرف كردند، نه تبعیض را برطرف كردند، نه جوامع فقیر را توانستند به بى‌نیازى برسانند؛ مى‌بینید امروز هم وضع اقتصاد در این كشورها چه جورى است، وضع اجتماعى چه جورى است، وضع اخلاقى چه جورى است؛ این انحطاط اخلاقى، این لجنزار اخلاق جنسى در غرب. پیشرفت تمدن غربى، یك چنین پیشرفتى است با این خصوصیات؛ این را ما به‌هیچ‌وجه نمى‌پسندیم. ما دنبال الگوى مطلوب و آرمانىِ خودمان هستیم، كه یك الگوى اسلامى و ایرانى است؛ از هدایت اسلام سرچشمه میگیرد، از نیازها و سنتهاى ایرانى بهره میبرد؛ یك الگوى مستقل. البته امروز محققین و صاحبنظران‌تلاشهاى فراوانى هم دارند میكنند براى اینكه این الگو را تدوین كنند.

 فكر میكنم وقت هم تمام شد؛ در حالى كه یادداشتهائى كه بنده كردم، تمام نشد و مثل سخن بسیارى از برادران و خواهران محترمى كه اینجا مطالبى بیان كردند و به علت كمىِ وقت، حرفهایشان را نصفه‌كاره گذاشتند، بنده هم ناچار برخى از حرفها را میگذارم تا ان‌شاءالله اگر عمرى بود، باز شماها را در جلسات دیگرى در دانشگاهها و در دیدارهاى دیگرى مشاهده كنیم و برخى از عرایض خودمان را به شما عرض كنیم.

 پروردگارا! بركات خودت را در این ماه بر جامعه‌ى دانشگاهى ما نازل كن. پروردگارا! دلهاى مشتاق را در این ماه از رحمت بى‌پایان خود بى‌نصیب مگردان. پروردگارا! اگر تا این روزهاى آخر ماه مبارك رمضان ما را نیامرزیده‌اى، در این فرصت باقیمانده ما را بیامرز. پروردگارا! ملت ایران را در همه‌ى صحنه‌ها، در همه‌ى بخشهاى زندگى كامیاب فرما؛ این ملت بزرگ را بر دشمنانش پیروز كن. پروردگارا! نیتهاى صادق و دلهاى عاشق پیشرفت ملت ایران و عاشق حقیقت را بر انجام آرزوهاى بزرگ آرمانىِ خودشان قادر بفرما. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح مقدسه‌ى شهداى عزیزمان را از ما راضى بفرما و دعاى مستجاب امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل الله فرجه) را شامل حال ما بگردان و قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته




نوع مطلب : انقلاب اسلامی و امام خمینی، تقابل اسلام و غرب، دانشگاه و دانشجویان، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، علم، 
برچسب ها : تفاوت پیشرفت اسلامی ایرانی با پیشرفت غربی، پشرفت غربی بر اساس مکیدن خون ملتها، سال 2018، دیپلماسی علمی و دانشگاهی، انقلاب اسلامی فضای علمی را غالب کرد، ارزش ذاتی علم و قدرت و کرامت بودن علم، بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 مرداد 1392

 آنچه كه امروز لازم است و خوب است كه مورد توجه قرار بگیرد، یك نگاه كلى به كشورمان و به شرائط عمومى كشور است. نمیخواهیم به جزئیات سرگرم شویم - جزئیات فراوانى وجود دارد - یك نگاه كلان به امور كشور عزیزمان و نظام جمهورى اسلامى بكنیم، ببینیم ما كجائیم، چه هستیم. چند عنصر را من اینجا یادداشت كرده‌ام - شش هفت عنصر را - اینها همه‌اش واقعیتها است:

 واقعیت اول: كشور ما كشورى است با جغرافیاى مهم. موقعیت جغرافیائى ما یكى از موقعیتهاى جغرافیائى خوب كشورهاى دنیا است. اگر كشورهاى دنیا را از لحاظ موقعیت جغرافیائى به چند درجه تقسیم كنیم، یقیناً ایران در درجات بالا یا در بالاترین درجه قرار خواهد گرفت. از لحاظ موقعیت جغرافیائى، این یك امتیاز است؛ این را ما داریم، این خداداد است.

 واقعیت دوم، تاریخ و ریشه‌هاى تمدنى ما است. ریشه‌هاى تمدنى كهن ما، تاریخ ما، تاریخ باافتخارى است؛ بخصوص از دوره‌ى اسلام به این طرف. قبل از اسلام هم برجستگى‌هائى در تاریخ كشور ما وجود دارد، اما بعد از اسلام این برجستگى‌ها بمراتب بیشتر شده؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت، از لحاظ مسائل فرهنگى، از لحاظ افتخارات گوناگون سیاسى، از لحاظ توسعه‌ى كشور؛ چه توسعه‌ى كیفى، چه توسعه‌ى كمّى. این تاریخ ما است. میراث علمى ما در بخشهاى مختلف دانش بشرى و دانشهاى الهى، میراث كم‌نظیرى است. واقعاً كمتر كشورى در همین مناطق آسیا و تمدنهاى كهن - در هند و چین و مصر و امثال اینها - اینجور بوده است؛ حالا مناطق غرب كه گذشته‌ى آنچنانى‌اى ندارند. بنابراین ما از لحاظ تمدن جزو برجسته‌ها و برترینها هستیم؛ این هم یك واقعیتى است.

 واقعیت سوم، ثروتهاى طبیعى و انسانىِ چشمگیر است. حدود بیست و چند سال قبل از این گفته میشد كه ذخیره‌ى نفت كشور در فلان تاریخ - یك مقطعى را مشخص میكردند - تمام خواهد شد؛ اما كشفیاتى كه در زمینه‌ى ذخائر نفتى و گازى شده، این مدت را به حدود چهار پنج برابر گسترش و توسعه داده. در زمینه‌ى فلزات، در زمینه‌ى انرژى، در زمینه‌ى ذخائر گوناگونى كه یك كشور براى اداره‌ى خودش به آنها احتیاج دارد، كشور غنى‌اى هستیم، كشور فوق‌العاده‌اى هستیم.

 از لحاظ منابع انسانى هم همین جور. بارها این را گفتیم - اوائل از روى حدس و گمان میگفتیم، بعد آمارهاى بین‌المللى همین را تأیید كرد - كه ما از لحاظ رتبه‌ى استعداد انسانى، در رتبه‌هاى بالا هستیم؛ یعنى از متوسط جوامع بشرى موجود دنیا خیلى بالاتریم؛ متوسط ما از متوسط دنیا بالاتر است. استعدادهاى ما، جوانهاى ما فوق‌العاده‌اند؛ دارید مى‌بینید دیگر.  من شاید مكرر این را گفته‌ام؛ با اطلاعاتى كه بنده دارم و گزارشهائى كه در اختیار بنده قرار میگیرد و مشاهداتى كه وجود دارد، هیچ قسمتى از قسمتهاى گوناگون علم و فناورى وجود ندارد كه زیرساختش در كشور وجود داشته باشد و جوانهاى ما و دانشمندان ما نتوانند در آن قسمت كار بزرگى انجام دهند؛ هر جا نمیتوانند، زیرساختهایش وجود نداشته است؛ كه البته این زیرساختها را باید به وجود بیاورند، و دارند هم به وجود مى‌آورند. این، ثروت طبیعى و ثروت انسانى ما است.

 یك واقعیت دیگر هم در كنار این واقعیتها باید مشاهده شود و آن این است كه ما در طول دو سه قرن اخیر ضربه‌هاى سختى خوردیم؛ هم از ناحیه‌ى استبداد داخلى و دیكتاتورى‌هاى داخل كشور، هم از ناحیه‌ى تهاجمهاى بیرونى. این یك واقعیتى است كه ما ضربه خوردیم. تاریخ ورود و نفوذ دولتهاى بیگانه در كشور ما از سال ۱۸۰۰ میلادى است؛ یعنى دویست و دوازده سال است كه اولین نفوذ خارجى از طریق حكومت انگلیسىِ هند اتفاق افتاد؛ جان ملكمِ انگلیسى آمد ایران - كه حالا تاریخش را كسانى كه ملاحظه كردند، میدانند - و تبعاتى كه پیش آمد. ضعف آن دولتها در مواجهه‌ى با نفوذ و تهاجم فرهنگ غربى و سیاست غربى و حكومتهاى غربى، موجب انفعال كشور شد و همین طور رفته رفته ما دچار ضعف شدیم، هزیمتهائى داشتیم؛ این هم یك واقعیتى است. ما در برآورد مسائل كشور و شناخت وضعیت كنونى كشور نمیتوانیم این دوره را ندیده بگیریم. ضربه‌هاى سختى به ما زدند؛ هم نفوذ سیاسى پیدا كردند، هم نفوذ فرهنگى پیدا كردند، هم منابع ما را غارت كردند.

 متأسفانه هنوز كار درستى در این زمینه انجام نگرفته. محققین و مورخین ما باید بنشینند یك كار مبسوط و مشروحى را انجام دهند در مورد غارت منابع اقتصادى كشور به وسیله‌ى كشورهاى متنفذ خارجى كه وارد اینجا شدند؛ مثل انگلیس در یك برهه‌اى، روسها در یك برهه‌ى دیگرى، و دیگرانى كه در كنار اینها بودند - كه البته عمده اینها بودند - بعد هم آمریكا در نهایت كار. غارت ثروت، سلطه‌ى سیاسى، تحقیر ملت. آنچه كه شما از زبان سیاستمداران و دولتمردان وابسته‌ى به سیاستهاى غربى و دستگاههاى استبدادى شنفتید در زمینه‌ى تحقیر ایران و ایرانى و اینكه «نمیتوانیم» و چه و چه، اینها همه‌اش ناشى از همان سلطه‌ى فرهنگ غربى و سلطه‌ى سیاسى غرب بر كشور ما بوده. اینها جزو واقعیتها است.

 واقعیت پنجم، بیدارى ملى است در سه مقطع. در سه مقطع، ما یك بیدارى عمومى و ملى داشتیم: اول، مقطع مشروطیت؛ دوم، مقطع نهضت ملى - آیةالله كاشانى و دكتر مصدق - و سوم، مقطع انقلاب اسلامى. در آن دو مقطع، ملت ایران شكست خورد. قیام مشروطیت، قیام مهمى بود؛ لیكن شكست خوردند. در نهضت ملى قیام كردند، شكست خوردند. حالا عوامل این شكست چیست، اینها بحثهاى طولانى و مفصلى است؛ هر كدام عواملى داشته. سوم، مقطع انقلاب اسلامى است. اینها حركتهاى ملى است. البته حركتها و اقدامها و نهضتهاى غیر عمومى هم وجود داشته - مثل نهضت تنباكو و اینها - آنها یك حركت ملى براى تغییر بنیادین و تحول در كشور نبود؛ براى یك مسئله‌ى خاص بود. آنچه كه میشود گفت یك حركت ملى، یك كار بزرگ، همین سه مقطع بود. آن دو مقطع شكست خورد؛ اما مقطع پیروزى انقلاب اسلامى، مقطع برجسته‌اى بود كه غرب را و معارضان مقابل خود را شكست داد و به زانو درآورد؛ و این به بركت شخص امام و شخصیت امام و به بركت احكام و قوانینى بود كه امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) به آنها متكى بود و جمهورى اسلامى را بر آن اساس به وجود آورد و خطوط روشنى كه ترسیم كرد؛ این یك واقعیتى است. بنابراین ما در مقابل آن هزیمتى كه در آن دو قرن - تقریباً - در مقابل تهاجم غربى‌ها داشتیم، این حركت مواجهه‌ى پیروزمند با غرب را هم داشتیم؛ این هم یك واقعیتى است.

 واقعیت ششم، تجربه‌ى پیشرفت در عرصه‌هاى گوناگون است. بعضى‌ها در زمینه‌ى مسائل سیاسى - چه سیاست خارجى، چه سیاست داخلى، چه اقتصاد، چه غیره - میگویند آقا باید واقع‌بین بود. خب، واقعیتها اینها است؛ این واقعیتها را باید دید. یكى از مهمترین واقعیتها، پیشرفتهاى یك كشور است. كشور ایران از مقطع پیروزى انقلاب - یعنى از سال ۱۳۵۷ - تا امروز  به قدرى تغییر كرده است كه این مقدار تغییر را ما در ظرف این مدت در كشورهاى دیگر نمى‌بینیم؛ یعنى بنده سراغ ندارم. كشورهاى پیشرفته‌ى تمدنى و صنعتى و علمى، فاصله‌ى حركتشان تا رسیدن به این نقطه‌اى كه ما امروز رسیدیم، فاصله‌ى بیشترى بوده است. تا آنجائى كه بنده اطلاع دارم، به نظرم میرسد كه در دنیا این مقدار پیشرفت كمتر دیده شده است یا دیده نشده است. ما، هم در زمینه‌هاى علمى پیشرفت كرده‌ایم - كه یك بخشى را آقاى رئیس جمهور امروز اشاره كردند، و البته پیشرفتهاى علمى ما خیلى بیش از اینها است؛ نه اینكه به عنوان مسئولان داخلى این حرف را بزنیم؛ نه، این قضاوت مراكز علمى دنیا است - هم در زمینه‌ى سیاسى پیشرفت كرده‌ایم. در زمینه‌ى سیاست داخلى، همین مدل جدید مردم‌سالارى دینى كه ما به دنیا عرضه كرده‌ایم، همین انتخابات، همین دست‌به‌دست شدن قدرت اجرائى و قدرت تقنینى كشور، یكى از بزرگترین موفقیتها است. مردم‌سالارى دینى، مردم‌سالارىِ سالم است؛ بدون كارها و شگردها و خدعه‌هائى كه در دنیا معمول است. من متأسفم از این كه خیلى از جوانهاى ما از این شگردهائى كه در دنیا، در آمریكا، در غرب، در اروپا، در زمینه‌ى انتخابات به كار میبرند، كه ظاهر دموكراسى دارد، اما باطن غیر دموكراسى دارد، خبر ندارند. كتابهاى خوبى در این زمینه نوشته شده، خود غربى‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این كتابها را ببینند؛ چگونگى انتخاب یك شهردار یا یك فرماندار در فلان ایالت آمریكا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائى انجام میگیرد؛ آن وقت مقایسه كنند با اینجا كه یك نفرى مى‌آید در مواجهه‌ى با مردم، در حرف زدن با مردم، گاهى بدون هیچ سابقه‌ى اجرائى، مردم را جذب میكند؛ موج ایجاد میشود، مردم میروند پاى صندوقهاى رأى، رأى میدهند، انتخاب میكنند، با این درصدهاى بالا؛ این مدل جدیدى است از دموكراسى؛ این پیشرفت سیاسى ما است.

 در سیاست خارجى هم همین جور. امروز جمهورى اسلامى نقش غیرقابل انكارى در مسائل گوناگون منطقه و مسائل اساسى منطقه‌ى خود دارا است، كه این را هیچ كس منكر نیست. مسائل منطقه‌ى ما، مسائل جهانى هم هست؛ این هم ضمناً معلوم باشد. پیشرفت در سیاست داخلى، الگوى جدید مردم‌سالارى، قدرت انتخاب ملى؛ در سیاست خارجى، این تأثیرگذارى‌ها؛ اینها واقعیت است.

 پیشرفت در سازندگى. این مقدار كارى كه در زمینه‌ى سازندگى در این سى سال انجام گرفته است، واقعاً شگفت‌آور است. قبل از انقلاب، ما به شهرهاى گوناگون، به روستاها، به مناطق محروم رفتیم، وضع را دیدیم؛ میدانیم آن وقت چه جورى كار میكردند. زلزله مى‌آمد - بنده خودم در چند زلزله‌ى بزرگِ معروف گروه امداد تشكیل داده بودم و آنجا كار میكردیم - دیدم چه جورى حركت میكردند، چه جورى كار میكردند؛ و حالا در دوره‌ى كنونى، شما ملاحظه كنید در یك بخشى از كشور یك زلزله‌اى اتفاق بیفتد، یك بلاى طبیعى به وجود بیاید، مردم دچار مشكل شوند، با چه سرعتى امدادرسانى میشود. این باور نكردنى است، اما واقعیت دارد.

 در زمینه‌ى فرهنگى هم همین جور. ما یك چرخش صد و هشتاد درجه‌اىِ فرهنگى نسبت به قبل از انقلاب و دوران طاغوت به شكل كلى داریم؛ جزئیات را بحث نمیكنیم. با نگاه كلان، یك چرخش به تمام معنا است. البته اگر بهتر كار كنیم، بیشتر بلد باشیم، بیشتر جدیت كنیم، در جزئیات هم موفق خواهیم بود.

 آینده‌ى پر امید، یكى دیگر از واقعیتهاى كشور است. این نسل جوان خیلى قیمت دارد. من پارسال ماه رمضان همین جا مطلبى را گفتم و خب، مختصرى دنبال شد؛ نه به صورت كامل. مسئله‌ى تحدید نسل براى كشور ما خطر است؛ من به شما عرض بكنم. محدود كردن نسل، براى كشور ما یك خطر بزرگى است. ما در منطقه‌ى خطر مبالغ زیادى پیش رفتیم، باید برگردیم؛ میتوانستیم جلوى این كار را بگیریم، نگرفتیم. آنچه كه متخصصین و كارشناسان، با نگاه‌هاى علمى، با دقت علمى بررسى كرده‌اند، ما را به این نتیجه میرساند كه با این روند كنونى، كشور در آینده دچار مشكل فراوان خواهد شد؛ كشور دچار پیرى عمومى خواهد شد. این تحدید نسل، چیز بدى است. البته شنیدم در مجلس طرحى در حال بررسى است؛ منتها آنطور كه براى ما نقل كردند، آن طرح جواب نمیدهد؛ این مقدارى كه در این طرح دیده شده، جوابگو نیست. مسئولین و علاقه‌مندان و آشنایان با مقتضیات این كار در مجلس، باید توجه كنند و درست انجام دهند.

 واقعیت هفتم این است كه كشور با یك جبهه‌ى دشمن معاند مواجه است. مثل خیلى از چیزهاى دیگر و عرصه‌هاى دیگر كه ما در دنیا تكیم، در این قسمت هم در دنیا تكیم! نداریم كشورى را كه یك جبهه‌ى معارضِ معاندى با این عرض و طول در مقابلش وجود داشته باشد؛ در مقابل ما هست. جبهه‌ى ارتجاع هست، جبهه‌ى استكبار هست، برخى از سردمداران كشورهاى غربى هستند، برخى از ضعفاى مسئولان دولتهاى منطقه‌اى هم هستند؛ بالاخره یك جبهه‌اى است در مقابل ما. البته اینها دلائل مشخصى دارد، قابل توضیح و قابل تحلیل هم هست - كه جایش اینجا نیست - لیكن واقعیت امر این است كه یك چنین جبهه‌اى وجود دارد. خب، ما در مواجهه‌ى با این جبهه، با تكیه‌ى به آن واقعیتها، با نگاه به آن هدفهاى كلى، باید تصمیم بگیریم. هر مسئولى در هر بخشى باید بداند كه در یك چنین شرائطى راه آینده چگونه است؛ باید بتواند این را تشخیص دهد. به نظر ما این واقعیتها راه آینده را به ما نشان میدهد. ابتكاراتى كه دولتها و مدیران بخشهاى مختلف به كار میبرند، براى كشور فرصت است و نعمت الهى است. دهه‌اى كه ما امروز در آن قرار داریم - دهه‌ى چهارم انقلاب - میتواند به معناى واقعى كلمه، دهه‌ى پیشرفت و عدالت باشد. این واقعیتهائى كه ما مشاهده میكنیم، همه به ما این را املاء میكنند كه ما میتوانیم این دهه را به معناى واقعى كلمه، دهه‌ى پیشرفت و عدالت قرار دهیم.

 در پیشرفت به سمت هدفهاى آرمانى، باید ساخت درونى قدرت را استحكام بخشید؛ اساس كار این است. ما اگر میخواهیم این راه را ادامه دهیم و به این سمت حركت كنیم و این هدفها را دنبال كنیم و چشم به این آرمانها بدوزیم و پیش برویم و در مقابل این معارضه‌ها ایستادگى كنیم و صبر و توكل را به كار بگیریم، باید ساخت قدرت ملى را در درون كشور تقویت كنیم و استحكام ببخشیم. عناصر این استحكام، برخى عناصر همیشگى است، برخى هم عناصر فصلى است. آنچه كه جزو عناصر همیشگى است، عزم راسخ است؛ كه عرض كردیم. مسئولان كشور باید تصمیمشان را در مواجهه‌ى با مشكلات حفظ كنند، عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند، دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمانها حركت كردن، این عزم راسخ را نیاز دارد. اینجور نباشد كه با مشاهده‌ى اخم دشمن، ترشروئى دشمن، حركت معارضه‌ى دشمن با شكلهاى مختلفش - تبلیغاتى‌اش، سیاسى‌اش، اقتصادى‌اش و امثال اینها - متزلزل شوند. هم عزم راسخ مسئولین لازم است، هم عزم راسخ مردم لازم است. البته این دومى - عزم راسخ مردم - الزاماتى هم دارد، كه حالا معلوم است. ما اگر بخواهیم عزم راسخ مردم را حفظ كنیم، یك سلسله وظائفى را باید انجام دهیم.

 اما آنچه كه فصلى است - آنچه كه در حال حاضر براى كشور اولویت دارد - به نظر من مسئله‌ى اقتصاد و مسئله‌ى علم است. مسئولان كلان كشور، سیاستگذاران كشور، كسانى كه اداره‌ى امور اساسى را در كشور به عهده دارند، به این دو نقطه‌ى اصلى براى پیشرفت باید توجه كنند. روى مسئله‌ى اقتصاد كشور باید تكیه شود، روى مسئله‌ى پیشرفت علمى كشور هم باید تكیه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومى است؛ همه توجه دارند. حماسه‌ى اقتصادى هم جزو شعار امسال بوده. امیدواریم همچنان كه حماسه‌ى سیاسى انجام گرفت، حماسه‌ى اقتصادى هم با همت مسئولین انجام بگیرد. البته كار اقتصادى، كار كوتاه‌مدتى نیست؛ كار یك ماه و دو ماه و یك سال نیست؛ لیكن باید حركت آغاز شود. روى مسئله‌ى علم هم من تكیه میكنم. در این ده سال گذشته، حركت علمى ما خیلى خوب بوده؛ پیشرفت علمى و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید كند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانى برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ كنیم.

 دومین نكته‌اى كه در این زمینه وجود دارد، مسئله‌ى تعامل با دنیا است؛ كه این روزها زیاد هم گفته میشود. ما معتقد به تعامل با دنیا هستیم. در تعامل با دنیا، باید طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد. پرونده‌ى خصوم خودمان را فراموش نكنیم. ممكن است انسان یك وقتى سابقه‌اى را به رو نیاورد؛ اشكالى ندارد. شما یك وقتى با یك شخصى مواجه‌اید، میخواهید یك كارى را انجام دهید، یك سابقه‌اى هم از او دارید، مصلحت نمیدانید به رو بیاورید؛ این اشكالى ندارد، اما این سابقه یادتان نرود؛ اگر یادتان رفت، پشت پا خواهید خورد، ضربه خواهید خورد.

 آمریكائى‌ها میگویند ما میخواهیم با ایران مذاكره كنیم. خب، سالها است كه میگویند میخواهیم مذاكره كنیم؛ این یك فرصتى نیست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبین نیستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمیكنم - مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضیه‌ى عراق داشتیم، و بعضى از قضایاى دیگر - لیكن من خوشبین نیستم؛ چون تجربه‌ى من این را نشان میدهد. آمریكائى‌ها، هم غیرقابل اعتمادند، هم غیر منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نیستند. این چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همین را تأیید كرد؛ موضعگیرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمریكا نشان داد كه همین مطلبى كه ما گفتیم - كه گفتیم خوشبین نیستیم - درست است؛ خود آنها عملاً این را تأیید كردند. انگلیسها هم یك جور دیگر، دیگران هم یك جور دیگر. تعامل با دنیا هیچ ایرادى ندارد، ما از اول هم اهل تعامل با دنیا بودیم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را باید شناخت؛ شگردهاى او را باید دانست؛ هدفهاى اساسى و كلان را باید در مدّ نظر داشت. ممكن است دشمنى سر راه شما را بگیرد، بگوید از اینجا نباید جلو بروید. سازش با او به این صورت نیست كه شما قبول كنید، برگردید؛ هنر این است كه شما كارى كنید كه راهتان را ادامه دهید، او هم مانع كار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به این معنا بود كه او بگوید شما باید از این راه برگردید، شما هم بگوئید خیلى خوب، این كه خسارت است. توجه به این جهات باید از سوى مسئولین و دولتمردان وجود داشته باشد.

 البته مسائل منطقه هم مسائل مهمى است، كه بخشى از ذهن ما و اهتمامهاى ما را به خودش اختصاص میدهد؛ اما دیگر مجالى نیست.

 برادران و خواهران عزیز! تحمل كردید، گوش كردید؛ امیدواریم خداى متعال همه‌ى شما را مشمول تفضلات خودش قرار دهد. پروردگارا! توفیق تضرع به خودت را در این ماه به ما عنایت كن. ما را از جهنمى كه خودمان براى خودمان برافروزیم، نجات بده. پروردگارا! ما را به عمل خیر و عمل صالح راهنمائى بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد، ملت ایران، مسئولین كشور، مسئولینى كه تا امروز مشغول كار بودند، مسئولینى كه فردا مشغول كار خواهند شد، همه را مشمول لطف و عنایت خودت قرار بده. كسانى كه براى كشور و براى این ملت زحمت كشیدند و تلاش كردند، زحمات آنها را مقبول بفرما. پروردگارا ! آن كسانى كه تصمیم دارند براى این كشور كار كنند، زحمت بكشند، خدمت كنند، آنها را در این كار موفق بدار؛ آنها را به راه راست - راهى كه مورد رضاى تو است - راهنمائى بفرما. قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود بفرما. روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهدا را از ما راضى و خشنود بفرما.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با رهبر معظم انقلاب





نوع مطلب : اقتصاد، انقلاب اسلامی و امام خمینی، ایران و ایرانی، تحدید نسل، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، سیاست خارجی، علم، 
برچسب ها : هفت واقعیت کشور ایران، معنای تعامل با دشمن، باز بودن پرونده خصوم، بیانات در ماه رمضان،
لینک های مرتبط : گزارش احمدی نژاد،

بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم

(23/4/92)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خیلى جلسه‌ى خوبى بود این جلسه‌ى امروز؛ دوستان و مسئولان محترم، بخشى از تلاشهاى خودشان را با زبان آمار و ارقام و شیوه‌هاى كارى بیان كردند. خب، این جلسه‌ى ماه رمضان كه ما هر سال با مسئولان دولتى و اعضاى هیئت وزیران و رئیس جمهور محترم و معاونینشان داریم، معمول ما در این جلسه، گزارش گرفتن نیست؛ یك نصیحتى، جمله‌اى از نهج‌البلاغه را ما معمولاً در این جلسه براى دوستان ذكر میكردیم و متبرك میشدیم به كلام امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام).

 امسال و امروز من اصرار داشتم - خودم  به آقاى رئیس جمهور پیشنهاد كردم - كه دوستان صحبت كنند و گزارش دهند؛ چون روزهاى آخر این دولت و ایام مناسبى است براى اینكه از مجموعه‌ى كارهائى كه در این دولت شده - البته به‌عنوان یك نمائى، یك نمونه‌اى - گزارشى ارائه شود. و ما دوست داریم كه این اظهاراتى كه امروز اینجا شد، به سمع مردم عزیزمان هم برسد؛ هم خواص و  كسانى كه اهل فنّند و آشنا هستند، مطلع شوند - چون بسیارى از این مطالبى كه گفته میشود، دوستان اینها را نمیدانند؛ مى‌بینیم گاهى اوقات اطلاعات كافى و وافى ندارند - هم عموم مردم مطلع شوند و بدانند؛ اگرچه برخى از كارها جلوى چشم است. البته مخالفین و كسانى كه بى‌اطلاعند - بعضى از دستگاه‌هاى رسانه‌اىِ خارجىِ مغرض، و گاهى بعضى در داخل - برخى از چیزهائى را كه جلوى چشم هم هست، انكار میكنند. یعنى كارى انجام گرفته، جلوى چشم است، همه مى‌بینند، منعكس شده، این را دوست دارند انكار كنند. كارى به این نداریم كه حالا بعضى‌ها ممكن است نگاه خوشبینانه‌اى یا دوستانه‌اى یا منصفانه‌اى نداشته باشند؛ بالاخره در فضاى عمومى كشور باید اینها گفته شود و ثبت شود؛ اینها بسیار مهم است.

 آنچه كه من امروز باید به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول خداقوّتى است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشید. هشت سال كار كردید، تلاش كردید، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان دادید؛ یعنى دیده شد، احساس شد، همه فهمیدند كه رئیس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسیار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ى دوره‌هاى دیگر بود و هست؛ این نقطه‌ى برجسته‌اى است كه نباید این را نادیده گرفت. همه‌ى كسانى كه میخواهند درباره‌ى دولتها، درباره‌ى كابینه‌ها، درباره‌ى رؤساى جمهور قضاوت كنند - چه پیش خودشان، چه در منظر عموم - و نظرى بدهند، خوب است به این نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذیر و اعراض از آسایشها و آسودگى‌ها و امتیازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنیا دارند؛ استراحت میكنند، تفریح میروند، امتیاز میگیرند؛ اینها را نخواستن، ندیدن، طلب نكردن، امتیاز بزرگى است كه این دولت بحمدالله از این امتیاز برخوردار بود.

 یك نكته‌ى دیگر هم كه در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، این است كه این دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند. یكى از كارهاى مهمى كه جبهه‌ى ضدانقلاب - چه انقلاب ما، و چه انقلابهاى دیگر - در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و میكردند، این بوده است كه سعى كنند ارزشهاى انقلاب را كمرنگ كنند. به اینجا هم محدود نمیشود؛ اول ارزشها را كمرنگ میكنند، بتدریج آنها را محو میكنند؛ اگر میدان پیدا كنند، آنها را تبدیل به ضدارزش میكنند؛ این كارى است كه در دنیا معمول است؛ این را ما در تاریخ انقلابهاى دنیا مشاهده میكنیم؛ و در انقلابهائى هم كه زمان خود ما - در طول این عمر طولانى‌اى كه ما كردیم - دیدیم و خبر شدیم، این را مشاهده كردیم. جبهه‌ى مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهاى انقلاب را هرگز فراموش نخواهد كرد؛ یعنى میداند كه در این رویاروئى، در این هماوردى، آن چیزى كه توانست جبهه‌ى انقلاب را پیروز كند و جبهه‌ى ضدانقلاب را به هزیمت وادار كند، در درجه‌ى اول این شعارها بود؛ كه هرچه شعارها پرمغز و جذاب و واقعى و براى مردم مفهوم و ملموس بود، كمك آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعى میكنند این شعارها را بتدریج محو كنند، كمرنگ كنند.

 در مورد كشور و انقلاب ما هم این كار را دشمن شروع كرد؛ البته موفق نشدند؛ خدا را شكر میكنیم. دشمن نتوانست شعارهاى انقلاب را كمرنگ و سپس محو كند. به نظر من یك بخش عمده‌اى از این هم مربوط میشود به هوشیارى امام بزرگوارمان. آنچه كه امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌هاى خود، از نوشته‌هاى خود در میان ما باقى گذاشت، بیّنات است، محكمات است؛ متشابهات نیست كه كسى آنها را نفهمد. آخرین سخن امام هم وصیتنامه‌ى امام است. من همیشه به مسئولین و كسانى كه در دولتهاى گوناگون یك كار مهمى دستشان بوده است، توصیه میكردم كه به وصیتنامه‌ى امام مراجعه كنند. وصیتنامه‌ى امام، لبّ ارزشهاى مورد نظر امام است؛ اینها را امام باقى گذاشته، زنده گذاشته است. لذاست كه این ارزشها قابل تحریف نیست، قابل تغییر نیست. بله، ندیده گرفتن اینها امرى است كه میسر است براى كسانى كه بخواهند ندیده بگیرند.

 این دولت این شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگیزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شیوه‌هاى انقلابى نكرد؛ این خیلى كار بزرگى بود.

 آنچه كه براى خدا كردید، خداى متعال آنها را در نامه‌ى عمل شما ثبت كرده و كرام‌الكاتبین آنها را نگه داشته‌اند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كردید، چه حالا بنده و امثال بنده ببینیم، بدانیم و تشكر كنیم، چه نبینیم، ندانیم و تشكر نكنیم، «إِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلیمٌ»؛(۱) خدا، هم میداند - علیم است - هم سپاسگزار است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به شماها توفیق دهد.

 كارى كه باید بر آن همت بگمارید، این است كه رشته‌ى خدمت را رها نكنید. همه‌ى تلاشها منحصر نیست در فلان وزارتخانه یا فلان مسئولیت در دولت؛ نه، صحنه‌ى كشور صحنه‌ى تلاش است، صحنه‌ى كار است، صحنه‌ى فعالیت است؛ و این كار، دو جور میتواند انجام بگیرد: متوجه اهداف انقلابى، و غیرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آینده و در دولتهاى آینده حضور داشته باشید، چه نداشته باشید، كارى كه انجام میدهید و مسئولیتى كه برعهده میگیرید - كه طبعاً امثال شماها، مدیران شایسته و كارآمد، در هر بخشى از بخشها خالى از مسئولیت نمیمانند - سعى كنید آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رویكرد هدفهاى انقلاب ان‌شاءالله انجام دهید. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر میكنیم.

 من طبق معمول همیشه‌مان - دیگر حالا مجال هم نیست، وقت هم نیست - یك جمله از نهج‌البلاغه براى شما بخوانم: «وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِیقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِیدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ».(۲) این جزو وصایاى امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبى (علیه‌السّلام) است. در واقع باید گفت وصیت، صمیمانه‌ترین حرفى است كه هر كسى میزند؛ چون وقتى است كه دیگر انسان در عالم ماده حضور ندارد و اغراض مادى قاعدتاً یا نیستند یا بالاخره ضعیفند؛ لذا در وصیتنامه، صمیمى‌ترین حرفها گفته میشود؛ آن هم وقتى كه مخاطب وصیت، عزیزترین افراد نسبت به انسان است؛ فرزند انسان، آن هم فرزندى مثل امام حسن، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین - كه بلاشك احبّ افراد در دل آن بزرگوار و چشم آن بزرگوار است - مخاطب این وصیت است. البته امیرالمؤمنین فرموده‌اند كه این وصیت مخصوص شما نیست، مال همه است؛ لیكن مخاطب اصلى، امام حسن است. بنابراین، این لبّ لباب كلمات و معارف و ذهنیات امیرالمؤمنین است. البته بیانات امیرالمؤمنین، هر كلمه‌اش، هر جمله‌اش حكمت است؛ مخصوص این وصیتنامه نیست. اعماق و ژرفاى كلمات امیرالمؤمنین را واقعاً ماها نمیفهمیم؛ امثال ماها قادر نیستیم به آن ژرفا برسیم؛ یك چیزى را استفاده میكنیم. كسانى را ما دیدیم كه هرچه حكمتشان برتر، اندیشه‌شان والاتر و عمق فكرى‌شان بیشتر بود، بیشتر توانستند نكاتى را از این كلمات دریابند. نهج‌البلاغه یك چنین چیزى است. حالا این در نهج‌البلاغه، وصیت امیرالمؤمنین است.

 میفرماید: بدان كه پیش روى تو راهى وجود دارد كه مسافت خیلى طولانى و مشقت شدیدى در آن هست. این راهى كه پیش روى شما است - راه رسیدن به جزاى عمل و رسیدن به قیامت - راه طولانى‌اى است. «وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِكَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِیَادِ»؛(۳) در یك چنین راهى، تو باید با منتهاى طلب حركت كنى - «ارتیاد» یعنى خواست، طلب، تلاش همراه با اراده و نیت - چاره‌اى ندارى جز اینكه كار را جدى دنبال كنى. یعنى این راهى نیست كه انسان بتواند آن را سرسرى بگیرد. بله، غفلت داریم، كار را سرسرى میگیریم؛ اما این سرسرى گرفتن كار، از روى غفلت است. بدانیم كه حقیقت قضیه چیست، و كجا داریم میرویم، و سرنوشت ابدى ما در كجا تحقق پیدا میكند و عینى میشود؛ این را اگر توجه كنیم، جدى خواهیم گرفت. لذا شما در دعاى شریف كمیل - كه باز از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) است - ملاحظه میكنید: «وَ هَبْ لِیَ الْجِدَّ فِی خَشْیَتِكَ»؛(۴) دعا میكند، از خداى متعال میخواهد كه خشیت ما در مقابل پروردگار، یك خشیت جدى باشد؛ از ظاهر قلب و همین احساسات زودگذر و ناشى از عوارض زندگى نباشد؛ به معناى واقعى كلمه، انسان در مقابل پروردگار احساس خشیت كند.

 «وَ قَدِّرْ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ».(۵) حالا شما ناچارید از این راه سخت و طولانى كه راه قیامت است، عبور كنید؛ شما به سمت قیامت از وسط دنیا دارید میگذرید، ناچارید از این گذرگاه ماده عبور كنید با همه‌ى لوازم این ماده، با همه‌ى خصوصیاتى كه انسان در این محیط مادى و در فضاى مادى به طور طبیعى دارد؛ بنابراین كارى كه باید بكنید براى اینكه آن نهایت براى شما آسان شود و مطلوب باشد، این است: «قَدِّرْ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ»؛ آن مقدارى از توشه را كه تو را به منزل برساند، تقدیر كن - یعنى اندازه‌گیرى كن - بدان چقدر كار لازم دارى براى اینكه بروى. این بخش اول است.

 بخش دوم: «مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ»؛ بار دوش خودت را هم سبك كن. این دو تا هدایت و راهنمائى است كه امیرالمؤمنین میكند. اولاً بدان چه لازم دارى براى عبور از این راه. در پاسخ اینكه ما چه لازم داریم، خودشان بیان كردند: اجتناب از محرّمات و انجام واجبات. یعنى آن اندازه‌ى لازم، و به قول پزشكان، آن دوز لازم از ذخیره‌اى كه شما لازم دارید براى اینكه بتوانید این راه را طى كنید، همین واجبات است؛ این واجبات را كه انجام دهید، آن مقدار لازم از ذخیره را دارید. هرچه بیشتر كردید و بر این واجبات افزودید، امكانات بیشترى خواهید داشت، استفاده‌ى بیشتر و بهره‌ى بیشترى خواهید برد. لیكن مقدار فرائضى كه بر ما واجب است، آن حداقل نیازى است كه ما براى عبور در این راه داریم. محرّمات هم همین جور است. یعنى اجتناب از محرّمات، حداقلِ آن پرهیز از آسیبهائى است كه در این راه ممكن است براى ما پیش بیاید. بنابراین اگر از محرّمات اجتناب كردیم و واجبات را انجام دادیم، این همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممكن و فراهم میكند؛ چیز بیشترى لازم نیست. بعضى‌ها دنبال برخى از خصوصیاتند؛ كسى را پیدا كنند، از او ذكرى بگیرند، از او ریاضتى فرا بگیرند. اینها لازم نیست؛ ریاضت شرعى، مشخص است. اگر همین نمازها را بخوانیم، درست بخوانیم، بوقت بخوانیم، اركانش را درست به‌جا بیاوریم، با توجه بخوانیم، یا روزه را درست بگیریم - همین واجبات و فرائضى كه در اختیار ما است - همینها انسان را پرواز میدهد.

 و من به شما عرض بكنم؛ ما اگر چنانچه همین مقدار را انجام دهیم، خود این زمینه‌اى خواهد شد براى جذب انوار الهى به میزان زیاد. یعنى این حداقلى كه براى ما لازم است، هنرش فقط این نیست كه ما را قادر خواهد كرد بر این كه این راه را طى كنیم؛ بلكه هنر دیگرش این است كه زمینه‌ى ما را براى جذب بیشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد كرد. وقتى انسان نماز فریضه را خوب بخواند، به طور طبیعى میل به نوافل پیدا خواهد كرد. وقتى انسان از دروغ، از غیبت، از قول به غیر علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خیانت در امانت پرهیز كند، خود این، دل انسان را آماده‌ى تلقى هدایت الهى و معرفت الهى خواهد كرد؛ ما را پیش خواهد برد. این توصیه‌ى اول.

 توصیه‌ى دوم هم اینكه فرمودند: «مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ»؛ بار دوش خودت را سبك كن. ماها كه بارهاى سنگینى را بر دوش گرفتیم، امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال توفیق دهد كه بتوانیم این بارها را حمل كنیم. اگر شماها ان‌شاءالله بتوانید این بارها را حمل كنید و بسلامت به منزل برسانید، اجر فراوانى هم خواهد داشت. یعنى این مسئولیتهاى سنگین همچنان كه دغدغه‌ى فراوانى براى خود انسان ایجاد میكند، اما از آن طرف هم اگر خوب انجام بگیرد، فضیلت بسیارى خواهد داشت.

 امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى شماها را موفق و مؤید بدارد و همیشه در خدمت اسلام و در خدمت انقلاب قرار داشته باشید.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

 

۱) بقره: ۱۵۸ خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است.

۲) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۳۱ معلومت باد كه در پیش رویت راهى دراز همراه با مشقتى سخت است،

۳) همان‌ در این راه از طلب درست، بى‏نیاز نیستى!

۴) مفاتیح‌الجنان، دعاى كمیل‌: به من جدیت در هراس از خودت را ببخش!

۵) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۳۱ توشه، به اندازه ای که تو را برساند برنامه ریزی کن همراه با سبكبارى!





نوع مطلب : دشمن شناسی و استکبار ستیزی، دولت دهم، تلاش مخلصانه، 
برچسب ها : الله شاکر علیم، دولت خدمتگذار، احمدی نژاد، دولت دهم، نامه 31 نهج البلاغه، بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌

در آستانه‌ی سالروز حادثه هفتم تیر و روز قوه قضائیه

(5/4/92)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم و تبریك عرض میكنم به همه‌ى شما برادران و خواهران. امیدوارم خداوند متعال به بركت این ماه شریف و مولود عظیم‌الشأن این روزها، حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه)، همه‌ى شما را و همه‌ى ملت ایران را مشمول تفضلات خود و رحمت خود و هدایت خود قرار دهد.

مناسبت هفتم تیر، مناسبت برجسته و مهمى است. اگرچه در این ایام به تناسب از قوه‌ى قضائیه تجلیل میشود و زحمات و تلاشهاى عزیزان این قوه در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد - كه كار بجا و مناسبى است - لیكن حادثه‌ى هفتم تیر حادثه‌اى است كه به سرنوشت انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ارتباط دارد، و این حادثه براى جمهورى اسلامى سرنوشت‌ساز بود. اگرچه شهداى این حادثه جزو بهترین و برجسته‌ترین عناصر نظام جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى بودند و یاد آنها هرگز فراموش نخواهد شد - بخصوص شخصیت برجسته و نورانىِ مرحوم آیةالله بهشتى (رضوان الله‌تعالى علیه) و دیگر شهدا - لیكن با این همه، در این حادثه، چهره‌ى نفاق در كشور آشكار شد؛ پشت سر عناصر نفاق هم عناصر استكبار خودشان را نشان دادند. براى یك نظام نوپا، روشن شدن چهره‌ى دشمنان، چیز كوچكى نیست. منافقینى كه خودشان را پیرو خدا و پیغمبر و اسلام و نهج‌البلاغه معرفى میكردند، با این حادثه، خود را مفتضح كردند؛ نشان دادند كه چقدر با اركان نظام اسلامى، با چهره‌هاى موجّه، شخصیتهاى برجسته، علماى بزرگ، خدمتگزاران صادق و كارآمد، اینها دشمنند، مخالفند؛ چهره‌ى اینها روشن شد. اگر حوادث معدودى از قبیل هفتم تیر اتفاق نمى‌افتاد و این سرمایه‌ها از دست ملت ایران نمیرفت، یقیناً ملت عزیز ایران نمیتوانست چهره‌ى منافقین را اینجور آشكار تشخیص دهد؛ باز آنها میتوانستند نفوذ كنند - «وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ»(۱) - میتوانستند خودشان را موجّه جلوه دهند. این حادثه، افشاگر واقعیت پلید منافقین شد. دشمنان اساسى و اصلى اسلام، یعنى استكبار و صهیونیستها از اینها حمایت كردند؛ پس چهره‌ى آنها هم آشكار شد. درست است كه این حادثه سرمایه‌هائى را از ما گرفت، اما این شهادتها، این خونهاى بناحق‌ریخته، براى ملت ایران دستاوردهاى بزرگى هم با خود آورد، مثل همه‌ى شهادتها؛ شهادت اینجور است. كشته شدن در راه خدا، ریختن خون مظلومان در راه خدا، این اثر قهرى و طبیعى را دارد كه با خود دستاوردهائى را به امت اسلامى، به ملتهاى مسلمان، به تاریخ اسلام تقدیم میكند. ما یاد این شهیدان را هرگز فراموش نخواهیم كرد، یاد این حادثه را فراموش نخواهیم كرد. ارزش فداكارانى كه در آن مجمع براى خدا اجتماع كرده بودند و مورد این تهاجم ظالمانه و وحشیانه قرار گرفتند، پیش خداى متعال و پیش ملت ایران محفوظ است.

درباره‌ى قوه‌ى قضائیه چند جمله‌اى عرض كنیم: اولاً تشكر میكنیم از رئیس محترم قوه. بیانات امروز ایشان بیانات وافى و بسیار مفیدى بود، روشنگر بود. پشت سر این بیانات هم اقدامات و تلاشهاى ارزنده‌اى است؛ كه هم از ایشان، هم از مسئولان بالاى قوه، هم از آحاد كاركنان و قضات محترم و كاركنان قضائى و غیرقضائى در قوه باید حقیقتاً تشكر كنیم. آنچه كه انجام گرفته است، بسیار باارزش است و در جهت كارآمدى قوه‌ى قضائیه است.

آنچه كه من عرض میكنم، این است كه در قوه‌ى قضائیه دو هدف اعلى‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همه‌ى كارها باید در جهت این دو هدف اعلى‌ انجام بگیرد؛ كه اگر این دو هدف تحقق پیدا كرد، آن وقت محصول آن را جامعه‌ى اسلامى خواهد چشید. آن دو هدف، یكى عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدى قوه. همه‌ى تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعه‌ى كاملاً كارآمد و كاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به بركت حضور قوه‌ى قضائیه. این براى یك كشور، براى یك جامعه لازم است. این همه تأكیدى كه در اسلام، در متون اسلامى، در قرآن كریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، براى همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند؛ هر مظلومى احساس كند كه میتواند خود را به ساحل امن قوه‌ى قضائیه برساند و جلوى ظلم گرفته شود. این لازم است.

همین طور كه من بارها عرض كرده‌ام و رئیس محترم قوه هم الان اشاره كردند، خروجى‌ها را باید دائماً مراقبت كرد، پیشرفت كارها را باید مراقبت كرد. همه‌ى این كارهائى كه ذكر شده است، لازم است، و لازم بوده است. نتیجه آن وقتى حاصل خواهد شد كه این كارها با دقت دنبال شود، پیگیرى شود، قدم به قدم رعایت و مراقبت شود، تا اینكه بتوانیم به آن نتیجه‌ى مطلوب برسیم. اگر این شد، ان‌شاءالله قوه‌ى قضائیه همان چیزى خواهد شد كه اسلام و قرآن براى این قوه و براى این مجموعه‌ى كارآمد در جامعه خواسته و اراده كرده است.

البته خلأهائى وجود دارد. درست است این كه فرمودند با این همه اقدامات، با این همه تلاشهاى مثبت، هنوز فاصله وجود دارد بین آنچه كه مطلوب مسئولان قوه است و مقصود اسلام و قوانین اسلامى است، با آنچه كه در واقعیت وجود دارد. گفتنش آسان است، لیكن واقعاً كار دشوارى است؛ پیمودن این راهها و قدم به قدم صیانت كردن از این خصوصیات، واقعاً كار دشوارى است؛ لیكن از خداى متعال باید كمك خواست. این فاصله باید طى شود. البته توقع نداریم كه در عرض دو سال و پنج سال این فاصله‌ها طى شود، لیكن باید در جهت پر كردن خلأها حركت ادامه پیدا كند. این عرض ما است. همه‌ى مسئولان قوه‌ى قضائیه در سطوح مختلف، خودشان را واقعاً موظف كنند به این كه قوه را به این دو خصوصیت - یعنى خصوصیت سلامت، و خصوصیت كارآمدى - برسانند. البته خلأها براى آقایان محترم و مسئولان قوه روشن است؛ هم در گزارشهائى كه داده میشود، نشان داده میشود كه خلأها را میشناسند، هم در مذاكراتى كه انجام میگیرد، انسان احساس میكند كه این خلأها براى مسئولان قوه شناخته‌شده است. گاهى نكاتى هم به نظر ما میرسد، كه به رئیس محترم قوه و به بعضى مسئولان قوه عرض میكنیم، اینها را تذكر میدهیم. به هر حال خلأها روشن است. در جهت پر كردن این خلأها باید همت گماشت، نباید مأیوس شد؛ باید كار را همچنان پیش برد و روزبه‌روز قوه‌ى قضائیه را بهتر و شكوفاتر كرد.

البته اینجا یك نكته‌اى وجود دارد و آن این است كه پیشرفت كار و رسیدن به هدف، با پیمودن برنامه‌ها میسر است؛ با برنامه‌ریزى امكان پیدا میكند. خوشبختانه برنامه‌ى سوم تصویب شده است، ابلاغ شده است؛ در دست و بال قوه‌ى قضائیه، در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه، با این تفصیلى كه گفتند - این بخشنامه‌ها و آئین‌نامه‌هاى گوناگون - این برنامه در حال پیشرفت كردن است. هیچ اغماضى در حركت در جهت برنامه نباید صورت بگیرد؛ اگر این شد، ان‌شاءالله روزبه‌روز وضع قوه بهتر خواهد شد.

من از این فرصت استفاده كنم، تشكر كنم از ملت بزرگ و بصیر و هوشمندمان در زمینه‌ى این كار بزرگى كه در این فصل مهم انجام دادند؛ یعنى مسئله‌ى انتخابات. نمیشود ما این مسئله‌ى مهم و اساسى را از دائره‌ى تحلیل و تذكر و توجه خارج كنیم؛ حادثه‌اى كه از یك سال قبل تقریباً، مخالفان جمهورى اسلامى، دشمنان جمهورى اسلامى، درباره‌ى آن حادثه داشتند برنامه‌ریزى منفى میكردند؛ پولها خرج كردند، فكرها كردند، فریادها كشیدند، كارهاى گوناگون انجام دادند، فشارها وارد كردند، براى اینكه این حادثه را به آن صورتى كه خودشان میخواستند، دربیاورند؛ یا انتخابات اتفاق نیفتد، یا انتخابات با اقبال كم مردم، با بى‌اعتنائى مردم مواجه شود؛ یا اینكه حتّى بعد از انتخابات بهانه‌هائى به وجود بیاید كه بتوانند مقاصد شوم خودشان را در كشور اعمال كنند؛ براى همه‌ى اینها برنامه‌ریزى كرده بودند. اینها همه‌اش خبرهاى پنهان نیست، اطلاعات ویژه و پنهان نیست؛ خیلى از آنها اطلاعات آشكار است. هر كسى رفتارهاى جبهه‌ى دشمن جمهورى اسلامى را در این حدود یك سال دیده باشد، دنبال كرده باشد، یا شنیده باشد، میفهمد كه اینها چه برنامه‌ریزى‌اى كرده بودند.

خب، آنچه كه اتفاق افتاد، صد و هشتاد درجه عكس آن چیزى بود كه آنها میخواستند. این چیز كمى است؟ این حادثه‌ى كوچكى است كه ماستمالى كنند، با تحلیلهاى آبكى از روى قضیه بگذرند؟ نخیر، ملت ایران عظمتى را از خود ساطع كرد؛ ملت ایران كار بزرگ و كارستانى انجام داد؛ در عرصه‌ى مواجهه و مقابله و خصومت و كینه‌ورزى دشمنان بین‌المللى، از خود مهارت نشان داد. چرا این را پنهان كنند؟ چرا این را بارها تكرار نكنیم؟

چند نكته‌ى اساسى در این انتخابات بود. البته نكات فراوانى است، اما من دو سه نكته را عرض میكنم: یكى همین حضور مردم است. از مدتها قبل شبهه‌پراكنى كردند، تردیدآفرینى كردند؛ درباره‌ى صحت انتخابات، درباره‌ى مجریان و ناظران انتخابات هى گفتند، براى اینكه مردم را دلسرد كنند، تردید ایجاد كنند، كه منجر بشود به نیامدن مردم پاى صندوقهاى رأى؛ اما مردم درست عكس عمل كردند. جورى شد كه خود دستگاههاى تبلیغاتى دشمن هم نتوانستند انكار كنند، ندیده بگیرند. روزى كه انتخابات بود، در همان اوان انتخابات، رسانه‌هاى دشمن گفتند كه اجتماع مردم زیاد است، پرشور است، همه آمده‌اند، از صبح آمده‌اند. این خیلى پدیده‌ى مهمى بود. پس مسئله‌ى اول، همین حضور مردم بود، كه یك معناى مهمى داشت.

معناى حضور مردم این بود كه به سرنوشت كشور علاقه‌مندند؛ به نظام جمهورى اسلامى، كه این انتخابات جزو اركان و متون آن است، علاقه‌مندند؛ به دستگاههاى برگزاركننده‌ى انتخابات - چه مجرى، چه ناظر - اعتماد دارند و امیدوار به حركت مستمرِ پیشرونده‌ى كشورند. این مسئله‌ى اعتماد، نكته‌ى بسیار مهمى است. در كنار هوشمندى مردم، بصیرت مردم در این حضور، اعتماد عمومى هم نكته‌ى بسیار مهمى است. جالب اینجا است كه ما به مردم عزیزمان عرض كردیم كه خب مردم نظامشان را دوست میدارند، مى‌آیند رأى میدهند؛ اما اگر احیاناً كسى هم هست كه با نظام اسلامى خیلى دل صافى ندارد، اما براى كشورِ خودش و منافع كشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضى‌ها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان‌دهنده‌ى چیست؟ نشان‌دهنده‌ى این است كه حتّى كسانى كه طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم میدانند كه نظام جمهورى اسلامى منافع كشور را و عزت ملى را میتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهاى مختلف این است كه در مقابل هجمه‌هاى جهانى، در مقابل طمع‌ورزان بین‌المللى، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهورى اسلامى، استوار و مستحكم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میكند؛ این را حتّى آن كسانى هم كه احیاناً آمدند رأى دادند، اما به نظام اعتقادى هم نداشتند، با این كارِ خودشان تصدیق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهورى اسلامى، عمومى است. این هم یك نكته، كه خیلى مهم است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات بود و غالباً مورد غفلت قرار میگیرد، این است كه این انتخابات، انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها با هم بود. انتخابات ریاست جمهورى در بسیارى از كشورها با درگیرى و مخاصمه و دعوا و كتك‌كارى و احیاناً خونریزى انجام میگیرد. انتخابات شوراها در مناطق دوردست، از انتخابات ریاست جمهورى هم از این جهت حساستر است. در فلان روستا، در فلان شهر كوچك، بین دو طایفه، بین بالاى ده و پائین ده، بین گروههاى مختلف در یك روستا یا یك شهر كوچك، امكان درگیرى و امكان مخالفت وجود دارد. در این كشور وسیع، در این خاك پهناور، در این ده‌ها هزار شهر و روستا در سراسر كشور، یك حادثه كه نشان‌دهنده‌ى ناامنى در این كشور باشد، اتفاق نیفتاد و گزارش نشد. این چیز كوچكى است؟ «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان». امنیت براى یك ملت جزو اساسى‌ترین نیازها است. اگر امنیت بود، پیشرفت به وجود مى‌آید، علم رشد میكند، اقتصاد شكوفائى پیدا میكند، سازندگى كشور امكان پیدا میكند. امنیت به این گستردگى در این كشور، خودش را در این انتخابات نشان داد. هرچه میخواستند دستگاههاى امنیتى كشورمان با تبلیغات بگویند، نمیتوانستند این حقیقت را به این روشنى بیان كنند كه انتخابات بیان كرد. این انتخابات نشان داد كه بحمدالله در این كشور، به خاطر همراهى مردم، به خاطر هوشیارى مسئولان امور، در بخشهاى مختلف و در سراسر كشور - كشور به این بزرگى - امنیت خوبى برقرار است. این هم یك نكته است.

یك نكته‌ى دیگرى كه در این انتخابات به نظر بنده برجسته بود و جا دارد كه انسان خدا را شكر كند، این بود كه بعد از انتخابات، نامزدهاى مختلف با نجابت و قانون‌پذیرى در این قضیه عمل كردند و واكنش نشان دادند؛ این خیلى چیز مهمى است. رفتند با رئیس جمهور منتخب، برادرانه و دوستانه دیدار كردند و به او تبریك گفتند، اظهار خرسندى كردند. بنده لازم است از این حضرات تشكر كنم. این است كه كام مردم را شیرین میكند، این است كه موجب میشود مردم احساس كنند موفقیت به دست آورده‌اند. حالا اگر بدقلقى نشان میدادند، در این قضایا رفتار نانجیبانه میكردند، یك چیزى را بهانه میكردند، دعوائى راه مى‌انداختند - كه دعوا را به هر بهانه‌اى میشود راه انداخت - كام مردم تلخ میشد. اینكه ما بارها و به تكرار از حوادث سال ۸۸ شكایت كردیم، گله كردیم، انتقاد كردیم، به خاطر این است. در یك انتخابات باعظمت و باشكوه، مردم احساس پیروزى میكنند؛ بعد یك نفر، دو نفر، چهار نفر آدم بیایند كام مردم را تلخ كنند؛ در حالى كه راه براى قانونگرائى وجود دارد. این، آن سال اتفاق افتاد؛ كام مردم تلخ شد، شیرینى انتخابات از مردم دریغ داشته شد؛ در انتخابات امسال نه، بحمدالله كام مردم شیرین شد، مردم شادى كردند. رفتار باید قانونمدارانه باشد. اینكه ما این همه تأكید كردیم بر این كه قانون را رعایت كنید، این نتیجه‌اش است. وقتى قانون رعایت شد، دهن مردم شیرین میشود، دل مردم شاد میشود. این باید براى همیشه براى ما درس باشد. مردم هم در اینجور قضایا تفرّس میكنند، نگاه میكنند، چهره‌هاى سیاسى را شناسائى میكنند. آن چهره‌ى سیاسى‌اى كه با نجابت، با قانونمدارى در قضایا برخورد میكند، مردم از او خوششان مى‌آید. آن كسانى كه به قانون بى‌اعتنائى میكنند، واگرائى از قانون میكنند - به هر بهانه‌اى آنها را هم مردم شناسائى میكنند؛ از آنها بدشان مى‌آید. این هم یك نكته‌ى اساسى است.

به هر حال انتخابات حقیقتاً یك پدیده‌ى برجسته و مهم بود؛ و این فضل الهى بود، لطف پروردگار بود كه دلهاى ملت را هدایت كرد و نیروهاى عظیم مردم وارد صحنه شدند و این حماسه را به وجود آوردند. انتخابات حقیقتاً حماسه شد؛ مردم همان چیزى را كه آرزوى خیرخواهان بود كه یك حماسه‌ى سیاسى به وجود بیاید، تحقق دادند.

حالا هم باید به آن كسى كه منتخب مردم است، همه كمك كنند، دستگاه‌هاى مختلف كمك كنند؛ این عرض ما است. اداره‌ى امور كشور، برادران و خواهران! كار سختى است. از دور میشود نشست ایرادگیرى كرد. مكرر ما مثال زدیم: یك نفر كنار استخر بنشیند و از آن كسى كه از طبقه‌ى چندمِ این سكّو دارد در آب شیرجه میزند، ایراد بگیرد؛ كه بله اینجا پایش كج شد، اینجا دستش راست نبود، خوب نیامد. ایراد گرفتن، آسان است؛ اما اگر قرار باشد خود ما برویم آن بالا و بخواهیم شیرجه بزنیم، مى‌بینیم جرأت نمیكنیم. ایراد گرفتن و اعتراض كردن، آسان است. نمیگوئیم كسى ایراد نگیرد، انتقاد نكند، اعتراض نكند؛ چرا، انتقاد كردن و اعتراض كردنِ سالم قطعاً براى پیشرفت كار كشور مفید است؛ اما این را هم باید توجه داشت كه كار اجرائى سخت است. حالا بحمدالله مردم یك رئیس جمهور انتخاب كردند؛ باید همه به این رئیس جمهور كمك كنند. توقعات را هم نباید زیاد دامن زد، نباید در قضایا زیاد شتابزده برخورد و قضاوت كرد، تا ان‌شاءالله كارهاى مهم كشور انجام شود.

من در مورد اظهاراتى هم كه نامزدهاى محترم در تلویزیون كردند -  قبل از انتخابات عرض كردم - عرایضى دارم؛ فعلاً خیلى مجال نیست انسان تفاصیل را بگوید؛ لیكن یكى از حرفهاى ما همین است. بله، نقاط ضعفى وجود دارد، اما نقاط قوّت را هم باید دید. دولت كنونى هم نقاط قوّت فراوانى دارد، گیرم نقاط ضعفى هم وجود دارد. كدامِ ما در كار كردمان، در عملمان، نقطه‌ى ضعف نداریم؟ نقاط قوّت را هم باید دید. كارهاى مهمى در كشور انجام گرفته است. خدماتى كه شده، كارهاى زیربنائى‌اى كه انجام گرفته، سازندگى‌هائى كه انجام گرفته، اینها را نباید ندیده گرفت. اینها در اظهارات نامزدهاى محترم، در برنامه‌هاى دو سه هفته‌اىِ تبلیغات انتخابات، غالباً ندیده گرفته میشد. چقدر خوب بود وقتى كه مثلاً معضل اقتصادى را بیان میكنند، گرانى را بیان میكنند، تورم را بیان میكنند - كه البته اینها واقعیت هم دارد - در كنارش كارهائى كه انجام گرفته است، زحماتى كه كشیده شده، اینها را هم بیان میكردند. اینجور برخورد كردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند. البته بدیهى است كسى كه خود را به مردم عرضه میكند، اشكالات موجود را مى‌بیند، به مردم هم میگوید، این ایرادى ندارد؛ اما در این زمینه نباید مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود.

یك جمله هم در خصوص قضیه‌ى هسته‌اى عرض كنم - در آینده اگر لازم شد، شاید مفصلتر عرض كنیم - من در سخنرانىِ روز اول سال گفتم جبهه‌ى مخالف ما كه عمدتاً منحصر در چند كشور معدودِ زورگو و زیاده‌خواه است و اسم خودشان را بغلط و بدروغ میگذارند جامعه‌ى جهانى، و در رأس آنها آمریكا است، محرك اصلى هم صهیونیست هایند، مسئله‌ى اینها این است كه نمیخواهند موضوع هسته‌اى ایران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هسته‌اى براحتى حل میشد. بارها تا لحظه‌ى حل پیش رفتیم، امضاء كردند، آژانس هسته‌اى امضاء كرد؛ قبول كرد كه این اشكالاتى كه وجود داشته، برطرف شده - اینها موجود است، اینها سند است؛ اینها كه قابل انكار نیست - خب باید قضیه تمام میشد، پرونده‌ى هسته‌اى كشور باید پایان پیدا میكرد. آمریكائى‌ها بلافاصله یك چیز جدید را مطرح كردند، آوردند وسط. نمیخواهند قضیه تمام شود. نمونه‌هاى متعددى را ما در این زمینه داریم. حل مسئله‌ى هسته‌اى جمهورى اسلامى، به حسب طبیعت خود، از جمله‌ى كارهاى سهل و آسان و روان است؛ اما وقتى طرف مقابل مایل نیست این قضیه حل شود، خب بله همین جور میشود كه ملاحظه میكنید.

بنابراین این را باید توجه داشته باشند؛ جمهورى اسلامى در قضیه‌ى هسته‌اى، هم قانونى عمل كرده است، هم شفاف عمل كرده است، هم از لحاظ استدلالى، منطقى عمل كرده است؛ منتها این یك نقطه‌اى است كه براى فشار بر جمهورى اسلامى این را مناسب دانسته‌اند. اگر این هم نباشد، یك قضیه‌ى دیگرى را براى فشار مطرح میكنند. هدف، تهدید است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته كردن است. خودشان گفتند: هدف، تغییر دادن نظام سیاسى و سازوكار سیاسى است. البته در حرفهاى خصوصى كه میزنند، یا گاهى نامه كه مینویسند، میگویند نه، ما نمیخواهیم نظام را تغییر دهیم؛ لیكن در گوشه و كنار حرفهایشان، در اظهاراتشان، در عملكردشان، این مسئله كاملاً روشن است. ملتى كه زیر فرمان آنها نباشد، بر طبق میل آنها عمل نكند، بر طبق سلیقه‌ى آنها در ممشاى خود عمل نكند، مغضوب آنها است. حكومتها و دولتها هم اگر در مقابل آنها مطیع و سربه‌راه بودند، برایشان مقبولند؛ نه دموكراسى براى آنها اهمیت دارد، نه حقوق بشر اهمیت دارد، نه هسته‌اى اهمیت دارد. مسئله این است كه جمهورى اسلامى روى پاى خود ایستاده است، با اتكاء به قدرت خود ایستاده است، با اعتماد به خداى متعال ایستاده است، و در جهات مختلف دارد پیشرفت میكند؛ این را اینها نمى‌پسندند، و نپسندند. البته تجربه‌ى جمهورى اسلامى و تجربه‌ى ملت ایران نشان داد كه در این راه، آن كه پیروز است، ملت ایران است و او است كه به دشمنان خود سیلى خواهد زد.

راه نظام جمهورى اسلامى، راه خدا است؛ هدفها، هدفهاى الهى است؛ تكیه‌گاه، اراده‌ى الهى است؛ و اینچنین راهى هیچ وقت به بن‌بست منتهى نخواهد شد. این را همه باید بدانند و مطمئن باشند كه به توفیق الهى و به اذن‌الله بن‌بستى در راه ما وجود نخواهد داشت. امیدواریم ان‌شاءالله همچنان كه تا امروز ملت ایران روزبه‌روز پیشرفت كرده‌اند، بعد از این هم با ابتكار مسئولان، با حركت مسئولان، با همت و توكل مسئولان، این پیشرفت ادامه پیدا كند و همه‌ى ملت ایران مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) باشند و روح مطهر امام و ارواح شهدا از ما و شماها راضى باشد.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

 ۱) توبه: ۴۷ لَوْ خَرَجُوا فیكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاَّ خَبالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ یَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فیكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ

اگر آنها همراه شما (بسوى میدان جهاد) خارج مى‏ شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏ افزودند و بسرعت در بین شما به فتنه‏ انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏ پرداختند و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرامى‏ دهند و خداوند، ظالمان را مى‏ شناسد.



نوع مطلب : انتخابات، انرژی هسته ای، حمایت مردمی از نظام، دولت دهم، قانون، نفاق و منافقین، وظایف قوه قضائیه، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، 
برچسب ها : دو هدف قوه قضائیه، هدف دشمنان، سه دستاورد انتخابات 92، نامزدهای نجیب، انتخابات 88، بیانات در دیدار کارکنان قوه قضائیه، مردم از چه رجل سیاسی بدشان می آید،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

به مناسبت سوم شعبان ۱۴۳۴ سالروز میلاد امام حسین علیه‌السّلام

22/3/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما برادران، خواهران، جوانان عزیز كه از راه‌هاى دور و نزدیك زحمت كشیدید و روز عید ما را به معناى واقعى كلمه عید كردید. اجتماع دوستان اهل‌بیت، دوستان سیّدالشّهدا، لبهاى خندان، دلهاى شاد به مناسبت میلاد باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام حقیقتاً روز عید را یك عید واقعى میكند. امیدواریم ملت ایران همواره در همه‌ى احوال، در گذشت زمان، روزبه‌روز ان‌شاءالله با توسّل به ذیل عنایت الهى و با توجّه به اهل‌بیت علیهم‌السّلام و به معارف اسلامى، روزبه‌روز ان‌شاءالله موفّق‌تر و سربلندتر و شادتر باشد.

روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌الصّلاةوالسّلام روز باعظمتى است. به فرمایش مرحوم آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى ملكى - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوى از عظمت حسین‌بن‌على به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگى است. در این روز كسى متولد شد كه سرنوشت اسلام، به او، به حركت او، به قیام او، به فداكارى او، به اخلاص او بسته بود. این بزرگوار در تاریخ بشریّت، یك حركتى را - كه نظیر و شبیهى ندارد - ارائه‌ى به تاریخ كرد و در مقابل چشم بشریّت گذاشت كه هرگز فراموش نخواهد شد؛ الگو است. فداكارىِ براى هدف الهى، در آن حجم، در آن مقیاس عظیم؛ فداكارىِ به معناى دادن جان خود، جان عزیزان؛ اسارت حرم اهل‌بیت، با آن وضع، با آن فجاعت؛ تحمّل این حادثه‌ى سخت، براى اینكه اسلام بماند، براى اینكه ظلم‌ستیزى به‌عنوان یك اصل در تاریخ اسلام و در تاریخ بشریّت به یادگار بماند؛ این چیزى است كه دیگر نظیرى براى آن نمیشود پیدا كرد. خیلیها در راه خدا شهید شدند، در ركاب پیغمبر، در ركاب امیرالمؤمنین، در ركاب انبیاء الهى، هیچ‌كدام با حادثه‌ى كربلا قابل مقایسه نیست. فرق است بین آن كسى كه در میان هلهله و تحسین یاران و همراهان و به امید فتح و پیروزى وارد میدان میشود میجنگد و بعد شهید میشود و به خاك هلاك مى‌افتد - كه البتّه اجر بسیار بالایى دارد - و بین آن جماعتى كه در یك دنیاى تاریك و ظلمانى، در هنگامى كه همه‌ى سرجنبانان بزرگ دنیاى اسلام از همراهى با آنها سر باز میزنند بلكه آنها را بر این اقدام ملامت هم میكنند، امید یارى از هیچ‌كس نیست، كسى مثل عبدالله‌بن‌عباس آنها را منع میكند، كسى مثل عبدالله‌بن‌جعفر آنها را منع میكند، یاران و مخلصان و علاقه‌مندان در كوفه از همراهى با او سر باز میزنند، تنهاى تنها، فقط با تعداد معدودى از یاران مخلص، و با خانواده - با همسر، با خواهر، با خواهرزاده‌ها، با برادرزاده‌ها، با جوانان، با فرزند شش ماهه - وارد میدان میشود. این یك حادثه‌ى عجیبى است؛ یك منظره‌ى پرشكوهى است در تاریخ كه در مقابل چشم بشریّت گذاشته شده است. امام حسین علیه‌السّلام خود را براى یك چنین روزى آماده میكرد.

 البتّه زندگى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام در طول تاریخِ زندگى پنجاه و چند ساله‌ى آن بزرگوار، همه درس است: دوران كودكى او درس است، دوران جوانى او درس است، در دوران امامت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او همه درس است. این‌جور نبود كه كار امام حسین فقط در آن روز آخر باشد، لكن حادثه‌ى كربلا این‌قدر عظمت دارد، این‌قدر درخشنده است كه مثل خورشیدى همه‌ى نورهاى دیگر را تحت‌الشّعاع قرار میدهد؛ والا خطابه‌ى امام حسین علیه‌السّلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعین در منى‌ - كه در كتب حدیث ذكر شده است - یك سند تاریخى است؛ نامه‌ى آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پایه‌ها و اركان دینى در زمان خودش  - «ثُمَّ انتُم ایَّتُها العِصابَة، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة»(۱) كه در كتب معتبر حدیث نقل شده است - یك سند تاریخى مهم است؛ رفتارهاى آن بزرگوار؛ برخوردش با معاویه، نامه‌اش به معاویه؛ حضورش در كنار پدر در دوران كوتاه خلافت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام؛ همه‌ى اینها قدم‌به‌قدم درس است؛ منتها حادثه‌ى عاشورا چیز دیگرى است. امروز روز ولادت این بزرگوار است؛ در این روز باید از حسین‌بن‌على درس آموخت؛ درس حسین‌بن‌على علیه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى این است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودى خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، كار من و شما نیست؛ امّا در سطوحى كه با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.

 امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسین‌بن‌على آموخته است. سى و چند سال است كه قاطبه‌ى ملت ایران در این راه حركت میكند؛ حالا بالاخره یك نوادر و یك شواذّى هم گوشه كنار هستند امّا حركت قاطبه‌ى ملت ایران در جهت و حركت حسین‌بن‌على است. سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود امّا درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حركت حركت بابركتى است، گاهى ممكن است مثل ماجراى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام منتهى‌ به شهادت بشود، امّا این حالت، این روحیّه، براى اقامه‌ى دین خدا و همه‌ى بركاتى كه بر اقامه‌ى دین خدا مترتّب است مفید است. ملت ایران با این روحیّه وارد میدان شد، یك بناى ظلمِ ملى و بین‌المللى را در ایران ویران كرد، به جاى آن بناى اسلامى پایه‌گذارى كرد. این‌جور نیست كه حالا هر كس راه حسین‌بن‌على را رفت، حتماً آخر كار بایستى به صورت ظاهر، به شكل دنیایى، ناكامى باشد؛ نخیر، این راه را، این درس را در مقابل چشم بشریّت گذاشته‌اند، میگویند اگر دنیا هم میخواهى، اگر عزّت هم میخواهى، در این راه است؛ باید حركت كنى. ملت ایران این را تجربه كرده است؛ این را باید قدر دانست. ملت ایران حسینى و عاشورائى وارد میدان شد، در یك انقلاب عظیم و شاید بشود گفت بى‌نظیر در این سده‌هاى طولانى كه جلوى چشم ما است - لااقل كم‌نظیر - پیروز شد. ملت ایران این روش را اتّخاذ كرد، تا امروز روزبه‌روز پیش رفت. البتّه دشمنها با وسائل تبلیغاتیشان، با بلندگوهایشان حاضر نیستند صریحاً اعتراف بكنند به پیشرفت ملت ایران امّا مردم دنیا كور كه نیستند، مى‌بینند دیگر؛ ایرانِ دوران طاغوت كجا، ایرانِ جمهورى اسلامى كجا؟ ایرانِ سال ۵۷ كجا، ایرانِ سال ۹۲ كجا؟ در علم، در سیاست، در امنیّت، در تسلطِ بر حوادث منطقه، در تأثیرِ در حوادث جهان، در امید و اعتمادبه‌نفس در پیمودن راه عزّت و سعادت، امروز كجا، دیروز كجا؟ امروز ملت ایران دارد میتازد به طرف جلو. و ان‌شاءالله روزبه‌روز این ادامه خواهد داشت؛ این را به شما عرض بكنم؛ همه‌ى قرائن این را نشان میدهد. خب این یك فصل است.

 در كنار این فصل، این را هم عرض بكنیم كه با قطعِ نظر از سوّم شعبان، ما وارد ماه شعبان شدیم. ماه عبادت، ماه توسّل، ماه مناجات؛ وَ اسمَع دُعائى اِذا دَعَوتُك، وَ اسمَع نِدائى اِذا نادَیتُك؛(۲) فصل مناجات با خداى متعال، فصل مرتبط كردن این دلهاى پاكْ با معدن عظمت، با معدن نور؛ این را قدر باید دانست. این مناجات شعبانیّه یك تحفه‌اى است كه در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلى داریم، همه‌ى این دعاها هم پر از مضامین عالى است، امّا بعضى یك برجستگى خاصّى دارند. من از امام بزرگوار (رضوان الله علیه) سؤال كردم، گفتم در میان این دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به كدام دعا بیشتر علاقه‌مندید و دلبسته‌اید؟ فرمودند به دعاى كمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یك دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیله‌ى بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعاى كمیل، مناجات شعبانیّه. وقتى انسان مراجعه میكند به این دو دعا، دقّت میكند، مى‌بیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهاى زیادى به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوكّل به خدا؛ كَاَنّى بِنَفسى واقِفَةٌ بَینَ یَدَیك، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَكُّلى عَلَیك، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنى بِعَفوِك؛(۳) امید، امید به مغفرت الهى، به رحمت الهى، به توجّه الهى، بلندهمّتىِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهى هَب لى كَمالَ الانقِطاعِ اِلَیك، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیك.(۴) ماه شعبان یك چنین ماهى است؛ دلهاى پاك، دلهاى نورانى، دلهاى جوان، از این موقعیّت بهره بگیرند، استفاده كنند، رابطه‌تان را با خدا قوى كنید.

 در این راه عظمت و عزّتى كه ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توكّل به خدا و ارتباط با خدا، یك نقش بزرگ و اساسى دارد. عدّه‌اى غافلند، همه‌اش روى محاسبات مادّىِ محض محاسبه میكنند؛ در محاسباتشان معنویّت و كمك الهى و توكّل به خدا و حسن ظنّ به وعده‌ى الهى كأنّهُ هیچ راهى ندارد. خب این محاسبات مادّى را مستكبرین عالم هم دارند میكنند، بهتر از شما هم میكنند، چرا روزبه‌روز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشكلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم كنند؟ چرا مجبور میشوند لشگركشى كنند - به افغانستان، به عراق، به پاكستان - انسانهاى بى‌گناه را بكُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلى الظُّلمِ ضَعیف؛(۵) آن كسى كه ضعیف است احتیاج دارد به این‌كه ظلم بكند؛ ضعیفند كه ظلم میكنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بى‌محابا به كار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقب‌رفت است، هم عقب‌رفت در معیارهاى معنوى، هم عقب‌رفت در محاسبات مادّى. روزبه‌روز تمدّن غرب دارد مشكلات بیشترى در اطراف خود میتند، و این مشكلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با مبدأ هستى است؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلى‌ مَعدِنِ العَظَمَة، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَةً بِعِزِّ قُدسِك؛(۶) اینها لازم است. امروز براى ملت ایران این زمینه آماده است.

 من همین جا وارد مسئله‌ى انتخابات بشوم. گفتیم "حماسه‌ى سیاسى"؛ این حماسه‌ى سیاسى امروز شروع شده است. البتّه روز جمعه نقطه‌ى اوج این حماسه است؛ امّا امروز بحمدالله انسان میبیند در كشور حماسه‌ى سیاسى شروع شده است. انتخاباتْ امسال رنگ و بوى دیگرى دارد. همه‌ى دنیا چشمها را دوخته‌اند به این انتخابات؛ دشمنان ملت ایران چشمشان به این انتخابات است، دوستان ملت ایران هم همین‌طور؛ میخواهند ببینند ملت ایران چه خواهد كرد. دشمنان پولها خرج كردند، زحمتها كشیدند، سیاستها به كار بستند، به قول خودشان اتاقهاى فكر تشكیل دادند، براى اینكه راهى پیدا كنند تا ملت ایران را از نظام اسلامى جدا كنند. ملت ایران با حضور در پاى صندوقهاى رأى، با شركت در رأى دادن، ارتباط و اتّصال مستحكم خودش را با نظام اسلامى دارد اثبات میكند. این جلوى چشم مردم است. ملت ایران با این شور و شوقى كه امروز مشاهده میشود - كه خب بحمدالله شور و شوق مباركى است - به امید خدا، با توكّل به پروردگار، با همّت ملت عزیز، این حماسه به معناى واقعى تحقّق خواهد یافت؛ یك نمایش قدرتى است، هم براى ملت ایران، هم براى نظام جمهورى اسلامى، در مقابل چشم دشمنان. این‌همه تلاش كردند ملت را جدا كنند، بى‌تفاوت كنند، نسبت به انتخابات بدبین كنند، نسبت به دستگاه برگزاركننده‌ى انتخابات بدبین كنند، امّا ناكام شدند و ان‌شاءالله ناكام خواهند شد. این یك تجربه‌ى مهم و بزرگى است در مقابل ملت ایران. بنده اصرارم بر حضور حدّاكثرى و عمومى ملت ایران به‌خاطر این است كه مى‌بینم و میدانم كه حضور یكپارچه‌ى مردم، حضور پرشوق و امیدوارانه و قدرتمندانه‌ى مردم موجب میشود كه دشمن مأیوس بشود؛ وقتى دشمن مأیوس شد، كارآیى خود را از دست خواهد داد. اینكه ملاحظه میكنید دشمن در عرصه‌هاى مختلف، از زاویه‌هاى مختلف، گاهى تعرّضى، تجاوزى، پیش‌رفتى انجام میدهد، به‌خاطر این است كه كسانى به او چراغ سبز میدهند، دشمن را امیدوار میكنند. بعضى از حرفها دشمن را امیدوار میكند؛ بعضى از قیافه‌گرفتن‌ها و رفتارها دشمن را امیدوار میكند. وقتى دشمن امیدوار شد، بر فشار خود مى‌افزاید؛ وقتى دشمن ناامید شد، طبعاً خواهد دید فشار فایده‌اى ندارد، راه دیگرى را دنبال میكند. مصونیّت كشور، وابسته‌ى به حضور مردم است؛ كم شدن فشارهاى دشمنان، وابسته‌ى به حضور مردم است، وابسته‌ى به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهورى اسلامى و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.

 بحمدالله روال انتخابات تا امروز روال خوبى بوده است. یكى از نكات برجسته و مثبتى كه انسان مشاهده میكند - با خبرهایى كه داریم، با اطّلاعات آشكارى كه وجود دارد - این است كه گفتمان مردم در این انتخابات، گفتمان قانون‌گرایى است؛ با هر كسى صحبت میكنند، مصاحبه میكنند، مردم از تبعیّت از قانون میگویند؛ این خیلى حادثه‌ى باارزش و برجسته‌اى است؛ قانون‌گرایى. از بى‌قانونى مردم لطمه دیدند؛ در سال ۸۸ عدم تبعیّت از قانون، لگد زدن به قانون، به كشور لگد زد؛ این را مردم دیدند. یكى از پدیده‌هاى برجسته‌ى امروز این است كه مردم نگاهشان، گرایششان قانون‌گرایى است. خوشبختانه تا امروز، هم مسئولین، هم نامزدهاى مختلف و محترم رعایت كردند جهات قانونى را، مراعات كردند؛ ان‌شاءالله بعد از این هم همین خواهد بود. یك نكته‌ى مهم این است.

 یك نكته‌ى مهمّ دیگر این است كه با حركتى كه صداوسیما انجام داد - اینكه نامزدهاى مختلف، با گرایشهاى مختلف، هشت نفر با هشت گرایش، با هشت نوع نگاه نسبت به مسائل گوناگون كشور، آمدند در مقابل چشم مردم نشستند حرفهایشان را زدند - یك عدّه‌اى كه سالها است نعره میكشند كه در این كشور آزادى بیان نیست، خجالت‌زده شدند. این كارى كه صداوسیما كرد، مردم را در جریان افكار و آراء و نظرات و نگاه‌هاى نامزدها به صورت روبه‌رو قرار داد، این خیلى كارِ به نظر من مفید و باارزشى بود. یك عدّه‌اى سالها مرتّب نعره میزدند: آقا نمیگذارند، تریبون نمیدهند! بفرمایید، این هم تریبون، این هم حرف؛ نه براى یك گرایش خاص، براى هشت گرایش؛ آقایان هشت نفر بودند آن روز، هشت جور نسبت به مسائل كشور حرف زدند - تحلیلهاى گوناگون، نظرات گوناگون - خب نظرات اشخاص محترم است. البتّه بنده حرفهایى دارم، در زمینه‌ى مسائلى كه آن آقایان گفتند بنده مطالبى دارم، وقتش حالا نیست؛ ان‌شاءالله بعد از انتخابات اگر من زنده بودم، حقایقى را به ملت ایران عرض خواهم كرد - در پیرامون مطالبى كه آن آقایان محترم بیان كردند، حرفهاى گفتنى‌اى وجود دارد - لكن این خیلى خوب بود، براى ما خوشحال‌كننده بود. دشمنان جمهورى اسلامى، تهمت‌زنندگان به جمهورى اسلامى، خجالت‌زده شدند؛ دیدند این‌جور راحت، آزاد، نامزدها مى‌آیند حرف میزنند، به یكى حمله میكنند، از یكى دفاع میكنند، سیاستى را محكوم میكنند، جریانى را اثبات میكنند. جریانهاى فكرى و سیاسى كشور به طور كامل، در این مناظرات حضور داشتند؛ این یكى از نقاط قوّت انتخابات امسال بود. مردم هم احساس گرایشهاى پرشور در خودشان میكنند، بدون اینكه تعرّضى وجود داشته باشد. سال ۸۸، آن روز هم شور و هیجان بود منتها همراه با فحش و فضیحت! در این شهر تهران - حالا شهرستانها كمتر - مردم در این خیابانها راه میرفتند، یك عدّه به این یك عدّه به آن، یك عدّه علیه این یك عدّه علیه آن، شعار میدادند، حرف میزدند، به همدیگر میپریدند، بعضى‌ها در این بین پیدا میشدند بددهنى میكردند، فحش میدادند؛ در این انتخابات نه، شور و هیجان هست، احساسات هست، امّا بى‌ادبى نیست، بى‌احترامى نیست. این خیلى باارزش است؛ ما در چهار سال این‌قدر پیشرفت كردیم؛ خدا را شكر بر این پیشرفت و بر همه‌ى پیشرفتهاى فراوان دیگرى كه در این سالها بحمدالله براى كشور پیش آمده است.

 من توصیه‌ى اوّل و اهمّم حضور در پاى صندوقهاى رأى است؛ این از همه چیز مهم‌تر است براى كشور. ممكن است بعضیها - حالا به هر دلیلى - نخواهند از نظام جمهورى اسلامى حمایت بكنند امّا از كشورشان كه میخواهند حمایت كنند، آنها هم باید بیایند پاى صندوق رأى. همه باید بیایند پاى صندوقهاى رأى، حضور خودشان را اثبات كنند. هر كسى كه انتخاب خواهد شد - كه تقدیر الهى را ما نمیدانیم - اگر چنانچه آراء بیشترى از مردم را داشته باشد، در صورتى كه داراى رأى سدید و خوبى باشد، بهتر میتواند از آن رأى دفاع كند؛ میتواند در مقابل معارضین كشور بایستد. كشور ما دشمن دارد، معارض دارد. در عرصه‌ى بین‌المللى، دشمن بین‌المللى دشمنى نیست كه با رودربایستى و با من بمیرم، تو بمیرى كنار بكشد؛ در دنیا سیاست این‌جورى نیست كه با رودربایستى بگوییم: طرف را خجالت‌زده كنیم، مثلاً عقب بكشد؛ نخیر، هرچه شما ضعف نشان بدهید، او مى‌آید جلو؛ هرچه شما عقب بكشید، او جرى‌تر میشود. این را ما تجربه كردیم؛ یك جاهایى عقب كشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد؛ یك چیزى او گفت، ما به خیال یك مصلحتى حرف او را قبول كردیم، دیدیم پایش را گذاشت روى آن حرف، یك قدم آمد جلو؛ دشمن این‌جورى است. در مقابل دشمن بین‌المللى، با اراده‌ى قوى، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت - به این ملت باید اعتماد كرد، ملت ما ملت شجاع و رشیدى است - و با توكّل به خداى بزرگ و با حسن ظنّ به وعده‌ى الهى، بایستى راه را انتخاب كرد، با نگاه صحیح، عاقلانه، مدبّرانه پیش رفت، آن وقت خداى متعال هم به این‌چنین كارى بركت خواهد داد و توفیقات الهى شامل حال همه خواهد شد.

 بنده امیدوارم به فضل پروردگار و به لطف الهى كه ان‌شاءالله این امتحانى كه در پیش داریم - امتحان روز جمعه‌ى آینده، امتحان انتخابات، امتحان حضور در پاى صندوقهاى رأى - خداى متعال كمك كند و ملت ایران ان‌شاءالله در این انتخابات موفّق و پیروز بشود؛ بحوله و قوّته.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

۱) تحف‌العقول، ص ۲۳۷

۲) مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیّه‌

۳) همان. گویا در برابرت ایستاده و آن توكل نیكوئى كه بر تو دارم بر من سایه افكنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى در باره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده‏اى.‌

۴) همان. خدایا بریدن كاملى از خلق بسوى خود بمن عنایت كن و دیده‏هاى دلمان را بنور توجهشان بسوى خود روشن گردان! ‌

۵) صحیفه‌ى سجّادیّه، دعاى ۴۸

۶) همان.‌ بمخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته بعزت مقدست گردد،



نوع مطلب : انتخابات، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، فتنه 88، قانون، ایران و ایرانی، امام حسین، 
برچسب ها : امام حسین، دعای شعبانیه، دعای کمیل، امام خمینی، ماه شعبان، قیام امام حسین، بیانات در سالروز میلاد امام حسین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 خرداد 1392

بیانات در دیدار شركت‌كنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن كریم

18/3/92

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم به همه‌ى برادران، خواهران، خانواده‌ى قرآنىِ جمع‌آمده و گردآمده‌ى در این محفل. خوشا به حال شما برادران و خواهران كه با قرآن شناخته میشوید. خصوصیت شما این است كه قارى قرآنید، حافظ قرآنید، مدیر قرآنید؛ قرآن شناختنامه‌ى شماست. لذت بردم از این جلسه، از تلاوت برادران و اساتید و قاریان قدیمىِ عمرى را در خدمت قرآن طى كرده. امیدواریم خداوند متعال همه‌ى شما را، همه‌ى ما را در عداد خادمان قرآن قرار دهد و ان‌شاءاللّه هم در زندگى، هم بعد از مرگ در كنار قرآن باشیم، همراه قرآن باشیم، مستفیض و مستفید از قرآن باشیم.

این مسابقات و این جلسات بهانه است براى مطرح شدن قرآن و نزدیك شدن به حقیقت قرآن و روح قرآن. تلاوت هم یك وسیله‌اى است براى رسیدن به حقیقت قرآن، فرا گرفتن معارف قرآن، شكل دادن به زندگى فردى و اجتماعى در سایه‌ى قرآن؛ هدف اینهاست.

اگر در جوامع بشرى قرآن حاكم باشد، هم سعادت دنیا هست، هم علوّ معنوى هست. راه سلامت را، راه امنیت را، راه امنیت روانى را قرآن به روى ما باز میكند؛ راه عزت را قرآن به روى ما باز میكند؛ راه زندگى درست را و سبك زندگى سعادت‌آمیز را قرآن به روى ما باز میكند. ما از قرآن دوریم. اگر با قرآن آشنا شویم، با معارف قرآن انس پیدا كنیم و فاصله‌ى خودمان را با آن چیزى كه قرآن براى ما خواسته است، بسنجیم، حركت ما سریع‌تر خواهد بود؛ راه ما روشن‌تر خواهد بود؛ هدف این است.

و امروز برادران عزیز! خواهران عزیز! دنیاى اسلام تشنه و محتاج حقایق قرآن است. یك روزى بود كه در كشورهاى اسلامى، از شرق اسلامى تا غرب اسلامى، اگر جوانانى، برجستگانى میخواستند صداى آزادیخواهى بلند كنند، مكاتب چپ را مطرح میكردند، شعارهاى سوسیالیستى و كمونیستى میدادند. امروز در دنیاى اسلام، از شرق اسلام تا غرب اسلام، اگر كسانى بخواهند شعار عدالت بدهند، شعار آزادى و استقلال بدهند، شعار عزت بدهند، قرآن را سر دست میگیرند؛ این خیلى باارزش است؛ و درست هم همین است. به قرآن باید نزدیك شویم، با قرآن انس پیدا كنیم. البته حرف زدن، آسان است؛ عمل كردن، سخت است؛ مجاهدت لازم دارد.

یكى از دستورات قرآن این است كه آحاد امت اسلامى با یكدیگر متحد باشند؛ دست در دست یكدیگر بگذارند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا».(۱) این خطاب به كیست؟ خطاب به ما است، خطاب به ملت ایران است، خطاب به ملتهاى مسلمان كشورهاى اسلامى است، خطاب به همه‌ى مؤمنین به اسلام در سراسر دنیا است. ما به این عمل میكنیم؟

نقطه‌ى مقابل این آموزش قرآنى، آموزش استعمارى است: اختلاف میان مسلمانان. یك عده، یك عده‌ى دیگر را تكفیر كنند، لعن كنند، خود را از آنها برى بدانند. این چیزى است كه امروز استعمار میخواهد؛ براى اینكه ما با هم نباشیم. متأسفانه بعضى از دولتهاى اسلامى و حكومتهاى اسلامى فریب میخورند؛ آنها هم داخل بازى دشمن میشوند؛ فریب دشمن را میخورند، براى دشمن كار میكنند؛ گاهى دانسته، گاهى هم ندانسته.

 امروز اتحاد و اتفاق بین مسلمانان، یك فریضه‌ى فورى است. ببینید از جنگ و اختلاف چه مفاسدى به وجود مى‌آید؛ ببینید در دنیاى اسلام، تروریسم كور به بهانه‌ى اختلافات مذهبى، چه فجایعى به راه مى‌اندازد؛ ببینید با این اختلافاتى كه بین ما مسلمانان به وجود آوردند، رژیم صهیونیستى غاصب چه نفس راحتى میكشد. هر وقتى كشورهاى اسلامى و ملتهاى اسلامى بخواهند به هم نزدیك شوند، یك توطئه‌اى درست میكنند، یك حادثه‌اى به وجود مى‌آورند. اینها باید چشم ما را باز كند، اینها باید ملتهاى مسلمان را بیدار كند، اینها باید چهره‌ى رؤسا و حاكمان بااخلاص را از حاكمان دست‌نشانده‌ى دشمنان ممتاز كند. اینجا صحنه‌ى امتحان است.

 امروز هر حنجره‌اى كه به وحدت دنیاى اسلام دعوت كند، حنجره‌ى الهى است، ناطق من اللّه است. هر حنجره‌اى و زبانى كه ملتهاى مسلمان را، مذاهب اسلامى را، طوایف گوناگون اسلامى را به دشمنى با یكدیگر تحریك كند و عصبیتها را علیه یكدیگر تحریك كند، ناطق من الشیطان است. «مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ الشَّیْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطَان‏».(۲) آنهائى كه از زبان ابلیس حرف میزنند، خودشان و مستمعین خودشان را به طرف جهنم میبرند؛ خودشان را هم دچار هلاكت میكنند. « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا  وَ بِئْسَ الْقَرَار»؛(۳) «یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»،(۴) كه درباره‌ى فرعون است.

 كسانى كه امروز دنیاى اسلام را از اتحاد و یكپارچگى دور میكنند - در حالى كه احتیاج به یكپارچگى، امروز بیشتر از همیشه است - اینها به نفع شیاطین كار میكنند، به نفع ابلیس‌ها كار میكنند. امروز مى‌بینید دنیاى غرب، دستگاه استعمار، گردانندگان كمپانى‌هاى نفتى و تجارى بزرگ دنیا، این كارتلها و تراستها، همه دارند پول خرج میكنند، نقشه‌ریزى میكنند براى اسلام‌ستیزى. قرآن را آتش میزنند، نام مبارك پیغمبر را مورد اهانت قرار میدهند، كاریكاتور درست میكنند، كتاب مینویسند، در پایتختهاى بزرگ اروپا علیه مسلمانها هیجانات قومى درست میكنند - مى‌بینید دیگر؛ اینها چیزهاى روشن و واضحى است - اینها معنایش چیست؟ معنایش اسلام‌ستیزى است.

 امروز دشمنان غربى، علیه اسلام و مسلمانان، شمشیر را از رو بسته‌اند. خب، اینجا تكلیف مسلمانها چیست؟ مسلمانها باید به عناصر قدرت خودشان برگردند؛ مسلمانها باید در درونِ خودشان عوامل اقتدار و توانائى را روزبه‌روز افزایش دهند. یكى از مهمترین عوامل اقتدار، همین اتحاد و اتفاق است. این براى ما درس است، براى ملتهاى مسلمان درس است.

 این جمعیتى كه اینجا جمع شده‌اید و این مسابقاتى كه راه انداخته‌اید، یك نمونه‌اى، یك نمودار كوچكى از اتحاد مسلمانها است؛ اینها را قدر بدانید. این دور هم نشستن و این انس با یكدیگر و این ایجاد تفاهم را باید قدر دانست. مى‌بینید همه عاشق قرآنید، همه دلبسته‌ى قرآنید، همه دلبسته‌ى وجود مبارك خاتم‌الانبیائید، همه كسانى هستید كه دوست دارید با قرآن زندگى كنید و دوست دارید در قیامت با قرآن محشور شوید؛ این وجه اشتراك كوچكى نیست، این وجه اشتراك بزرگى است؛ این بیشتر از همه‌ى وجوه اختلاف است.

 اینها نصایح قرآنى ما است. امیدواریم ان‌شاءاللّه از قرآن درس بگیریم، از قرآن استفاده كنیم، به نصایح قرآن گوش فرا دهیم. ان‌شاءاللّه خداى متعال ملت ایران را پیروز كند؛ درجات شهداى عزیز را عالى كند؛ روح مطهر امام بزرگوار ما را با پیغمبر محشور كند و ان‌شاءاللّه روزبه‌روز امت اسلامى را متحدتر و یكپارچه‌تر و قوى‌تر قرار دهد.

والسّلام علیكم و رحمةاللّه‌

 

۱) آل عمران: ۱۰۳ و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراكنده نشوید!

۲) الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 434 هر كس به گوینده‏اى گوش سپارد در حقیقت او را پرستیده، اگر آن گوینده از خدا گوید پس خدا را پرستیده و اگر از شیطان گوید پس شیطان را پرستیده است.

۳) ابراهیم: ۲۸ و ۲۹ آیا ندیدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبدیل كردند، و قوم خود را به سراى نیستى و نابودى كشاندند؟! (سراى نیستى و نابودى، همان) جهنم است كه آنها در آتش آن وارد مى‏شوند و بد قرارگاهى است!

۴) هود: ۹۸ روز قیامت، او در پیشاپیش قومش خواهد بود و (به جاى چشمه‏ هاى زلال بهشت) آنها را وارد آتش مى‏كند!




نوع مطلب : انس با قرآن، تقابل اسلام و غرب، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، وحدت مسلمانان، 
برچسب ها : قرآن، لعنت دیگران، سوسیالیستى، كمونیستى، كارتلها و تراستها، اعتصموا و وحدت،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای كشورهاى اسلامى‌

در سالروز بعثت حضرت رسول اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله

17/3/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

تبریك عرض میكنم این عید بزرگ را - كه شاید بتوان گفت براى عموم مسلمانها، بلكه براى جامعه‌ى بشرى، بزرگترین عید و شیرین‌ترین خاطره در همه‌ى تاریخ است - به شما حضار محترم، میهمانان عزیز، نمایندگان كشورهاى مسلمان كه در جلسه حضور دارند، و به همه‌ى ملت ایران كه مخلصانه و صادقانه راه آن بزرگوار را دنبال كرده‌اند و با مجاهدت و فداكارى این راه را دنبال میكنند، و به همه‌ى امت اسلامى، و به همه‌ى آزادیخواهان عالم.

درباره‌ى شب بعثت، در روایات هم وارد شده است كه آسمان، دیگر بر همچون شبى سایه نیفكنده است؛ یعنى هیچ شبى در طول تاریخ مثل شب بعثت نبود، كه فرداى آن روز پیامبر مكرم با خطاب الهى، مبعوث به این رسالت عظیم و ماندگار در طول تاریخ شد. بعثت، كار بزرگ و دشوارى بود. عظمت همه‌ى كارها متناسب است با مشكلات و مزاحمتهائى كه در راه آن كارها به وجود مى‌آید. كارهاى كوچك، اقدامهاى كوچك، قاعدتاً مزاحمتهاى كوچك دارد؛ كارهاى بزرگ، مزاحمتها و معارضه‌هاى بزرگ دارد. در دوران حیات مبارك پیغمبر - چه در دوران مكه، چه در دوران مدینه - مزاحمتها در مقابل این دعوت، پى‌درپى و از جوانب گوناگون بود. این مخصوص پیغمبر ما هم نیست؛ همه‌ى پیغمبران، همه‌ى رسالتها مواجه با یك چنین معارضه‌هائى بودند؛ البته در مورد پیغمبر ما این معارضه‌ها سنگین‌تر بود، شدیدتر بود، همه‌جانبه‌تر بود؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»؛(۱) شیاطین انس و جن در مقابل دعوت الهى، در مقابل راه سعادت بشر، به هم كمك میكنند. «وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ»؛(۲) یعنى دلهاى ناآگاه، دلهاى ساده‌اندیش، دلهاى بى‌تدبر و بى‌بصیرت هم این فریادهاى معارض را، مخالفتها را در مقابل دعوت الهى، در مقابل دعوت انبیاء میپذیرند. این از دوران ظهور بعثت و از آغاز پدید آمدن این پیام الهى شروع شد و تا آخر عمر مبارك پیغمبر با شكلهاى مختلف ادامه داشت و بعد از آن، تا امروز هم ادامه دارد. هر جا دعوت حق بود، معارضه‌ى شیاطین هست؛ هر جا راه انبیاء بود، راه معارضان انبیاء هم در مقابل آن هست.

البته حركت تاریخ به سمت حق است؛ یعنى شما اگر به روال كلى تاریخ نگاه كنید، مى‌بینید كه دعوت انبیاء روزبه‌روز در دنیا ماندگارتر و فراگیرتر و بیشتر به ذهن مردم و دلهاى مردم آشنا و نزدیك شده است؛ شیاطین كار میكنند، اما طبیعت عالم و حركت عالم به سوى حق است و این وجود دارد؛ همیشه دلهائى هستند كه حقیقت را میفهمند، معارف الهى و حقایق الهى و اخلاق الهى به شكلهاى مختلف در جوامع پراكنده میشود، اما معارضه‌ها به شكلهاى گوناگون هست، امروز هم معارضه وجود دارد.

امروز بعد از آنكه دعوتهاى غیرالهى و مادى، چه دعوت ماركسیزم، كه یك روزى دنیا را به خود متوجه كرده بود، چه دعوت مكاتبِ به‌اصطلاح انسان‌گرایانه و لیبرالیزم، كه تمدن را در بسیارى از مناطق عالم در قبضه‌ى خود گرفته است، نشان دادند كه نمیتوانند سعادت بشر را تأمین كنند، دلها به سوى اسلام متوجه است. هر جا صداى عدالت و عدالتخواهى بلند میشود، این صداى اسلام است، ولو آن كسانى كه این فریاد را سر میدهند، ندانند این از كجاست؛ هر جا نداى كرامت انسان بلند میشود، این نداى اسلام است، نداى ادیان است؛ و البته كانون این همه، مركز اسلام و مركز ایمان و هر جائى است كه در آن، قرآن مورد اعتقاد و ایمان قرار داشته باشد؛ طبعاً دشمنىِ دشمنان اسلام و قرآن هم با آنجا بیشتر است؛ امروز این را دارید مشاهده میكنید.

در دنیا سیاستها پشت سر آن ذهنهاى بیمار و خبیثى هستند كه با پیامبر اسلام به شكل هتاكانه مواجهه میكنند. نمیشود باور كرد كه اهانت به اسلام و اسلام‌ستیزى و مسلمان‌ستیزى در دنیا بدون دستهاى سرویسهاى امنیتى و بدون پول قدرتها ادامه و انتشار پیدا كند؛ كه امروز شما نمونه‌هایش را در دنیا مشاهده میكنید؛ این همان مبارزه‌ى با اسلام است. البته بهانه هم پیدا میكنند. در اعمال ما مسلمانها گاهى انحرافاتى پیدا میشود، جمودهائى، تحجرهائى، كارهاى غلطى، كه این را شیاطین دستاویز قرار میدهند براى اینكه «وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» تحقق پیدا كند؛ این را باید مسلمانها بدانند.

دعوت اسلام را باید با صراحت، با شجاعت، با صداقت، همراه با ركن اصلى دعوت اسلام - یعنى عدالت - در دنیا منتشر كرد. فرمود: «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً»؛(۳) این دو تا، خصوصیات دعوت الهى است؛ خصوصیات كلمه‌ى ربوبى است: «صدق و عدل»؛ «صداقت و عدالت». مسلمانها این را باید در دنیا از خودشان نشان دهند. این، دلها را متوجه خواهد كرد؛ پیام اسلام را به دلها خواهد رساند. البته دشمنى‌ها هم وجود دارد و ادامه پیدا خواهد كرد. باید در مقابل دشمنى‌ها ایستاد؛ همچنان كه پیغمبر ایستاد؛ همچنان كه مؤمنان به اسلام و مؤمنان به حقیقت و عدالت در طول تاریخ ایستادند.

امروز ما مسلمانها احتیاج داریم به هوشیارى؛ احتیاج داریم به این‌كه نقشه‌ى كلى زندگى خود و مواجهه‌ى دشمنان با خود و با اسلام را بشناسیم. اگر نقشه را شناختیم، راه را درست انتخاب خواهیم كرد. اشكال آنجاست كه گاهى ما مسلمانها خودمان نقشه‌ى دشمن را درست نمى‌شناسیم، خود ما جزئى از آن نقشه‌ى دشمن میشویم؛ كه امروز متأسفانه دنیاى اسلام مبتلاى به این است. نقشه‌ى دشمن، اختلاف‌افكنى در بین مسلمانان است؛ نقشه‌ى دشمن، تحریك عصبیتهاى مذاهب مختلف اسلامى علیه یكدیگر است؛ نقشه‌ى دشمن این است كه توجه امت اسلامى را از نقطه‌ى حقیقى خصومت و دشمنى - یعنى سرمایه‌دارىِ فاسد و مفسد و صهیونیزم - منحرف كند و به جاهاى دیگرى متوجه كند.

یك روزى دنیاى اسلام با صهیونیسم غاصب مقابله میكرد، دشمنان در تبلیغاتشان گفتند این یهودى‌ستیزى است؛ در حالى كه یهودى‌ستیزى نبود. در كشورهاى اسلامى، یهودى‌ها هم مثل دیگر ادیان - یهودى، مسیحى، مسلمان - در كنار همدیگر زندگى میكنند. امروز در كشور ما یهودى هست، مسیحى هست، مسلمان هست، بعضى از ادیان دیگر حضور دارند و در زیر سایه‌ى امنیت اسلام، همه باهم زندگى میكنند. بحثِ یهودى‌ستیزى نیست، بحثِ مقابله‌ى با صهیونیسم غاصبِ متجاوزِ ظالمِ قسى‌القلب است؛ این را بدروغ تحریف میكردند، میگفتند یهودى‌ستیزى؛ اما امروز خود غربى‌ها مبتلا به اسلام‌ستیزى و مسلمان‌ستیزى هستند. در دنیاى غرب شما مشاهده كنید؛ امواج مسلمان‌ستیزى را تحریك میكنند، از آنها حمایت میكنند، از اهانت‌كنندگان به اسلام و پیامبر اعظم پشتیبانى میكنند - این اسلام‌ستیزى است، این مال آنجاست - در درون جامعه‌ى اسلامى هم مذاهب مخالف ستیزى را ترویج میكنند، شیعه‌ستیزى را ترویج میكنند؛ این سیاست آنهاست: مسلمانها باید با یكدیگر مبارزه كنند، سرگرمِ هم شوند؛ شیعه علیه سنى، سنى علیه شیعه؛ براى اینكه حواسها از نقطه‌ى اصلى دشمنى منعطف شود، نفهمند كیست كه امروز دارد با دنیاى اسلام مقابله میكند، نفهمند كیست كه براى امت اسلامى دامهاى خطرناكى گذاشته. اینها را ما باید بفهمیم؛ هم ملتها بفهمند، هم سیاستمداران بفهمند، هم روشنفكران بفهمند.

نقشه‌ى دشمن را بشناسیم. اگر نقشه‌ى دشمن را شناختیم، امكان تدبیر در مقابل این نقشه به وجود مى‌آید؛ اما اگر نقشه‌ى دشمن را نشناختیم، امكان تدبیر وجود نخواهد داشت؛ در پیدا كردن راهِ خودمان اشتباه میكنیم، در عملكردِ خودمان اشتباه میكنیم.  نقشه‌ى دشمن این است: ملتهاى مسلمان را به یكدیگر مشغول كنند، بین اینها اختلاف به راه بیندازند - كمااینكه امروز مى‌بینید به راه انداخته‌اند - هزاران نفر كشته شوند، خونها بر زمین ریخته شود، ملتهاى مسلمان از مسائل اصلى خود غافل بمانند، از پیشرفت ضرورى‌اى كه باید به دنبال آن باشند، غفلت كنند، براى اینكه منافع استعمارگران، منافع صاحبان قدرت ظالم و ستمگر تأمین شود؛ همچنان كه یك روز با استعمار، این كار را كردند.

من به شما عرض بكنم؛ در تاریخ، غربى‌ها نخواهند توانست لكه‌ى ننگ استعمار را از دامان خود پاك كنند. شعارهاى طرفدارى از حقوق بشر، شعارهاى طرفدارى از دموكراسى، نخواهد توانست عملكرد غربى‌هاى مدعى و پرادعا را در آسیا و در آفریقا و در آمریكاى لاتین و در نقطه‌نقطه‌ى كشورهائى كه سالها تحت استعمار بودند، به فراموشى بسپرد. آن روز با استعمار این كار را كردند، امروز به شكل دیگرى همان نقشه را دنبال میكنند، همان هدفها را دنبال میكنند؛ خب، ما باید بیدار باشیم؛ ما باید بفهمیم كه چه میكنیم؛ ما باید نقشه‌ى راه خودمان را بشناسیم.

امروز براى مسلمانها، اتحاد و اتفاق، همدلى و همكارى، جزو فورى‌ترین و ضرورى‌ترین است. ما دعوت میكنیم از همه‌ى كشورهاى اسلامى، از همه‌ى دولتهاى اسلامى، بصیرت را به كار بگیرند؛ ببینند كه در مقابل كى قرار دارند؛ در شناخت دشمن اشتباه نكنند، در شناخت نقشه‌هاى دشمن اشتباه نكنند؛ بفهمند دشمن دنبال چیست و بدانند كه سعادت ملتهاشان در چیست.

امیدواریم خداوند متعال به بركت روز بعثت و به بركت نام مبارك و مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله همه‌ى ملتهاى مسلمان را به راه خودشان آشنا كند؛ همه‌ى ما را از خواب غفلت بیدار كند و ان‌شاءالله توفیق دهد كه امت اسلامى به سوى قله‌هاى سعادت حركت كند.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

۱) انعام: ۱۱۲ اینچنین در برابر هر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فریبنده و بى‏اساس (براى اغفال مردم) به یكدیگر مى‏گفتند.

۲) انعام: ۱۱۳ نتیجه (وسوسه‏هاى شیطان و تبلیغات شیطان‏صفتان) این خواهد شد كه دلهاى منكران قیامت، به آنها متمایل گردد و به آن راضى شوند و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند!

۳) انعام: ۱۱۵ و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید.





نوع مطلب : بیداری اسلامی، تقابل اسلام و غرب، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، بعثت پیامبر، 
برچسب ها : بیداری اسلامی، یهود، اختلاف، مسیحی، شیعه، سنی، بیانات در دیدار سفرای کشورهای اسلامی،
لینک های مرتبط :

بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی(قسمت دوم)

92/3/14

تا روزهاى آخر زندگى، هیچ كس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانى از افسردگى و تردید و خستگى و وادادگى و تسلیم‌طلبى پیدا نكرد. بسیارى از انقلابى‌هاى دنیا وقتى كه از دوران جوانى خارج میشوند و به پیرى میرسند، دچار تردید میشوند، دچار محافظه‌كارى میشوند؛ حتّى گاهى حرفهاى اصلى خودشان را هم پس میگیرند. بیانیه‌هاى امام در سالهاى آخر عمر، حتّى از سخنان سال ۴۲ ایشان گاهى انقلابى‌تر بود، تندتر بود، قوى‌تر بود؛ پیر میشد، اما دل او جوان بود، روح او زنده بود؛ این همان استقامتى است كه در قرآن كریم میفرماید: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً».(۳) در آیه‌ى دیگر میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ».(۴) این سه باور، امام را زنده نگه داشت؛ جوان نگه داشت؛ فكر امام و راه امام و طریقه‌ى امام را براى این ملت، ماندگار و ثابت كرد؛ آن وقت همین سه باور بتدریج در مردم ما، در جوانان ما، در قشرهاى گوناگون، همگانى شد؛ امید پیدا شد، اعتماد به نفس پیدا شد، توكل به خدا پیدا شد؛ اینها جاى یأس را گرفت، جاى تاریك‌نمائى را گرفت، جاى بدبینى را گرفت؛ مردم ایران روحیات خودشان را تغییر دادند، خداى متعال هم وضع آنها را تغییر داد: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛(۵) ملت ایران راه خود را، حركت خود را، انگیزه‌هاى خود را اصلاح كردند، خداى متعال هم به آنها كمك كرد، به آنها نصرت داد و پشتیبانى كرد. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد كه ایرانِ وابسته تبدیل شد به ایران مستقل.

از وابستگى رژیم طاغوتى پهلوى - كه بدتر از رژیم مرتجعِ روسیاهِ قاجار بودند - به انگلیس و بعد به آمریكا، چیزهاى زیادى هست كه جوانهاى عزیز ما باید بدانند. وابستگى اینها به حالت شرم‌آور رسیده بود. بعد از انقلاب، یكى از دیپلماتهاى برجسته‌ى آمریكا این را گفت و نوشت؛ گفت ما بودیم كه به شاه میگفتیم شما به فلان چیز احتیاج دارید، به فلان چیز احتیاج ندارید! آنها بودند كه میگفتند این رابطه را باید برقرار كنید، این رابطه را باید قطع كنید؛ نفت را این مقدار تولید كنید، این مقدار بفروشید؛ به كى بفروشید و به كى نفروشید! كشور با سیاست آمریكا، با نقشه‌ى آمریكا، و پیش از آن با سیاست و نقشه‌ى انگلیس اداره میشد. این كشور وابسته تبدیل شد به ایران مستقل، ایران سرافراز. سران فاسد و خائن و پول‌پرست و غرق در شهوات و لذتهاى مادى و حیوانى، بر این كشور حكمرانى میكردند؛ این تبدیل شد به نمایندگان مردم؛ جاى خود را دادند به زمامدارانى كه نمایندگان مردم بودند. در این سى و چند سال كسانى بر این كشور فرمانروائى كردند، قدرت را در دست گرفتند، سیاست و اقتصاد را در دست گرفتند كه نماینده‌ى مردم بودند. با همه‌ى ضعفها و با همه‌ى قوّتهائى كه در اشخاص مختلف وجود داشت، این خصوصیت همه بود كه اینها نماینده‌هاى مردم بودند؛ كسانى بودند كه كیسه‌اى براى خود ندوخته بودند - البته یكى ضعیف‌تر است، یكى قوى‌تر است - این خیلى مسئله‌ى مهمى است. آن سیاستمداران خبیثِ وابسته‌ى طماعِ پستِ فرودست در مقابل دشمنان و خشمگین در مقابل مردم، تبدیل شدند به نمایندگان مردم. كشور عقب‌مانده‌ى ما از لحاظ علمى، تبدیل شد به یك كشور پیشرفته‌ى علمى. ما قبل از انقلاب هیچ افتخار علمى در كشور نداشتیم. امروز دیگران درباره‌ى ما میگویند، مراكز سنجش جهانى درباره‌ى ایران قضاوت میكنند كه رشد و شتاب پیشرفت علمى، یازده برابرِ متوسط دنیا است. این چیز كمى است؟ مراكز سنجش علمى پیش‌بینى میكنند كه تا چند سال دیگر - تا سال ۲۰۱۷ - ایران در رتبه‌ى چهارم علمى دنیا قرار میگیرد. این چیز كوچكى است؟ آن كشورى كه از لحاظ علمى هیچ افتخارى نداشت، تبدیل شد به این.

ما كشورى بودیم كه اگر میخواستیم یك جاده، یك بزرگراه، یك سد، یك كارخانه بسازیم، باید به سمت بیگانگان دست دراز میكردیم تا مهندسان خارجى بیایند براى ما سد درست كنند، جاده درست كنند، كارخانه احداث كنند. امروز جوانان این ملت، بدون كمترین اعتنائى به بیگانگان، هزاران كارخانه، صدها سد و پل و راه و بزرگراه در كشور ایجاد میكنند. امروز رشد علمى و فنى و توانائى‌هاى سازندگى در كشور به این نقطه‌ى از اوج رسیده است؛ آیا شایسته است كه ما اینها را نبینیم؟

در زمینه‌ى بهداشت و درمان، براى یك جراحىِ اندكى پیچیده، بیمار ما باید میرفت در بیمارستانهاى اروپا سرگردان میشد، اگر پول داشت؛ و اگر پول نداشت، باید میمرد. امروز در كشور ما پیچیده‌ترین جراحى‌هاى بزرگ - پیوند كبد، پیوند ریه، كارهاى مهم در زمینه‌ى جراحى و پزشكى - انجام میگیرد؛ نه فقط در تهران، در بسیارى از شهرهاى دوردست. این توانائى‌ها امروز وجود دارد. ملت ایران در این زمینه احتیاجى به بیگانگان ندارد؛ در این زمینه‌ى بسیار مهم و حیاتى، به استقلال و خودكفائى رسیده است.

بسیارى از نقاط این كشور، فراموش‌شده بود - بنده در دوران پیش از انقلاب، به شهرستانهاى مختلف و جاهاى گوناگون زیاد سفر میكردم - كمترین نگاهى به مناطق دوردست كشور نمیشد؛ اما امروز خدمات گوناگون در سرتاسر كشور گسترده است؛ در شهرهاى دوردست، در روستاهاى گوناگون. امروز معنا ندارد كه كسى بگوید فلان جا از نیروى برق یا فرضاً از زیرساختهاى جاده و امثال اینها محروم مانده است. آن روز اگر یك نقطه‌اى در نقاط دوردست برخوردار بود، مایه‌ى تعجب بود؛ امروز عكسش مایه‌ى تعجب است. آن روز در جمعیت سى و پنج میلیونى كشور، قبل از انقلاب، صد و پنجاه هزار دانشجو بود؛ امروز جمعیت شده است دو برابر، تعداد دانشجو شده است بیست برابر، بلكه سى برابر؛ این یعنى توجه به علم. كثرت دانشجویان، كثرت اساتید، كثرت دانشگاه، قابل توجه است. در هر شهر دورافتاده‌اى، یكى، دو تا، پنج تا، گاهى ده تا دانشگاه وجود دارد. آن روز استانهائى وجود داشت كه تعداد دبیرستانهایش به عدد انگشتان دو دست نمیرسید؛ امروز در همان استانها، در هر شهرش، چند دانشگاه، گاهى چندین دانشگاه وجود دارد. این، حركت عظیم ملت ایران است كه به بركت انقلاب و با همت جوانان و همت مسئولان، در طول این سى و چند سال اتفاق افتاده است؛ اینها حوادث مهمى است. به بركت انقلاب، زیربناهاى فراوان در این كشور ساخته شد؛ هزاران كارخانه در این كشور احداث شد؛ كارخانه‌هاى مادر در این كشور به وجود آمد؛ محصولاتى كه با منت باید ذره ذره از بیگانگان میخریدیم و تهیه میكردیم، امروز به‌وفور در كشور تولید میشود؛ اینها را باید دید؛ اینها همه به بركت همان سه باورى است كه امام در این ملت تزریق كرد و این باورها را در آنها برانگیخت: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود.

 ما این حرفها را نمیزنیم براى اینكه غرور كاذب به وجود بیاید؛ شاد شویم، خوشحال شویم كه خب الحمدلله به پیروزى رسیدیم، تمام شد؛ نه، ما هنوز خیلى راه در پیش داریم. من به شما عرض كنم؛ ما اگر خودمان را با ایران دوران طاغوت مقایسه كنیم، این برجستگى‌ها به چشم مى‌آید؛ اما اگر خودمان را با ایران اسلامىِ مطلوب مقایسه كنیم - كشورى كه اسلام براى ما خواسته است، جامعه‌اى كه اسلام براى ما خواسته است؛ جامعه‌اى كه در آن، عزت دنیا هست، رفاه دنیا هست، ایمان و اخلاق و معنویت هم در آن هست؛ همه به حد وفور - راه طولانى‌اى در پیش داریم. من این عرایض را میكنم براى اینكه جوانان عزیز ما و ملت شجاع ما بدانند كه ادامه‌ى این راه را هم با همین سه باور میتوانند در پیش بگیرند و پیش بروند. بدانید راه، طولانى است؛ اما شما توانائید، شما قدرت دارید، شما امكان دارید؛ میتوانید این راه طولانى را تا رسیدن به قله‌ها، با توانائى كامل، با سرعت و شتاب لازم ادامه دهید. این حرفها براى این است كه اگر دشمنان میخواهند در دل ما یأس به وجود بیاورند، بدانید كه آنها دارند دشمنى میكنند؛ همه چیز براى ما نمایشگر امید است.

نقشه‌ى راه هم در مقابل ما است. ما نقشه‌ى راه داریم. نقشه‌ى راه ما چیست؟ نقشه‌ى راه ما همان اصول امام بزرگوار ما است؛ آن اصولى كه با تكیه‌ى بر آن توانست آن ملت عقب‌افتاده‌ى سرافكنده را تبدیل كند به این ملت پیشرو و سرافراز. این اصول، اصولى است كه در ادامه‌ى راه هم به درد ما میخورد و نقشه‌ى راه ما را تشكیل میدهد. اصول امام، اصول روشنى است. خوشبختانه بیانات امام، نوشته‌جات امام در بیست و چند جلد در اختیار مردم است؛ خلاصه‌ى آنها در وصیتنامه‌ى جاودانه‌ى امام منعكس است؛ همه میتوانند مراجعه كنند. ما مفید نمیدانیم كه به اسم امام تمسك كنیم، اما اصول امام را به فراموشى بسپریم؛ این غلط است. اسم امام و یاد امام به‌تنهائى كافى نیست؛ امام با اصولش، با مبانى‌اش، با نقشه‌ى راهش براى ملت ایران یك موجود جاودانه است. نقشه‌ى راه در اختیار امام است و آن را به ما عرضه كرده است؛ اصول امام مشخص است.

در سیاست داخلى، اصول امام عبارت است از تكیه به رأى مردم؛ تأمین اتحاد و یكپارچگى ملت؛ مردمى بودن و غیر اشرافى بودن حكمرانان و زمامداران؛ دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت؛ كار و تلاش همگانى براى پیشرفت كشور. در سیاست خارجى، اصول امام عبارت است از ایستادگى در مقابل سیاستهاى مداخله‌گر و سلطه‌طلب؛ برادرى با ملتهاى مسلمان؛ ارتباط برابر با همه‌ى كشورها، بجز كشورهائى كه تیغ را بر روى ملت ایران كشیده‌اند و دشمنى میكنند؛ مبارزه‌ى با صهیونیسم؛ مبارزه براى آزادى كشور فلسطین؛ كمك به مظلومین عالم و ایستادگى در برابر ظالمان. وصیتنامه‌ى امام جلوى چشم ما است. نوشته‌هاى امام، فرمایشات امام، در كتابهائى كه متن كلمات آن بزرگوار را درج كرده‌اند، موجود است.

در عرصه‌ى فرهنگ، اصول امام عبارت است از نفى فرهنگ اباحه‌گرى غربى؛ نفى جمود و تحجر و نفى ریاكارى در تمسك به دین؛ دفاع قاطع از اخلاق و احكام اسلام؛ مبارزه با ترویج فحشا و فساد در جامعه.

در اقتصاد، اصول امام تكیه‌ى به اقتصاد ملى است؛ تكیه‌ى به خودكفائى است؛ عدالت اقتصادى در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ى با فرهنگ سرمایه‌دارى و احترام به مالكیت است - اینها در كنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ى سرمایه‌دارى را رد میكند، اما احترام به مالكیت، احترام به سرمایه، احترام به كار را مورد تأكید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانى؛ استقلال در اقتصاد ملى؛ اینها اصول امام در زمینه‌ى اقتصاد است؛ اینها چیزهائى است كه در فرمایشات امام واضح است.

توقع امام از مسئولین كشور همیشه این بود كه با اقتدار، با مدیریت، با اداره‌ى عاقلانه و مدبرانه بتوانند این اصول را اجرائى كنند و پیش ببرند. این، نقشه‌ى راه امام بزرگوار است. ملت ایران  با همتش، با جوانانش، با این نقشه‌ى راه، با ایمانى كه در دل او  راسخ است، با یاد امامش، میتواند فاصله‌ى كنونى را با آن وضع مطلوب پر كند. ملت ایران میتواند پیش برود. ملت ایران با توانائى‌هائى كه دارد، با استعدادهائى كه دارد، با انسانهاى برجسته‌اى كه بحمدالله در میان كشور حضور دارند، میتواند راه طى‌شده‌اى را كه تجربه‌ى سى و چند ساله‌ى انقلاب است، با قدرت بیشتر و با همت جازمتر ادامه دهد و ان‌شاءالله به صورت الگوى حقیقى و واقعى براى ملتهاى مسلمان در بیاید.

و اما درباره‌ى انتخابات كه مسئله‌ى حساس و زنده‌ى این روزهاى ما است. برادران و خواهران عزیزم! ملت عزیز ایران! انتخابات مظهر هر سه باورى است كه در امام وجود داشت و باید در ما وجود داشته باشد: مظهر خداباورى است، چون تكلیف است. وظیفه‌ى ما است، تكلیف ما است كه در سرنوشت كشور دخالت كنیم؛ تك‌تك آحاد ملت این تكلیف را دارند. مظهر مردم‌باورى است، چون انتخابات مظهر اراده‌ى آحاد مردم است؛ مردمند كه مسئولان كشور را به این وسیله انتخاب میكنند. و مظهر خودباورى است، چون هر كسى كه رأى در صندوق مى‌اندازد، احساس میكند كه به سهم خود در سرنوشت كشور دخالت كرده است، به سهم خود تعیین كرده است؛ این خیلى چیز مهمى است. پس انتخابات هم مظهر خداباورى است، هم مظهر مردم‌باورى است، هم مظهر خودباورى است.

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسه‌ى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن كار افتخارآفرینى كه با شور و هیجان انجام میگیرد. هر رأیى كه شما به یكى از این نامزدهاى محترم بدهید - این هشت نفر آقایان محترمى كه در صحنه هستند - رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوكار انتخابات است. اینكه شما وارد عرصه‌ى انتخابات میشوید؛ چه آن كسى كه نامزد ریاست جمهورى است، چه آن كسى كه انتخاب میكند - مثل من و شما - نفْس ورود در این میدان، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به سازوكار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به كسى است كه یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم كه براى آینده‌ى كشور مفیدتر از دیگران است.

دشمنان ما در خارج، بیچاره‌ها در فكر اینند كه از این انتخابات تهدیدى درست كنند علیه نظام اسلامى؛ در حالى كه انتخابات فرصت بزرگ نظام اسلامى است. آنها امید دارند كه انتخابات یا سرد باشد، تا بتوانند بگویند مردم به نظام اسلامى علاقه‌اى ندارند؛ یا دنبال انتخابات، فتنه به وجود بیاورند؛ كمااینكه در سال ۸۸ به دنبال آن انتخابات پرشور، فتنه درست كردند. دشمنان این ملت، دنبال این چیزهایند. اما آنها اشتباه میكنند، مردم ما را نشناخته‌اند. دشمنان این ملت، روز نهم دى را فراموش كرده‌اند. آن كسانى كه فكر میكنند در این كشور یك اكثریتى خاموش و مخالف با نظام جمهورى اسلامى‌اند، یادشان رفته است كه سى و چهار سال است كه هر سال در بیست و دوم بهمن، در همه‌ى شهرهاى این كشور، جمعیتهاى عظیم به دفاع از نظام جمهورى اسلامى بیرون مى‌آیند و «مرگ بر آمریكا» میگویند. براى اینكه فضاى انتخابات را سرد كنند، هیئتهاى فكرى‌شان پشت سر رسانه‌ها و سخنگویان سیاسى مى‌نشینند، مرتب حرف درست میكنند و تحویل رسانه‌ها میدهند. یك روز میگویند انتخابات مهندسى‌شده است، یك روز میگویند انتخابات آزاد نیست، یك روز میگویند انتخابات از نظر مردم مشروع نیست. نه مردمِ ما را مى‌شناسند، نه انتخابات ما را مى‌شناسند، نه نظام جمهورى اسلامى را مى‌شناسند؛ آنجائى هم كه مى‌شناسند، بى‌انصافى میكنند و ابائى هم ندارند از این بى‌انصافى.

در كجاى دنیا - هر كس سراغ دارد، بیاید بگوید - به نامزدهاى گوناگون، از آن چهره‌هاى معروف تا چهره‌هاى گمنام، اجازه داده میشود كه به طور مساوى از رسانه‌هاى ملى و دولتى كشور استفاده كنند؟ كجاى دنیا چنین چیزى هست؟ در آمریكا هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى اگر چنانچه عضو این دو حزب یا سه حزب بودند و پشتیبانى سرمایه‌دارها و كارخانه‌دارها و پولدارها و مافیاهاى ثروت و قدرت را با خودشان داشتند، میتوانند تبلیغات كنند؛ اما اگر نداشتند، اصلاً نمیتوانند  تبلیغات كنند. هر كسى كه انتخابات آمریكا را دنبال كرده باشد - بنده دنبال كرده‌ام - این را تصدیق میكند. افرادى بوده‌اند كه مورد حمایت صهیونیستها نبوده‌اند، مورد حمایت شبكه‌ى سرمایه‌دارىِ خونخوارِ بین‌المللى نبوده‌اند، هر كارى كردند، نتوانستند وارد میدان انتخابات شوند؛ نه رسانه‌اى در اختیار آنها بوده، نه تلویزیونى در اختیار آنها بوده؛ براى هر ثانیه باید چقدرها خرج كنند. در كشور ما نامزدهاى نمایندگى به طور مساوى و برابر، بدون خرج كردن یك ریال، مى‌نشینند آنجا، ساعتهاى متمادى، با برنامه‌هاى گوناگون، با مردم حرف میزنند؛ كجا چنین چیزى در دنیا وجود دارد؟

براى وارد شدن در عرصه‌ى انتخابات، تنها چیزى كه حاكم است، قانون است؛ بر طبق قانون یك عده‌اى میتوانند بیایند، یك عده‌اى نمیتوانند بیایند؛ قانون معین كرده شرائط چیست، صلاحیتها چیست؛ كسانى كه تشخیص صلاحیت میدهند، چه كسانى‌اند؛ اینها همه‌اش بر طبق قانون دارد انجام میگیرد. آن دشمن بیرونى مى‌نشیند، بر همه‌ى این واقعیتها چشم میبندد، حرفى میزند، و - همان طور كه بار دیگرى هم گفتم - متأسفانه حنجره‌هاى بى‌تقوا و زبانهاى بى‌تقوا هم همانها را تكرار میكنند. اما ملت ایران به توفیق الهى، با حضور خود، با ایستادگى و عزم راسخ خود، به همه‌ى این ترفندها پاسخ خواهد گفت؛ و پاسخ ملت ایران، پاسخ كوبنده و قاطعى خواهد بود.

یك جمله هم خطاب به نامزدهاى محترم عرض میكنیم. نامزدهاى محترم در این برنامه‌هاى عمومى، خب زبان به نقد و انتقاد باز میكنند؛ این حق آنها است؛ میتوانند از هر چیزى كه مورد انتقاد آنها است، انتقاد كنند؛ منتها توجه كنند كه انتقاد باید به معنى عزم و نیت براى پیمودن آینده‌ى پرتلاش و افتخارآمیز باشد، نه به معناى سیاه‌نمائى و منفى‌بافى و بى‌انصافى؛ به این نكته توجه كنند. من به هیچ كس نظر ندارم. از همین ساعت، رسانه‌هاى بیگانه با غیظ و غرض‌ورزى خواهند گفت: فلانى نظر به زید یا به عمرو یا به بكر یا به خالد داشت. این، خلاف واقع است؛ من به هیچ كس نظر ندارم؛ من حقایق را عرض میكنم. من به برادرانى كه میخواهند اطمینان این مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصیحت میكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، لیكن انتقاد به معناى سیاه‌نمائى نباشد؛ به معناى انكار كارهاى بسیار برجسته‌اى نباشد كه چه در این دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و كسانى مثل خود آنها سر كار آمده‌اند و شب و روز تلاش كرده‌اند و آن كارها را انجام داده‌اند. انتقاد به معناى انكار جهات مثبت نیست؛ انتقاد این است كه انسان كار مثبت را بگوید، نقص و ضعف را هم بگوید. امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بیاید، احتیاج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دوره‌ى مسئولیتهاى مختلف دولتها، هزاران زیرساخت اساسى براى این كشور به وجود آمده است؛ علم پیشرفت كرده است، صنعت پیشرفت كرده است، كارهاى زیربنائى پیشرفت كرده است، امور بسیار مهم در زمینه‌هاى مختلف برنامه‌ریزى و اجرا شده است؛ اینها را نباید از دست بدهند؛ هر كارى میكنند، باید از اینجا به بعد باشد. این همه كار را نمیشود فقط به بهانه‌ى این كه امروز مشكلات اقتصادى داریم، گرانى و تورم داریم، انكار كنیم؛ این كه درست نیست. بله، مشكلات اقتصادى هست، تورم هست؛ ان‌شاءالله آن كسى كه بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل این مشكلات باشد، این گره‌ها را هم باز كند؛ این كه آرزوى ملت ایران است؛ اما این معنایش این نباشد كه اگر ما یك راه حلى براى مشكلات در نظر خودمان داریم، همه‌ى آنچه را كه امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انكار كنیم. بعد هم وعده‌هاى نشدنى ندهند. من به نامزدهاى گوناگون عرض میكنم جورى حرف بزنید كه اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند یا پخش كردند، شرمنده نشوید؛ جورى وعده بدهید كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید كه نگذاشتند، نشد. كارى را كه میتوانید انجام دهید، وعده بدهید.

رئیس جمهور در كشور ما و طبق قانون اساسى ما، امكانات فوق‌العاده زیادى در اختیار دارد. رئیس جمهور امكاناتش در قانون اساسى، امكانات وسیعى است؛ رئیس جمهور بودجه‌ى كشور را در اختیار دارد، همه‌ى اركان اجرائى كشور را در اختیار دارد، ترتیب اجراى قوانین را در اختیار دارد، توانائى استفاده از همه‌ى افراد صاحبنظر را در سراسر كشور در اختیار دارد؛ رئیس جمهور در همه‌ى مسائل گوناگون دستش باز است. تنها محدودیتى كه براى رئیس جمهور در كشور ما وجود دارد، محدودیت قانون است؛ قانون فقط به او محدودیت میدهد، كه این هم محدودیت نیست؛ قانون، هدایت‌كننده است؛ محدودكننده نیست. قانون، راه را نشان میدهد كه چگونه حركت كنیم.

آن كسانى كه امروز با مردم حرف میزنند، آنچه كه توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند؛ قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند كرد؛ اگر برنامه‌اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه كنند؛ قول بدهند كه با پشتكار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛ قول بدهند كه از همه‌ى ظرفیتهاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند كرد؛ قول بدهند كه به مدیریت اوضاع كشور خواهند پرداخت؛ قول بدهند كه به مسئله‌ى اقتصاد - كه امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛ قول بدهند حاشیه‌سازى نمیكنند؛ قول بدهند دست كسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛ قول بدهند كه به منافع بیگانگان، به بهانه‌هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد. بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح میدهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست، ناشى از این است كه امام در اذهان مردم و در برنامه‌هاى این كشور زنده است، ناشى از این است كه روز ۱۴ خرداد - روز رحلت امام - مردم در سرتاسر كشور به جوش و خروش مى‌آیند؛ عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملى علاج و جبران كرد.

 اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئله‌ى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبه‌راه كند، دشمن در مقابله‌ى با ملت ایران بى‌دفاع خواهد ماند. به‌هرحال آنچه كه مهم است، عزم و اراده، باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود، هم براى نامزدهاى انتخابات، هم براى آحاد مردم است. ده روز دیگر برادران من! عزیزان من! عرصه‌ى یك امتحان بزرگى است و امیدواریم ان‌شاءالله در این امتحان بزرگ، حماسه‌اى پربركت و داراى نتائج درخشانى براى این ملت از سوى پروردگار رقم بخورد. «و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلىّ العظیم».

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌


۳) جن: ۱۶ و اینكه اگر آنها [جنّ و انس‏] در راه (ایمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان مى‏كنیم!

۴) فصلت: ۳۰ به یقین كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند.

۵) رعد: ۱۱ خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!





نوع مطلب : قیام پانزده خرداد، انتخابات، انقلاب اسلامی و امام خمینی، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، قانون، وظایف نامزدهای انتخاباتی، 
برچسب ها : دشمن بیرونی، تجربه ملت ایران، پیشرفت علمی ایران، وعده‌های الهی، حضور مردم در صحنه، خودکفایی و استقلال اقتصادی، بیانات در14خرداد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 خرداد 1392

عنوان:  بیانات در دانشگاه امام حسین علیه‌السلام در مراسم میثاق پاسداری

(۱۳۹۲/۰۳/۰۶ - ۱۳:۲۲)

بسم‌ اللّه‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌

 اولاً تبریك عرض میكنم به شما جوانان عزیز، ورود در عرصه‌ى پرافتخار پاسدارى را؛ چه دانشجویان عزیز فارغ‌التحصیلى كه امروز درجه گرفتند، و چه سردوشى‌بگیرانى كه وارد مرحله‌ى آموزش شدند. دیدار امروز ما هم در این میدان پرافتخار با شما جوانان عزیز پاسدار، مثل همیشه دیدار شیرین و مطلوبى بود. ابتكاراتى در شیوه‌ى مدیریت این میدان و اداره‌ى برنامه‌هاى این میدان مشاهده شد، كه بسیار خوب و قابل تحسین و تقدیر است.

این دانشگاه یك تفاوت عمده‌اى دارد با همه‌ى دانشگاههاى دیگر. علم و آموختن و رشد فكرى و عقلى و پرورش شخصیت، در همه‌ى دانشگاههاى ما و در همه‌ى مراكز آموزشى ما یك هدف عمده است؛ لیكن در این دانشگاه، مسئله‌ى پاسدارى از انقلاب هم مطرح است. خب، همه‌ى ملت ایران به یك معنا خودشان را موظف میدانند به پاسدارى از انقلاب  - چه مسئولین رسمى، چه آحاد مردم با درجات مختلف - لیكن خصوصیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى این است كه این یك مأموریتِ تعریف‌شده براى آن است.

شما جوانان عزیز در عین نشاط و شكوفائىِ جوانى، دارید خودتان را آماده میكنید براى اینكه در طول زندگىِ خدمتىِ خود و بلاشك در همه‌ى دوران حیاتتان، از انقلاب اسلامى پاسدارى كنید؛ همچنان كه طبقه‌ى قبل از شما، اسلاف شما در سپاه پاسداران، در نوبت خود، در میدانهاى بسیار دشوار، این كار را كردند. یكى از مناظر خوبِ امروز همین بود كه نسل گذشته‌ى سپاه پاسداران كه دوران دفاع مقدس را دیده است، دورانهاى اول انقلاب را دیده، با تن خود، با دل خود، با جان خود در عرصه‌ى خطر حاضر شده، با جوان امروزى كه دارد وارد عرصه‌ى پاسدارى میشود، روبه‌روى هم قرار گرفتند، پرچم را مبادله كردند؛ این یك منظره‌ى نمادین و بسیار پرمعنا است. در دیدار نمادین امروز، ارواح طیبه‌ى شهیدانى كه در عملیاتهاى گوناگون در طول هشت سال دفاع مقدس، و پیش از آن، و بعد از آن تا امروز، به درجه‌ى رفیع شهادت رسیدند، در مقابل شما قرار داشتند. جانبازهائى كه سلامت خود، جوانى خود، نیروى بدنى خود را در راه خدا دادند و دچار امتحان بسیار دشوار و البته بسیار خوش‌عاقبتِ جانبازى شدند، در مقابل شما قرار داشتند. مردانى كه آن روز مثل شما دوره‌ى عنفوان جوانى را میگذراندند، امروز با محاسنهاى سپید، با ده‌ها سال از عمر خدمتى گذشته، در مقابل شما قرار گرفتند. این یك منظره‌ى بسیار مهم و درس‌آموزى است براى شما جوانان عزیز كه میخواهید از انقلابتان پاسدارى كنید.

این انقلاب، تاریخ كشور را تغییر داد. سلاطین جور و طغیانگران تاریخ، قرنهاى متمادى حركت گمراهانه‌اى را بر این ملت تحمیل كرده بودند و در این چند ده سال قبل از انقلاب، علاوه‌ى بر استبداد و خودرأیى و انحصارطلبى در همه چیز، عزت این مملكت را هم در مقابل دشمنان به باد داده بودند. این انقلاب آمد، این كشور را، این ملت را از افتادن در این تندباد ویرانگر و نابودكننده نجات داد؛ ما در صراط مستقیم قرار گرفتیم. البته صراط مستقیم، ما را به هدف خواهد رساند؛ اما كِى؟ در چه مدت؟ با چه تلاش و مجاهدتى؟ این بستگى دارد به این كه من و شما چقدر تلاش كنیم، چقدر جدى بگیریم، چقدر درست حركت كنیم؛ این به همت ما بسته است؛ ولى انقلاب این راه را پیش پاى این ملت تاریخىِ بزرگ و ستم‌كشیده گذاشت. شما میخواهید از این انقلاب حفاظت كنید، پاسدارى كنید.

 اول اینكه باید این انقلاب را درست بشناسید. یكى از كارهاى مهم شما جوانان عزیز این است كه مبانى نظرى انقلاب را عمیقاً بشناسید. ما كسانى را دیدیم كه با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تكیه‌گاه نظرىِ مستحكم؛ با یك تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن كسانى میتوانند در این حركت و در این مسیر محكم بایستند كه شناخت عمیقى از مبانى نظرى انقلاب داشته باشند. فرمود: «المؤمن كالجبل الرّاسخ لا تُحرّكه العواصف»؛ هیچ تندباد و طوفانى نمیتواند راه اینها را عوض كند، كه چند خصوصیت داشته باشند؛ از جمله‌ى این خصوصیات و مهمترین آنها، اعتقاد درست و آشنائى درست با مبانى نظرى این انقلاب است. این یكى از كارهائى است كه لازم است شما بدانید.

 بعد تجربه‌ى انقلاب را، یعنى عینیت این نظریه را در طول این سالها بدانید؛ تاریخ انقلاب را بدانید. این انقلاب مثل خیلى از حرفهاى دیگرى كه در دنیا معمول است، صِرف ادعا نیست؛ یك دامنه‌ى وسیعى از تجربه و عمل در مقابل آن است. این انقلاب آزموده است، تجربه‌شده است. این حرفها، حرفهائى است كه در میدان عمل، صدق خود را ثابت كرده است. اگر امام عزیز ما به ما یاد میداد كه به خدا توكل كنیم، اعتماد كنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش كنیم، و میگفت اگر این كار را بكنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان كه در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ كه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در نهج‌البلاغه فرمود: «فَلَمَّا رَأَى‏ اللَّهُ‏ صِدْقَنَا أَنْزَلَ‏ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ».(1) این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئى خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فكر و این اندیشه و این مبانى نظرى تجربه شد. این را باید شما در تاریخ انقلاب ببینید.

 چرا رادیوهاى بیگانه تلاش میكنند نقطه‌ضعفهاى كوچك ما را در چشم خودمان - چه برسد در چشم دیگران - ده برابر بزرگ كنند؟ براى این است كه همین تجربه را از یاد ما ببرند؛ براى اینكه فراموش كنیم كه مبانى نظرى ما تجربه‌شده است؛ در میدان عمل، خودش را ثابت كرده است. شما با آگاهى از تاریخ انقلاب میتوانید این را به دست بیاورید. اینكه من توصیه میكنم بخوانید این خاطرات مربوط به جنگ را، مربوط به دوران دفاع را، همین عملیات بیت‌المقدس و آزاد كردن خرمشهر را، ببینید كى بودند، چه بودند، چه كار كردند، چه جور كردند، براى این است؛ این لازم است. آن وقت خداى متعال «انزل بعدوّنا الكبت»، «انزل علینا النّصر»؛ پیروزى را نازل كرد.

 بعد هم تربیت خود به عنوان انسان صالح. همه باید خودشان را تربیت كنند. من باید خودم را تربیت كنم، شما هم باید تربیت كنید. البته كار شما آسانتر از كار كسى مثل من است. شما جوانید، آماده‌اید، نورانى هستید، دلهایتان پاك است؛ براحتى میتوانید خودتان را در الگوى مورد تحسین اسلام و قرآن شكل دهید. این، یكى از وظائف خود شما است؛ البته بر دوش مربیان و مدیران و مسئولان این دانشگاه و مجموعه‌ى سپاه و مدیران هر مجموعه‌اى هم كه جوانان عزیز ما در آنجا هستند، قرار دارد؛ اینها لازم است. اگر این كارها شد - كه به یقین و به توفیق الهى و باذن اللّه این كارها خواهد شد - آن وقت آینده همانى است كه همیشه تكرار كردیم و گفتیم: آینده‌ى اطمینان‌بخش و قطعى.

 این انقلاب از روز اول تا امروز هر قدمى برداشته است، قدمى بوده است كه نوید قدم بعدى را به ما میداده؛ این خیلى مهم است. هرگز دچار بن‌بست نشدیم، هرگز در دالان یأس و ناامیدى قرار نگرفتیم؛ همیشه فرج در مقابل ما بود. گاهى خودمان كوتاهى كردیم، سستى كردیم، نتاختیم به پیش - این اتفاق افتاده - اما راه هرگز بسته و بن‌بست نبوده است؛ هر گام ما بشارت‌ده گام بعدى بوده؛ امروز هم همین‌جور است.

 و من به شما بگویم عزیزان من! این گامى كه ملت ایران در چند روز دیگر در پیش دارد - یعنى گام انتخابات - یكى از همان گامها است كه ان‌شاءاللّه بشارت‌ده گامهاى بعدى است. ما نمیدانیم چه كسى رئیس جمهور خواهد شد، نمیدانیم خداى متعال دلها را به كجا متوجه خواهد كرد؛ اما میدانیم كه حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى - كه اعلام حضور قدرتمندانه‌ى این ملت در عرصه‌ى حركت و تاخت به سوى آرمانها است - بلاشك به دنبال خود، موفقیتهاى دیگرى را دارد؛ به كشور مصونیت میبخشد، عزت میبخشد، آبروى بین‌المللى میبخشد، دوستان شما را خوشحال میكند، دشمنان شما را ناكام و بدحال میكند.

 دو سه هفته‌ى دیگر تا انتخابات راه داریم؛ از مدتها پیش - و حالا شدت پیدا كرده است - سعى میكنند مردم را نسبت به این انتخابات دلسرد كنند. چرا؟ براى همین است كه اگر مردم دلگرم باشند، اگر مردم وارد این میدان شوند، اگر حركت پر شور خودشان را مثل همیشه نشان دهند - كه ان‌شاءاللّه نشان هم خواهند داد - براى آنها گران تمام خواهد شد.

 درباره‌ى انتخابات ما اظهارنظر میكنند؛ چه كسانى؟ آن كسانى كه زندان گوانتاناموشان مایه‌ى بى‌آبروئى‌شان است؛ هواپیماى بدون سرنشینشان بر بالاى روستاهاى محروم پاكستان و افغانستان، لكه‌ى ننگ در دامانشان است؛ آن كسانى كه جنگ‌افروزى در منطقه‌ى حساس ما و اشغال دو تا كشور مسلمان، جزو بى‌آبروگى‌هایشان است؛ آن كسانى كه دفاع و حمایت بى‌قید و شرطشان از رژیم جنایتكار صهیونیستى، مایه‌ى خجلت و شرمندگى‌شان است - اگر بفهمند - اینها به جمهورى اسلامىِ آبرومند و سرافراز انتقاد میكنند! این اظهارنظرها جواب ندارد؛ اصلاً در خور اعتناى ملت ایران و مسئولان سرافراز این ملت نیست. اما براى همه‌ى آحاد ملت ایران و براى همه‌ى ما عبرت‌انگیز است كه ببینید این انتخابات چقدر براى آنها حساس است. مخصوص این انتخابات هم نیست؛ سى و چند سال است كه هر وقت ما یك انتخاباتى داریم، همین بساط هست؛ همیشه جنجال میكنند، همیشه سعى میكنند، همیشه هم تودهنى میخورند. از كى؟ از این ملت بزرگ. به توفیق الهى، این دفعه هم تودهنى خواهند خورد.

 خب، ما باید خودمان كارهاى خودمان را منظم و مرتب كنیم. مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبان محترمى كه در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه میكنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن كسى كه میتواند براى انقلاب، براى كشور، براى آینده، براى عزت ملى، براى باز كردن گره مشكلات، براى ایستادگى قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ى معاندان، و براى الگو كردن جمهورى اسلامى در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش كند، كیست؟ ممكن است تشخیص یك آقائى با تشخیص یك آقاى دیگر مخالف باشد؛ هیچ اشكالى ندارد. این را من به همه بگویم: ممكن است شما به یكى از نامزدها علاقه‌مند شوید، رفیقتان به یك نامزد دیگر؛ این موجب نشود كه شما در مقابل هم قرار بگیرید. براى انتخابات و براى گزینش عالى‌ترین مقام اجرائى در كشور - كه بسیار هم حساس است، بسیار هم مهم است - سازوكارهاى درستى وجود دارد؛ سازوكار قانون. هیچ مانعى ندارد كه شما به یكى علاقه‌مند باشید، بنده به یكى دیگر علاقه‌مند باشم؛ شما به او رأى دهید، من به دیگرى رأى دهم؛ بالاخره اكثریتى هست، اقلیتى هست، ضابطه‌اى هست، قانونى هست؛ بر طبق آن عمل خواهد شد. آحاد مردم با هم كدورت بیجا درست نكنند، به خاطر اینكه این به آن علاقه‌مند است، این به آن علاقه‌مند است؛ خب، باشند. خود داوطلبان محترم هم باید رعایت كنند. كار را با حماسه، با شور، با غیرتمندى، اما بدون چالش، بدون منافرت پیش ببرند. ظرافت كار اینجا است كه ممكن است سكون و سكوت و جمود و خمودگى وجود نداشته باشد، نشاط باشد، تحرك باشد، در میدان و در عرصه گفتگو باشد - گفتگوهاى گرم و داغ - درعین‌حال نفرت‌پراكنى نباشد؛ این میشود. این یك نكته‌اى است كه آقایان داوطلبان محترم خوب است كه رعایت كنند.

 نكته‌ى دیگر این است كه رفتار داوطلبان در ریخت‌وپاش و خرج و تبلیغاتِ زیاد از اندازه‌ى لازم میتواند ماها و آحاد مردم را نسبت به آنچه كه بعداً پیش خواهد آمد، آگاه و هشیار و بیدار كند. آن كسى كه یا از بیت‌المال هزینه میكند، یا از پول مشتبه به حرامِ بعضى‌ها استفاده میكند، نمیتواند اطمینان مردم را جلب كند؛ به این چیزها خیلى باید توجه كرد.

 در تبلیغات انتخاباتى، در شعارهاى انتخاباتى، آنچه كه اهمیت دارد، این است كه مواضع عزت‌آفرین و صحیح و عاقلانه و حكیمانه‌ى انقلاب و نظام تثبیت شود. مبادا در شعارهایمان، ما به زید و عمرو در خارج از این مرزها یا آدمهائى در داخل مرزها، چراغ سبز نشان دهیم. خب، دشمن كار خودش را دارد میكند؛ علیه كسى، علیه كسانى، و بیشتر از همه علیه خود انقلاب و نظام و انتخابات لجن‌پراكنى میكند. البته حنجره‌هاى بى‌تقوائى هم در داخل وجود دارد. در داخل، متأسفانه زبانهاى بى‌تقوا، قلمهاى بى‌تقوا و حنجره‌هاى بى‌تقوائى هستند كه همان حرفهاى دشمن را كه به قصد نومید كردن و افسرده كردن مردم گفته میشود، تكرار میكنند؛ آحاد مردم به اینها نباید اعتنائى كنند. فرداى این ملت، فرداى روشنى است. فرداى این انقلاب، فرداى عزتمدارانه‌اى است. فرداى این كشور و این ملت، فردائى است كه ان‌شاءاللّه به توفیق الهى براى همه الگو خواهد شد.

 از خدا میخواهیم كه شما جوانان عزیزى كه در این میدان هستید، و همه‌ى جوانان پاسدار ما، و همه‌ى جوانان بسیجى ما، و همه‌ى جوانانى كه در نیروهاى مسلح ما حضور و فعالیت دارند، و همه‌ى جوانانى كه در محیطهاى آموزشى مشغول تحصیل هستند، ان‌شاءاللّه و به توفیق الهى، پیشگامان و موتورهاى حركت به این سمت نورانى باشند. امیدواریم ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام بزرگوار از همه‌ى شما و ما راضى باشد و همه مشمول دعاى ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشیم.

والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 ۱) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى ۵۶ چون خداوند راستى ما را دید دشمن ما را سركوب كرد، و یارى خود را بر ما فرو فرستاد!




نوع مطلب : انتخابات، حمایت مردمی از نظام، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، وظایف سپاه پاسداران، وظایف نامزدهای انتخاباتی، دفاع مقدس، 
برچسب ها : ارواح طیبه شهداء، انقلاب، خاطرات جنگ، صندوقهای رأی، آبروی بین المللی، بیانات در دانشگاه امام حسین،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic