آنچه كه امروز لازم است و خوب است كه مورد توجه قرار بگیرد، یك نگاه كلى به كشورمان و به شرائط عمومى كشور است. نمیخواهیم به جزئیات سرگرم شویم - جزئیات فراوانى وجود دارد - یك نگاه كلان به امور كشور عزیزمان و نظام جمهورى اسلامى بكنیم، ببینیم ما كجائیم، چه هستیم. چند عنصر را من اینجا یادداشت كرده‌ام - شش هفت عنصر را - اینها همه‌اش واقعیتها است:

 واقعیت اول: كشور ما كشورى است با جغرافیاى مهم. موقعیت جغرافیائى ما یكى از موقعیتهاى جغرافیائى خوب كشورهاى دنیا است. اگر كشورهاى دنیا را از لحاظ موقعیت جغرافیائى به چند درجه تقسیم كنیم، یقیناً ایران در درجات بالا یا در بالاترین درجه قرار خواهد گرفت. از لحاظ موقعیت جغرافیائى، این یك امتیاز است؛ این را ما داریم، این خداداد است.

 واقعیت دوم، تاریخ و ریشه‌هاى تمدنى ما است. ریشه‌هاى تمدنى كهن ما، تاریخ ما، تاریخ باافتخارى است؛ بخصوص از دوره‌ى اسلام به این طرف. قبل از اسلام هم برجستگى‌هائى در تاریخ كشور ما وجود دارد، اما بعد از اسلام این برجستگى‌ها بمراتب بیشتر شده؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت، از لحاظ مسائل فرهنگى، از لحاظ افتخارات گوناگون سیاسى، از لحاظ توسعه‌ى كشور؛ چه توسعه‌ى كیفى، چه توسعه‌ى كمّى. این تاریخ ما است. میراث علمى ما در بخشهاى مختلف دانش بشرى و دانشهاى الهى، میراث كم‌نظیرى است. واقعاً كمتر كشورى در همین مناطق آسیا و تمدنهاى كهن - در هند و چین و مصر و امثال اینها - اینجور بوده است؛ حالا مناطق غرب كه گذشته‌ى آنچنانى‌اى ندارند. بنابراین ما از لحاظ تمدن جزو برجسته‌ها و برترینها هستیم؛ این هم یك واقعیتى است.

 واقعیت سوم، ثروتهاى طبیعى و انسانىِ چشمگیر است. حدود بیست و چند سال قبل از این گفته میشد كه ذخیره‌ى نفت كشور در فلان تاریخ - یك مقطعى را مشخص میكردند - تمام خواهد شد؛ اما كشفیاتى كه در زمینه‌ى ذخائر نفتى و گازى شده، این مدت را به حدود چهار پنج برابر گسترش و توسعه داده. در زمینه‌ى فلزات، در زمینه‌ى انرژى، در زمینه‌ى ذخائر گوناگونى كه یك كشور براى اداره‌ى خودش به آنها احتیاج دارد، كشور غنى‌اى هستیم، كشور فوق‌العاده‌اى هستیم.

 از لحاظ منابع انسانى هم همین جور. بارها این را گفتیم - اوائل از روى حدس و گمان میگفتیم، بعد آمارهاى بین‌المللى همین را تأیید كرد - كه ما از لحاظ رتبه‌ى استعداد انسانى، در رتبه‌هاى بالا هستیم؛ یعنى از متوسط جوامع بشرى موجود دنیا خیلى بالاتریم؛ متوسط ما از متوسط دنیا بالاتر است. استعدادهاى ما، جوانهاى ما فوق‌العاده‌اند؛ دارید مى‌بینید دیگر.  من شاید مكرر این را گفته‌ام؛ با اطلاعاتى كه بنده دارم و گزارشهائى كه در اختیار بنده قرار میگیرد و مشاهداتى كه وجود دارد، هیچ قسمتى از قسمتهاى گوناگون علم و فناورى وجود ندارد كه زیرساختش در كشور وجود داشته باشد و جوانهاى ما و دانشمندان ما نتوانند در آن قسمت كار بزرگى انجام دهند؛ هر جا نمیتوانند، زیرساختهایش وجود نداشته است؛ كه البته این زیرساختها را باید به وجود بیاورند، و دارند هم به وجود مى‌آورند. این، ثروت طبیعى و ثروت انسانى ما است.

 یك واقعیت دیگر هم در كنار این واقعیتها باید مشاهده شود و آن این است كه ما در طول دو سه قرن اخیر ضربه‌هاى سختى خوردیم؛ هم از ناحیه‌ى استبداد داخلى و دیكتاتورى‌هاى داخل كشور، هم از ناحیه‌ى تهاجمهاى بیرونى. این یك واقعیتى است كه ما ضربه خوردیم. تاریخ ورود و نفوذ دولتهاى بیگانه در كشور ما از سال ۱۸۰۰ میلادى است؛ یعنى دویست و دوازده سال است كه اولین نفوذ خارجى از طریق حكومت انگلیسىِ هند اتفاق افتاد؛ جان ملكمِ انگلیسى آمد ایران - كه حالا تاریخش را كسانى كه ملاحظه كردند، میدانند - و تبعاتى كه پیش آمد. ضعف آن دولتها در مواجهه‌ى با نفوذ و تهاجم فرهنگ غربى و سیاست غربى و حكومتهاى غربى، موجب انفعال كشور شد و همین طور رفته رفته ما دچار ضعف شدیم، هزیمتهائى داشتیم؛ این هم یك واقعیتى است. ما در برآورد مسائل كشور و شناخت وضعیت كنونى كشور نمیتوانیم این دوره را ندیده بگیریم. ضربه‌هاى سختى به ما زدند؛ هم نفوذ سیاسى پیدا كردند، هم نفوذ فرهنگى پیدا كردند، هم منابع ما را غارت كردند.

 متأسفانه هنوز كار درستى در این زمینه انجام نگرفته. محققین و مورخین ما باید بنشینند یك كار مبسوط و مشروحى را انجام دهند در مورد غارت منابع اقتصادى كشور به وسیله‌ى كشورهاى متنفذ خارجى كه وارد اینجا شدند؛ مثل انگلیس در یك برهه‌اى، روسها در یك برهه‌ى دیگرى، و دیگرانى كه در كنار اینها بودند - كه البته عمده اینها بودند - بعد هم آمریكا در نهایت كار. غارت ثروت، سلطه‌ى سیاسى، تحقیر ملت. آنچه كه شما از زبان سیاستمداران و دولتمردان وابسته‌ى به سیاستهاى غربى و دستگاههاى استبدادى شنفتید در زمینه‌ى تحقیر ایران و ایرانى و اینكه «نمیتوانیم» و چه و چه، اینها همه‌اش ناشى از همان سلطه‌ى فرهنگ غربى و سلطه‌ى سیاسى غرب بر كشور ما بوده. اینها جزو واقعیتها است.

 واقعیت پنجم، بیدارى ملى است در سه مقطع. در سه مقطع، ما یك بیدارى عمومى و ملى داشتیم: اول، مقطع مشروطیت؛ دوم، مقطع نهضت ملى - آیةالله كاشانى و دكتر مصدق - و سوم، مقطع انقلاب اسلامى. در آن دو مقطع، ملت ایران شكست خورد. قیام مشروطیت، قیام مهمى بود؛ لیكن شكست خوردند. در نهضت ملى قیام كردند، شكست خوردند. حالا عوامل این شكست چیست، اینها بحثهاى طولانى و مفصلى است؛ هر كدام عواملى داشته. سوم، مقطع انقلاب اسلامى است. اینها حركتهاى ملى است. البته حركتها و اقدامها و نهضتهاى غیر عمومى هم وجود داشته - مثل نهضت تنباكو و اینها - آنها یك حركت ملى براى تغییر بنیادین و تحول در كشور نبود؛ براى یك مسئله‌ى خاص بود. آنچه كه میشود گفت یك حركت ملى، یك كار بزرگ، همین سه مقطع بود. آن دو مقطع شكست خورد؛ اما مقطع پیروزى انقلاب اسلامى، مقطع برجسته‌اى بود كه غرب را و معارضان مقابل خود را شكست داد و به زانو درآورد؛ و این به بركت شخص امام و شخصیت امام و به بركت احكام و قوانینى بود كه امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) به آنها متكى بود و جمهورى اسلامى را بر آن اساس به وجود آورد و خطوط روشنى كه ترسیم كرد؛ این یك واقعیتى است. بنابراین ما در مقابل آن هزیمتى كه در آن دو قرن - تقریباً - در مقابل تهاجم غربى‌ها داشتیم، این حركت مواجهه‌ى پیروزمند با غرب را هم داشتیم؛ این هم یك واقعیتى است.

 واقعیت ششم، تجربه‌ى پیشرفت در عرصه‌هاى گوناگون است. بعضى‌ها در زمینه‌ى مسائل سیاسى - چه سیاست خارجى، چه سیاست داخلى، چه اقتصاد، چه غیره - میگویند آقا باید واقع‌بین بود. خب، واقعیتها اینها است؛ این واقعیتها را باید دید. یكى از مهمترین واقعیتها، پیشرفتهاى یك كشور است. كشور ایران از مقطع پیروزى انقلاب - یعنى از سال ۱۳۵۷ - تا امروز  به قدرى تغییر كرده است كه این مقدار تغییر را ما در ظرف این مدت در كشورهاى دیگر نمى‌بینیم؛ یعنى بنده سراغ ندارم. كشورهاى پیشرفته‌ى تمدنى و صنعتى و علمى، فاصله‌ى حركتشان تا رسیدن به این نقطه‌اى كه ما امروز رسیدیم، فاصله‌ى بیشترى بوده است. تا آنجائى كه بنده اطلاع دارم، به نظرم میرسد كه در دنیا این مقدار پیشرفت كمتر دیده شده است یا دیده نشده است. ما، هم در زمینه‌هاى علمى پیشرفت كرده‌ایم - كه یك بخشى را آقاى رئیس جمهور امروز اشاره كردند، و البته پیشرفتهاى علمى ما خیلى بیش از اینها است؛ نه اینكه به عنوان مسئولان داخلى این حرف را بزنیم؛ نه، این قضاوت مراكز علمى دنیا است - هم در زمینه‌ى سیاسى پیشرفت كرده‌ایم. در زمینه‌ى سیاست داخلى، همین مدل جدید مردم‌سالارى دینى كه ما به دنیا عرضه كرده‌ایم، همین انتخابات، همین دست‌به‌دست شدن قدرت اجرائى و قدرت تقنینى كشور، یكى از بزرگترین موفقیتها است. مردم‌سالارى دینى، مردم‌سالارىِ سالم است؛ بدون كارها و شگردها و خدعه‌هائى كه در دنیا معمول است. من متأسفم از این كه خیلى از جوانهاى ما از این شگردهائى كه در دنیا، در آمریكا، در غرب، در اروپا، در زمینه‌ى انتخابات به كار میبرند، كه ظاهر دموكراسى دارد، اما باطن غیر دموكراسى دارد، خبر ندارند. كتابهاى خوبى در این زمینه نوشته شده، خود غربى‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این كتابها را ببینند؛ چگونگى انتخاب یك شهردار یا یك فرماندار در فلان ایالت آمریكا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائى انجام میگیرد؛ آن وقت مقایسه كنند با اینجا كه یك نفرى مى‌آید در مواجهه‌ى با مردم، در حرف زدن با مردم، گاهى بدون هیچ سابقه‌ى اجرائى، مردم را جذب میكند؛ موج ایجاد میشود، مردم میروند پاى صندوقهاى رأى، رأى میدهند، انتخاب میكنند، با این درصدهاى بالا؛ این مدل جدیدى است از دموكراسى؛ این پیشرفت سیاسى ما است.

 در سیاست خارجى هم همین جور. امروز جمهورى اسلامى نقش غیرقابل انكارى در مسائل گوناگون منطقه و مسائل اساسى منطقه‌ى خود دارا است، كه این را هیچ كس منكر نیست. مسائل منطقه‌ى ما، مسائل جهانى هم هست؛ این هم ضمناً معلوم باشد. پیشرفت در سیاست داخلى، الگوى جدید مردم‌سالارى، قدرت انتخاب ملى؛ در سیاست خارجى، این تأثیرگذارى‌ها؛ اینها واقعیت است.

 پیشرفت در سازندگى. این مقدار كارى كه در زمینه‌ى سازندگى در این سى سال انجام گرفته است، واقعاً شگفت‌آور است. قبل از انقلاب، ما به شهرهاى گوناگون، به روستاها، به مناطق محروم رفتیم، وضع را دیدیم؛ میدانیم آن وقت چه جورى كار میكردند. زلزله مى‌آمد - بنده خودم در چند زلزله‌ى بزرگِ معروف گروه امداد تشكیل داده بودم و آنجا كار میكردیم - دیدم چه جورى حركت میكردند، چه جورى كار میكردند؛ و حالا در دوره‌ى كنونى، شما ملاحظه كنید در یك بخشى از كشور یك زلزله‌اى اتفاق بیفتد، یك بلاى طبیعى به وجود بیاید، مردم دچار مشكل شوند، با چه سرعتى امدادرسانى میشود. این باور نكردنى است، اما واقعیت دارد.

 در زمینه‌ى فرهنگى هم همین جور. ما یك چرخش صد و هشتاد درجه‌اىِ فرهنگى نسبت به قبل از انقلاب و دوران طاغوت به شكل كلى داریم؛ جزئیات را بحث نمیكنیم. با نگاه كلان، یك چرخش به تمام معنا است. البته اگر بهتر كار كنیم، بیشتر بلد باشیم، بیشتر جدیت كنیم، در جزئیات هم موفق خواهیم بود.

 آینده‌ى پر امید، یكى دیگر از واقعیتهاى كشور است. این نسل جوان خیلى قیمت دارد. من پارسال ماه رمضان همین جا مطلبى را گفتم و خب، مختصرى دنبال شد؛ نه به صورت كامل. مسئله‌ى تحدید نسل براى كشور ما خطر است؛ من به شما عرض بكنم. محدود كردن نسل، براى كشور ما یك خطر بزرگى است. ما در منطقه‌ى خطر مبالغ زیادى پیش رفتیم، باید برگردیم؛ میتوانستیم جلوى این كار را بگیریم، نگرفتیم. آنچه كه متخصصین و كارشناسان، با نگاه‌هاى علمى، با دقت علمى بررسى كرده‌اند، ما را به این نتیجه میرساند كه با این روند كنونى، كشور در آینده دچار مشكل فراوان خواهد شد؛ كشور دچار پیرى عمومى خواهد شد. این تحدید نسل، چیز بدى است. البته شنیدم در مجلس طرحى در حال بررسى است؛ منتها آنطور كه براى ما نقل كردند، آن طرح جواب نمیدهد؛ این مقدارى كه در این طرح دیده شده، جوابگو نیست. مسئولین و علاقه‌مندان و آشنایان با مقتضیات این كار در مجلس، باید توجه كنند و درست انجام دهند.

 واقعیت هفتم این است كه كشور با یك جبهه‌ى دشمن معاند مواجه است. مثل خیلى از چیزهاى دیگر و عرصه‌هاى دیگر كه ما در دنیا تكیم، در این قسمت هم در دنیا تكیم! نداریم كشورى را كه یك جبهه‌ى معارضِ معاندى با این عرض و طول در مقابلش وجود داشته باشد؛ در مقابل ما هست. جبهه‌ى ارتجاع هست، جبهه‌ى استكبار هست، برخى از سردمداران كشورهاى غربى هستند، برخى از ضعفاى مسئولان دولتهاى منطقه‌اى هم هستند؛ بالاخره یك جبهه‌اى است در مقابل ما. البته اینها دلائل مشخصى دارد، قابل توضیح و قابل تحلیل هم هست - كه جایش اینجا نیست - لیكن واقعیت امر این است كه یك چنین جبهه‌اى وجود دارد. خب، ما در مواجهه‌ى با این جبهه، با تكیه‌ى به آن واقعیتها، با نگاه به آن هدفهاى كلى، باید تصمیم بگیریم. هر مسئولى در هر بخشى باید بداند كه در یك چنین شرائطى راه آینده چگونه است؛ باید بتواند این را تشخیص دهد. به نظر ما این واقعیتها راه آینده را به ما نشان میدهد. ابتكاراتى كه دولتها و مدیران بخشهاى مختلف به كار میبرند، براى كشور فرصت است و نعمت الهى است. دهه‌اى كه ما امروز در آن قرار داریم - دهه‌ى چهارم انقلاب - میتواند به معناى واقعى كلمه، دهه‌ى پیشرفت و عدالت باشد. این واقعیتهائى كه ما مشاهده میكنیم، همه به ما این را املاء میكنند كه ما میتوانیم این دهه را به معناى واقعى كلمه، دهه‌ى پیشرفت و عدالت قرار دهیم.

 در پیشرفت به سمت هدفهاى آرمانى، باید ساخت درونى قدرت را استحكام بخشید؛ اساس كار این است. ما اگر میخواهیم این راه را ادامه دهیم و به این سمت حركت كنیم و این هدفها را دنبال كنیم و چشم به این آرمانها بدوزیم و پیش برویم و در مقابل این معارضه‌ها ایستادگى كنیم و صبر و توكل را به كار بگیریم، باید ساخت قدرت ملى را در درون كشور تقویت كنیم و استحكام ببخشیم. عناصر این استحكام، برخى عناصر همیشگى است، برخى هم عناصر فصلى است. آنچه كه جزو عناصر همیشگى است، عزم راسخ است؛ كه عرض كردیم. مسئولان كشور باید تصمیمشان را در مواجهه‌ى با مشكلات حفظ كنند، عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند، دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمانها حركت كردن، این عزم راسخ را نیاز دارد. اینجور نباشد كه با مشاهده‌ى اخم دشمن، ترشروئى دشمن، حركت معارضه‌ى دشمن با شكلهاى مختلفش - تبلیغاتى‌اش، سیاسى‌اش، اقتصادى‌اش و امثال اینها - متزلزل شوند. هم عزم راسخ مسئولین لازم است، هم عزم راسخ مردم لازم است. البته این دومى - عزم راسخ مردم - الزاماتى هم دارد، كه حالا معلوم است. ما اگر بخواهیم عزم راسخ مردم را حفظ كنیم، یك سلسله وظائفى را باید انجام دهیم.

 اما آنچه كه فصلى است - آنچه كه در حال حاضر براى كشور اولویت دارد - به نظر من مسئله‌ى اقتصاد و مسئله‌ى علم است. مسئولان كلان كشور، سیاستگذاران كشور، كسانى كه اداره‌ى امور اساسى را در كشور به عهده دارند، به این دو نقطه‌ى اصلى براى پیشرفت باید توجه كنند. روى مسئله‌ى اقتصاد كشور باید تكیه شود، روى مسئله‌ى پیشرفت علمى كشور هم باید تكیه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومى است؛ همه توجه دارند. حماسه‌ى اقتصادى هم جزو شعار امسال بوده. امیدواریم همچنان كه حماسه‌ى سیاسى انجام گرفت، حماسه‌ى اقتصادى هم با همت مسئولین انجام بگیرد. البته كار اقتصادى، كار كوتاه‌مدتى نیست؛ كار یك ماه و دو ماه و یك سال نیست؛ لیكن باید حركت آغاز شود. روى مسئله‌ى علم هم من تكیه میكنم. در این ده سال گذشته، حركت علمى ما خیلى خوب بوده؛ پیشرفت علمى و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید كند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانى برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ كنیم.

 دومین نكته‌اى كه در این زمینه وجود دارد، مسئله‌ى تعامل با دنیا است؛ كه این روزها زیاد هم گفته میشود. ما معتقد به تعامل با دنیا هستیم. در تعامل با دنیا، باید طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد. پرونده‌ى خصوم خودمان را فراموش نكنیم. ممكن است انسان یك وقتى سابقه‌اى را به رو نیاورد؛ اشكالى ندارد. شما یك وقتى با یك شخصى مواجه‌اید، میخواهید یك كارى را انجام دهید، یك سابقه‌اى هم از او دارید، مصلحت نمیدانید به رو بیاورید؛ این اشكالى ندارد، اما این سابقه یادتان نرود؛ اگر یادتان رفت، پشت پا خواهید خورد، ضربه خواهید خورد.

 آمریكائى‌ها میگویند ما میخواهیم با ایران مذاكره كنیم. خب، سالها است كه میگویند میخواهیم مذاكره كنیم؛ این یك فرصتى نیست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبین نیستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمیكنم - مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضیه‌ى عراق داشتیم، و بعضى از قضایاى دیگر - لیكن من خوشبین نیستم؛ چون تجربه‌ى من این را نشان میدهد. آمریكائى‌ها، هم غیرقابل اعتمادند، هم غیر منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نیستند. این چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همین را تأیید كرد؛ موضعگیرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمریكا نشان داد كه همین مطلبى كه ما گفتیم - كه گفتیم خوشبین نیستیم - درست است؛ خود آنها عملاً این را تأیید كردند. انگلیسها هم یك جور دیگر، دیگران هم یك جور دیگر. تعامل با دنیا هیچ ایرادى ندارد، ما از اول هم اهل تعامل با دنیا بودیم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را باید شناخت؛ شگردهاى او را باید دانست؛ هدفهاى اساسى و كلان را باید در مدّ نظر داشت. ممكن است دشمنى سر راه شما را بگیرد، بگوید از اینجا نباید جلو بروید. سازش با او به این صورت نیست كه شما قبول كنید، برگردید؛ هنر این است كه شما كارى كنید كه راهتان را ادامه دهید، او هم مانع كار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به این معنا بود كه او بگوید شما باید از این راه برگردید، شما هم بگوئید خیلى خوب، این كه خسارت است. توجه به این جهات باید از سوى مسئولین و دولتمردان وجود داشته باشد.

 البته مسائل منطقه هم مسائل مهمى است، كه بخشى از ذهن ما و اهتمامهاى ما را به خودش اختصاص میدهد؛ اما دیگر مجالى نیست.

 برادران و خواهران عزیز! تحمل كردید، گوش كردید؛ امیدواریم خداى متعال همه‌ى شما را مشمول تفضلات خودش قرار دهد. پروردگارا! توفیق تضرع به خودت را در این ماه به ما عنایت كن. ما را از جهنمى كه خودمان براى خودمان برافروزیم، نجات بده. پروردگارا! ما را به عمل خیر و عمل صالح راهنمائى بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد، ملت ایران، مسئولین كشور، مسئولینى كه تا امروز مشغول كار بودند، مسئولینى كه فردا مشغول كار خواهند شد، همه را مشمول لطف و عنایت خودت قرار بده. كسانى كه براى كشور و براى این ملت زحمت كشیدند و تلاش كردند، زحمات آنها را مقبول بفرما. پروردگارا ! آن كسانى كه تصمیم دارند براى این كشور كار كنند، زحمت بكشند، خدمت كنند، آنها را در این كار موفق بدار؛ آنها را به راه راست - راهى كه مورد رضاى تو است - راهنمائى بفرما. قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود بفرما. روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهدا را از ما راضى و خشنود بفرما.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با رهبر معظم انقلاب





نوع مطلب : اقتصاد، انقلاب اسلامی و امام خمینی، ایران و ایرانی، تحدید نسل، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، سیاست خارجی، علم، 
برچسب ها : هفت واقعیت کشور ایران، معنای تعامل با دشمن، باز بودن پرونده خصوم، بیانات در ماه رمضان،
لینک های مرتبط : گزارش احمدی نژاد،

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

به مناسبت سوم شعبان ۱۴۳۴ سالروز میلاد امام حسین علیه‌السّلام

22/3/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما برادران، خواهران، جوانان عزیز كه از راه‌هاى دور و نزدیك زحمت كشیدید و روز عید ما را به معناى واقعى كلمه عید كردید. اجتماع دوستان اهل‌بیت، دوستان سیّدالشّهدا، لبهاى خندان، دلهاى شاد به مناسبت میلاد باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام حقیقتاً روز عید را یك عید واقعى میكند. امیدواریم ملت ایران همواره در همه‌ى احوال، در گذشت زمان، روزبه‌روز ان‌شاءالله با توسّل به ذیل عنایت الهى و با توجّه به اهل‌بیت علیهم‌السّلام و به معارف اسلامى، روزبه‌روز ان‌شاءالله موفّق‌تر و سربلندتر و شادتر باشد.

روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌الصّلاةوالسّلام روز باعظمتى است. به فرمایش مرحوم آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى ملكى - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوى از عظمت حسین‌بن‌على به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگى است. در این روز كسى متولد شد كه سرنوشت اسلام، به او، به حركت او، به قیام او، به فداكارى او، به اخلاص او بسته بود. این بزرگوار در تاریخ بشریّت، یك حركتى را - كه نظیر و شبیهى ندارد - ارائه‌ى به تاریخ كرد و در مقابل چشم بشریّت گذاشت كه هرگز فراموش نخواهد شد؛ الگو است. فداكارىِ براى هدف الهى، در آن حجم، در آن مقیاس عظیم؛ فداكارىِ به معناى دادن جان خود، جان عزیزان؛ اسارت حرم اهل‌بیت، با آن وضع، با آن فجاعت؛ تحمّل این حادثه‌ى سخت، براى اینكه اسلام بماند، براى اینكه ظلم‌ستیزى به‌عنوان یك اصل در تاریخ اسلام و در تاریخ بشریّت به یادگار بماند؛ این چیزى است كه دیگر نظیرى براى آن نمیشود پیدا كرد. خیلیها در راه خدا شهید شدند، در ركاب پیغمبر، در ركاب امیرالمؤمنین، در ركاب انبیاء الهى، هیچ‌كدام با حادثه‌ى كربلا قابل مقایسه نیست. فرق است بین آن كسى كه در میان هلهله و تحسین یاران و همراهان و به امید فتح و پیروزى وارد میدان میشود میجنگد و بعد شهید میشود و به خاك هلاك مى‌افتد - كه البتّه اجر بسیار بالایى دارد - و بین آن جماعتى كه در یك دنیاى تاریك و ظلمانى، در هنگامى كه همه‌ى سرجنبانان بزرگ دنیاى اسلام از همراهى با آنها سر باز میزنند بلكه آنها را بر این اقدام ملامت هم میكنند، امید یارى از هیچ‌كس نیست، كسى مثل عبدالله‌بن‌عباس آنها را منع میكند، كسى مثل عبدالله‌بن‌جعفر آنها را منع میكند، یاران و مخلصان و علاقه‌مندان در كوفه از همراهى با او سر باز میزنند، تنهاى تنها، فقط با تعداد معدودى از یاران مخلص، و با خانواده - با همسر، با خواهر، با خواهرزاده‌ها، با برادرزاده‌ها، با جوانان، با فرزند شش ماهه - وارد میدان میشود. این یك حادثه‌ى عجیبى است؛ یك منظره‌ى پرشكوهى است در تاریخ كه در مقابل چشم بشریّت گذاشته شده است. امام حسین علیه‌السّلام خود را براى یك چنین روزى آماده میكرد.

 البتّه زندگى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام در طول تاریخِ زندگى پنجاه و چند ساله‌ى آن بزرگوار، همه درس است: دوران كودكى او درس است، دوران جوانى او درس است، در دوران امامت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او همه درس است. این‌جور نبود كه كار امام حسین فقط در آن روز آخر باشد، لكن حادثه‌ى كربلا این‌قدر عظمت دارد، این‌قدر درخشنده است كه مثل خورشیدى همه‌ى نورهاى دیگر را تحت‌الشّعاع قرار میدهد؛ والا خطابه‌ى امام حسین علیه‌السّلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعین در منى‌ - كه در كتب حدیث ذكر شده است - یك سند تاریخى است؛ نامه‌ى آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پایه‌ها و اركان دینى در زمان خودش  - «ثُمَّ انتُم ایَّتُها العِصابَة، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة»(۱) كه در كتب معتبر حدیث نقل شده است - یك سند تاریخى مهم است؛ رفتارهاى آن بزرگوار؛ برخوردش با معاویه، نامه‌اش به معاویه؛ حضورش در كنار پدر در دوران كوتاه خلافت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام؛ همه‌ى اینها قدم‌به‌قدم درس است؛ منتها حادثه‌ى عاشورا چیز دیگرى است. امروز روز ولادت این بزرگوار است؛ در این روز باید از حسین‌بن‌على درس آموخت؛ درس حسین‌بن‌على علیه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى این است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودى خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، كار من و شما نیست؛ امّا در سطوحى كه با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.

 امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسین‌بن‌على آموخته است. سى و چند سال است كه قاطبه‌ى ملت ایران در این راه حركت میكند؛ حالا بالاخره یك نوادر و یك شواذّى هم گوشه كنار هستند امّا حركت قاطبه‌ى ملت ایران در جهت و حركت حسین‌بن‌على است. سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود امّا درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حركت حركت بابركتى است، گاهى ممكن است مثل ماجراى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام منتهى‌ به شهادت بشود، امّا این حالت، این روحیّه، براى اقامه‌ى دین خدا و همه‌ى بركاتى كه بر اقامه‌ى دین خدا مترتّب است مفید است. ملت ایران با این روحیّه وارد میدان شد، یك بناى ظلمِ ملى و بین‌المللى را در ایران ویران كرد، به جاى آن بناى اسلامى پایه‌گذارى كرد. این‌جور نیست كه حالا هر كس راه حسین‌بن‌على را رفت، حتماً آخر كار بایستى به صورت ظاهر، به شكل دنیایى، ناكامى باشد؛ نخیر، این راه را، این درس را در مقابل چشم بشریّت گذاشته‌اند، میگویند اگر دنیا هم میخواهى، اگر عزّت هم میخواهى، در این راه است؛ باید حركت كنى. ملت ایران این را تجربه كرده است؛ این را باید قدر دانست. ملت ایران حسینى و عاشورائى وارد میدان شد، در یك انقلاب عظیم و شاید بشود گفت بى‌نظیر در این سده‌هاى طولانى كه جلوى چشم ما است - لااقل كم‌نظیر - پیروز شد. ملت ایران این روش را اتّخاذ كرد، تا امروز روزبه‌روز پیش رفت. البتّه دشمنها با وسائل تبلیغاتیشان، با بلندگوهایشان حاضر نیستند صریحاً اعتراف بكنند به پیشرفت ملت ایران امّا مردم دنیا كور كه نیستند، مى‌بینند دیگر؛ ایرانِ دوران طاغوت كجا، ایرانِ جمهورى اسلامى كجا؟ ایرانِ سال ۵۷ كجا، ایرانِ سال ۹۲ كجا؟ در علم، در سیاست، در امنیّت، در تسلطِ بر حوادث منطقه، در تأثیرِ در حوادث جهان، در امید و اعتمادبه‌نفس در پیمودن راه عزّت و سعادت، امروز كجا، دیروز كجا؟ امروز ملت ایران دارد میتازد به طرف جلو. و ان‌شاءالله روزبه‌روز این ادامه خواهد داشت؛ این را به شما عرض بكنم؛ همه‌ى قرائن این را نشان میدهد. خب این یك فصل است.

 در كنار این فصل، این را هم عرض بكنیم كه با قطعِ نظر از سوّم شعبان، ما وارد ماه شعبان شدیم. ماه عبادت، ماه توسّل، ماه مناجات؛ وَ اسمَع دُعائى اِذا دَعَوتُك، وَ اسمَع نِدائى اِذا نادَیتُك؛(۲) فصل مناجات با خداى متعال، فصل مرتبط كردن این دلهاى پاكْ با معدن عظمت، با معدن نور؛ این را قدر باید دانست. این مناجات شعبانیّه یك تحفه‌اى است كه در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلى داریم، همه‌ى این دعاها هم پر از مضامین عالى است، امّا بعضى یك برجستگى خاصّى دارند. من از امام بزرگوار (رضوان الله علیه) سؤال كردم، گفتم در میان این دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به كدام دعا بیشتر علاقه‌مندید و دلبسته‌اید؟ فرمودند به دعاى كمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یك دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیله‌ى بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعاى كمیل، مناجات شعبانیّه. وقتى انسان مراجعه میكند به این دو دعا، دقّت میكند، مى‌بیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهاى زیادى به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوكّل به خدا؛ كَاَنّى بِنَفسى واقِفَةٌ بَینَ یَدَیك، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَكُّلى عَلَیك، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنى بِعَفوِك؛(۳) امید، امید به مغفرت الهى، به رحمت الهى، به توجّه الهى، بلندهمّتىِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهى هَب لى كَمالَ الانقِطاعِ اِلَیك، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیك.(۴) ماه شعبان یك چنین ماهى است؛ دلهاى پاك، دلهاى نورانى، دلهاى جوان، از این موقعیّت بهره بگیرند، استفاده كنند، رابطه‌تان را با خدا قوى كنید.

 در این راه عظمت و عزّتى كه ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توكّل به خدا و ارتباط با خدا، یك نقش بزرگ و اساسى دارد. عدّه‌اى غافلند، همه‌اش روى محاسبات مادّىِ محض محاسبه میكنند؛ در محاسباتشان معنویّت و كمك الهى و توكّل به خدا و حسن ظنّ به وعده‌ى الهى كأنّهُ هیچ راهى ندارد. خب این محاسبات مادّى را مستكبرین عالم هم دارند میكنند، بهتر از شما هم میكنند، چرا روزبه‌روز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشكلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم كنند؟ چرا مجبور میشوند لشگركشى كنند - به افغانستان، به عراق، به پاكستان - انسانهاى بى‌گناه را بكُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلى الظُّلمِ ضَعیف؛(۵) آن كسى كه ضعیف است احتیاج دارد به این‌كه ظلم بكند؛ ضعیفند كه ظلم میكنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بى‌محابا به كار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقب‌رفت است، هم عقب‌رفت در معیارهاى معنوى، هم عقب‌رفت در محاسبات مادّى. روزبه‌روز تمدّن غرب دارد مشكلات بیشترى در اطراف خود میتند، و این مشكلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با مبدأ هستى است؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلى‌ مَعدِنِ العَظَمَة، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَةً بِعِزِّ قُدسِك؛(۶) اینها لازم است. امروز براى ملت ایران این زمینه آماده است.

 من همین جا وارد مسئله‌ى انتخابات بشوم. گفتیم "حماسه‌ى سیاسى"؛ این حماسه‌ى سیاسى امروز شروع شده است. البتّه روز جمعه نقطه‌ى اوج این حماسه است؛ امّا امروز بحمدالله انسان میبیند در كشور حماسه‌ى سیاسى شروع شده است. انتخاباتْ امسال رنگ و بوى دیگرى دارد. همه‌ى دنیا چشمها را دوخته‌اند به این انتخابات؛ دشمنان ملت ایران چشمشان به این انتخابات است، دوستان ملت ایران هم همین‌طور؛ میخواهند ببینند ملت ایران چه خواهد كرد. دشمنان پولها خرج كردند، زحمتها كشیدند، سیاستها به كار بستند، به قول خودشان اتاقهاى فكر تشكیل دادند، براى اینكه راهى پیدا كنند تا ملت ایران را از نظام اسلامى جدا كنند. ملت ایران با حضور در پاى صندوقهاى رأى، با شركت در رأى دادن، ارتباط و اتّصال مستحكم خودش را با نظام اسلامى دارد اثبات میكند. این جلوى چشم مردم است. ملت ایران با این شور و شوقى كه امروز مشاهده میشود - كه خب بحمدالله شور و شوق مباركى است - به امید خدا، با توكّل به پروردگار، با همّت ملت عزیز، این حماسه به معناى واقعى تحقّق خواهد یافت؛ یك نمایش قدرتى است، هم براى ملت ایران، هم براى نظام جمهورى اسلامى، در مقابل چشم دشمنان. این‌همه تلاش كردند ملت را جدا كنند، بى‌تفاوت كنند، نسبت به انتخابات بدبین كنند، نسبت به دستگاه برگزاركننده‌ى انتخابات بدبین كنند، امّا ناكام شدند و ان‌شاءالله ناكام خواهند شد. این یك تجربه‌ى مهم و بزرگى است در مقابل ملت ایران. بنده اصرارم بر حضور حدّاكثرى و عمومى ملت ایران به‌خاطر این است كه مى‌بینم و میدانم كه حضور یكپارچه‌ى مردم، حضور پرشوق و امیدوارانه و قدرتمندانه‌ى مردم موجب میشود كه دشمن مأیوس بشود؛ وقتى دشمن مأیوس شد، كارآیى خود را از دست خواهد داد. اینكه ملاحظه میكنید دشمن در عرصه‌هاى مختلف، از زاویه‌هاى مختلف، گاهى تعرّضى، تجاوزى، پیش‌رفتى انجام میدهد، به‌خاطر این است كه كسانى به او چراغ سبز میدهند، دشمن را امیدوار میكنند. بعضى از حرفها دشمن را امیدوار میكند؛ بعضى از قیافه‌گرفتن‌ها و رفتارها دشمن را امیدوار میكند. وقتى دشمن امیدوار شد، بر فشار خود مى‌افزاید؛ وقتى دشمن ناامید شد، طبعاً خواهد دید فشار فایده‌اى ندارد، راه دیگرى را دنبال میكند. مصونیّت كشور، وابسته‌ى به حضور مردم است؛ كم شدن فشارهاى دشمنان، وابسته‌ى به حضور مردم است، وابسته‌ى به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهورى اسلامى و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.

 بحمدالله روال انتخابات تا امروز روال خوبى بوده است. یكى از نكات برجسته و مثبتى كه انسان مشاهده میكند - با خبرهایى كه داریم، با اطّلاعات آشكارى كه وجود دارد - این است كه گفتمان مردم در این انتخابات، گفتمان قانون‌گرایى است؛ با هر كسى صحبت میكنند، مصاحبه میكنند، مردم از تبعیّت از قانون میگویند؛ این خیلى حادثه‌ى باارزش و برجسته‌اى است؛ قانون‌گرایى. از بى‌قانونى مردم لطمه دیدند؛ در سال ۸۸ عدم تبعیّت از قانون، لگد زدن به قانون، به كشور لگد زد؛ این را مردم دیدند. یكى از پدیده‌هاى برجسته‌ى امروز این است كه مردم نگاهشان، گرایششان قانون‌گرایى است. خوشبختانه تا امروز، هم مسئولین، هم نامزدهاى مختلف و محترم رعایت كردند جهات قانونى را، مراعات كردند؛ ان‌شاءالله بعد از این هم همین خواهد بود. یك نكته‌ى مهم این است.

 یك نكته‌ى مهمّ دیگر این است كه با حركتى كه صداوسیما انجام داد - اینكه نامزدهاى مختلف، با گرایشهاى مختلف، هشت نفر با هشت گرایش، با هشت نوع نگاه نسبت به مسائل گوناگون كشور، آمدند در مقابل چشم مردم نشستند حرفهایشان را زدند - یك عدّه‌اى كه سالها است نعره میكشند كه در این كشور آزادى بیان نیست، خجالت‌زده شدند. این كارى كه صداوسیما كرد، مردم را در جریان افكار و آراء و نظرات و نگاه‌هاى نامزدها به صورت روبه‌رو قرار داد، این خیلى كارِ به نظر من مفید و باارزشى بود. یك عدّه‌اى سالها مرتّب نعره میزدند: آقا نمیگذارند، تریبون نمیدهند! بفرمایید، این هم تریبون، این هم حرف؛ نه براى یك گرایش خاص، براى هشت گرایش؛ آقایان هشت نفر بودند آن روز، هشت جور نسبت به مسائل كشور حرف زدند - تحلیلهاى گوناگون، نظرات گوناگون - خب نظرات اشخاص محترم است. البتّه بنده حرفهایى دارم، در زمینه‌ى مسائلى كه آن آقایان گفتند بنده مطالبى دارم، وقتش حالا نیست؛ ان‌شاءالله بعد از انتخابات اگر من زنده بودم، حقایقى را به ملت ایران عرض خواهم كرد - در پیرامون مطالبى كه آن آقایان محترم بیان كردند، حرفهاى گفتنى‌اى وجود دارد - لكن این خیلى خوب بود، براى ما خوشحال‌كننده بود. دشمنان جمهورى اسلامى، تهمت‌زنندگان به جمهورى اسلامى، خجالت‌زده شدند؛ دیدند این‌جور راحت، آزاد، نامزدها مى‌آیند حرف میزنند، به یكى حمله میكنند، از یكى دفاع میكنند، سیاستى را محكوم میكنند، جریانى را اثبات میكنند. جریانهاى فكرى و سیاسى كشور به طور كامل، در این مناظرات حضور داشتند؛ این یكى از نقاط قوّت انتخابات امسال بود. مردم هم احساس گرایشهاى پرشور در خودشان میكنند، بدون اینكه تعرّضى وجود داشته باشد. سال ۸۸، آن روز هم شور و هیجان بود منتها همراه با فحش و فضیحت! در این شهر تهران - حالا شهرستانها كمتر - مردم در این خیابانها راه میرفتند، یك عدّه به این یك عدّه به آن، یك عدّه علیه این یك عدّه علیه آن، شعار میدادند، حرف میزدند، به همدیگر میپریدند، بعضى‌ها در این بین پیدا میشدند بددهنى میكردند، فحش میدادند؛ در این انتخابات نه، شور و هیجان هست، احساسات هست، امّا بى‌ادبى نیست، بى‌احترامى نیست. این خیلى باارزش است؛ ما در چهار سال این‌قدر پیشرفت كردیم؛ خدا را شكر بر این پیشرفت و بر همه‌ى پیشرفتهاى فراوان دیگرى كه در این سالها بحمدالله براى كشور پیش آمده است.

 من توصیه‌ى اوّل و اهمّم حضور در پاى صندوقهاى رأى است؛ این از همه چیز مهم‌تر است براى كشور. ممكن است بعضیها - حالا به هر دلیلى - نخواهند از نظام جمهورى اسلامى حمایت بكنند امّا از كشورشان كه میخواهند حمایت كنند، آنها هم باید بیایند پاى صندوق رأى. همه باید بیایند پاى صندوقهاى رأى، حضور خودشان را اثبات كنند. هر كسى كه انتخاب خواهد شد - كه تقدیر الهى را ما نمیدانیم - اگر چنانچه آراء بیشترى از مردم را داشته باشد، در صورتى كه داراى رأى سدید و خوبى باشد، بهتر میتواند از آن رأى دفاع كند؛ میتواند در مقابل معارضین كشور بایستد. كشور ما دشمن دارد، معارض دارد. در عرصه‌ى بین‌المللى، دشمن بین‌المللى دشمنى نیست كه با رودربایستى و با من بمیرم، تو بمیرى كنار بكشد؛ در دنیا سیاست این‌جورى نیست كه با رودربایستى بگوییم: طرف را خجالت‌زده كنیم، مثلاً عقب بكشد؛ نخیر، هرچه شما ضعف نشان بدهید، او مى‌آید جلو؛ هرچه شما عقب بكشید، او جرى‌تر میشود. این را ما تجربه كردیم؛ یك جاهایى عقب كشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد؛ یك چیزى او گفت، ما به خیال یك مصلحتى حرف او را قبول كردیم، دیدیم پایش را گذاشت روى آن حرف، یك قدم آمد جلو؛ دشمن این‌جورى است. در مقابل دشمن بین‌المللى، با اراده‌ى قوى، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت - به این ملت باید اعتماد كرد، ملت ما ملت شجاع و رشیدى است - و با توكّل به خداى بزرگ و با حسن ظنّ به وعده‌ى الهى، بایستى راه را انتخاب كرد، با نگاه صحیح، عاقلانه، مدبّرانه پیش رفت، آن وقت خداى متعال هم به این‌چنین كارى بركت خواهد داد و توفیقات الهى شامل حال همه خواهد شد.

 بنده امیدوارم به فضل پروردگار و به لطف الهى كه ان‌شاءالله این امتحانى كه در پیش داریم - امتحان روز جمعه‌ى آینده، امتحان انتخابات، امتحان حضور در پاى صندوقهاى رأى - خداى متعال كمك كند و ملت ایران ان‌شاءالله در این انتخابات موفّق و پیروز بشود؛ بحوله و قوّته.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

۱) تحف‌العقول، ص ۲۳۷

۲) مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیّه‌

۳) همان. گویا در برابرت ایستاده و آن توكل نیكوئى كه بر تو دارم بر من سایه افكنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى در باره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده‏اى.‌

۴) همان. خدایا بریدن كاملى از خلق بسوى خود بمن عنایت كن و دیده‏هاى دلمان را بنور توجهشان بسوى خود روشن گردان! ‌

۵) صحیفه‌ى سجّادیّه، دعاى ۴۸

۶) همان.‌ بمخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته بعزت مقدست گردد،



نوع مطلب : انتخابات، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، فتنه 88، قانون، ایران و ایرانی، امام حسین، 
برچسب ها : امام حسین، دعای شعبانیه، دعای کمیل، امام خمینی، ماه شعبان، قیام امام حسین، بیانات در سالروز میلاد امام حسین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 خرداد 1392





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic