بیانات در مراسم تنفیذ حكم ریاست جمهورى اسلامى ایران‌

12/5/92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 مجلسِ بسیار باشكوه و مهم و روزِ ان‌شاءالله بسیار مباركى است. اینكه در نظام مقدس جمهورى اسلامى، قدرت اجرائى، با متانت، با آرامش، با صفا و صمیمیت، بین خدمتگزاران نظام دست‌به‌دست میشود، یك پدیده‌ى بسیار ارزشمند و مهمى است؛ این پدیده ناشى است از مردم‌سالارى اسلامى، كه امام بزرگوار ما با درایت خود، با حكمت خود، آن را اساس كار نظام جمهورى اسلامى قرار دادند. كار دست مردم است، انتخاب در اختیار مردم است، و محور و مدار كارها هم اسلام عزیز است؛ مردم‌سالارى اسلامى.

 ملت ما تا قبل از انقلاب اسلامى مزه‌ى حاكمیت مردم را نچشیده بود. از اعلام مشروطیت در ایران تا سالى كه انقلاب پیروز شد، هفتادوپنج سال طول كشید؛ از این هفتادوپنج سال، پنجاه‌وپنج سال دیكتاتورى خاندان پهلوى بود؛ دیكتاتورىِ خشن و وابسته به قدرتهاى جهانى؛ یعنى اول به انگلیس، بعد به آمریكا.  بدون ملاحظه‌ى خواست مردم، در این پنجاه‌وپنج سال، زمام امور كشور در دست انسانهائى قرار گرفت كه نه به سرنوشت این ملت، نه به منافع این ملت، نه به عظمت و شكوه و عزت این كشور اعتنائى نداشتند و به منافع شخصى خود و منافع قدرتهائى كه از آنها حمایت میكردند، دلبسته بودند. بیست سال قبل از آن هم كشور دچار هرج و مرج بود. یعنى از آغاز دوران مشروطیت تا انقلاب اسلامى، بجز یك فرصتِ حدود دو ساله‌اى در این میان ،كه یك دولت ملىِ ضعیفى تشكیل شده بود - كه این هم با توطئه‌ى مشترك انگلیس و آمریكا از بین رفت - بقیه‌ى این مدت، تمام به استبداد و دیكتاتورى گذشت.

 مزه‌ى مردم‌سالارى را مردم در جمهورى اسلامى چشیدند. از آغاز پیروزى انقلاب تا امروز، در همه‌ى مسائل مهم، در همه‌ى مسئولیتهاى اساسى كشور، مردم بودند كه نقش ایفا كردند. یازده بار انتخابات ریاست جمهورى، نُه بار انتخابات مجلس شوراى اسلامى، چند بار انتخابات مجلس خبرگان و شوراها؛ یعنى در این سى‌وچهار سال، تقریباً هر سال یك انتخابات انجام گرفته است. مردم احساس میكنند كه بر سرنوشت خود در مدیریت كشور و در برنامه‌هاى كلان كشور، آنها هستند كه تصمیم‌گیرند و نظارت میكنند و عمل میكنند؛ این مردم‌سالارى دینى است.

 یكى از خصوصیات این مردم‌سالارى این است كه رابطه‌ى مردم و مسئولان به صِرف رابطه‌ى قانونى منحصر نمیشود؛ بلكه علاوه بر آن، رابطه‌ى عاطفى و ایمانى است؛ كه ناشى از اعتقادات مردم، ناشى از بینش دینى مردم، ناشى از تعهد مردم به مبانى و اصول انقلاب است. این چیزى است كه در دنیا ما نظیرى برایش نمى‌شناسیم، كه رابطه‌ى مردم با مسئولین، یك چنین رابطه‌ى مستحكمِ عاطفى و ایمانى و نشانه‌ى پایبندى به مبانى باشد؛ و همین است كه مسئولین را هدایت میكند. رئیس جمهور محترمى كه امروز رسماً به مسئولیت سنگین و افتخارآمیز ریاست جمهورى رسیدند، به این نكته توجه كنند كه مردم، كشور عزیز ایران را یك كشور اسلامى و مبتنى بر تعاریف اسلامى و تعالیم اسلامى میدانند؛ لذا مى‌ایستند.

 شما ملاحظه كنید دیروز در این كشور روز قدس بود. چه كسى اجبار كرده بود كه مردم در این هواى گرم، با دهان روزه  بیایند توى خیابانها، در تهران، در شهرستانها، در هواى گرم مناطقى مثل خوزستان، و بر مبناى یك اعتقاد شعار بدهند و ایستادگى را به رخ دنیا بكشانند و موضع خود را نسبت به مسئله‌ى فلسطین و رژیم غاصب صهیونیست اعلام كنند؟ تحلیل تحلیلگران چگونه است؟ این حادثه‌ى عظیم را چگونه تحلیل میكنند؟ این اتفاقى است كه هر سال در روز قدس و نیز در روز بیست‌ودوى بهمن مى‌افتد؛ این ملت مى‌آیند با شوق، با ذوق، از همه‌ى قشرها، پیر و جوان، زن و مرد، در اقصى‌ نقاط كشور، موضع خودشان را نسبت به مسائل اساسى كشور فریاد میكنند. این همان ایمان است؛ این رابطه‌ى ایمانى است. هیچ دستورى، هیچ مشوق مادى‌اى نمیتواند مردم را اینجور به میدانهاى حضور بكشاند. حضور در انتخابات هم همین جور است. انتخابات پرشور ریاست جمهورىِ امسال را كه ملاحظه كردید، و همچنین نظائرش را در دوره‌هاى گذشته، مردم به‌وجود مى‌آورند؛ چون احساس تعهد میكنند، احساس تكلیف میكنند؛ پایبندى و تقید ایمانى، آنها را به میدان حضور سیاسى و حضور اجتماعى میكشاند؛ این، خصوصیت مردم‌سالارى دینى است. این راه را امام بزرگوار جلوى پاى مردم گذاشت، مردم هم با وفادارى كامل این راه را تا امروز پیموده‌اند، ان‌شاءالله بعد از این هم خواهند پیمود.

 وظیفه‌ى مسئولان، وظیفه‌ى سنگینى است. در نظام جمهورى اسلامى، پذیرش مسئولیت به معناى كامجوئى از قدرت نیست؛ به معناى قبول زحمات خدمت به مردم است؛ این معناى قبول زحمت است؛ معناى مسئولیت در نظام جمهورى اسلامى این است. مسئولان تلاش میكنند، كار میكنند، زحمت میكشند، توان خودشان را به میدان مى‌آورند تا بتوانند از مشكلات مردم كم كنند، بتوانند كشور را به اهداف برسانند. ظرفیتهاى كشور هم خوشبختانه بسیار زیاد است؛ زحمات متراكمى كه گذشتگان كشیدند، آنها هم جزو ظرفیتهاى این كشور است؛ از این ظرفیتها باید مسئولان محترم استفاده كنند.

 البته من توصیه میكنم، هم مردم را به بردبارى، هم مسئولین محترم را به شكیبائى و حوصله. نباید توقع داشت مشكلاتى كه در سر راه مردم وجود دارد - چه در زمینه‌ى اقتصادى، چه در هر زمینه‌ى دیگرى - در مدت كوتاهى برطرف شود. البته باید از خداى متعال درخواست كرد كه به مسئولین توفیق دهد هرچه بتوانند، سریعتر كارها را پیش ببرند؛ اما طبیعت كارهاى كلان در كشور، طبیعت زمانبر است.

 توصیه‌ى ما، هم به رئیس جمهور محترم، هم به هیئت دولتى كه ان‌شاءالله به توفیق الهى در آینده‌ى نزدیكى از مجلس رأى اعتماد خواهند گرفت، این است كه كارها را با صبر و بدون شتابزدگى انجام دهند؛ گامها را محكم و مطمئن بردارند. در همه‌ى زمینه‌ها ظرفیت كار وجود دارد، اهداف بلند هم وجود دارد، نشانه‌ها و بشارتها هم در كشور ما كم نیست. البته جبهه‌ى دشمنان برخوردهاى خصمانه‌اى دارند. رئیس جمهور محترم اشاره كردند به تحریمها و فشارهائى كه دشمنان ملت ایران - كه البته در رأس آنها آمریكا است -  بر كشور وارد میكنند. من میخواهم بگویم درست است كه فشارهاى دشمنان براى مردم مشكلاتى را به‌وجود مى‌آورد، اما تجربه‌هاى باارزشى هم در اختیار مسئولان و در اختیار مردم میگذارد. درس بزرگى كه ما از این فشارهاى اقتصادى دریافت كردیم، این است كه هرچه میتوانیم، باید به استحكام ساخت داخلى قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر كنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائى كه دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتى با یك چنین مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهاى ملت ایران خیلى زیاد است. ما باید بپردازیم به استحكام ساخت درونى اقتدار ملى؛ كه آن روز به مسئولان كشور عرض كردیم: در درجه‌ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ كه باید با جدیت دنبال شود.

 مسائل سیاسى هم مسائل مهمى است. من تأیید میكنم نظرى را كه رئیس جمهور محترم ابراز كردند در زمینه‌ى برخورد حكمت‌آمیز با مسائل گوناگون بین‌المللى و مسائل سیاسى و مسائل ارتباطات بین‌المللى و اینها. حتماً باید برخوردِ حكمت‌آمیز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانى داریم كه اینها زبان عقلائى هم خیلى سرشان نمیشود؛ لیكن آنچه كه ما وظیفه داریم، این است كه با استحكام، با توجه به اهداف والاى جمهورى اسلامى، بدانیم چه كار داریم میكنیم؛ اهداف خودمان را بشناسیم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشیم و آنها را با جدیت دنبال كنیم.

 بله، همین جور كه گفتند، «امت وسط» خصوصیت جامعه‌ى اسلامى است؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهیداً».(۱) راه وسط، همان راه اسلام است؛ نگاه كنیم ببینیم اسلام به ما چه میگوید، اسلام از ما چه میخواهد.

راه موفقیت این است كه دنبال رضاى الهى و دنبال انجام تكلیف الهى باشیم. خداى متعال راهها را براى ما مشخص كرده است؛ اگر از این راهها سلوك كنیم، مشى كنیم، به توفیق خواهیم رسید. فراموش نكنیم از روز اوّلى كه این انقلاب پیروز شد، دشمنانى بودند كه صریحاً اعلام دشمنى كردند و گفتند میخواهند این انقلاب را از بین ببرند و نظام جمهورى اسلامى را محو كنند. از آن روز تا امروز كه سى و چهار سال میگذرد، روزبه‌روز على‌رغم دشمنان، ملت ایران پیشرفت كرده است. نه فقط نتوانستند نظام اسلامى را متزلزل كنند، بلكه حتّى نتوانستند جلوى رشد نظام اسلامى را هم بگیرند. ما امروز در زمینه‌هائى پیشرفت كرده‌ایم كه در سالهاى اول انقلاب تصورش را هم نمیكردیم؛ این مربوط به الطاف الهى و كمك الهى و حضور قوى مردم و تلاش مسئولینى است كه در این مدت مشغول تلاش و كار بودند. راه موفقیت این كشور و این ملت عبارت است از راه اسلام، پایبندى به مبانى اسلام، پایبندى به ارزشهاى اسلامى، و پایبندى به آنچه كه امام بزرگوار ما براى ما به یادگار گذاشته است از نصایح و از رهنمودها و خطوط روشنى كه در اختیار ما قرار دارد.

  من به همه‌ى مسئولین محترم توصیه میكنم كه ان‌شاءالله همكارى‌هاى خودشان را در زمینه‌ى برطرف كردن مشكلات كشور بیش از پیش كنند؛ قواى مجریه، مقننه و قضائیه حداكثر همكارى را بكنند. وضع عمومى در دنیاى اسلام، در منطقه و در كل جهان با مشكلاتى همراه است؛ یعنى وضع ناآرامى بر همه‌ى اطراف عالم در زمینه‌هاى اقتصادى، در زمینه‌هاى سیاسى، در زمینه‌هاى امنیتى حاكم است. در منطقه‌ى ما هم كه مشكلات الى ماشاءالله وجود دارد؛ از آن طرف، مشكلاتى كه در برخى از كشورهاى اسلامى است؛ از آن طرف، حضور ظالمانه‌ى رژیم صهیونیستى  است كه شصت‌وپنج سال است این رژیم مشغول ظلم به مردم و مشغول جنایت نسبت به صاحبان اصلى فلسطین است. این مشكلات مربوط به شصت‌وپنج سال قبل نیست؛ تا امروز ادامه دارد: خانه‌هاى مردم را ویران میكنند؛ بچه را در آغوش پدرش میكُشند؛ نوجوان را از خانه‌ى خودش بیرون میكشند و به زندان میبرند؛ سالها افراد را بدون محاكمه یا بیش از اندازه‌اى كه محكوم به زندان شدند، نگه میدارند؛ روزانه به مردم فشار وارد میكنند؛ مردمى كه صاحبان اصلى سرزمین هستند. اینها جنایت نیست؟ اینها ظلم نیست؟ این یكى از خصوصیاتى است كه در منطقه مشاهده میشود، و متأسفانه كمك و حمایت برخى از قدرتهاى جهانى از این عنصر ظالم در منطقه. اینها اوضاعى است كه بر منطقه‌ى ما حاكم است.

 جمهورى اسلامى با مواضع روشن، با امكانات فراوان، با آینده‌اى كه همراه با بشارتهاى فراوانى است، باید كارهاى بزرگى را انجام دهد؛ در درجه‌ى اول، مسائل مربوط به مشكلات داخلى است. زحمات زیادى كشیدند. من لازم است از دولت جناب آقاى احمدى‌نژاد كه خدمات فراوانى كردند و كارهاى مهمى انجام دادند، تشكر كنم. كارهاى فراوانى هم وجود دارد كه مسئولین از حالا به بعد ان‌شاءالله باید انجام دهند. جریان پیشرفت كشور و پیشرفت ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى توقف‌پذیر نیست. ان‌شاءالله به توفیق الهى كارها پیش خواهد رفت.

 جناب آقاى روحانى - همان‌طور كه اشاره كردند - جزو عناصر خدمتگزار قدیمى به نظام اسلامى در بخشهاى مختلف هستند؛ یك فرد آزموده شده‌اى در نظام جمهورى اسلامى هستند؛ چه در دوره‌ى دفاع مقدس، چه در مجلس شوراى اسلامى، چه در شوراى عالى امنیت ملى، كارهاى فراوانى  بر دوش ایشان بوده است، كه آن خدمات بزرگ را انجام دادند؛ امروز هم به عنوان رئیس جمهور بحمدالله مفتخرند به این كه آراء مردم ایشان را به این سِمت منصوب كرده است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به ایشان كمك كند، از ایشان دستگیرى كند، هدایت كند.

 و همه سعى كنند كمك كنند. من از همه‌ى جریانهاى گوناگون سیاسى درخواست میكنم و اصرار دارم، و همچنین از همه‌ى شخصیتهاى متنفذى كه داراى نفوذ كلمه هستند، داراى حوزه‌ى تأثیرگذارى در میان ملت هستند، درخواست میكنم به مسئولین، به دولت، به رئیس جمهور كمك كنند تا ان‌شاءالله بتوانند وظائف سنگینى را كه برعهده دارند، بخوبى انجام دهند و توقعاتى را كه وجود دارد و مردم دارند، ان‌شاءالله به بهترین وجهى برآورده كنند.

 از خداوند متعال توفیقات را براى همه‌ى حضار محترم، براى همه‌ى ملت ایران، براى همه‌ى برادران مسلمان در سراسر جهان مسئلت میكنم و امیدوارم ان‌شاءالله بركات الهى در این ایام ماه مبارك رمضان شامل حال همه باشد و روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهیدان از ما راضى باشند.

 والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

 

۱) بقره: ۱۴۳ همان‏گونه (كه قبله شما، یك قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‏اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است.



نوع مطلب : انتخابات، انقلاب اسلامی و امام خمینی، حمایت مردمی از نظام، دولت یازدهم، مشروطه، مبارزه با صهیونیزم، 
برچسب ها : لزوم رفتن در مسیر اسلام، رابطه عاطفی ایمانی مردم با مسؤولین، خصوصیات نظام مردم سالار دینی، تعریف اعتدال و امت وسط، تنفیذ، روحانی،
لینک های مرتبط :

 یك سؤال دیگر این است - كه اینجا هم باز بعضى از دوستان گفتند - كه رابطه‌ى «تكلیف‌مدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكلیف هستیم. آیا این معنایش این است كه امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنین كهولت، این همه سختى‌ها را دنبال كرد، براى اینكه نظام اسلامى را بر سر كار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت كه ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تكلیف‌گرائى معنایش این است كه انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ى مطلوب، بر طبق تكلیف عمل كند؛ برخلاف تكلیف عمل نكند، ضدتكلیف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشى كه پیغمبران كردند، اولیاى دین كردند، همه براى رسیدن به نتائج معینى بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت كه ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن كسى كه براى رسیدن به نتیجه، برطبق تكلیف عمل میكند، اگر یك وقتى هم به نتیجه‌ى مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمیكند؛ خاطرش جمع است كه تكلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تكلیف عمل نكرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آن كه نه، تكلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، كار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور كه قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه كرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامه‌ریزى و كار كرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیكند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراین، این كه تصور كنیم تكلیف‌گرائى معنایش این است كه ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست.

 در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى كه در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، كسانى كه وارد میدان جهاد میشدند، براى تكلیف هم حركت میكردند. جهاد فى‌سبیل‌الله یك تكلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تكلیف بود؛ آن كسانى كه وارد میشدند، اغلب احساس تكلیف میكردند. اما آیا این احساس تكلیف، معنایش این بود كه به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نكنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزى و تاكتیك و اتاق فرمان و لشكر و تشكیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تكلیف‌گرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه كند ببیند این نتیجه چگونه به دست مى‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامه‌ریزى كند.

 یك نكته‌ى دیگر این است كه در دانشگاهها شور و نشاط یك امر لازمى است. دانشگاهِ دچار ركود، دانشگاه خوبى نیست. مراد از این شور و نشاط چیست؟ این شور و نشاط در بخشهاى مختلفى خودش را نشان میدهد؛ هم در بخشهاى علمى، هم در بخشهاى اجتماعى و سیاسى، این شور و نشاط میتواند خودش را نشان دهد. محیط دانشگاه، محیط جستجو كردن از نقطه‌نظرات درست در زمینه‌ى سیاسى و در زمینه‌ى اداره‌ى كشور و همچنین در زمینه‌ى مسائل كلان دیگر است. فرض كنید راجع به مسئله‌ى بیدارى اسلامى - كه یك مسئله‌ى مهمى است - جاى جستجو كردن از نقطه‌نظر صحیح در این باره، محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى است. بر اساس فكر و بحث و تحرك ذهنى، تحرك عملى به وجود مى‌آید؛ وظائف آشكار میشود؛ بر طبق آن وظائف باید كارهائى انجام بگیرد، كه انجام میگیرد. بنابراین بحث و تحلیل و فهم و تشخیص در دانشگاهها، یكى از عرصه‌هاى گوناگون شور و نشاط است.

 جدا كردن مسائل اصلى از فرعى، مسائل درجه‌ى یك از مسائل درجه‌ى دو، سرگرم نشدن به مسائلى كه از اولویت برخوردار نیستند و شناختن این مسائل، از عرصه‌هاى شور و شوق دانشجوئى و دانشگاهى است. اگر شما مى‌بینید در بیرون كسانى احیاناً به مسائل فرعى سرگرم میشوند، خودشان را مشغول میكنند، محیط دانشگاه باید بتواند در این زمینه داورى درستى داشته باشد: آقا این مسئله اصلى است، این مسئله فرعى است؛ این مسئله از اولویت برخوردار است، این مسئله از اولویت برخوردار نیست. محیط دانشجوئى، یك چنین محیطى است. این معنایش این نیست كه حتماً بر همه‌ى این جمع دانشجوئى، فكر واحدى حاكم باشد؛ نه، ممكن است اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ شما میگوئید این مسئله از اولویت برخوردار نیست، دیگرى میگوید هست؛ خیلى خوب، محیط، محیط بحث است؛ همین، نشاط ایجاد میكند.

 به نظر من امروز موضوعاتى وجود دارد كه میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجوئى واقع شود و همین زمینه‌هاى شور و نشاط گوناگون علمى و اجتماعى را به‌وجود آورد؛ یكى‌اش مسئله‌ى «حماسه‌ى اقتصادى» است. خب، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان است، به كار رفت؛ درباره‌ى حدود این عنوان میشود فكر كرد، بحث كرد؛ راهكارهاى رسیدن به این حماسه را میشود بحث كرد. محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى میتوانند در این زمینه فعال باشند. اینها جزو بحثهائى است كه میتواند سرنوشت كشور را تغییر دهد. البته حماسه‌ى اقتصادى یك مسئله‌ى زودگذر نیست؛ اینجور نیست كه حالا ما چند ماه حماسه‌ى اقتصادى به راه بیندازیم و به نتائجى دست پیدا كنیم؛ نه، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان و یك تیتر براى یك حركت بلندمدت است، كه میتواند در سال ۹۲ شروع شود، و باید هم شروع شود.

 یا فرض بفرمائید «اقتصاد مقاومتى». خب، عنوان «اقتصاد مقاومتى»، عنوان مهمى است. البته كار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده - در مراكزى كه براى سیاستگذارى است - منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتى یعنى چه؟ در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور، چه جور مقاومتى مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یك كار علمى، یك موضوع علمى، چقدر میتواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه میتواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.

 یا مسئله‌ى «سبك زندگى» - كه بنده سال گذشته در سفر بجنورد آن را مطرح كردم و مورد استقبال هم قرار گرفت - مسئله‌ى مهمى است. بحث درباره‌ى مسائل سبك زندگى، اظهارنظر، موافقت، مخالفت، در مواد گوناگون؛ اینها بحثهائى است كه دانشگاه را زنده و بانشاط نگه میدارد. اینجور بحثهاى مهم و ناظر به واقعیتها، خون در رگهاى این پیكره‌ى عظیم جارى میكند. اینها غیر از بحثهاى رائجى است كه ما دیده بودیم و زمان جوانى ما معمول بود. ما آن‌وقتها به این بحثها میگفتیم بحثهاى روشنفكرى، كه هیچ ناظر به واقعیت نبود؛ ساعتها مى‌نشستند بحث میكردند، یك چیزى را یكى اثبات میكرد، دیگرى نفى میكرد؛ هیچ نتیجه‌اى هم نداشت، هیچ ناظر به واقعیتهاى اجتماعى هم نبود؛ اما اینها بحثهائى است كه همه‌اش ناظر به مسائل اجتماعى است.

 یا همین مسئله‌ى «بیدارى اسلامى»، آفتهاى بیدارى اسلامى. اتفاقى كه در دنیاى اسلام در این چند كشور رخ داد، اتفاق كوچكى نبود؛ اتفاق بزرگى بود. البته تحلیل یكى از برادران كاملاً درست است؛ بلا شك برخاسته‌ى از بیدارى اسلامى در جمهورى اسلامى در ایران اسلامى بود. نمیخواهیم این را بیخودى مطرح كنیم كه حساسیتها در میان كشورهاى مختلف تحریك شود؛ اما واقعیت این است. خود این بیدارى اسلامى یك پدیده‌ى بسیار مهمى است؛ اینجور هم نیست كه حالا با آنتى‌تزهائى كه به قول خودشان برایش درست كردند، بگوئیم این بیدارى از بین رفته است؛ نه، اینجورى نیست؛ این بیدارى به وجود آمده. همین حوادثى كه امروز شما در مصر و در بعضى جاهاى دیگر مشاهده میكنید، اینها همه‌اش نشانه‌ى این است كه عمق بیدارى اسلامى در این كشورها وجود دارد؛ البته خوب مدیریت نشد، ناشیگرى كردند. یكى از همین حرفها این است كه شما این ناشیگرى‌ها را پیدا كنید، ببینید كجا اشتباه كردند؛ چه كار كردند كه نباید میكردند، یا چه كارهائى نكردند كه باید میكردند؛ این یكى از موضوعات مهم بحثهاى حلقه‌هاى دانشجوئى است. به نظر من مهم است كه بدانیم و مقایسه كنیم بین انقلاب اسلامى و تشكیل نظام اسلامى در ایران، و آنچه كه به عنوان انقلاب اسلامى مثلاً در كشور بزرگى مثل مصر اتفاق افتاد. آنجا این آفتها به وجود آمد. امروز صحنه‌ى مصر، صحنه‌ى بسیار دردناكى است؛ براى ماها كه نگاه میكنیم، واقعاً دردناك است. این به خاطر اشتباهاتى است كه صورت گرفت؛ یك كارهائى نباید میشد، شد؛ یك كارهائى باید میشد، نشد. آن‌وقت اینها مقایسه شود با نظائر خودش در نظام جمهورى اسلامى؛ اینجااز اول چگونه عمل شد، و آنجا چگونه؟ به نظر ما اینها خیلى مهم است. امروز استكبار یك صف‌آرائى عجیبى دارد، یك خاكریز طولانى‌اى در مقابل این بیدارى به‌وجود آورده؛ حالا یك بخشهائى‌اش را شما در این كشورها و در این حوادث و همچنین در حوادث كشور خودمان دارید مشاهده میكنید. كار، خیلى كار مهمى است.

 یا یكى از موضوعاتى كه باز میتواند مورد بحث و مطالعه قرار بگیرد، عمق راهبردى نظام در نگاه به مسائل منطقه است. در نگاه به مسائل منطقه، انسان متوجه یك موضوعى میشود و آن، عمق راهبردى جمهورى اسلامى در این مناطق است. یك جاهائى یك حوادثى است كه میتواند مثل ریشه و مایه‌ى استحكام یا ریسمانهاى نگهدارنده‌ى خیمه، براى داخل كشور به حساب بیاید؛ اینها عمق راهبردى است. اینكه شما ملاحظه كردید امام در زمینه‌ى انقلابهاى خارج از كشور و هسته‌هاى انقلابى، بیانات صریحى را در آن روزها بیان میكردند، براى تشكیل یك چنین عمقى بود؛ كه تشكیل هم شد. امروز دستگاه استكبار با دستپاچگى دارد با این عمق استراتژیك مبارزه میكند؛ البته به جائى هم نرسیده و نخواهد رسید.

 یك بحث مهم در همین قضیه، كارى است كه دشمن دارد در زمینه‌ى اختلاف شیعه و سنى میكند؛ كوبیدن مجموعه‌هاى شیعه در نقاط مختلف دنیاى اسلام. دشمن با این تصور كه چون عناصر شیعه در واقع پایگاه‌هاى طبیعى براى جمهورى اسلامى محسوب میشوند، میخواهد این پایگاه‌ها را بكوبد؛ البته اشتباه میكند. پایگاه‌هاى جمهورى اسلامى منحصر به شیعه‌ها نیست. خیلى از برادران سنى در خیلى از كشورها آنچنان دفاع جانانه‌اى از جمهورى اسلامى میكنند كه خیلى از شیعه‌ها نمیكنند. بعضى از این مخالفین ضدانقلابى كه در خارج از كشور نشسته‌اند - به قول شماها، آن ور آب - و علیه جمهورى اسلامى مرتب حرف میزنند، اگر به آنها بگویند مذهبت چیست، میگوید شیعه. خیلى از مسلمانهائى كه شیعه‌ى امامى هم نیستند - حالا یا شیعه‌ى زیدى‌اند، یا سنى‌اند - در دفاع از نظام اسلامى، از برادران شیعه كمتر نیستند. بنابراین در مورد عمق راهبردى، دشمنان ما فهم درستى ندارند و كارى كه دارند میكنند، كار اشتباهى است. بنابراین یك صحنه‌ى مهمِ نشاطى كه براى دانشگاهها لازم است، همین صحنه‌ى مسائل سیاسى و اجتماعى و مسائل ناظر به واقعیتهاى زندگى است؛ كه اینها را شما میتوانید بحث كنید، پخته كنید، سنجیده كنید، اینها را بر مدیریتهاى كشور عرضه كنید و به عنوان فرآورده‌هاى علمى و فكرى براى نظام اسلامى به جا بگذارید. خود شماها چند صباح دیگر در بخشهاى مختلف كشور جزو مدیرانید؛ از اینها باید استفاده كنید، و امروز هم باید استفاده شود.

 یك عرصه‌ى دیگر، عرصه‌ى علم است؛ نشاط علمى. من به شما عرض بكنم؛ امروز یكى از نیازهاى اساسى و درجه‌ى یك كشور، نیاز علمى است. اگر چنانچه ما توانستیم در عرصه‌ى علمى، پیشرفتهائى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینه‌ى مشكلات اقتصادى، هم در زمینه‌ى مشكلات سیاسى، هم در زمینه‌ى مشكلات اجتماعى، هم در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى، مطمئناً گره‌گشائى‌هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله‌ى بسیار مهمى است. در این حدود ده سال، یازده سال گذشته، در این زمینه خیلى كار شده؛ لیكن بعد از این هم باید كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقیده‌ام  این است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور باید جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگیرد.

 یك توصیه‌ى من به دانشجوهاى عزیز این است كه با اساتید ارزشى و مكتبى ارتباطاتتان را مستحكم كنید. امروز خوشبختانه در محیط  دانشگاه، استادان ارزشى و مكتبى كم نیستند؛ ارتباطات را با اینها افزایش دهید؛ با مراجع فكرى - چه فكر دینى، چه فكر سیاسى، كه مورد اعتماد و اطمینان و سالم باشند - ارتباطات را افزایش دهید. مطالعات فكرى را هم - همچنان كه من همیشه به دانشجویان عزیز سفارش كردم و میكنم - تقویت كنید.

در مورد موضع در برابر دولت كنونى سؤال شد. من عقیده‌ام این است كه از همه‌ى دولتها و از جمله دولتى كه منتخب است و ان‌شاءالله تا یكى دو هفته‌ى دیگر رسماً تشكیل و مشغول كار خواهد شد، باید حمایت كرد، باید كمك كرد، باید همكارى كرد. دوستان گفتند كه اگر اینجور باشد، ما حمایت میكنیم؛ اگر اینجور باشد، انتقاد میكنیم. البته من با انتقاد مخالفتى ندارم، منتها توجه شود كه اولاً انتقاد با عیبجوئى فرق میكند؛ ثانیاً باید  فرصتى براى كار به‌وجود بیاید. من در مورد این دولتى هم كه امروز سر كار است، در هشت سال قبل به بعضى‌ها كه هى میخواستند انتقاد كنند، گفتم بگذارید یك مقدارى وقت بگذرد و فرصتى و فضائى در اختیار این دولت قرار بگیرد، تحركى پیدا كند، بعد اگر چنانچه انتقاد داشتید، انتقاد را شروع كنید؛ عجله نكنید در شروع انتقاد. در مورد این دولت و همه‌ى دولتها، ما همین نظر را داریم. ما معتقدیم دولتها مسئولیتهاى سنگینى دارند، كارشان واقعاً سخت است؛ اداره‌ى كشور در بخش قوه‌ى مجریه، حقیقتاً كار دشوارى است؛ باید همه كمك كنند. هیچ كس هم از ضعف خالى نیست. من به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم. طلبه‌ها گاهى كه كسى یك چیزى میگوید، میگویند آقا قیاس به نفس نكن. بنده قیاس به نفس میكنم. به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم؛ میگویم همه همین جورند. همه ضعفهائى دارند، قوّتهائى دارند، مشكلاتى دارند؛ بنابراین نباید انسان توقعات را به قدرى بالا ببرد كه از توان منطقى خارج باشد؛ نه، باید واقعیتها را دید، مشكلات را مشاهده كرد و كمك كرد و دعا كرد كه خداى متعال ان‌شاءالله به این دولت - و هر دولتى - كمك كند تا بتوانند ان‌شاءالله كارهایشان را انجام دهند؛ و مجموعه‌ى نیروهاى فعال سیاسى و دانشجوئى و كارى و مدیریتهاى مختلف بتوانند ان‌شاءالله دست به دست هم بدهند و كارها را پیش ببرند.

 خب، وقت ما هم تمام شد؛ نزدیك به اذان هستیم، من چند تا دعا بكنم؛ شما جوانهاى عزیز با دلهاى صاف و پاكتان همراهى كنید كه ان‌شاءالله این دعاها مستجاب شود. پروردگارا! سرنوشت كشور و ملت ما را سرنوشتى افتخارآمیز و همراه با سعادت و شیرینىِ خوشبختى قرار بده. پروردگارا! به ملت ما، به جوانان ما، به مسئولان ما، توفیقات و هدایت و كمك خودت را ارزانى بدار. پروردگارا! آرمانها و اهداف والاى نظام جمهورى اسلامى را در آینده‌ى نزدیكى كه این جوانهاى ما آن آینده را ببینند، محقق بفرما؛ همت ما را براى رسیدن به این آرمانها روزافزون بفرما. پروردگارا! در میدانهاى خطرناك، ملت ایران و جوانان ما را یارى بفرما؛ ملت ایران را بر دشمنانش پیروز كن. پروردگارا ! در این شبهاى مبارك، در این روزهاى صفا و معنویت، رحمت و بركت خودت را بر ملت ایران نازل كن. پروردگارا! آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده. قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود كن. ارواح طیبه‌ى شهیدان و روح مطهر امام بزرگوار را از همه‌ى ما راضى و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌





نوع مطلب : انقلاب اسلامی و امام خمینی، بیداری اسلامی، دانشگاه و دانشجویان، دفاع مقدس، دولت یازدهم، مصر، رابطه تکلیف و نتیجه، 
برچسب ها : رابطه تکلیف و نتیجه، دو ثمره تکلیف گرایی، عدم فتح یا شکست؟، فرعی و اصلی سازی مسائل، سبک زندگی، حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی، بیانات در دیدار با دانشجویان،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic