یك سؤال دیگر این است - كه اینجا هم باز بعضى از دوستان گفتند - كه رابطه‌ى «تكلیف‌مدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكلیف هستیم. آیا این معنایش این است كه امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنین كهولت، این همه سختى‌ها را دنبال كرد، براى اینكه نظام اسلامى را بر سر كار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت كه ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تكلیف‌گرائى معنایش این است كه انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ى مطلوب، بر طبق تكلیف عمل كند؛ برخلاف تكلیف عمل نكند، ضدتكلیف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشى كه پیغمبران كردند، اولیاى دین كردند، همه براى رسیدن به نتائج معینى بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت كه ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن كسى كه براى رسیدن به نتیجه، برطبق تكلیف عمل میكند، اگر یك وقتى هم به نتیجه‌ى مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمیكند؛ خاطرش جمع است كه تكلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تكلیف عمل نكرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آن كه نه، تكلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، كار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور كه قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه كرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامه‌ریزى و كار كرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیكند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراین، این كه تصور كنیم تكلیف‌گرائى معنایش این است كه ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست.

 در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى كه در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، كسانى كه وارد میدان جهاد میشدند، براى تكلیف هم حركت میكردند. جهاد فى‌سبیل‌الله یك تكلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تكلیف بود؛ آن كسانى كه وارد میشدند، اغلب احساس تكلیف میكردند. اما آیا این احساس تكلیف، معنایش این بود كه به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نكنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزى و تاكتیك و اتاق فرمان و لشكر و تشكیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تكلیف‌گرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه كند ببیند این نتیجه چگونه به دست مى‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامه‌ریزى كند.

 یك نكته‌ى دیگر این است كه در دانشگاهها شور و نشاط یك امر لازمى است. دانشگاهِ دچار ركود، دانشگاه خوبى نیست. مراد از این شور و نشاط چیست؟ این شور و نشاط در بخشهاى مختلفى خودش را نشان میدهد؛ هم در بخشهاى علمى، هم در بخشهاى اجتماعى و سیاسى، این شور و نشاط میتواند خودش را نشان دهد. محیط دانشگاه، محیط جستجو كردن از نقطه‌نظرات درست در زمینه‌ى سیاسى و در زمینه‌ى اداره‌ى كشور و همچنین در زمینه‌ى مسائل كلان دیگر است. فرض كنید راجع به مسئله‌ى بیدارى اسلامى - كه یك مسئله‌ى مهمى است - جاى جستجو كردن از نقطه‌نظر صحیح در این باره، محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى است. بر اساس فكر و بحث و تحرك ذهنى، تحرك عملى به وجود مى‌آید؛ وظائف آشكار میشود؛ بر طبق آن وظائف باید كارهائى انجام بگیرد، كه انجام میگیرد. بنابراین بحث و تحلیل و فهم و تشخیص در دانشگاهها، یكى از عرصه‌هاى گوناگون شور و نشاط است.

 جدا كردن مسائل اصلى از فرعى، مسائل درجه‌ى یك از مسائل درجه‌ى دو، سرگرم نشدن به مسائلى كه از اولویت برخوردار نیستند و شناختن این مسائل، از عرصه‌هاى شور و شوق دانشجوئى و دانشگاهى است. اگر شما مى‌بینید در بیرون كسانى احیاناً به مسائل فرعى سرگرم میشوند، خودشان را مشغول میكنند، محیط دانشگاه باید بتواند در این زمینه داورى درستى داشته باشد: آقا این مسئله اصلى است، این مسئله فرعى است؛ این مسئله از اولویت برخوردار است، این مسئله از اولویت برخوردار نیست. محیط دانشجوئى، یك چنین محیطى است. این معنایش این نیست كه حتماً بر همه‌ى این جمع دانشجوئى، فكر واحدى حاكم باشد؛ نه، ممكن است اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ شما میگوئید این مسئله از اولویت برخوردار نیست، دیگرى میگوید هست؛ خیلى خوب، محیط، محیط بحث است؛ همین، نشاط ایجاد میكند.

 به نظر من امروز موضوعاتى وجود دارد كه میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجوئى واقع شود و همین زمینه‌هاى شور و نشاط گوناگون علمى و اجتماعى را به‌وجود آورد؛ یكى‌اش مسئله‌ى «حماسه‌ى اقتصادى» است. خب، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان است، به كار رفت؛ درباره‌ى حدود این عنوان میشود فكر كرد، بحث كرد؛ راهكارهاى رسیدن به این حماسه را میشود بحث كرد. محیطهاى دانشگاهى و دانشجوئى میتوانند در این زمینه فعال باشند. اینها جزو بحثهائى است كه میتواند سرنوشت كشور را تغییر دهد. البته حماسه‌ى اقتصادى یك مسئله‌ى زودگذر نیست؛ اینجور نیست كه حالا ما چند ماه حماسه‌ى اقتصادى به راه بیندازیم و به نتائجى دست پیدا كنیم؛ نه، حماسه‌ى اقتصادى یك عنوان و یك تیتر براى یك حركت بلندمدت است، كه میتواند در سال ۹۲ شروع شود، و باید هم شروع شود.

 یا فرض بفرمائید «اقتصاد مقاومتى». خب، عنوان «اقتصاد مقاومتى»، عنوان مهمى است. البته كار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده - در مراكزى كه براى سیاستگذارى است - منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتى یعنى چه؟ در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور، چه جور مقاومتى مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یك كار علمى، یك موضوع علمى، چقدر میتواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه میتواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.

 یا مسئله‌ى «سبك زندگى» - كه بنده سال گذشته در سفر بجنورد آن را مطرح كردم و مورد استقبال هم قرار گرفت - مسئله‌ى مهمى است. بحث درباره‌ى مسائل سبك زندگى، اظهارنظر، موافقت، مخالفت، در مواد گوناگون؛ اینها بحثهائى است كه دانشگاه را زنده و بانشاط نگه میدارد. اینجور بحثهاى مهم و ناظر به واقعیتها، خون در رگهاى این پیكره‌ى عظیم جارى میكند. اینها غیر از بحثهاى رائجى است كه ما دیده بودیم و زمان جوانى ما معمول بود. ما آن‌وقتها به این بحثها میگفتیم بحثهاى روشنفكرى، كه هیچ ناظر به واقعیت نبود؛ ساعتها مى‌نشستند بحث میكردند، یك چیزى را یكى اثبات میكرد، دیگرى نفى میكرد؛ هیچ نتیجه‌اى هم نداشت، هیچ ناظر به واقعیتهاى اجتماعى هم نبود؛ اما اینها بحثهائى است كه همه‌اش ناظر به مسائل اجتماعى است.

 یا همین مسئله‌ى «بیدارى اسلامى»، آفتهاى بیدارى اسلامى. اتفاقى كه در دنیاى اسلام در این چند كشور رخ داد، اتفاق كوچكى نبود؛ اتفاق بزرگى بود. البته تحلیل یكى از برادران كاملاً درست است؛ بلا شك برخاسته‌ى از بیدارى اسلامى در جمهورى اسلامى در ایران اسلامى بود. نمیخواهیم این را بیخودى مطرح كنیم كه حساسیتها در میان كشورهاى مختلف تحریك شود؛ اما واقعیت این است. خود این بیدارى اسلامى یك پدیده‌ى بسیار مهمى است؛ اینجور هم نیست كه حالا با آنتى‌تزهائى كه به قول خودشان برایش درست كردند، بگوئیم این بیدارى از بین رفته است؛ نه، اینجورى نیست؛ این بیدارى به وجود آمده. همین حوادثى كه امروز شما در مصر و در بعضى جاهاى دیگر مشاهده میكنید، اینها همه‌اش نشانه‌ى این است كه عمق بیدارى اسلامى در این كشورها وجود دارد؛ البته خوب مدیریت نشد، ناشیگرى كردند. یكى از همین حرفها این است كه شما این ناشیگرى‌ها را پیدا كنید، ببینید كجا اشتباه كردند؛ چه كار كردند كه نباید میكردند، یا چه كارهائى نكردند كه باید میكردند؛ این یكى از موضوعات مهم بحثهاى حلقه‌هاى دانشجوئى است. به نظر من مهم است كه بدانیم و مقایسه كنیم بین انقلاب اسلامى و تشكیل نظام اسلامى در ایران، و آنچه كه به عنوان انقلاب اسلامى مثلاً در كشور بزرگى مثل مصر اتفاق افتاد. آنجا این آفتها به وجود آمد. امروز صحنه‌ى مصر، صحنه‌ى بسیار دردناكى است؛ براى ماها كه نگاه میكنیم، واقعاً دردناك است. این به خاطر اشتباهاتى است كه صورت گرفت؛ یك كارهائى نباید میشد، شد؛ یك كارهائى باید میشد، نشد. آن‌وقت اینها مقایسه شود با نظائر خودش در نظام جمهورى اسلامى؛ اینجااز اول چگونه عمل شد، و آنجا چگونه؟ به نظر ما اینها خیلى مهم است. امروز استكبار یك صف‌آرائى عجیبى دارد، یك خاكریز طولانى‌اى در مقابل این بیدارى به‌وجود آورده؛ حالا یك بخشهائى‌اش را شما در این كشورها و در این حوادث و همچنین در حوادث كشور خودمان دارید مشاهده میكنید. كار، خیلى كار مهمى است.

 یا یكى از موضوعاتى كه باز میتواند مورد بحث و مطالعه قرار بگیرد، عمق راهبردى نظام در نگاه به مسائل منطقه است. در نگاه به مسائل منطقه، انسان متوجه یك موضوعى میشود و آن، عمق راهبردى جمهورى اسلامى در این مناطق است. یك جاهائى یك حوادثى است كه میتواند مثل ریشه و مایه‌ى استحكام یا ریسمانهاى نگهدارنده‌ى خیمه، براى داخل كشور به حساب بیاید؛ اینها عمق راهبردى است. اینكه شما ملاحظه كردید امام در زمینه‌ى انقلابهاى خارج از كشور و هسته‌هاى انقلابى، بیانات صریحى را در آن روزها بیان میكردند، براى تشكیل یك چنین عمقى بود؛ كه تشكیل هم شد. امروز دستگاه استكبار با دستپاچگى دارد با این عمق استراتژیك مبارزه میكند؛ البته به جائى هم نرسیده و نخواهد رسید.

 یك بحث مهم در همین قضیه، كارى است كه دشمن دارد در زمینه‌ى اختلاف شیعه و سنى میكند؛ كوبیدن مجموعه‌هاى شیعه در نقاط مختلف دنیاى اسلام. دشمن با این تصور كه چون عناصر شیعه در واقع پایگاه‌هاى طبیعى براى جمهورى اسلامى محسوب میشوند، میخواهد این پایگاه‌ها را بكوبد؛ البته اشتباه میكند. پایگاه‌هاى جمهورى اسلامى منحصر به شیعه‌ها نیست. خیلى از برادران سنى در خیلى از كشورها آنچنان دفاع جانانه‌اى از جمهورى اسلامى میكنند كه خیلى از شیعه‌ها نمیكنند. بعضى از این مخالفین ضدانقلابى كه در خارج از كشور نشسته‌اند - به قول شماها، آن ور آب - و علیه جمهورى اسلامى مرتب حرف میزنند، اگر به آنها بگویند مذهبت چیست، میگوید شیعه. خیلى از مسلمانهائى كه شیعه‌ى امامى هم نیستند - حالا یا شیعه‌ى زیدى‌اند، یا سنى‌اند - در دفاع از نظام اسلامى، از برادران شیعه كمتر نیستند. بنابراین در مورد عمق راهبردى، دشمنان ما فهم درستى ندارند و كارى كه دارند میكنند، كار اشتباهى است. بنابراین یك صحنه‌ى مهمِ نشاطى كه براى دانشگاهها لازم است، همین صحنه‌ى مسائل سیاسى و اجتماعى و مسائل ناظر به واقعیتهاى زندگى است؛ كه اینها را شما میتوانید بحث كنید، پخته كنید، سنجیده كنید، اینها را بر مدیریتهاى كشور عرضه كنید و به عنوان فرآورده‌هاى علمى و فكرى براى نظام اسلامى به جا بگذارید. خود شماها چند صباح دیگر در بخشهاى مختلف كشور جزو مدیرانید؛ از اینها باید استفاده كنید، و امروز هم باید استفاده شود.

 یك عرصه‌ى دیگر، عرصه‌ى علم است؛ نشاط علمى. من به شما عرض بكنم؛ امروز یكى از نیازهاى اساسى و درجه‌ى یك كشور، نیاز علمى است. اگر چنانچه ما توانستیم در عرصه‌ى علمى، پیشرفتهائى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینه‌ى مشكلات اقتصادى، هم در زمینه‌ى مشكلات سیاسى، هم در زمینه‌ى مشكلات اجتماعى، هم در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى، مطمئناً گره‌گشائى‌هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله‌ى بسیار مهمى است. در این حدود ده سال، یازده سال گذشته، در این زمینه خیلى كار شده؛ لیكن بعد از این هم باید كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقیده‌ام  این است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور باید جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگیرد.

 یك توصیه‌ى من به دانشجوهاى عزیز این است كه با اساتید ارزشى و مكتبى ارتباطاتتان را مستحكم كنید. امروز خوشبختانه در محیط  دانشگاه، استادان ارزشى و مكتبى كم نیستند؛ ارتباطات را با اینها افزایش دهید؛ با مراجع فكرى - چه فكر دینى، چه فكر سیاسى، كه مورد اعتماد و اطمینان و سالم باشند - ارتباطات را افزایش دهید. مطالعات فكرى را هم - همچنان كه من همیشه به دانشجویان عزیز سفارش كردم و میكنم - تقویت كنید.

در مورد موضع در برابر دولت كنونى سؤال شد. من عقیده‌ام این است كه از همه‌ى دولتها و از جمله دولتى كه منتخب است و ان‌شاءالله تا یكى دو هفته‌ى دیگر رسماً تشكیل و مشغول كار خواهد شد، باید حمایت كرد، باید كمك كرد، باید همكارى كرد. دوستان گفتند كه اگر اینجور باشد، ما حمایت میكنیم؛ اگر اینجور باشد، انتقاد میكنیم. البته من با انتقاد مخالفتى ندارم، منتها توجه شود كه اولاً انتقاد با عیبجوئى فرق میكند؛ ثانیاً باید  فرصتى براى كار به‌وجود بیاید. من در مورد این دولتى هم كه امروز سر كار است، در هشت سال قبل به بعضى‌ها كه هى میخواستند انتقاد كنند، گفتم بگذارید یك مقدارى وقت بگذرد و فرصتى و فضائى در اختیار این دولت قرار بگیرد، تحركى پیدا كند، بعد اگر چنانچه انتقاد داشتید، انتقاد را شروع كنید؛ عجله نكنید در شروع انتقاد. در مورد این دولت و همه‌ى دولتها، ما همین نظر را داریم. ما معتقدیم دولتها مسئولیتهاى سنگینى دارند، كارشان واقعاً سخت است؛ اداره‌ى كشور در بخش قوه‌ى مجریه، حقیقتاً كار دشوارى است؛ باید همه كمك كنند. هیچ كس هم از ضعف خالى نیست. من به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم. طلبه‌ها گاهى كه كسى یك چیزى میگوید، میگویند آقا قیاس به نفس نكن. بنده قیاس به نفس میكنم. به خودم نگاه میكنم، ضعفهاى فراوانى را در خودم مشاهده میكنم؛ میگویم همه همین جورند. همه ضعفهائى دارند، قوّتهائى دارند، مشكلاتى دارند؛ بنابراین نباید انسان توقعات را به قدرى بالا ببرد كه از توان منطقى خارج باشد؛ نه، باید واقعیتها را دید، مشكلات را مشاهده كرد و كمك كرد و دعا كرد كه خداى متعال ان‌شاءالله به این دولت - و هر دولتى - كمك كند تا بتوانند ان‌شاءالله كارهایشان را انجام دهند؛ و مجموعه‌ى نیروهاى فعال سیاسى و دانشجوئى و كارى و مدیریتهاى مختلف بتوانند ان‌شاءالله دست به دست هم بدهند و كارها را پیش ببرند.

 خب، وقت ما هم تمام شد؛ نزدیك به اذان هستیم، من چند تا دعا بكنم؛ شما جوانهاى عزیز با دلهاى صاف و پاكتان همراهى كنید كه ان‌شاءالله این دعاها مستجاب شود. پروردگارا! سرنوشت كشور و ملت ما را سرنوشتى افتخارآمیز و همراه با سعادت و شیرینىِ خوشبختى قرار بده. پروردگارا! به ملت ما، به جوانان ما، به مسئولان ما، توفیقات و هدایت و كمك خودت را ارزانى بدار. پروردگارا! آرمانها و اهداف والاى نظام جمهورى اسلامى را در آینده‌ى نزدیكى كه این جوانهاى ما آن آینده را ببینند، محقق بفرما؛ همت ما را براى رسیدن به این آرمانها روزافزون بفرما. پروردگارا! در میدانهاى خطرناك، ملت ایران و جوانان ما را یارى بفرما؛ ملت ایران را بر دشمنانش پیروز كن. پروردگارا ! در این شبهاى مبارك، در این روزهاى صفا و معنویت، رحمت و بركت خودت را بر ملت ایران نازل كن. پروردگارا! آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده. قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود كن. ارواح طیبه‌ى شهیدان و روح مطهر امام بزرگوار را از همه‌ى ما راضى و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌





نوع مطلب : انقلاب اسلامی و امام خمینی، بیداری اسلامی، دانشگاه و دانشجویان، دفاع مقدس، دولت یازدهم، مصر، رابطه تکلیف و نتیجه، 
برچسب ها : رابطه تکلیف و نتیجه، دو ثمره تکلیف گرایی، عدم فتح یا شکست؟، فرعی و اصلی سازی مسائل، سبک زندگی، حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی، بیانات در دیدار با دانشجویان،
لینک های مرتبط :

عنوان:  بیانات در دانشگاه امام حسین علیه‌السلام در مراسم میثاق پاسداری

(۱۳۹۲/۰۳/۰۶ - ۱۳:۲۲)

بسم‌ اللّه‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌

 اولاً تبریك عرض میكنم به شما جوانان عزیز، ورود در عرصه‌ى پرافتخار پاسدارى را؛ چه دانشجویان عزیز فارغ‌التحصیلى كه امروز درجه گرفتند، و چه سردوشى‌بگیرانى كه وارد مرحله‌ى آموزش شدند. دیدار امروز ما هم در این میدان پرافتخار با شما جوانان عزیز پاسدار، مثل همیشه دیدار شیرین و مطلوبى بود. ابتكاراتى در شیوه‌ى مدیریت این میدان و اداره‌ى برنامه‌هاى این میدان مشاهده شد، كه بسیار خوب و قابل تحسین و تقدیر است.

این دانشگاه یك تفاوت عمده‌اى دارد با همه‌ى دانشگاههاى دیگر. علم و آموختن و رشد فكرى و عقلى و پرورش شخصیت، در همه‌ى دانشگاههاى ما و در همه‌ى مراكز آموزشى ما یك هدف عمده است؛ لیكن در این دانشگاه، مسئله‌ى پاسدارى از انقلاب هم مطرح است. خب، همه‌ى ملت ایران به یك معنا خودشان را موظف میدانند به پاسدارى از انقلاب  - چه مسئولین رسمى، چه آحاد مردم با درجات مختلف - لیكن خصوصیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى این است كه این یك مأموریتِ تعریف‌شده براى آن است.

شما جوانان عزیز در عین نشاط و شكوفائىِ جوانى، دارید خودتان را آماده میكنید براى اینكه در طول زندگىِ خدمتىِ خود و بلاشك در همه‌ى دوران حیاتتان، از انقلاب اسلامى پاسدارى كنید؛ همچنان كه طبقه‌ى قبل از شما، اسلاف شما در سپاه پاسداران، در نوبت خود، در میدانهاى بسیار دشوار، این كار را كردند. یكى از مناظر خوبِ امروز همین بود كه نسل گذشته‌ى سپاه پاسداران كه دوران دفاع مقدس را دیده است، دورانهاى اول انقلاب را دیده، با تن خود، با دل خود، با جان خود در عرصه‌ى خطر حاضر شده، با جوان امروزى كه دارد وارد عرصه‌ى پاسدارى میشود، روبه‌روى هم قرار گرفتند، پرچم را مبادله كردند؛ این یك منظره‌ى نمادین و بسیار پرمعنا است. در دیدار نمادین امروز، ارواح طیبه‌ى شهیدانى كه در عملیاتهاى گوناگون در طول هشت سال دفاع مقدس، و پیش از آن، و بعد از آن تا امروز، به درجه‌ى رفیع شهادت رسیدند، در مقابل شما قرار داشتند. جانبازهائى كه سلامت خود، جوانى خود، نیروى بدنى خود را در راه خدا دادند و دچار امتحان بسیار دشوار و البته بسیار خوش‌عاقبتِ جانبازى شدند، در مقابل شما قرار داشتند. مردانى كه آن روز مثل شما دوره‌ى عنفوان جوانى را میگذراندند، امروز با محاسنهاى سپید، با ده‌ها سال از عمر خدمتى گذشته، در مقابل شما قرار گرفتند. این یك منظره‌ى بسیار مهم و درس‌آموزى است براى شما جوانان عزیز كه میخواهید از انقلابتان پاسدارى كنید.

این انقلاب، تاریخ كشور را تغییر داد. سلاطین جور و طغیانگران تاریخ، قرنهاى متمادى حركت گمراهانه‌اى را بر این ملت تحمیل كرده بودند و در این چند ده سال قبل از انقلاب، علاوه‌ى بر استبداد و خودرأیى و انحصارطلبى در همه چیز، عزت این مملكت را هم در مقابل دشمنان به باد داده بودند. این انقلاب آمد، این كشور را، این ملت را از افتادن در این تندباد ویرانگر و نابودكننده نجات داد؛ ما در صراط مستقیم قرار گرفتیم. البته صراط مستقیم، ما را به هدف خواهد رساند؛ اما كِى؟ در چه مدت؟ با چه تلاش و مجاهدتى؟ این بستگى دارد به این كه من و شما چقدر تلاش كنیم، چقدر جدى بگیریم، چقدر درست حركت كنیم؛ این به همت ما بسته است؛ ولى انقلاب این راه را پیش پاى این ملت تاریخىِ بزرگ و ستم‌كشیده گذاشت. شما میخواهید از این انقلاب حفاظت كنید، پاسدارى كنید.

 اول اینكه باید این انقلاب را درست بشناسید. یكى از كارهاى مهم شما جوانان عزیز این است كه مبانى نظرى انقلاب را عمیقاً بشناسید. ما كسانى را دیدیم كه با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تكیه‌گاه نظرىِ مستحكم؛ با یك تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن كسانى میتوانند در این حركت و در این مسیر محكم بایستند كه شناخت عمیقى از مبانى نظرى انقلاب داشته باشند. فرمود: «المؤمن كالجبل الرّاسخ لا تُحرّكه العواصف»؛ هیچ تندباد و طوفانى نمیتواند راه اینها را عوض كند، كه چند خصوصیت داشته باشند؛ از جمله‌ى این خصوصیات و مهمترین آنها، اعتقاد درست و آشنائى درست با مبانى نظرى این انقلاب است. این یكى از كارهائى است كه لازم است شما بدانید.

 بعد تجربه‌ى انقلاب را، یعنى عینیت این نظریه را در طول این سالها بدانید؛ تاریخ انقلاب را بدانید. این انقلاب مثل خیلى از حرفهاى دیگرى كه در دنیا معمول است، صِرف ادعا نیست؛ یك دامنه‌ى وسیعى از تجربه و عمل در مقابل آن است. این انقلاب آزموده است، تجربه‌شده است. این حرفها، حرفهائى است كه در میدان عمل، صدق خود را ثابت كرده است. اگر امام عزیز ما به ما یاد میداد كه به خدا توكل كنیم، اعتماد كنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش كنیم، و میگفت اگر این كار را بكنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان كه در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ كه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در نهج‌البلاغه فرمود: «فَلَمَّا رَأَى‏ اللَّهُ‏ صِدْقَنَا أَنْزَلَ‏ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ».(1) این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئى خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فكر و این اندیشه و این مبانى نظرى تجربه شد. این را باید شما در تاریخ انقلاب ببینید.

 چرا رادیوهاى بیگانه تلاش میكنند نقطه‌ضعفهاى كوچك ما را در چشم خودمان - چه برسد در چشم دیگران - ده برابر بزرگ كنند؟ براى این است كه همین تجربه را از یاد ما ببرند؛ براى اینكه فراموش كنیم كه مبانى نظرى ما تجربه‌شده است؛ در میدان عمل، خودش را ثابت كرده است. شما با آگاهى از تاریخ انقلاب میتوانید این را به دست بیاورید. اینكه من توصیه میكنم بخوانید این خاطرات مربوط به جنگ را، مربوط به دوران دفاع را، همین عملیات بیت‌المقدس و آزاد كردن خرمشهر را، ببینید كى بودند، چه بودند، چه كار كردند، چه جور كردند، براى این است؛ این لازم است. آن وقت خداى متعال «انزل بعدوّنا الكبت»، «انزل علینا النّصر»؛ پیروزى را نازل كرد.

 بعد هم تربیت خود به عنوان انسان صالح. همه باید خودشان را تربیت كنند. من باید خودم را تربیت كنم، شما هم باید تربیت كنید. البته كار شما آسانتر از كار كسى مثل من است. شما جوانید، آماده‌اید، نورانى هستید، دلهایتان پاك است؛ براحتى میتوانید خودتان را در الگوى مورد تحسین اسلام و قرآن شكل دهید. این، یكى از وظائف خود شما است؛ البته بر دوش مربیان و مدیران و مسئولان این دانشگاه و مجموعه‌ى سپاه و مدیران هر مجموعه‌اى هم كه جوانان عزیز ما در آنجا هستند، قرار دارد؛ اینها لازم است. اگر این كارها شد - كه به یقین و به توفیق الهى و باذن اللّه این كارها خواهد شد - آن وقت آینده همانى است كه همیشه تكرار كردیم و گفتیم: آینده‌ى اطمینان‌بخش و قطعى.

 این انقلاب از روز اول تا امروز هر قدمى برداشته است، قدمى بوده است كه نوید قدم بعدى را به ما میداده؛ این خیلى مهم است. هرگز دچار بن‌بست نشدیم، هرگز در دالان یأس و ناامیدى قرار نگرفتیم؛ همیشه فرج در مقابل ما بود. گاهى خودمان كوتاهى كردیم، سستى كردیم، نتاختیم به پیش - این اتفاق افتاده - اما راه هرگز بسته و بن‌بست نبوده است؛ هر گام ما بشارت‌ده گام بعدى بوده؛ امروز هم همین‌جور است.

 و من به شما بگویم عزیزان من! این گامى كه ملت ایران در چند روز دیگر در پیش دارد - یعنى گام انتخابات - یكى از همان گامها است كه ان‌شاءاللّه بشارت‌ده گامهاى بعدى است. ما نمیدانیم چه كسى رئیس جمهور خواهد شد، نمیدانیم خداى متعال دلها را به كجا متوجه خواهد كرد؛ اما میدانیم كه حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى - كه اعلام حضور قدرتمندانه‌ى این ملت در عرصه‌ى حركت و تاخت به سوى آرمانها است - بلاشك به دنبال خود، موفقیتهاى دیگرى را دارد؛ به كشور مصونیت میبخشد، عزت میبخشد، آبروى بین‌المللى میبخشد، دوستان شما را خوشحال میكند، دشمنان شما را ناكام و بدحال میكند.

 دو سه هفته‌ى دیگر تا انتخابات راه داریم؛ از مدتها پیش - و حالا شدت پیدا كرده است - سعى میكنند مردم را نسبت به این انتخابات دلسرد كنند. چرا؟ براى همین است كه اگر مردم دلگرم باشند، اگر مردم وارد این میدان شوند، اگر حركت پر شور خودشان را مثل همیشه نشان دهند - كه ان‌شاءاللّه نشان هم خواهند داد - براى آنها گران تمام خواهد شد.

 درباره‌ى انتخابات ما اظهارنظر میكنند؛ چه كسانى؟ آن كسانى كه زندان گوانتاناموشان مایه‌ى بى‌آبروئى‌شان است؛ هواپیماى بدون سرنشینشان بر بالاى روستاهاى محروم پاكستان و افغانستان، لكه‌ى ننگ در دامانشان است؛ آن كسانى كه جنگ‌افروزى در منطقه‌ى حساس ما و اشغال دو تا كشور مسلمان، جزو بى‌آبروگى‌هایشان است؛ آن كسانى كه دفاع و حمایت بى‌قید و شرطشان از رژیم جنایتكار صهیونیستى، مایه‌ى خجلت و شرمندگى‌شان است - اگر بفهمند - اینها به جمهورى اسلامىِ آبرومند و سرافراز انتقاد میكنند! این اظهارنظرها جواب ندارد؛ اصلاً در خور اعتناى ملت ایران و مسئولان سرافراز این ملت نیست. اما براى همه‌ى آحاد ملت ایران و براى همه‌ى ما عبرت‌انگیز است كه ببینید این انتخابات چقدر براى آنها حساس است. مخصوص این انتخابات هم نیست؛ سى و چند سال است كه هر وقت ما یك انتخاباتى داریم، همین بساط هست؛ همیشه جنجال میكنند، همیشه سعى میكنند، همیشه هم تودهنى میخورند. از كى؟ از این ملت بزرگ. به توفیق الهى، این دفعه هم تودهنى خواهند خورد.

 خب، ما باید خودمان كارهاى خودمان را منظم و مرتب كنیم. مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبان محترمى كه در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه میكنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن كسى كه میتواند براى انقلاب، براى كشور، براى آینده، براى عزت ملى، براى باز كردن گره مشكلات، براى ایستادگى قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ى معاندان، و براى الگو كردن جمهورى اسلامى در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش كند، كیست؟ ممكن است تشخیص یك آقائى با تشخیص یك آقاى دیگر مخالف باشد؛ هیچ اشكالى ندارد. این را من به همه بگویم: ممكن است شما به یكى از نامزدها علاقه‌مند شوید، رفیقتان به یك نامزد دیگر؛ این موجب نشود كه شما در مقابل هم قرار بگیرید. براى انتخابات و براى گزینش عالى‌ترین مقام اجرائى در كشور - كه بسیار هم حساس است، بسیار هم مهم است - سازوكارهاى درستى وجود دارد؛ سازوكار قانون. هیچ مانعى ندارد كه شما به یكى علاقه‌مند باشید، بنده به یكى دیگر علاقه‌مند باشم؛ شما به او رأى دهید، من به دیگرى رأى دهم؛ بالاخره اكثریتى هست، اقلیتى هست، ضابطه‌اى هست، قانونى هست؛ بر طبق آن عمل خواهد شد. آحاد مردم با هم كدورت بیجا درست نكنند، به خاطر اینكه این به آن علاقه‌مند است، این به آن علاقه‌مند است؛ خب، باشند. خود داوطلبان محترم هم باید رعایت كنند. كار را با حماسه، با شور، با غیرتمندى، اما بدون چالش، بدون منافرت پیش ببرند. ظرافت كار اینجا است كه ممكن است سكون و سكوت و جمود و خمودگى وجود نداشته باشد، نشاط باشد، تحرك باشد، در میدان و در عرصه گفتگو باشد - گفتگوهاى گرم و داغ - درعین‌حال نفرت‌پراكنى نباشد؛ این میشود. این یك نكته‌اى است كه آقایان داوطلبان محترم خوب است كه رعایت كنند.

 نكته‌ى دیگر این است كه رفتار داوطلبان در ریخت‌وپاش و خرج و تبلیغاتِ زیاد از اندازه‌ى لازم میتواند ماها و آحاد مردم را نسبت به آنچه كه بعداً پیش خواهد آمد، آگاه و هشیار و بیدار كند. آن كسى كه یا از بیت‌المال هزینه میكند، یا از پول مشتبه به حرامِ بعضى‌ها استفاده میكند، نمیتواند اطمینان مردم را جلب كند؛ به این چیزها خیلى باید توجه كرد.

 در تبلیغات انتخاباتى، در شعارهاى انتخاباتى، آنچه كه اهمیت دارد، این است كه مواضع عزت‌آفرین و صحیح و عاقلانه و حكیمانه‌ى انقلاب و نظام تثبیت شود. مبادا در شعارهایمان، ما به زید و عمرو در خارج از این مرزها یا آدمهائى در داخل مرزها، چراغ سبز نشان دهیم. خب، دشمن كار خودش را دارد میكند؛ علیه كسى، علیه كسانى، و بیشتر از همه علیه خود انقلاب و نظام و انتخابات لجن‌پراكنى میكند. البته حنجره‌هاى بى‌تقوائى هم در داخل وجود دارد. در داخل، متأسفانه زبانهاى بى‌تقوا، قلمهاى بى‌تقوا و حنجره‌هاى بى‌تقوائى هستند كه همان حرفهاى دشمن را كه به قصد نومید كردن و افسرده كردن مردم گفته میشود، تكرار میكنند؛ آحاد مردم به اینها نباید اعتنائى كنند. فرداى این ملت، فرداى روشنى است. فرداى این انقلاب، فرداى عزتمدارانه‌اى است. فرداى این كشور و این ملت، فردائى است كه ان‌شاءاللّه به توفیق الهى براى همه الگو خواهد شد.

 از خدا میخواهیم كه شما جوانان عزیزى كه در این میدان هستید، و همه‌ى جوانان پاسدار ما، و همه‌ى جوانان بسیجى ما، و همه‌ى جوانانى كه در نیروهاى مسلح ما حضور و فعالیت دارند، و همه‌ى جوانانى كه در محیطهاى آموزشى مشغول تحصیل هستند، ان‌شاءاللّه و به توفیق الهى، پیشگامان و موتورهاى حركت به این سمت نورانى باشند. امیدواریم ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام بزرگوار از همه‌ى شما و ما راضى باشد و همه مشمول دعاى ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشیم.

والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 ۱) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى ۵۶ چون خداوند راستى ما را دید دشمن ما را سركوب كرد، و یارى خود را بر ما فرو فرستاد!




نوع مطلب : انتخابات، حمایت مردمی از نظام، دشمن شناسی و استکبار ستیزی، وظایف سپاه پاسداران، وظایف نامزدهای انتخاباتی، دفاع مقدس، 
برچسب ها : ارواح طیبه شهداء، انقلاب، خاطرات جنگ، صندوقهای رأی، آبروی بین المللی، بیانات در دانشگاه امام حسین،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات