97/08/23 بیانات در دیدار مدال‌آوران کاروان ورزشی ایران در بازی‌های پاراآسیایی اندونزی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ ‌العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 

ارزش بودن ورزش فردی، عمومی و قهرمانی و حسنه بودن آن با نیت به خدمت توسط ورزش

خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانان افتخارآفرین به معنای واقعی کلمه. ورزش یک ارزش است؛ هم در سطح افراد -یعنی یک فرد ورزشکار نسبت به یک فردی که ورزش نمیکند، یک ارزش افزوده دارد- و هم در سطح ملّی، در سطح کشور. کشوری که در آن ورزش هست، ورزش عمومی هست و ورزش قهرمانی که الگوی ورزش عمومی است وجود دارد، این کشور یک ارزش افزوده‌ای نسبت به دیگران دارد؛ امروز این در دنیا جاافتاده است، این را همه میدانند، همه میفهمند؛ لذا می‌بینید چقدر برای ورزشهای قهرمانی و کمک به قهرمانهایشان خرج میکنند، تلاش میکنند، حتّی گاهی سیاستهایشان را هم پشت سر این قرار میدهند. امروز در دنیا با اینکه شعار میدهند که ورزش سیاسی نشود، سیاست داخل ورزش نشود و از این شعارها در دنیا هست، امّا حتّی سیاست را هم گاهی اوقات پشت سر ورزش قرار میدهند؛ برای چه؟ برای اینکه کشورشان را به برکت ورزش و با زینت ورزش سرافراز کنند؛ ورزش این‌جوری است. لذا شما که در این میدان -میدان ورزش- مشغول تلاش هستید، باید احساس کنید و حقیقتاً معتقد باشید که یک کار باارزش معنوی‌ای را دارید انجام میدهید و اگر نیّتتان را خدمت به کشور و به جمهوری اسلامی قرار بدهید، قطعاً یک حسنه‌ی الهی و معنوی هم هست، یعنی دارای ثواب است، مثل عبادت میماند و تبدیل میشود به یک عبادت. خب، در مورد اصل ورزش که قضیّه این است.

 

امّا در مورد شماها من چند نکته اینجا یادداشت کرده‌ام که به شما عرض بکنم. خب،

 

ورزش قهرمانی مظهر اعتماد به نفْس و عزم و اراده خصوصا قهرمانی معلولان و جانبازان

ورزش قهرمانی مظهر اعتماد به نفْس است، مظهر عزم و اراده است؛ همه‌ی قهرمانهای دنیا این‌جور هستند که این حضور قهرمانی آنها و توانایی قهرمانی آنها، نشانه‌ی اراده‌ی قویّ آنها و عزم راسخ آنها است؛ این در مورد افرادی که از لحاظ جسمی معلول و جانباز هستند، دو برابر است یا حتّی گاهی بیش از دو برابر است.

 

یعنی فرض کنید که اگر چنانچه یک فردی که مشکل جسمی ندارد، بتواند در فلان رشته‌ی ورزشی قهرمان بشود و رتبه‌ی بالا بیاورد، وقتی یک فردی که دارای مشکل جسمی است، همان رتبه را می‌آورد و همان توانایی را نشان میدهد، این نشان‌دهنده‌ی عزم راسخ مضاعفی در این [فرد] است؛ بنابراین ارزش این [کار]، یا دو برابر است، یا چند برابر است. شما با وجود مشکلات جسمی‌تان توانسته‌اید در این میدان بدرخشید؛ این خیلی باارزش است. بنابراین کسانی که مشکل جسمی دارند -جانباز و معلول- ورزش اینها و قهرمانی اینها نسبت به قهرمانی و ورزش کسانی که مشکل جسمی ندارند، دو برابر یا بیشتر ارزش دارد؛ نشان‌دهنده‌ی عزم راسخ شما است. شما به مجرّد اینکه یک مشکل جسمی پیدا کردید -در دستتان، در پایتان یا در هر نقطه‌ی از بدنتان- میتوانستید خودتان را از عرصه‌ی مسابقه‌ی قهرمانی و ورزشی کنار بکشید، با عذر اینکه من مشکل جسمی دارم؛ [امّا] این کار را نکردید؛ وارد میدان شدید، زحمت کشیدید، تلاش کردید، تمرین کردید، به خودتان فشار آوردید، بعد هم عزم راسخی را به خرج دادید، به قلّه‌ی این حرکت ورزشی رسیدید؛ چون ورزش قهرمانی، قلّه، و ورزشهای عمومی دامنه است؛ همه به‌سمت این قلّه میروند، همه به این قلّه نگاه میکنند و از او فرامیگیرند. بنابراین ارزش کار شما بیش از ارزش کار قهرمانان دیگری است که مشکل جسمانی ندارند؛ این مطلب اوّل.

 

یک نکته‌ی مهمّ دیگری که من در کار شماها، هم این دفعه دیدم -آن مقداری که حالا توانستم در تلویزیون ببینم- هم قبلاً دیده بودم، این است که دیدم

 

قهرمانان ورزشی و شکر پیروزی نشان عدم غفلت توسط قدرت و شکر موجب افزایش موفقیت

شما بعد از پیروزی، خدا را شکر میکنید، بعضی‌هایتان سجده میکنید؛ معنایش این است که شما این پیروزی را از خدا میدانید، این نعمت را از خدا میدانید؛ این خیلی باارزش است. مشکل انسانهای طغیانگر و سرکش این است که موجودی خودشان را از خودشان میدانند، از لطف الهی و از توجّه الهی غافل میشوند. شما با این حرکتتان، با توجّهتان، با توسّلتان، با سجده‌تان، با دست بلند کردن و دعا کردنتان نشان دادید که دچار غفلت نیستید و میدانید که این نعمتی را که با آن سرافراز شده‌اید، خدای متعال به شما داده؛ این یک مرتبه‌ی مهمّی از شکر است؛ و همین ان‌شاءالله موجب خواهد شد که شما موفّقیّتهایتان بیشتر بشود، توانایی‌تان ان‌شاءالله بیشتر بشود. چون فرموده‌اند: لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم؛(ابراهیم: 7) [اگر] شکر بکنید، خدا نعمت را افزایش میدهد. این حرکتِ شما که نشان‌دهنده‌ی دانایی شما به نعمت الهی است، یک مرتبه‌ی مهمّی از شکر است.

 

استقلال فرهنگی و دفاع از اصالتها (مثل دفاع از چادر به عنوان لباس ملی) مصداق اعتماد بنفس قهرمانان پاراآسیایی

یک نکته‌ی دیگری که به چشم من خیلی برجسته آمد، اعتمادبه‌نفسی بود که شما نشان دادید در زمینه‌ی دفاع از اصالتهای خودتان؛ یک نمونه‌اش عبارت بود از اینکه پرچم‌دارانِ شما را بانوانی با چادر انجام دادند؛ خیلی باارزش است. من نمیدانم آن خانمی که چادر را به سرش کرده بود و پرچم را دستش گرفته بود و در افتتاحیّه، در اختتامیّه جلوی کاروان حرکت میکرد، توجّه کرد که چقدر این کار باارزش است؟ چقدر این حرکت، حرکت عظیمی است؟ این یعنی شما یک‌تنه در مقابلِ تهاجمِ بی‌بندوباری و ولنگاریِ روزافزون دنیا ایستاده‌اید؛ معنایش این است؛ معنایش این است که شما در مقابل هجوم سیاستهایی که از طرف صهیونیست‌ها و کمپانی‌های مخرّب اخلاق در دنیا دارد ترویج میشود در کشاندن مرد و زن به‌سمت فساد اخلاقی، ایستاده‌اید؛ از حجاب خودتان، از چادر خودتان، از دین خودتان، از معارف اسلامی خودتان دارید عملاً در یک میدان بین‌المللی و جهانی دفاع میکنید و هیچ ملاحظه نمیکنید؛ خیلی دل و جگر میخواهد. خیلی‌ها هستند کم می‌آورند؛ بنده دیده‌ام که در یک مواردی در این میدانهای بین‌المللی، بعضی‌ها توانایی ندارند در مقابل هجوم توقّعات بی‌پایان جبهه‌ی کفر و استکبار مقاومت بکنند، کم می‌آورند، عقب‌نشینی میکنند؛ شما ایستادید؛ این خیلی باارزش است. نماز جماعت تشکیل دادید، در نماز جمعه شرکت کردید، یعنی از دینتان، از معارفتان، از ارزشهای ملّی‌تان، از لباس ملّی‌تان -چادر، لباس ملّی ما است- و از دینتان و از حجاب و عفافتان دفاع کردید؛ این برای من بسیار باارزش بود. من صمیمانه و عمیقاً تشکّر میکنم از همه‌ی شما، از سرپرستان این کاروان ورزشی، از خودِ آن خانمهایی که این رعایت را کردند. این قدرت‌نمایی فرهنگی بود؛ ببینید، این نشان‌دهنده‌ی یک اقتدار فرهنگی بود، این نشان‌دهنده‌ی استقلال فرهنگی بود، نشان‌دهنده‌ی اراده‌ی قوی بود. امروز در دنیا جنگ، جنگِ اراده‌ها است؛ هر طرفی که اراده‌ی قوی‌تری، ثبات بیشتری داشته باشد، او پیروز این میدانها است؛ شما اینجا نشان دادید که توانایی دارید و اقتدار دارید.

 

یک نکته‌ی دیگری که امسال در کاروان ورزشی شما بود، صرفه‌جویی در هزینه‌ها بود که به من گزارش شد و این بسیار خوب بود. شنیدم که مسئولین محترم این کاروان ورزشی در هزینه‌ها صرفه‌جویی کردند؛ بعضی از کسانی را که معمولاً بی‌دلیل و بی‌جهت همراه این کاروانها میشدند با خودشان نبردند، و بقیّه‌ی کارهایی که کردند؛ این هم مورد تأیید ما است، مورد تحسین ما است؛ بنده حقیقتاً این را تحسین میکنم.

 

وجود ظرفیتهای انسانی ملت ایران در کنار دیگر ظرفیتهای ملی پیام قهرمانی پاراآسیایی

یک نکته‌ی اساسی که در مورد ورزش قهرمانی معلولین و جانبازان هست، این است که نشان‌دهنده‌ی به کار انداختن ظرفیّتهای پنهانِ موجود در وجود انسان است. یکی از مشکلات بزرگ ما امروز در کشور این است که ظرفیّتهای زیادی داریم -ظرفیّتهای ملّی- که از اینها استفاده نمیکنیم؛ ظرفیّت جغرافیایی داریم، ظرفیّت فرهنگی داریم، ظرفیّت نیروی انسانی داریم، ظرفیّت منابع زیرزمینی داریم، ظرفیّت تجارت داریم،‌ ظرفیّت رفت‌و‌آمدهای بین‌المللی و مرکزیّت [داریم]، از همه‌جور انواع ظرفیّتها را داریم، [امّا] از خیلی‌هایش متأسّفانه درست استفاده نمیشود که اگر استفاده بشود، مشکلاتِ کنونیِ اقتصادیِ کشور هم به میزان زیادی حل خواهد شد. از جمله‌ی چیزهایی که باید مورد توجّه قرار بگیرد همین است؛ انسانها یک ظرفیّتی دارند؛ این ظرفیّت، مغفول است؛ وقتی کسی نگاه میکند به یک برادر یا خواهر معلول یا جانباز که یک مشکل جسمی دارد، به نظرش میرسد که این خیلی از توانایی‌های معمولی را ندارد لکن در او این ظرفیّت بسیار مهم وجود داشته که این قهرمان بشود. شما قهرمان شدید، طلا گرفتید، نقره [گرفتید]، مدال گرفتید؛ این قهرمانی و این ظرفیّت، در خیلی‌های دیگر هم ممکن است وجود داشته باشد که استفاده نمیشود [امّا] شما استفاده کردید؛ این خیلی مهم است. ورزش شما و قهرمانی شما نشان‌دهنده‌ی امکان استفاده‌ی از ظرفیّتهای پنهان وجود انسان است؛ یعنی [شما] درس شدید برای دیگران و معلّم دیگران شدید. همه‌ی ‌ما باید واقعاً یاد بگیریم؛ در سنین مختلف؛ بخصوص جوانها باید از شما یاد بگیرند؛ بدانند که در وجود آنها، در جسم آنها، در اراده‌ و روح آنها، ظرفیّتهایی وجود دارد که اینها را میتوانند به کار بیندازند و از وجود آنها استفاده بشود برای پیشرفت کشور، برای آبادانی، برای خود شخص، برای دنیا و برای آخرت. این هم یک نکته است که به نظر من خیلی مهم است؛ یعنی شما مظهرِ به کار انداختن ظرفیّتها بودید.

 

تحسین شاهین ایزدیار و اقدام موجب بازشناسی ظرفیتهای انسانی

یکی از شما آقایان -که حالا من البتّه از نزدیک که نمی‌شناسم شماها را- شش‌ مدال طلا گرفت، در شنا ظاهراً؛ خیلی مهم است، شش مدال!(معظّمٌ‌له خطاب به آقای شاهین ایزدیار فرمودند: شما هستید؟ ماشاء‌الله.) شش‌ مدال طلا ایشان گرفتند برای این ورزشی که در آن تخصّص دارند؛ این خیلی باارزش است یعنی یک ظرفیّت عجیبی را نشان میدهد. شاید خود این آقا تا مدّتها قبل نمیدانست که یک چنین توانایی، یک چنین ظرفیّتی در او هست؛ [امّا] وارد شد، حرکت کرد، اقدام کرد، اراده کرد، تصمیم گرفت، به اینجا رسیده که مثلاً فرض بفرمایید میتواند شش‌ مدال طلا بگیرد.

 

این هم یک نکته‌ی دیگر.

نکته‌ی آخر این است که شماها در انگیزه بخشیدن به توده‌ی مردم و به عامّه‌ی مردم یک تأثیر مضاعف دارید. من همیشه گفته‌ام که

ورزش قهرانی موجب انگیزه برای ورزش عمومی

ورزش قهرمانی مثل یک قلّه است که باید در کشور باشد برای اینکه دیگران همه بتوانند ورزش کنند؛ چون همه باید ورزش کنند؛ هم جوانها باید ورزش کنند، هم پیرها باید ورزش کنند؛ ورزش جوانها یک جور است، ورزش پیرها -مثل ما- یک جور دیگر است؛ همه بالاخره باید ورزش کنیم. چه کسی انگیزه میدهد به انسان برای ورزش کردن؟ آن که در قلّه است؛ او به دیگران این انگیزه را میدهد. انگیزه‌ای که شما میدهید، دو برابر انگیزه‌ای است که دیگران میدهند؛ برای خاطر اینکه شما با وجود مشکل جسمانی توانستید این افتخار را به دست بیاورید.

 

به‌هرحال خیلی از شما متشکّریم به خاطر زحماتتان؛ از مسئولین کاروانتان خیلی متشکّریم؛ از مسئولین ورزش، از آقای خسروی‌وفا(رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان) و دیگران. ان‌شاء‌الله که همیشه موفّق باشید و این روحیه‌ی معنوی و روحیه‌ی توجّه و این عزم راسخ را ان‌شاء‌الله همیشه حفظ کنید و روزبه‌روز وضع بهتری داشته باشید.

 

لزوم توجه دولت به خواسته های درست و واقعی

این درخواست‌هایی هم که این برادر عزیز جانباز و آزاده -که هم جانبازند، هم آزاده هستند- مطرح کردند، آنچه مربوط به دولت است، آقای وزیر اینجا هستند و حتماً توجّه کنید یعنی دنبال کنید؛ درخواست‌هایشان درخواست‌های زیادی‌ای نیست؛ یک درخواست درست و واقعی است. اینها را تحقّق ببخشید و نگذارید بماند برای بعد از خودتان. درخواستشان از ما هم که معلوم بود، گفتند چفیه و انگشتر و آن هم که در خدمتتان هستیم، ان‌شاء‌الله به همه‌تان، هم چفیه تقدیم میکنیم، هم انگشتر تقدیم میکنیم.

 

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

97/08/14 بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت شهدای استان قزوین

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

 

عبدالکریم عابدینی امام جمعه قزوین و مورد تمجید بخاطر روضه قرآنی

خیلی متشکّریم از بیانات امام جمعه‌ی محترم و سردار مکرّم از قزوین. این فرمایشات آقای امام جمعه، مشحون به آیات کریمه‌ی قرآن بود؛ خیلی خوب است اینکه از اوّل تا آخر، [حتّی] روضه‌ را هم شما روضه‌ی قرآنی میخوانید؛ این از جمله‌ی چیزهای بسیار خوب است، این روش را رها نکنید. البتّه آن آیه‌ی شریفه‌ی «اَلَّذینَ استَجابوا لله وَ الرَّسولِ مِن بَعدِ ما اَصابَهُمُ القَرح»(آل عمران: 172) مال شهدا نیست، مال جانبازها است یعنی آنهایی که بعد از جنگ اُحد زخمی شدند، بعد [عدّه‌ای] آمدند گفتند: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانا وَ قالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ * فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوء؛ مال آنها است که با اینکه زخمی بودند، [وقتی] حضرت فرمود که آنهایی که زخم‌خورده‌اند، بیایند در این حرکت، بلند شدند رفتند و جواب دشمن را دادند و برگشتند. به‌هر‌حال خیلی متشکّریم از بیاناتتان و همچنین بیانات آقا[ی استاندار].

 

قزوین دارای علما و شهدای بزرگ

قزوین همان‌طور که اشاره کردید، هم موقعیّت جغرافیایی، هم موقعیّت تاریخی، هم موقعیّت فرهنگی، و هم آزمون بزرگ مربوط به دوران انقلاب و دفاع مقدّس را جزو افتخارات خودش دارد؛ در این هیچ تردیدی نیست، و بزرگان قزوین، چه علمای قبل مثل همان برادران بَرغانی، شهید ثالث و مرحوم ملّاصالح -جدّ آقای صالحی- و دیگران که بودند تا زمان ما، و همچنین شهدای برجسته، شهید بابایی، شهید لشگری، شهید رجائی، مرحوم آقای ابوترابی (رضوان‌اللّه‌علیه) -پدر، پسر- و دیگران همه مایه‌ی افتخارند؛ واقعاً همین‌جور است که اشاره کردید.

 

رونق معنوی جامعه اثر شهادت و باز شدن نطق آنها بعد از شهادت (وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم) و بزرگداشت شهدا رساندن این صدا و نشنیدن پیام شهدا موجب گرایش به شرق و غرب

شهدا مایه‌ی رونق حیات معنوی‌اند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمانها حرکت کردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ این را هم قرآن به ما یاد میدهد. شهدا تا هستند، با تن خودشان دفاع میکنند، وقتی میروند، با جان خودشان: وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛(آل عمران: 170) ببینید این استبشار، مال بعد از رفتن است. تا هستند، جانشان و تنشان و حرکت مادّی‌شان در خدمت اسلام و در خدمت جامعه‌ی اسلامی است، وقتی میروند، معنویّتشان، صدایشان تازه بعد از رفتن بلند میشود. نطق شهدا بعد از شهید شدن باز میشود، با مردم حرف میزنند -بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم- با ماها دارند میگویند؛ [باید] ما گوشمان سنگین نباشد تا بشنویم این صدا را. کاری که شماها میکنید، خانواده‌ی معظّم شهدا میکنند یا بزرگداشت‌داران در شهرهای مختلف -مثل قزوین، بیرجند و جاهای دیگر- انجام میدهند، این است که این صدا را به گوش سنگین ماها برسانید؛ مهم این است که ما بشنویم این صدا را. و خدای متعال در این صدا هم اثر گذاشته؛ واقعاً اثر گذاشته؛ جوری شده است که وقتی از شهیدی یک چیزی نقل میشود، یک حرف دقیق و متینی نقل میشود، اثر میگذارد بر روی دلها، دلها را منقلب میکند. و همین شهدای جوانی که میروند این روزها برای دفاع از حرم یا رفته‌اند شهید شده‌اند -از جمله همان شهید عزیز قزوینی شما- حرف اینها، اقدامشان، حرکتشان، خاطره‌شان، سخنانی که راجع به اینها گفته میشود، همه‌ی اینها بیدارکننده است، همه‌ی اینها هشیارکننده است. ما گوشمان سنگین است، این پیامها را درست نمی‌شنویم؛ اگر به ما بشنوانند این پیامها را، دیگر این گرایش به شرق و به غرب و به دشمن و به کفر و الحاد و مانند اینها، از بین ما رخت بر خواهد بست. این ضعفهایی که شما مشاهده میکنید در ما، به خاطر این است که این پیام را نمی‌شنویم؛ اگر این پیام را بشنویم، روحیه‌ها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّی‌ای خواهد شد. به‌هرحال کار بسیار باارزشی است کاری که شماها دارید میکنید -بزرگداشت شهیدان- و عرض کردیم، سی سال میگذرد از پایان دفاع مقدّس امّا اگر سیصد سال هم بگذرد، این شهدای عزیز ما فراموش نخواهند شد؛ روزبه‌روز اینها زنده‌تر میشوند؛ بحمداللّه در جامعه‌ی ما روزبه‌روز اینها زنده‌تر دارند میشوند. [البتّه بعضی‌ها] سعی میکردند که شهدا را به دست فراموشی بسپرند، سعی میکردند در عظمت کار اینها خدشه ایجاد کنند، مناقشه درست کنند، نتوانستند؛ بعکس شد. و امروز بحمداللّه اینها الگوی ما هستند، اسوه‌ی ما هستند.

 

خداوند ان‌شاءاللّه شهدای عزیز ما را با پیغمبر محشور کند و خداوند ان‌شاءاللّه شماها را که بزرگداشت این عزیزان را وظیفه‌ی خودتان دانستید و وارد شدید، توفیق بدهد، ان‌شاءاللّه اجر به شماها بدهد که این کار را هرچه بهتر ان‌شاءاللّه بتوانید انجام بدهید.

 

و همین‌طور که اشاره کردیم قبلاً به مناسبت شهدای بیرجند،

 

لزوم یاد شهیدان با کارهنری عدم اعراق گویی

هرچه میتوانید از یاد این شهیدان استفاده کنید، هرچه میتوانید راجع به اینها بنویسید، بشنوید، ثبت کنید، ضبط کنید، کار هنری انجام بدهید. هیچ لزومی هم ندارد که مبالغه و اغراق‌گویی درباره‌ی اینها بشود. من میبینم گاهی اوقات بعضی‌ها اغراق‌گویی میکنند؛ هیچ لزومی ندارد. نفْس عمل اینها این‌قدر عظمت دارد که هیچ احتیاج به آرایش و بزک کردن و اغراق‌گویی و مانند اینها ندارد؛ کارشان کار مهمّی است. چه کسی از جان خودش میگذرد؟ ما مردم معمولی دنیا برای یک نفع کوچک،حاضریم کار خلاف هم انجام بدهیم، آن‌وقت اینها آمدند از عزیزترین شیئی که برای یک انسان وجود دارد -یعنی عمرش، جانش- گذشتند برای خدا؛ در سنین جوانی، در وقتی‌که شهوات در انسان قوی است، در وقتی‌که آرزوها در انسان قوی است، پا روی این آرزوها گذاشتند، پا روی راحتی و آسایش جسمی گذاشتند و حرکت کردند در راه خدای متعال و جان خودشان را دادند. خود این حرکت، این‌قدر عظیم است، این‌قدر باشکوه است که هیچ احتیاج به اغراق‌گویی ندارد. کار را ان‌شاءاللّه با همین دقّت و با همین اتقان دنبال کنید و انجام بدهید. خداوند ان‌شاءاللّه به شما خیر بدهد و کمک کند.

 

والسّلام علیکم و رحمة‌اللّه و برکاته



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنده عرض میکنم

 

ضربه خوردن نیروی سخت نظامی و اقتصادی آمریکا بخاطر افسرده بودن نیروی انسانی نظامی و بدهکاری زیاد

قدرت سخت آمریکا هم بشدّت ضربه دیده. قدرت سخت، یعنی قدرت نظامی‌گری، قدرت اقتصاد؛ اینها قدرت سخت است. بله، ابزار نظامی دارند، امّا نیروی انسانیِ نظامیِ آمریکا بشدّت افسرده، سردرگم، سرگشته، مردّد [است]. برای همین است که در بسیاری از کشورهایی که آنها حضور دارند، برای اینکه بتوانند مقاصد خودشان را پیش ببرند، از سازمانهای جنایت‌کاری مثل بلک‌واتر و از این قبیل استفاده میکنند؛ یعنی سرباز آمریکایی قادر به اجرای آن نقشه‌ی آمریکایی نیست؛ نیروی انسانی‌شان این است.

اقتصادشان هم همین‌جور. آمریکا امروز پانزده تریلیون دلار بدهکار است؛ رقم، رقمی افسانه‌ای‌ است؛ پانزده تریلیون دلار بدهکاری آمریکا است! قریب به هشتصد میلیارد دلار کسر بودجه‌ی آمریکا است در همین سال جاری؛ یعنی اینها درواقع عقب‌ماندگی‌های اقتصادی است. حالا با زرق‌وبرق، با شعار، با حرفهای گوناگون، با ظاهرسازی‌ها روی اینها را میپوشانند امّا واقعیّتهای آمریکا این است؛ این قدرت سخت آمریکا است.

 

بنابراین آمریکا رو به افول است؛ این را همه بدانند. آن کسانی هم که به پشتیبانی آمریکا حاضرند مسئله‌ی فلسطین را در این منطقه بکلّی فراموش کنند، بدانند آمریکا رو به افول است. آن که زنده است، ملّتهای منطقه‌اند؛ آن چیزی که زنده است، حقایقی است که در این منطقه وجود دارد. آمریکا در منطقه‌ی خودش هم رو به افول است، چه برسد در اینجا!

 

عدم موفقیت آمریکا در از بین بردن روحیه استقلال طلبی ملت ایران و دیگر ملل و تنفر جهانی از آمریکا بخاطر خوی سیطره جویی

یکی از مظاهر شکست آمریکا این است که نتوانسته بر روحیه‌ی استقلال‌طلبی در ملّت ما و بر روی جوانان ما اثر بگذارد. شما ببینید، امروز احساسات جوانان و نوجوانان عزیز ما در سرتاسر کشور احساسات استقلال‌طلبانه است. بعضی‌ها حتّی به مبانی دینی هم خیلی پابند نیستند امّا نسبت به تسلّط بیگانه احساس مقاومت میکنند؛ این نشان‌دهنده‌ی این است که آمریکا با این همه تبلیغات، با این همه تلاشی که انجام داده است، با این امپراتوری خبری و رسانه‌ای که در دنیا راه انداخته، نتوانسته روی نسل جوان کشور ما اثر بگذارد؛ روحیه‌ی مقاومت آنها را و استقلال‌طلبی آنها را نتوانسته ضعیف کند و از بین ببرد. بِجد این را من عرض میکنم -چون مشاهده میکنم- که امروز جوانهای ما از لحاظ انگیزه‌ی ایستادگی و مقاومت از جوان نسل اوّل انقلاب اگر جلوتر نباشند، عقب‌تر نیستند؛ امروز این را انسان دارد بدرستی مشاهده میکند. مخصوص جوانهای ما هم نیست، این بتدریج در بین جوانهای کشورهای دیگر هم تا آنجایی که ما اطّلاع داریم، رسوخ پیدا کرده؛ بخصوص کشورهای همسایه‌ی ما. جوانهای عزیز مؤمن در کشورهای نزدیک به ما و همسایه‌ی ما که انسان حرفهای آنها را، اقدامهای آنها را، پیامهای آنها را میبیند، رفتارهای آنها را، احساس میکند که روحیه‌ی استقلال در آنها زیاد است. البتّه دشمن -آمریکایی‌ها- بعضی از این چیزها را از چشم ما میدانند؛ میگویند این به‌خاطر حرکت جوانان ایرانی است. تهدید هم میکنند ما را، تهدید میکنند که چرا جوانهای فلان کشور به نیروهای ما حمله کردند؟ یعنی این واقعاً از آن حرفهای عجیب و غریب [است]! پیغام میدهند که جوانهای فلان کشور همسایه‌ی شما اگر چنانچه به نیروهای ما حمله بکنند یا به افراد طرف‌دار ما حمله کنند، ما شما را مقصّر میدانیم! خب شما غلط میکنید ما را مقصّر میدانید. مردم عراق از شما متنفّرند، جوانهای عراق از شما متنفّرند، جوانهای سوریه از شما متنفّرند، جوانهای لبنان از شما متنفّرند، این طرف در شرق، جوانهای افغانستان از شما آمریکایی‌ها متنفّرند، جوانهای پاکستان از شما آمریکایی‌ها متنفّرند، این به ما چه ربطی دارد! از شما متنفّرند، ممکن است یک اقدامی هم علیه شما بکنند. بله، این یک واقعیّتی است، آمریکایی‌ها چرا درک نمیکنند؟ نفرت ملّتها از خودشان را چرا نمیفهمند، چرا درک نمیکنند؟ بد کردید، عمل زشت انجام دادید، سیطره‌جویی کردید به این کشورها، به این مردم اهانت کردید، [لذا] از شما متنفّرند. مردم عراق حق دارند از شما متنفّر باشند، مردم سوریه حق دارند از شما متنفّر باشند، کشورهای دیگر هم همین‌جور. آمریکا رو به افول است؛ همه این را بدانند. آن کسانی که گرایش به این دارند که برویم با آمریکایی‌ها سازش کنیم، بیخودی نقشه‌ی بی‌اساس و بی‌پایه میکشند؛ آمریکا رو به افول است. عوامل افول آمریکا هم مربوط به امروز و دیروز نیست که حالا یکی بخواهد بیاید علاجش کند؛ مربوط به طول تاریخ [است]. عامل این وضعیّتی که آمریکایی‌ها دچارش شدند، عامل بلندمدّت است؛ اینها در طول تاریخ وضعیّتی را به وجود آوردند که نتیجه‌اش همین است و به این آسانی‌ها علاج‌شدنی نیست. این سنّت الهی است، اینها محکومند به اینکه ساقط بشوند، محکومند به اینکه افول کنند، زایل بشوند از صحنه‌ی قدرت جهانی.

 

رو به پیشرفت بودن ایران بخاطر وجود جوانان فعال با همت و خالص

خب، نقطه‌ی مقابل، جمهوری اسلامی است. من البتّه نمیخواهم بزرگنمایی کنم، نمیخواهم مبالغه کنم؛ ما از صفر شروع کردیم، راهی را که دیگران در طول ۱۰۰ سال، ۱۵۰ سال یا بیشتر رفتند، بنده مدّعی نیستم که ما در طول ۴۰ سال توانستیم برویم امّا مدّعی‌ام که در طول این چهل سال مرتّباً جلو رفتیم، مرتّباً پیشرفت کردیم، مرتّباً قوی شدیم؛ حرکت چهل‌ساله‌ی جمهوری اسلامی، این را بروشنی اثبات میکند. ما یک حرکت جدّیِ استقلالِ صنعتی و استقلال سیاسی را در کشورمان شاهدیم. اینکه عرض کردم «صدها گروه جوان»، این یک واقعیّتی است. بنده بعضی را از نزدیک می‌شناسم، بعضی را از دور می‌شناسم؛ جوانهای جدّی، فعّال، خوش‌استعداد، مبتکر، با همّتهای بلند مشغول کارند، مشغول تلاشند در زمینه‌های گوناگون؛ زمینه‌های فکری، زمینه‌های عملی، زمینه‌های علمی، زمینه‌های فنّاوری؛ نه به فکر رئیس شدنند، نه به فکر مدیر شدنند، نه به فکر وزیر و وکیل شدنند؛ دارند کار میکنند؛ امروز این‌جوری است. این یک پدیده‌ی مبارکی است که امروز در کشور ما وجود دارد؛ و این ادامه پیدا خواهد کرد.

 

من به شما جوانهای عزیز چند سفارش میخواهم عرض بکنم؛ اینها چیزهایی است که برای آینده‌ی کشور لازم است. سفارش اوّل: دشمنیِ با آمریکا را فراموش نکنید؛ فریب لبخند دروغین و فضاحت‌بار دشمن را نخورید. گاهی میگویند که «ما با ملّت ایران مشکلی نداریم، مشکل ما با دولت جمهوری اسلامی است»؛ دروغ میگویند! دولت جمهوری اسلامی بدون تکیه‌ی به این ملّت کاره‌ای نیست. با ملّت دشمنند؛ با ملّتی که حضور خود و قوّت خود و اراده‌ی خود را در طول چهل سال از دست نداده است دشمنند؛ تحریمها علیه مردم است. دشمنیِ آمریکا را فراموش نکنید.

 

دشمنی آمریکا با ملت ایران قبل از انقلاب

آمریکا قبل از انقلاب هم با ملّت ایران دشمنی میکرد، منتها آن‌وقت عوامل خودش سر کار بودند؛ هر کار میخواست، انجام میداد؛ هرجور دلش میخواست، عمل میکرد، و رژیم منحوس وابسته‌ی پهلوی و طاغوت از آنها تبعیّت میکرد. جمهوری اسلامی محکم در مقابل آنها ایستاده است، لذا دشمنی‌شان واضح و آشکار است؛ از ابعاد مختلف هم دشمنی میکنند؛ این [حرفهای دروغشان] را توجّه نکنید.

 

دشمنی با آمریکا تا وجود خوی سیطره جویی در او

خب، این دشمنی تا کِی [است]؟ یک سؤالی است: تا کِی دشمنیِ با آمریکا؟ جوابش این است که تا وقتی‌که آمریکا سیطره‌جوییِ خودش را کنار بگذارد؛ اگر سیطره‌جویی خودش را کنار گذاشت، مثل دیگر کشورها با او میشود تعامل کرد، با او میشود ارتباط پیدا کرد؛ که البتّه چنین چیزی هم بعید است؛ ذات استکبار -یکی از برادرهای عزیز، اینجا گفتند- ذات سیطره‌جو و سلطه‌جو است؛ بله، مادامی که این‌جوری است، دشمنی هست. اگر چنانچه این را کنار گذاشت، دشمنی و قطع و قهر و مانند اینها بکلّی از بین خواهد رفت؛ امّا این چیزی نیست که [بشود].

 

نکته‌ی دوّم:

 

لزوم تبلیغ نظریه مقاومت از نظر علمی و عملی

نظریّه‌ی مقاومت در مقابلِ دشمنِ قوی‌پنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضی تصوّر نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاه‌های تبلیغاتی دارد و از این قبیل، ما عقب‌‌نشینی [کنیم]؛ نخیر، نظریّه‌ی مقاومت، یک نظریّه‌ی اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود]. معنای نظری این است که تبیین کنید. شما جوانها خیلی خوب میتوانید این نظریّه‌ی مقاومت را تبیین کنید؛ هم در بین خودتان و هم محیطی که در آنجا قرار دارید و هم حتّی در ارتباط با کشورهای دیگر و جوانهای دیگر. نظریّه‌ی مقاومت را، این را که هدفِ استکبار سیطره است، هدفِ استکبار سلطه است، سلطه‌ی بر ملّتها است، برای همه تبیین کنید، بدانند که هدف استکبار این است.

از لحاظ عملی، جریان مقاومت را ما حقّ جوانها میدانیم؛ جوانهای عراق، جوانهای سوریه، جوانهای لبنان، جوانهایی در شمال آفریقا، جوانهایی در مناطق شبه‌قارّه و اطراف آنها، یک مشت جوانهایی هستند که در مقابل آمریکا مقاومت میکنند، ایستاده‌اند؛ حقّ اینها است، ما حقّ اینها میدانیم؛ تقویت این جریانها به‌معنای تقویت نظریّه‌ی مقاومت است.

 

نکته‌ی سوّم:

 

لزوم ایفای نقش در الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی طبق اقتضائات زندگی: با تحصیل، تحقیق، سازندگی، ابتکار، اتخاذ موضع صحیح سیاسی و ورود به میدان سیاست

شما جوانها خودتان را در قبال مسئله‌ی پیشرفت کشور مسئول بدانید. برنامه‌ی پیشرفت، برنامه‌ی مشخّصی است،‌ برنامه‌ی فکرشده و سنجیده‌ای است. ملاحظه کردید، الگوی پیشرفت ایرانی ـ اسلامی که تا پنجاه سال میتواند قالب حرکت این کشور در جهات مختلف باشد، تبیین‌شده و تعیین‌شده و آماده‌شده است، در اختیار صاحب‌نظران است که آن را ورز بدهند و تکمیل کنند و کامل کنند. شما خودتان را جزئی از فعّالان این نقشه‌ی وسیع و همه‌جانبه بدانید و برای آن خودتان را آماده کنید. این آمادگی، یک روز با درس خواندن است، یک روز با تحقیق کردن است، یک روز با ساختن است، یک روز با کار و ابتکار است، یک روز با اتّخاذ مواضع درست سیاسی است، یک روز با حضور در میدان سیاست است؛ هر روزی، هر دوره‌ای از زندگی شما یکی از این اقتضائات را دارد. خودتان را در همه‌ی احوال موظّف بدانید که در قبال پیشرفت کشور، خودتان را سهیم و مسئول بدانید.

 

یکی از کارهای اساسی‌ای که ما در زمینه‌ی مسائل اقتصادی کشور و آینده‌ی کشور باید انجام بدهیم، قطع وابستگی اقتصاد کشورمان به نفت است؛ که این را همه‌ی اقتصاددان‌های وارد و فهیم، نه امروز [بلکه] بارها، سالها گفته‌اند و تکرار کرده‌اند؛ و این یک واقعیّتی است. ما هم همواره به مسئولین گفته‌ایم سعی کنند تا آنجایی که ممکن است، ما اقتصادمان را از فروش نفت خام جدا کنیم. ما که داریم نفت خام را میفروشیم، درواقع ثروتی را و موجودی‌مان را که قابل تجدید هم نیست و تمام میشود، از زیر زمین درمی‌آوریم میفروشیم، پول میگیریم، صرف اداره‌ی کشور میکنیم؛ این غلط است! بایستی این سرمایه‌ را به‌نحوی استعمال کرد، به‌نحوی به کار برد، به‌نحوی مصرف کرد که درآمدِ افزوده داشته باشد؛ ما باید مصرف بهینه بکنیم [از نفت]. یکی از اشکالات مهمّ اقتصاد ما وابستگی است. خب جوانهای مؤمنِ ما، آن ‌کسانی که اهل فکرند، اهل کارند، بنشینند راه‌هایی را پیدا کنند برای اینکه بتوانند کشور را [از وابستگی خارج کنند]. البتّه سیاستهای این کار طرّاحی شده؛ ما این صندوق توسعه‌ی ملّی را که در سیاستهای کلّی تشکیل داده‌ایم و ابلاغ کرده‌ایم، به‌خاطر همین است که بتوانیم از وابستگی به نفت خارج بشویم.

 

این را هم عرض بکنم،

 

عدم اخذ مدل توسعه از غرب و لزوم نامگذاری «پیشرفت» بجای «رشد و توسعه»

مدل توسعه‌ را ما از غرب نمیگیریم؛ اوّلاً ما اسم این حرکت را پیشرفت میگذاریم، نه آن‌چنان ‌که آنها اسم‌گذاری میکنند «رشد و توسعه». مدل پیشرفت کشور را ما از غرب نمیگیریم. غربی‌ها خودشان به‌خاطر این روش و این مدل، خودشان را بدبخت کرده‌اند، مشکلات فراوانی برای خودشان درست کرده‌اند؛ زرق‌وبرق هست امّا باطن و درون، پوسیده و رو به فساد است؛ از آنها ما نمیگیریم. البتّه از دانش روز و از فنّاوری روز حدّاکثر استفاده را میکنیم و پیشرفت را، هم مایه‌ی سعادت ملّت، هم مایه‌ی افتخار ملّت، هم مایه‌ی امنیّت کشور میدانیم و برای پیشرفت کشور تلاش میکنیم، و جوانهای ما و عزیزان ما بایستی در این زمینه‌ها خودشان را مسئول بدانند و احساس تکلیف بکنند و احساس وظیفه بکنند.

 

نیاز اصلی کشور هم عبارت است از همّت بلند شما. شما جوانها باید همّت کنید، همّت بلند داشته باشید، تلاش کنید، کار کنید، ترس را کنار بگذارید، تنبلی را کنار بگذارید، ابتکار را سرلوحه‌ی کار خودتان قرار بدهید، نوآوری را وظیفه‌ی بزرگ خودتان بدانید؛ البتّه با غیرت ملّی، تعصّب ملّی؛ اینها چیزهایی است که برای کشور ما، برای جوانهای ما لازم است؛ در همه‌ی زمینه‌ها؛ یک مجموعه‌ی پُرنشاط، مجموعه‌ی فعّال و متحرّک.

 

این توصیه‌ی ما به جوانها بود لکن این توصیه خطاب به مسئولان هم هست؛ مسئولان این حرفها را جدّی بگیرند، جوانها را جدّی بگیرند، از نسل جوانِ امروز که باانگیزه است، به‌معنای واقعی کلمه استقبال کنند، نسل جوان را کمک کنند. بنده میبینم در مواردی یک مجموعه‌ی جوان، یک کار بسیار خوب و برجسته و راهگشایی را انجام داده‌اند [امّا] دستگاهِ مسئولِ مرتبطِ با این کار به آنها کمک نمیکند! این یکی از اشکالات کار ما است. مسئولین، جوانها را جدّی بگیرند، کارهای آنها را جدّی بگیرند، به آنها اهتمام داشته باشند.

 

آنچه من در پایان صحبتم میخواهم عرض کنم: جوانهای عزیز! همان‌طور که عرض کردم، بدانید آینده‌ی این کشور و آینده‌ی ایران اسلامی از گذشته‌ی آن بمراتب بهتر و درخشان‌تر است. بدانید اگر چنانچه با این روحیه‌ای که امروز شما دارید و نشان میدهید، این ملّت پیش برود و حرکت بکند، تردیدی نیست که در آینده‌ی نه‌چندان دوری خواهد توانست به اوجی در دنیا برسد که در تعاملات جهانی، همیشه دست برتر را داشته باشد و بتواند مقاصد خودش را پیش ببرد؛ این چیزی است که حتمی و قطعی است و در این تردیدی نیست، و شما جوانهای عزیز ان‌شاءالله این را به چشم خودتان خواهید دید و آن روز تجربه خواهید کرد این پیشرفت عظیمی را که به برکت اسلام و به برکت انقلاب اسلامی در کشور به وجود آمده است.

 

از خداوند متعال مسئلت میکنیم که روح مطهّر شهدای بزرگوار ما را که آنها این راه را باز کردند، این فضای امن را برای کشور به وجود آوردند، با ارواح مطهّر شهدای صدر اسلام و کربلا محشور کند، و قلب مقدّس ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) و روح مطهّر امام بزرگوار و شهدای ابرار را از همه‌ی ما راضی کند؛ ما را به وظایف خودمان آشنا و ان‌شاءالله در انجام آن وظایف، همه‌ی ما را موفّق کند.

 

والسّلام علیکم و‌ رحمةالله و‌ برکاته





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

97/08/12 بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان

به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 

خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانان عزیز، فرزندان عزیز من! ان‌شاءالله که خداوند متعال به همه‌ی شماها توفیق بدهد و دلهای پاک و نورانی شما را با الطاف خود، با هدایت خود ان‌شاءالله در راه حق و در صراط مستقیم نگه دارد.

 

امسال ایّام اربعین با ایّام مربوط به سیزدهم آبان منطبق بر هم و مصادف با هم شدند. یک جمله راجع به اربعین عرض بکنم؛ اوّلاً به کسانی که توفیق پیدا کردند و امسال هم این سفر را با شور و عشق و اخلاص پیمودند و این راه را پیمودند و این سفر را رفتند، تبریک عرض میکنیم؛ توفیق بزرگی است؛ خوشا به حالتان. ان‌شاءالله که این فیض شامل حال همه‌ی کسانی که دوست میدارند و علاقه‌ی به این راه دارند بشود. ثانیاً از مردم عراق، ملّت عراق، دولت عراق، شخصیّت‌های صاحب‌نظر و سیاسی عراق که در این راه کمک کردند و انصافاً تلاش کردند، تسهیل کردند این حرکت را برای ملّت خودشان و برای ملّتهایی که از کشورهای دیگر میرفتند -بخصوص از کشور ما که ظاهراً بیش از دو میلیون جمعیّت رفتند- از آنها هم من صمیمانه تشکّر میکنم. از همه‌ی کسانی که میهمانداری کردند، پذیرایی کردند، محبّت کردند -از همه‌ی برادران عراقی عزیز- من سپاسگزاری میکنم؛ کار بزرگی انجام دادند.

 

بی نظیر بودن پدیده راهپیمایی اربعین و توطنه سکوت دستگاه های تبلیغاتی غرب و بعد اتهام به دولتی بودن این حرکت

پدیده‌ی اربعین یک پدیده‌ی غیر قابل توصیفی است، اصلاً بی‌نظیر است؛ یک رزمایش عظیم و شگفتی‌ساز است این حرکت فوق‌العاده، و همین‌طور که مکرّر در این روزها گفته شد، در دنیا دیگر نظیری ندارد. غربی‌ها هم نمیتوانند درک کنند این حرکت را که یعنی چه، چطور میشود؟ لذا شما می‌بینید دستگاه‌های تبلیغاتی‌شان اوّلاً چند سال که سکوت میکنند، «توطئه‌ی سکوت»؛ [در حالی که] کمترین حرکتی را در هر جای دنیا اینها منعکس میکنند، چند سال اینها اصلاً اسم این حرکت عظیم مردمی را نیاوردند، اشاره‌ای به آن نکردند، تصویری از آن منتشر نکردند، و امسال هم که یک مقداری [به آن] پرداختند، تحلیل‌های خصمانه، تحلیل‌های غلط کردند که از نظر مؤمنان به این راه، تحلیل‌های بلاهت‌آمیزی است. امثال این رادیوی انگلیس و امثال اینها تحلیل خصمانه کردند. این نشان‌دهنده‌ی این است که فورانِ این سرچشمه‌ی فیّاض، بشدّت آنها را دستپاچه کرده، نمیتوانند تحلیلش کنند. گاهی گفتند این را دستهای دولتی به راه انداختند! کدام دولتی میتواند ده میلیون، پانزده میلیون انسان را -مرد، زن، پیر، جوان، قشرهای مختلف- راه بیندازد، حدّاقل هشتاد کیلومتر پیاده اینها را از یک شهر به یک شهر دیگر بکِشاند؟ کدام دولتی میتواند این کار را بکند؟ حالا اگر فرض کنیم به فرض محال، دولت جمهوری اسلامی و دولت عراق هم توانسته‌اند این کار را بکنند، خودش یک معجزه‌ی دولتی است؛ خب شما هم بکنید اگر میتوانید! اگر بلدید، شما هم این کار را راه بیندازید؛ نه، جز عشق، جز ایمان، جز جوشندگیِ خونِ شهیدانِ والامقام، هیچ عاملی قادر نیست این حرکت را انجام بدهد. کار بزرگی انجام گرفته است؛ روزبه‌روز هم بهتر، قوی‌تر، پخته‌تر و جاافتاده‌تر میشود، هر سالی از سال قبل بهتر میشود؛ ان‌شاء‌الله بعد از این هم ادامه خواهد داشت. و غربی‌ها هم مجبورند تماشا کنند و نتوانند تحلیل کنند، نتوانند بفهمند و ضربه‌ی این حرکت را هم خواهند خورد.

 

خب، مناسبت دیدارِ امروز سیزدهم آبان است که فردا است. در سیزدهم آبان همین‌طور که میدانید، سه حادثه اتّفاق افتاده است که هر سه به‌نحوی به آمریکا مرتبط است. حادثه‌ی اوّل، تبعید امام است که به‌خاطر کاپیتولاسیون بود؛ مصونیّت مستشاران آمریکایی در ایران. امام آن نطق طوفانی را در سال ۴۳ انجام دادند و به دنبال آن تبعید شدند؛ این حادثه‌ی اوّل که مربوط میشد به آمریکا.

 

حادثه‌ی دوّم مربوط به کشتار دانش‌آموزان است در سال ۵۷، جلوی دانشگاه -همین‌جا [دانشگاه تهران]- که این هم به دست سربازهای آمریکایی نبود امّا به دست رژیم دست‌نشانده‌ی آمریکا بود؛ رژیم طاغوت، رژیم پهلوی؛ [پس] این هم به‌نحوی منتسب به آمریکا است. یعنی آمریکایی‌ها و دست‌نشانده‌های آنها برای پیشبردِ اهداف شیطانیِ خود حاضر به این‌جور جنایتها هستند. خب دارید می‌بینید، در دنیا هم از این قبیل امروز [هست]؛ مسائل یمن، مسائل بحرین و مسائل بسیاری از نقاط دنیا نشان‌دهنده‌ی همین حقیقت است. اینجا هم این کار را کردند و دانش‌آموزان را، نوجوانان را با تیراندازیِ مستقیم به خاک‌وخون کشیدند؛ و این هم یک حادثه.

 

حادثه‌ی سوّم، حادثه‌ی سفارت است -لانه‌ی جاسوسی آمریکا- که این سیلیِ ایران متقابلاً به آمریکا بود. یعنی انقلاب این قدرت را به ملّت ایران داد که در مقابل حرکات آنها، در مقابل حملات آنها این‌جور سیلی بزنند و آمریکا را تحقیر کنند.

 

مجموعه‌ی این سه حادثه یک چالشی را نشان میدهد بین ایران و آمریکا؛ این چالش تا امروز ادامه دارد. چهل سال است که این چالش بین ایران اسلامی و آمریکا ادامه دارد، و انواع و اقسام تحرّکات هم از سوی دشمن در این چهل سال اتّفاق افتاده است. شماها خیلی از این حوادث را البتّه نبودید، حضور نداشتید، شاهد نبودید، امّا شنیده‌اید یا خوانده‌اید. من حالا فقط اشاره میکنم؛ مثلاً جنگ نظامی، حرکت نظامی در این مدّت از سوی آمریکا اتّفاق افتاد به ‌صورتهای مختلف، که بدترینش تحریک صدّام‌حسین بود که به ایران حمله کند؛ تحریکش کردند، به او قول دادند، قول کمک دادند، کمک هم کردند، هشت سال کشور را درگیر جنگ کردند؛ این مثلاً [یک نمونه]؛ البتّه تودهنی خوردند، شکست خوردند، عقب نشستند. یا فرض بفرمایید حمله‌ی به ایرباس، حمله‌ی به طبس، حمله‌ی به سکّوی نفتی ما؛ اینها کارهایی بوده که آمریکایی‌ها علیه ما انجام دادند.

 

ادعای تحریم جدید، فریب آمریکا

جنگ اقتصادی هم در این چالش چهل‌ساله (بین ایران و آمریکا) وجود داشته که مخصوص امروز نیست. حالا آمریکایی‌ها در واقع سر خودشان را یا سر ملّتشان را کلاه میگذارند که میخواهند بگویند یک کار جدید داریم میکنیم؛ نه، کار جدیدی نیست، چهل سال است که به شکلهای مختلف تحریم اقتصادی علیه ما دارند؛ حالا یک روز نفت است، یک روز معامله است، یک روز تجارت است، یک روز سرمایه‌گذاری است؛ انواع و اقسامش را داشته‌اند.

 

این هم جنگ اقتصادی و مقابله‌ی اقتصادی. جنگ رسانه‌ای هم داشته‌اند؛ از اوّل انقلاب تا امروز، آمریکا جنگ رسانه‌ای با ما داشته؛ یعنی دروغ‌پراکنی، اغواگری، فتنه‌انگیزی، ترویج فساد، تحریک افراد؛ این مال امروز نیست. امروز البتّه شیوه‌های جدید و اینترنت و فضای مجازی و امثال اینها هم آمده است امّا آن‌وقتی هم که اینها نبود، با تلویزیون، با رادیو، با ماهواره، دائم مشغول بودند؛ یعنی چهل سال است که این چالش بین ما و آمریکا وجود دارد.

 

خب،

 

مغلوب بودن آمریکا  در چالش چهل ساله با ایران و ایران تنها کشور تأثیر نگرفتن از آمریکا در تصمیماتش

یک حقیقت مهمّی در اینجا وجود دارد که گاهی از چشم بعضی‌ها پنهان میماند، از کثرت وضوح مخفی میشود. آن حقیقت یک حقیقت درخشانی است و آن، این است که در این چالشِ چهل‌ساله، طرفی که مغلوب شده آمریکا است، طرفی که پیروز شده جمهوری اسلامی است؛ این حقیقتِ بسیار مهمّی است. دلیل بر اینکه آمریکا مغلوب شده چیست؟ دلیلش این است که حمله را او شروع کرده، کارهای فسادانگیز را او انجام داده، تحریم را او کرده، حمله‌ی نظامی را در واقع او کرده، امّا به مقاصد خودش نرسیده؛ این دلیل شکست آمریکا است. در تمام این کارها هدف آمریکا این است که سیطره‌ای را که در دوران طاغوت بر این کشور داشت، دوباره آن سیطره را به دست بیاورد. این سیطره و سلطه با انقلاب از بین رفته بود، دستش کوتاه شده بود؛ هدف این تحمیلِ جنگ و تحمیلِ تحریم و فشارهای سیاسی و اقتصادی و امثال اینها این بود که این سیطره را برگرداند، خب نتوانسته؛ چهل سال است دارد زور میزند و نتوانسته به جایی برسد. امروز شما نگاه کنید کشوری که آمریکا به‌قدرِ یک ارزن در تصمیماتش و در اقداماتش نقش ندارد، جمهوری اسلامی ایران است؛ خب این شکست آمریکا است؛ دیگر شکست از این واضح‌تر نمیشود.

 

هدفش از تحمیل جنگ این بود که جمهوری اسلامی را در جنگ با صدّام مغلوب کند، بی‌آبرو کند و این‌جور بگوید که «بله، حکومت جمهوری اسلامی و نظام جمهوری اسلامی موجب شد که ایران شکست بخورد»، [امّا] بعکس شد. در همه‌ی جنگهایی که در این دویست سال اخیر ایران با کشوری داشته، ایران شکست خورده؛ این جنگ هشت‌ساله اوّلین جنگی و تنها جنگی است که ایران طرف را شکست داده و شکست نخورده؛ یک وجب از خاک کشور به دست بیگانه نیفتاده؛ این اوّلین جنگ است. درست عکس آنچه آمریکایی‌ها میخواستند، اتّفاق افتاد.

 

هدفش از تحریم، فلج کردن و عقب نگه داشتن کشور بود. تحریم را برای این انجام داد که بلکه اقتصاد را فلج کند، کشور را فلج کند و عقب نگه دارد؛ نتیجه چه شده؟ نتیجه این شده که حرکت به سمت خودکفایی در کشور سرعت گرفته. ما عادت کرده بودیم، ملّت ایران در طول سالهای متمادی عادت کرده بود که همه‌چیز را وارد کند. ما حالا به برکت تحریمهایی که کردند، عادت کردیم که همه‌چیز را اوّل خودمان برویم به سراغ ساختن و تولید کردنش، که حالا من بعداً باز یک اشاره‌ای به این خواهم کرد. امروز صدها گروه، گروه‌های فعّال از جوانهای خوش‌فکر -چه دانشجویان دانشگاهی، چه دانش‌آموختگان- مشغول کارهای مهمّی در سطح کشورند که حالا بعداً عرض کردم یک اشاره‌ای باز خواهم کرد به آنچه اینها انجام میدهند. این بر اثر تحریم است. ما چون تحریم شدیم، به فکر افتادیم نیازهایمان را خودمان [رفع کنیم]. پس تحریم هم به نفع ما شد یعنی آمریکا در این سیاست هم شکست خورد. ببینید؛ اینها شکستهای پی‌درپیِ طرف آمریکایی است.

 

دلم میخواهد به این نکته شما جوانان عزیز درست توجّه کنید -[چون] کارهای آینده‌ی این کشور دست شماها است، به اینها باید توجّه کنید- حالا بحث چالش ایران و آمریکا را میگذاریم کنار، در یک نگاه وسیع‌تر وضعیّت آمریکا را وقتی‌که نگاه میکنیم، می‌بینیم که قدرت آمریکا و اقتدار و هیمنه‌ی آمریکا در دنیا رو به افول و رو به زوال است؛ در طول سالها دائماً‌ دارد کم میشود. آمریکای امروز از آمریکای چهل سال قبل که انقلاب پیروز شد، بمراتب ضعیف‌تر است؛ قدرت آمریکا رو به افول است؛ نکته‌ی مهم این است.

 

رو به افول بودن قدرت نرم و تأثیر گذاری آمریکا

بسیاری از سیاسیّون معتبر دنیا و جامعه‌شناس‌های معتبر دنیا معتقدند که «قدرت نرم» آمریکا فرسوده‌شده است، در حال از بین رفتن است. قدرت نرم چیست؟ قدرت نرم این است که یک دولتی بتواند خواسته‌ی خود و نظر خود و عقیده‌ی خود را به اطراف بقبولاند و آنها را اقناع کند به نظر خود؛ این قدرت در آمریکا امروز رو به ضعف کامل و رو به فرسودگی کامل است؛ در زمینه‌های مختلف. حالا زمان دولت اوباما هم همین‌جور بود امّا زمان این آقا که دیگر به طور واضح با او مخالفت میشود؛ در غالب زمینه‌هایی که او تصمیم میگیرد، در دنیا با او مخالفت میشود. نه‌فقط مخالفت مردمی -که اگر قرار باشد رأی‌گیری کنند و از مردم هر کشوری سؤال کنند، نظرات منفی خواهند داد- حتّی دولتها هم که رودربایستی دارند با آمریکا، با او مخالفت میکنند؛ چین مخالفت میکند، اروپا مخالفت میکند، روسیه مخالفت میکند، هند مخالفت میکند، آفریقا مخالفت میکند، آمریکای لاتین مخالفت میکند. قدرت نرم آمریکا رو به افول است، رو به سقوط است. این را من نمیگویم؛ این جزو حرفهایی است که جامعه‌شناس‌های مطرح دنیا امروز دارند این حرف را میزنند. نه‌فقط اقتدار معنوی و قدرت نرم خود آمریکا رو به افول است بلکه حتّی لیبرال‌دموکراسی را هم که پایه‌ی اساسی تمدّن غرب است، اینها بی‌آبرو کردند، دارند بی‌آبرو میکنند.

 

بی آبرو شدن لیبرال‌دموکراسی و ایجاد شکافهای طبقاتی در غرب

چندین سال قبل از این یک جامعه‌شناس مطرح دنیا گفت وضعیّت کنونی آمریکا منتهاالیه تکامل تاریخی بشر است و بشر دیگر از این بالاتر نمیتواند برود. همان آدم امروز حرفش را پس گرفته، میگوید «نه» و آرزو میکند چیزهای دیگری را. حالا صریحاً ممکن است نگوید من اشتباه کردم امّا حرفهای دیگری را دارد میزند، درست نقطه‌ی مقابل آن حرفی که آن روز زده بود. خب این وضع آمریکا است.

البتّه لیبرال‌دموکراسی -بنده قبلها هم مکرّر این را گفته‌ام- خود ملّتهای غربی را که پایه و اساس حکومتشان و نظام اجتماعی‌شان بر لیبرال‌دموکراسی است، بدبخت کرده. لیبرال‌دموکراسی‌ای که امروز در غرب رایج است، خود آنها را بیچاره کرده؛ شکافهای اجتماعی، نبود عدالت اجتماعی، نابود شدن خانواده، فساد اخلاقیِ فراگیر و همه‌گیر، فردگرایی‌های افراطی و شدید؛ خود آنها بیچاره شده‌اند. حالا این آقا هم که آمده -این رئیس‌جمهورِ فعلیِ عجیب‌وغریبِ آمریکا- که دیگر به همه‌ی اینها چوب حراج زده و درواقع تتمّه‌ی آبروی هم آمریکا و هم لیبرال‌دموکراسی را برده. خب حالا این در مورد قدرت نرم آمریکا است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

97/07/30 بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خیلی خوش‌ آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، خانواده‌های مکرّم و معظّم شهدای عزیزمان!

 

حرکت مدافعین حرم همچون حرکت محافظات از قبر امام حسین علیه السلام در زمان بنی العباس و ثمره آن راهپیمایی اربعین

حرکت این شهدای شما که در این برهه در خارج از کشور به شهادت رسیدند، درواقع شبیه حرکت آن‌کسانی است که با جانِ خودشان توانستند قبر حضرت اباعبدالله را حفظ کنند. یک روزی بود که خلفای بنی‌عبّاس همّت گماشته بودند که قبر مطهّر حضرت اباعبدالله و لابد به تبعِ آن، بقیّه‌ی قبور مطهّره را از بین ببرند؛ یک عدّه‌ای با جانِ خودشان نگذاشتند؛ یعنی [آنها] گفتند اگر بیایید، دستتان را قطع میکنیم، پایتان را قطع میکنیم، شما را به قتل میرسانیم؛ درعین‌حال [اینها] رفتند. همان رفتن‌ها بود که حالا رسیده به بیست میلیون زائر پیاده‌ی اربعین. اگر آنجا کسانی فداکاری نمیکردند، امروز شوکت و هیمنه‌ی محبّت اباعبدالله الحسین (علیه‌السّلام) این‌جور دنیا را فرا نمیگرفت؛ که شما می‌بینید در راه‌پیمایی اربعین از کشورهای مختلف -از فارس و ترک و اردو و کشورهای اروپایی و حتّی از آمریکا- افرادی بلند میشوند می‌آیند آنجا؛ این [کار] را چه‌کسی کرد؟ این خشت اوّل و اصلیِ این کار را همان کسانی گذاشتند که درواقع جانشان را برای زیارت قبر اباعبدالله (علیه‌السّلام) فدا کردند. این بچّه‌های شما هم همین‌جور؛ اگر چنانچه این فرزندان عزیز شما، شهدای عزیز شما، این کسانی که رفتند آنجا مجاهدت کردند نبودند، دشمن تا نزدیکی قبر مطهّر حضرت اباعبدالله، چند کیلومتری کربلا، جلو آمده بود؛ با خمپاره‌ی کوتاه‌بُرد -خمپاره‌ی ۶۰- کربلا را میزدند؛ این‌قدر نزدیک آمده بودند! به کاظمین نزدیک بودند، به زینبیّه نزدیک بودند، در واقع [آنجا را] محاصره کرده بودند. این جوانهای شما رفتند در خلال هزاران نفرِ دیگر، رفتند این بلا را از سرِ اسلام و مسلمین در واقع رفع کردند؛ کار بزرگی که این جوانهای شما انجام دادند، این است. و این برای خدا بوده؛ وَالّا ما که کسی را تشویق نکردیم [برود]؛ مثل دوره‌ی جنگ که تشویق میکردیم و امام دستور میدادند و مارش عملیّات میزدند؛ این خبرها نبود، امّا درعین‌حال این جوانها با شوق، با التماس، با علاقه‌مندی، بلند شدند رفتند؛ این اخلاص است دیگر؛ این اخلاص را خدای متعال برکت میدهد. ان‌شاءالله در آینده‌ی نه‌چندان دوری، برکات اینها را دنیای اسلام خواهد دید.

 

البتّه برای شماها -چه پدر، چه مادر، چه همسر، چه فرزند، چه برادر و خواهر- سخت است، [این] معلوم است، لکن خب این سختی‌ای است که در مقابلش چشم‌روشنی خدای متعال هست که به صابرین وعده فرموده که «أُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة»؛(۱بقره: 157) خدای متعال بر کسانی که صبر میکنند در این مصائب، درود میفرستد و صلوات میفرستد و رحمت میفرستد؛ این وعده‌ی‌ الهی است، آیه‌ی قرآن است؛ ان‌شاءالله مشمول این الطاف الهی خواهید بود. خداوند ان‌شاءالله ما را هم به این جوانهای شما ملحق کند؛ ما هم دنباله‌ی همانها، در همان راه حرکت کنیم و به همان سرنوشت برسیم. خب یک صلوات دیگر بفرستید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
برچسبها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات